شورش دائمی علیه عقل؛ بیگانگی ترامپیسم با خطاپذیری / ناسازگاری پوپولیسم و فلسفه

دیدگاه ترامپ را می‌توان نوعی خودشیفتگی مبتنی بر تک‌انگاری پوپولیستی دانست که با خطاپذیری بیگانه است. در این نگاه منبع حقیقت شخص اوست و وفاداری به او جای عقلانیت، سازوکار قانونی و پیشرفت نهادی را می‌گیرد. به قول سنکا: «او در شورشی دائمی علیه عقل به سر می‌برد».

 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، هومن هنرمند در سرویس اندیشه ایبنا نوشت؛ کتاب ترامپ و فیلسوفان به‌تازگی توسط نشر خوب راهی بازار کتاب شده است. لارس اسوندسن در این کتاب مطابق معمول مفاهیمی چون تنهایی، کار یا آزادی را بررسی نکرده بلکه به تحلیل ترامپ، ترامپیسم و جنبش ماگا از منظر و نگاه فیلسوفان متعدد پرداخته است. نکته‌ی قابل توجه این است که حتی اگر با نظرگاه بسیاری از فیلسوفان و اندیشمندان بدنام، رادیکال یا محافظه‌کار مثل نیکولا ماکیاولی، ادموند برک، کارل اشمیت و فریدریش هایک نیز به ترامپ و ترامپیسم نگاه شود به تناقض و ضدیت آن‌ها با یکدیگر مواجه می‌شویم. این شاید نشانی از این باشد که همواره فلسفه حتی در بدترین شکل خود از سطح عبور می‌کند و متوجه عمق مسائل می‌شود. عقلانیت در فلسفه رکنی اساسی است که در تقابل با تکانه‌های احساسی قرار می‌گیرد و پوپولیسم هیچ‌گاه با فلسفه سر سازگاری ندارد.

شورش دائمی علیه عقل

این کتاب غیر از توجه به مسائل معاصر جهان و تحلیل آن‌ها از دیدگاه‌های مختلف مزیت دیگری نیز دارد. در این کتاب می‌توانید با خلاصه‌ای از اندیشه‌های چهل فیلسوف بزرگ آشنا شوید و با مقایسه نظریات هر یک از آن‌ها جهان‌بینی و رویکرد خود در فلسفه را واکاوی کنید. اگر به طیف محافظه‌کار، لیبرال یا اندیشه‌ی مارکسیستی تعلق خاطر دارید، در این کتاب به هر یک از این اندیشه‌ها پرداخته شده است. شما می‌توانید تحلیل فیلسوف مورد علاقه خود درباره پدیده‌ی ترامپ که مسئله‌ای مورد بحث و امروزی است به‌نظاره بنشینید.

در کتاب می‌خوانید «ترامپ نه محافظه‌کار است چراکه به سنت‌ها و نهادها احترام نمی‌گذارد و نه لیبرال، چون قواعد گفت‌وگوی مدنی را نادیده می‌گیرد». آن‌چه ترامپ در سیاست انجام می‌دهد برانگیختن احساساتی چون ترس، نفرت و خشم است. او در واقع محافظه‌کار نیست چون به گذشته‌ی پیش از خود و تغییرات تدریجی و اصلاحی باور ندارد. او خود را یگانه نجات‌بخش امریکا می‌داند که قرار است عظمت را به آن بازگرداند. سنت محافظه‌کار بر احتیاط و تعقل، و احترام به نهادها تأکید دارد.

درحالی‌که به تعبیر لارس اسوندسن آن‌چه ترامپ می‌خواهد «بیشتر از سنتی محافظه‌کارانه، یادآور انقلاب فرهنگی چین در دوران مائو است. در هر دو نمونه هدف نوعی بازسازی کامل جامعه است». هم در اندیشه‌ی محافظه‌کار و هم در اندیشه‌ی لیبرال قانون اساسی و نهادهای حکومت ارکان اساسی‌ای هستند که قدرت رییس جمهور را محدود می‌کنند. ترامپ با کوشش در جهت فرار از قانون، حمله به نهاد دادگستری، حمله به رسانه‌ها و مخالفتش با نخبگان آن‌ چیزی را مورد هجوم قرار می‌دهد که دمکراسی‌های لیبرال را سال‌ها پیش برده است.

در واقع اگر از نظرگاه جان رالز به لیبرال دمکراسی نگاه کنیم نوعی ناتوانی در برقراری عدالت و گفت‌وگوی عقلانی در لیبرال دموکراسی‌ها موجب پدید آمدن جریان‌های پوپولیستی‌ای چون ترامپیسم شده است. یا با نگاه به اندیشه‌ی ریچارد رورتی با جدا شدن نخبگان از بدنه‌ی جامعه و تحلیل مسائل با تئوری‌های پیچیده، میانجی‌های قدرت حذف شدند و جنبش ماگا رشد کرد که خواستار بازگشت مجدد عظمتی نوستالژیک از گذشته بود. به تعبیر رورتی «هرگاه سیاست از آینده فاصله بگیرد و به گذشته‌ای اسطوره‌ای پناه ببرد، یعنی امید در حال نابودی است.»

در خوانشی دیگر از سیاست ترامپ، سیاست او حتی در اندیشه‌ی لیبرال‌های کلاسیکی چون آدام اسمیت یا فریدریش هایک نیز جای ندارد. احترام به قانون و اجازه دادن به رشد اقتصاد و اندیشه‌ها در بازار آزاد و بدون مداخله در اندیشه‌ی هایک در ضدیت با اندیشه‌ی ترامپ قرار دارد. آن‌چنان که اسوندسن می‌نویسد «ترامپیسم برخلاف منطق هایک در نظم خودانگیخته، به فرایندهای آزاد اجازه‌ی عمل مستقل نمی‌دهد و تلاش می‌کند آن‌ها را به صورت مستقیم و متمرکز کنترل کند.

در اقتصاد این رویکرد به این باور منجر می‌شود که تجارت، صنعت و رشد اقتصادی نباید از طریق سازوکارهای خودتنظیم بازار، بلکه از طریق مذاکره‌ی شخصی، فشار سیاسی و امتیازدهی کنترل شوند». هم‌چنین برخلاف خوانش اشتباه رایج از آدام اسمیت «از نظر اسمیت، عدالت اصل بنیادین و ستون اصلی ساختار جامعه است و درک او از آزادی اقتصادی نیز بر همین بنیان اخلاقی استوار است. ... «دست نامرئی» که اغلب به طرز شگفت‌انگیزی به عنوان توجیهی برای خودخواهی اشتباه فهمیده شده، در نگاه اسمیت تصویری است از اینکه چگونه منافع شخصی، زمانی که با اخلاق و قانون مهار شود، می‌تواند به خیر عمومی بینجامد».

در نهایت دیدگاه ترامپ را می‌توان نوعی خودشیفتگی مبتنی بر تک‌انگاری پوپولیستی دانست که با خطاپذیری بیگانه است. در این نگاه منبع حقیقت شخص اوست و وفاداری به او جای عقلانیت، سازوکار قانونی و پیشرفت نهادی را می‌گیرد. به قول سنکا: «او در شورشی دائمی علیه عقل به سر می‌برد».

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2244927

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 0 =

آخرین اخبار