فروزان آصف نخعی: در نشست «از نظریههای انقلاب تا تئوریهای جنبشهای اجتماعی» دکتر محمد بابایی به جنبشهای نسل Z و ظهور الگوی جدید کنشگری اجتماعی پرداخت. در این نشست که پیش از آن ابوالفضل دلاوری، محمدسالار کسرایی و مهدی زیبائی تازهترین دیدگاهها و یافتههای خود را درباره تحولات نظری حوزه انقلاب و جنبشهای اجتماعی و مهمترین آثار علمی مطرح در این باره مطرح کرده بودند، محمد بابایی دیدگاه های خود را در باره کنشگری خیابانی نسل Z به بحث گذاشت.
جنبشهای نسل Z؛ پدیدهای نوظهور در جنوب جهانی
محمد بابایی با توجه به رخداد جنبش های نسل Z در دهه ابتدایی قرن بیست و یک گفت: به طور مشخص از سال های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ جنبش هایی توسط نسل Z در نزدیک به ۲۰ کشور رخ داد. البته یکی دو نمونه نیز در کشورهای اروپایی جنبش نسل Z مشاهده شده است. این پدیده به عنوان یک پدیده جدید، به سرعت مورد توجه پژوهشگران قرار گرفت به ویژه زمانی که مطالعات گسترده ای بر روی آن تحت عنوان جنبشهای اجتماعی و حتی جنبشهای انقلابی نام برده شده است.
این استاد دانشگاه گفت: اندیشمندان با توجه به گستردگی حرکت های نسل های جدید روی این جنبش ها و ماهیت آن ها و این که چه نیروهایی به آن ها شکل می دهند حساس شدند. اندیشمندان به این موضوع دست یافتند که این نیروها در برخی ابعاد ناشناخته اند اما در عین حال اثرگذار نیز هستند. خیلی راحت به میدان آمده و کنشگری می کنند، هرچند کنشگری سنتی دارند، ولی کنشگری آنان دارای ابعاد جدیدی نیز هست.
بابایی افزود: حرکت نسل Z دارای ویژگی های جدیدی نیز هست برای مثال آنان به تعبیر دکتر کسراییان، غیرقابل پیش بینی هستند و در لحظه می توانند اقدام کنند. همانگونه که آقای دکتر کسرایی نیز اشاره کردند، این نسل غیرقابل پیشبینی است و میتواند در کوتاهترین زمان ممکن تصمیم بگیرد و وارد عمل شود.
معرفی نسل Z
بابایی در ادامه نسل Z را معرفی کرد و گفت: عموما از سال ۱۹۹۷ به بعد تا ۲۰۱۵ را نسل Z می نامند. اما چرا می گویند نسل Z؟ این موضوع برمی گردد به این که قبل از نسل Z یک نسل X بوده و کتاب generation X۱۹۹۱ به آن اشاره و تلاش کرده بگوید نسل Z دارای چه ویژگی هایی است. X در آن جا دارای مفهومی ناشناخته بود. اما برای نامگذاری نسل جدید، نویسنده های جدید به دلیل نامگذاری نسل های سابق به نام X، و Y ، نام نسل Z را نامگذاری کردند. به این معنا که بعد از Y هم نسل Z قرار دارد.
بسترهای شناخت نسل Z
بابایی در ادامه به معرفی بسترهایی که نسل Z در آن رشد کرده اند پرداخت. او گفت: برای شناخت این نسل باید شرایط سیاسی و اقتصادی آنان را درک کنیم. در شرایط سیاسی، در اغلب کشورهایی که نسل Z جنبشی عمل کرده اند، مشاهده می کنیم که وضعیت سیاسی دچار پسروی شده اند. برای مثال دولت هایی وجود دارند که با اصلاحات قانون اساسی، عرصه آزادی ها را بسته اند. به لحاظ اقتصادی نیز در کشورهایی چون نپال، توگو، فیلیپین جنبش های نسل Z عموما متولدین سالهای ۱۹۹۷ تا حدود ۲۰۱۵ شرکت داشته اند. به لحاظ سیاسی مشروعیت نهادهای سیاسی دارای یک روند نزولی به لحاظ محبوبیت بوده اند.
او افزود: به لحاظ شرایط اقتصادی جهانی و منطقه ای نیز نسل Z مشاهده می کرد که در کشورش با تبیض های ناشی از نابرابری ها شدید اقتصادی مواجه است. پس تحولات سیاسی، اقتصادی، منطقه ای و جهانی، منتهی به چنین جنبش هایی شده که بن و پایه همه این ها تحولات فناوری بود. دکتر دلاوری به درستی از آن به عنوان انقلاب دیجیتال نام بردند. ویژگی انقلاب دیجیتال دسترسی به بسترهایی بود که نسل Z به راحتی می توانستند توسط آن بازنمایی و خودبیانگری و درعین مطالبات شان را نیز مطرح بکنند.
بابایی در ادامه به دیجیتال بومی به عنوان ابزار اصلی و موتور محرک این نسل اشاره کرد و گفت: از این نسل به نام Digital native یعنی بومیان دیجیتال نام برده می شود که تعبیر جدیدتر آن زومر است به این واسطه که نسل Z نام دارند، از آنان به زومرهای دیجیتال هم یاد می شود. این فناوری، مهارت های گسترده ای را در اختیار این نسل و زندگی اش قرار داده است. نسل من باید بخواند تا یاد بگیرد. ولی آنان با این این فناوری زندگی می کنند.
بابایی در ادامه تاکید کرد: علاوه بر دستیابی به مهارت دیجیتال توسط نسل Z، این نسل به آگاهی سیاسی مستمر ملی و فراملی هم دست یافته است. به عبارت دیگر در لحظه می توانند با استفاده از این ابزارها ، به یک آگاهی و وجدان جمعی هم دست یابند.
زمینه های منطقه ای و ویژگی ها جنبش های نسل Z
در ادامه بابایی به زمینه های منطقه ای جنبش نسل Z در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین اشاره کرد و گفت: دلیل آن که که نسل Z جنبش های چشم گیری را در کشورهایی مانند نپال و ماداگاسکار رقم زد آن بود که این ها تداوم سلطه نظام های دودمانی مبتنی بر حاکمیت و یا اطرافیان حاکمیت هستند. حاکمیت دودمانی باعث می شد که حس سلطه و نابرابری در نسل Z به شدت تقویت بشود. علاوه بر این ها دارای بیکاری بالا و سرکوب دیجیتال هم بودند. بحث سرکوب دیجیتال در ادامه سرکوب های فیزیکی است. از این رو این نسل به تدریج حسی در حاشیه بودن بهش دست داد. زیرا حس می کند که به طور کلی کنار گذاشته شده و هیچ نقشی در فرآیندها ندارد.
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: نسل Z در حرکت های جمعی خود که تحت عنوان جنبش های نسل Z از آن نام برده شده، دارای ویژگی مهم غیرمتمرکز و بدون رهبر هستند. البته من به مفهومی رسیده ام که نمی توانم به آنان تنها حرکت بدون رهبری بگویم. وقتی جنبش جلیقه زردها را قبل از دوران کوید ۱۹ مطالعه می کردم، متوجه شدم که تنها بحث بی رهبری نیست. (البته باید مستندات قوی تری پیدا بکنم.) من معتقدم این ها به صورت آگاهانه رهبرگریز هم هستند و نمی خواهند رهبر داشته باشند. جنبش جلیقه زردها هر چند متعلق به نسل Z نبود، اما ساختار شکل گیری اش، تقریبا شبیه نسل Z بود. وقتی دولت از آن ها می پرسد شما کی هستید، پاسخ می دهند کارگر و کشاورز هستیم. البته بعد دانشجوها و دانش آموزان هم به آنان پیوستند. دولت از آن ها می پرسید آیا شما نماینده دارید؟ آن ها می گفتند ما نماینده نداریم. دولت می پرسید پس چگونه سازماندهی تان را انجام می دهید؟ می گفتند همینجوری. اگر یادتان باشد، جلیقه زردها هر روز به خیابان می آمدند و کنار خیابان سازماندهی می کردند، شب که می شد برنامه هایشان را برای فردا باهم هماهنگ می کردند. دولت هم نمی دانست برای گفت و گو با این ها، باید با چه کسی صحبت بکند. همین باعث شده بود که روند مصالحه با دولت فرانسه چند ماه به تعویق بیفتد. بعدها آمدند شخصی را نه به عنوان رهبر، بلکه به عنوان نماینده از طرف خودشان معرفی کردند.
نسل Z در بنگلادش
این استاد دانشگاه در ادامه به انگیزه های نسل Z در بنگلادش برای ورود به خیابان پرداخت. او گفت: دولت بنگلادش لایحه ای به نام اصلاح سهمیه بندی مشاغل دولتی تهیه کرد. بر اساس این لایحه ۳۰ درصد مشاغل دولتی، به فرزندان نظامیان اختصاص داشت. این لایحه جرقه اولیه برای کنشگری بود. شاید این موضوع دغدغه نسل Z هم نباشد ولی با توجه به پس زمینه های ذهنی نسبت به عدالت و نابرابری ها، بر رویش حساسیت پیدا کرده بودند. اعتراضات بنگلادش ۶۳ روز توسط دانشجوها و دانش آموزان به طول انجامید. حکومت خانم شیخ حصینه در نهایت سقوط کرد.
۲۱۶۲۱۶







نظر شما