به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «فرصت ارتباط اهل فرهنگوادب با عالیترین مقام کشور، فرصتی بود که روزگاری وجود داشت اما بهشخصه ندیدهام فراهم آوردن چنین فرصتی برای دیگر مسئولین فرهنگی در هیچکدام از ردههای عالی، میانی و عملیاتی چندان اهمیتی داشته باشد و اهتمامی نسبت به بورزند.» اسماعیل امینی؛ شاعر، طنزپرداز و پژوهشگر این جملات را در گفتوگو با خبرآنلاین در پی یادآوری «جلسات دیدار شاعران با رهبر» میگوید. او که از اواسط دهه ۷۰ با تحصیل در رشته زبان و ادبیات فارسی به طور آکادمیک وارد حوزه شعر شد و تا پایان مقطع دکتری در این رشته پیش رفت، به خاطر دارد که حضورش در جلسات «دیدار شاعران»، به نخستین سالهای برگزاری این رویداد در اواسط دهه ۷۰ برمیگردد. سالهایی که شاعرانی معدود؛ طبق گفته او حداکثر ۳۰ نفر دعوت میشدند و گرد هم روی زمین پوشیده با موکت مینشستند و خبری هم از دستگاه ضبط نبود. برنامه، مجری نداشت و شاعران خود، جلسه را نظم و ترتیب میدادند و تازهترین شعرهایشان را میخواندند. رویداد دیدار شاعران، در گذر زمان گستردهتر شد و با شکلگیری شورایی از متخصصان و پیشکسوتان متغیر برای دعوت از شعراء و همچنین فیلمبرداری و پخش تلویزیونی شکل عمومیتری به خود گرفت.
آنچه از تلویزیون نشان داده میشد تنها بخشی از دیدار شاعران بود
او که علاوه بر شعر در دو حوزه نقد و طنز نیز متخصص است و پژوهش در حوزه طنز را با سالنامه «گلآقا» آغاز کرد، با اشاره به این که «آنچه از تلویزیون نشان داده میشد تنها بخشی از این دیدار بود»، میگوید: «مثلا شما هیچوقت این صحنه را که شاعران پیش از شروع رسمی جلسه، کتابهای تازه منتشرشدهشان را شخصا به ایشان میدادند و علاقهمندانه نظرشان را میپرسیدند، از تلویزیون ندیدهاند. چیزهای دیگری که از تلویزیون ندیدهاید حاصل تفاوت معیارهای شورای دعوت از شعراء با تلویزیون بوده است. این شورا که من نیز یکی، دو دوره در آن عضویت داشتم صرفا از این نظر به بررسی آثار میپرداخت که سطح اشعار از ترازی کیفی پایینتر نباشد و به لحاظ موضوعی دخالتی نمیکرد. درنتیجه، در دایرهای گسترده، اشعاری با انواع موضوعات از انتقادی تا عاشقانه در این جلسات خوانده میشد. در حالی که برخی از این اشعار از تلویزیون پخش نمیشد. تلویزیون حتی تکههایی از بعضی صحبتها را جدا میکرد و روی آنتن نمیفرستاد در حالی که این اشعار خوانده و آن سخنان گفته شده بودند بدون آن که تکلفی وجود داشته باشد. درواقع، آنچه تلویزیون از این جلسات نشان میداد، منتخبی بود که به سلیقه خود پخش میکرد و اصل جلسات بسیار گستردهتر از این حرفها بود.»
امینی که دارای پژوهشهایی ارزشمند در زمینه طنز است مانند «خندمین تر افسانه» (جلوههای طنز در مثنوی معنوی- عنوان کتاب برگرفته از بیتی از مثنوی معنوی)، با اشاره به این که «اما در این میان نکتهای وجود دارد»، ادامه میدهد: «این که روایتهای رسمی از هر موضوعی، به خصوص روایتهای رسمی در صداوسیما، عموما تبدیل به روایتهایی ماورائی، باورناپذیر و دور از دسترس میشوند. این اقدام نادرستی است که شخصیتهای بزرگی چون رسولالله(ص)، آدمیان را به پرهیز از آن توصیه کردهاند. آیه ۱۱۰ سوره کهف جز این چه فرماید که: «قُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرࣱ مِّثۡلُکُمۡ....» بگو جز این نیست که من مانند شما بشری هستم... این را رسولالله میگوید که در حدیث قدسی آمده ذات اقدس الله خطاب به او فرمود: اگر تو نبودی، این جهان را نمیآفریدم... آن وقت ما درست عکسِ چنین آموزههایی با آدمها چه میکنیم؟ دور و دور و دور از دسترسترشان میکنیم.»
از آگاهی نسبت به اهمیت زبان فارسی در حفظ هویت ایرانی تا درخواست گزارش از صاحبنظران
او که از جمله کتابهای تئوریاش میتوان به «فنون شعر بیاموزیم» (آموزش مهارتهای شعر به زبان ساده در ۲۰ گام)، «وزن شعر بیاموزیم» (۲۰ تمرین ساده برای آموختن وزن شعر)، «به زبان فارسی» (روایتهایی از دلبستگی به فرهنگ، ادب و زبان فارسی) و... اشاره کرد با بیان این که «من سالهای بسیاری در این دیدارها، حضور داشته و تقریبا در همه دورهها بودهام»، میافزاید: «درنتیجه میتوانم با اطمینان خاطر این نکته را بگویم که هرگز سخن تکراری از ایشان نشنیدم. برخلاف بسیاری از آدمها، به خصوص متولیان فرهنگی که مصرّند سخنرانی کنند اما کافیست سه، چهار جلسه پشت هم شنونده سخنرانیشان باشید تا همان حرفهایی را که در جلسات قبل از آنها شنیدهاید، با تفاوتی اندک در جملهبندی مجددا بشنوید. ایشان اما ابدا اینطور نبودند.»
امینی که جدا از بررسی جلوههای طنز در مثنوی معنوی، در «لبخند سعدی» درباره طنزآوری در غزلهای این شاعر و سخنسرای بزرگ نوشته است، ادامه میدهد: «ضمن این که ایشان شعرها را با دقت گوش میدادند و گوش دادنِ بادقت را جدی میگرفتند. ویژگی دیگرشان که برای شخص من ارزش بسیار داشت؛ دلبستگیشان به زبان فارسی، اهتمامشان در درستنویسی و نگهبانی از میراث مکتوب و درنهایت آگاهیشان نسبت به اهمیت زبان فارسی در حفظ هویت ملی ایرانی بود. تا جایی که مشخصا خاطرم هست یک بار مستقیما خطاب به یکی از مسئولین عالیرتبه فرهنگی گفتند تکلیف و اختیارات لازم برای انجام این کار را به شما میسپاریم که در این خصوص فکری کنید... تلخ است که جمله بعدیشان این بود که حرفهایی که میزنیم، اینسو و آنسو نصب خواهد شد اما اجرا نخواهد شد و همینطور هم شد. نتیجه این که مشاهده میکنید وضعیت زبان فارسی چه در نظام تعلیم و تربیتمان و چه در رسانههایمان چگونه است.»
این شاعر، طنزپرداز، نویسنده، پژوهشگر، منتقد، مدرس و داور جشنوارههای ادبی میافزاید: «نکتهای که شاید بسیاری از آن بیاطلاع باشند این بود که ایشان در حوزههای گوناگون ازجمله حوزه کاری ما شعراء از صاحبنظران میخواستند که تحلیلشان را از وضعیت و فعالیتهای حوزهشان در بازههای زمانی یکساله، ششماهه، سهماهه و.... در قالب گزارش بنویسند. تا جایی که مطلعم نزدیک به ۱۰، ۱۵ نفر از دستاندرکاران و صاحبنظران حوزه ادبیات به شکل مرتب، در سال شاید دو یا سه بار، از وضعیت تحولات ادبی و آثار منتشرشده حتی به صورت آماری گزارش تهیه میکردند و تحویل ایشان میدادند. بازتاب این گزارشها، به عنوان مثال در سخنرانیهایی که میکردند یا تصمیماتی که میگرفتند به وضوح دیده میشد. این نکتهای است که من به شخصه در مسئول دیگری مشاهده نکردهام.»

انقلاب ما قرار بود الگوی کنترل سازوکار قدرت توسط فرهنگ باشد
اسماعیل امینی در پایان با بیان این که بابت آنچه میگوید متاسف است، گفتوگو را اینگونه به پایان برد:
«متاسفم که این را میگویم اما سیطره سیاست بر همه چیز، ما را به روزی انداخته است که مسئولینمان گمان میکنند غیر از لجبازیهای سیاسی هیچ چیز دیگری اهمیت ندارد. انقلاب ما قرار بود به نوعی الگوی سازوکار قدرت تحت کنترل فرهنگ باشد اما به تدریج به روزگاری رسیدیم که قدرت مایل است فرهنگ را کنترل کند. این که قدرت تمایل داشته باشد فرهنگ را مطیع خود سازد، اصلا اتفاق خوبی نیست و به گمان من باید به هر حال به آن جهت برویم که اهل قدرت و سیاست خود را موظف بدانند که تابع فرهنگ باشند.»
عکس اصلی مطلب از ایرنا
۵۹۲۴۲







نظر شما