ننه دلاورهای ایرانی که می دانند چگونه از بدبختی های جنگ سود ببرند

در ایرانِ امروز، با ننه دلاورهایی مواجه هستیم که اگرچه هم‌چون او ، فرزندی را در جنگ از دست نداده‌اند، اما می‌دانند چگونه از بدبختی‌های جنگ سود ببرند...دقیقا در این دقیقه است که این پرسش که: «قهرمان جنگ نوشت جنگ نازیباست، ولی چرا بازماندگان گفتند قهرمانی او زیباست؟!» پاسخی انضمامی می‌یابد و روایت‌های حماسی و ایدئولوژیک جنگ رمزگشایی و کدشکنی می‌شوند، رازهای درون‌پرده برون می‌افتند، و جن و انس از اسرار درون جنگ‌طلبان جنگ‌گریز (جنگ‌طلبانی که از هنر «از جنگ گفتن» و «در جنگ نشدن»، بهره‌ای وافی و کافی برده‌اند) آگاه می‌گردند.

گروه اندیشه: دکتر محمدرضا تاجیک، نظریه‌پرداز و استاد دانشگاه، در یادداشتی که برای انتشار در اختیار انصاف نیوز قرار داده به ننه دلاورهای برتولت برشت در ایرانِ امروز می پردازد که هرچند، هم‌چون او، فرزندی را در جنگ از دست نداده‌اند، اما می‌دانند چگونه از بدبختی‌های جنگ سود ببرند. این یادداشت را در ادامه می خوانید:

****

یک

شاید نمایشنامه‌ی «ننه دلاور و فرزندان او» اثر برتولت برشت را دیده یا خوانده باشید. داستان نمایشنامه در مورد جنگ‌های سی‌ساله است که در قرن هفدهم (۱۶۴۷-۱۶۱۸) در بخش‌های مختلف اروپا اتفاق افتاد. اختلافات مذهبی در مسیحیت بهانه‌ی این جنگ‌ها، اما منفعت‌جویی‌ها و قدرت‌طلبی سران کشورهای مرکزی و شمالی اروپا علت اصلی آن بود.

صحنه‌های مختلف در مکان‌ها و زمان‌های متفاوت اتفاق می‌افتند. پرده‌ی اول در یکی از مناطق مرکزی سوئد با حضور اکسل اوکسن‌خرنا که مهم‌ترین دستیار بزرگ‌ترین شاه سوئد، کارل گوستاو آدولف دوم، بود، برای جمع‌آوری سپاه آغاز می‌شود. آن‎ها، ازجمله کسانی بودند که موازنه‌ی قدرت در اروپا را تغییر دادند و شاه سوئد خود یکی از قربانیان جنگ‌های سی‌ساله گشت و در نبرد لوتسن کشته شد.

اما شخصیت اصلی نمایشنامه‌ی ننه دلاور، آنا فیرلینگ است و برشت با ترسیم زندگی او در کشورها و زمان‌های مختلف تماشاگر را با صحنه‌های عادی جنگ آشنا می‌کند.

تمام معیشت ننه دلاور وابسته به جنگ است. او سه فرزند خود را در جنگ از دست می‌دهد و از این نظر غمگین است، در عین حال، به‌خوبی می‌داند که چگونه از بدبختی‌های جنگ سود ببرد. حرص و طمع ننه دلاور و دشمنی او با صلح فرزندانش را به کشتن می‌دهد. برشت بیننده را در برابر این پرسش بی‌پاسخ می‌گذارد که چگونه می‌توان در یک دنیای جنگ‌زده و پر از قتل، کشتار، خشونت و پلیدی زندگی خوبی داشت؟

دو

در ایرانِ امروز، با ننه دلاورهایی مواجه هستیم که اگرچه هم‌چون او، فرزندی را در جنگ از دست نداده‌اند، اما می‌دانند چگونه از بدبختی‌های جنگ سود ببرند. از منظر این ننه دلاورهای ایرانی، اگرچه آغاز یک جنگ در اراده‌ی جنگ‌سالاران است، اما بی‌تردید، ادامه‌ی آن موضوع میل و اراده‌ی بی‌پایان آنان است.

اگر جنگ‌سالاران بر این عقیده‌اند که «جنگ ادامه‌ی سیاست است با ابزار دیگر»، اینان بر این نظرند که «منفعت همان جنگ و سیاست است، به بیان دیگر». در نزد این عده، روایتِ اصلی جنگ یعنی «جنگ جهنم است»، باژگونه و بدیل به «جنگ بهشت است» گردیده است.

از این‌رو، دیگر هزاران واقعه هم‌چون کشتار کودکان معصوم و ویرانی یک کهن‌بوم عزیز، آنان را نمی‌آزارد، و به‌رغم نمایش‌های کلامی خشونت‌پرهیز، از دیدن آن ویرانه‌ها و فلاکت‌ها و نکبت‌ها و مصیبت‌های ناشی از جنگ، در مدح و ستایش آن می‌شوند، و از جنگ دروازه‌ای رو به تمدن، صراطی برای پاک‌کردن زمین از ناپاکی‌ها، مسیری به نام آغشته و روی به‌سوی شهر و باغ و آبادی، گزینه‌ای حکمت‌آلود و متضمن عزت و مصلحت و امنیت، … می‌سازند و می‌پردازند، تا در دشت بی‌فرسنگ این بازنمایی مخملین و حماسی، بذر منفعت خویش بکارند.

دقیقا در این دقیقه است که این پرسش که: «قهرمان جنگ نوشت جنگ نازیباست، ولی چرا بازماندگان گفتند قهرمانی او زیباست؟!» پاسخی انضمامی می‌یابد و روایت‌های حماسی و ایدئولوژیک جنگ رمزگشایی و کدشکنی می‌شوند، رازهای درون‌پرده برون می‌افتند، و جن و انس از اسرار درون جنگ‌طلبانِ جنگ‌گریز (جنگ‌طلبانی که از هنر «از جنگ گفتن» و «در جنگ نشدن»، بهره‌ای وافی و کافی برده‌اند) آگاه می‌گردند.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2257781

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین