۰ نفر
۲۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۰
چگونه آزاده زندگی کنیم؟

بیست‌وششم مرداد، فقط روز بازگشت آزادگان به خاک وطن نیست؛ یادآور نسلی است که حتی پشت میله‌های اردوگاه، آزادیِ درونش را حفظ کرد. امروز که اسارت شکل‌های تازه‌ای پیدا کرده، شاید مهم‌ترین درس آزادگان این باشد: آزادگی پیش از آنکه رهایی از زندان باشد، رهایی از ترس، ناامیدی و وابستگی است.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، بیست و ششم مرداد ۱۳۶۹، برای آزادگان، روزِ شروعِ تازگی نبود؛ بلکه پایانِ ده سالِ صبر بود. اما جالب است بدانید که این پایان، نه با یک توافقِ انسانی، بلکه با یک اشتباهِ راهبردیِ صدام شروع شد و آن اشتباه حمله به کویت بود.

بنابر روایت ابنا، تا وقتی که پایمان به خاک ایران نرسیده بود، هیچ‌کس باور نمی‌کرد که این خبر، راست است. علی هادی‌تبار، آزاده‌ای که هفده ساله اسیر شده بود، سال‌ها بعد وقتی از آخرین شبِ اسارتش می‌گوید، چیزی جز یک حسِ عجیب را به یاد نمی‌آورد: «آن چه بیشتر مشهود بود بُهت و ناباوری بود تا هیجان و شادمانی. در چهره کسی شعف و خوشحالی زیاد از حدی دیده نمی‌شد.»

 او می‌گوید وقتی خبرِ حمله عراق به کویت را از رادیوی بعثی‌ها شنیدند، اول بهت‌زده شدند. دو سال از پایان جنگ گذشته بود و هیچ‌کس انتظار این را نداشت که صدام، یک‌باره سراغ دوستِ قدیمی‌اش برود. اما دقیقاً همان حمله بود که معادلات را بر هم زد. عراق که حالا درگیرِ یک اشغالِ جدید شده بود، چاره‌ای نداشت جز اینکه به تعهداتِ انسانی‌اش در قبالِ اسرای ایرانی عمل کند و بالاخره، پایِ میزِ مذاکره بنشیند. 

 مرداد ۱۳۶۹، صدام که هنوز از آتشِ جنگِ هشت‌ساله خسته نشده بود، به کویت حمله کرد. این تصمیم، برای اسرای ایرانیِ مستقر در اردوگاه‌های بعثی، یک معجزه‌ی ناگهانی بود. چند روز بعد، رادیوی عراق، خبری را پخش کرد که مدتها منتظرش بودند: «موافقت دولت عراق با خواسته‌ی به حق جمهوری اسلامی ایران در خصوص پذیرش قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر و همچنین تبادل اسرا.»

 بر اساسِ اسناد، ستاد رسیدگی به امور آزادگان که فقط چهار روز قبل از این رویداد (۲۲ مرداد) تشکیل شده بود، تبادلِ حدود چهل تا پنجاه هزار آزاده‌ی ایرانی را با همین تعداد اسیرِ عراقی، مدیریت کرد.  اولین گروه، صبحِ روزِ ۲۶ مرداد، از مرزِ خسروی در قصرشیرین، وارد خاک ایران شدند و اولین کارشان، بوسیدنِ خاکِ وطن بود. 

 اما چرا به آنها «آزاده» می‌گویند؟ فقط به خاطرِ اینکه از زندانِ بعث رها شدند؟ خیر. در ادبیاتِ ما، آزاده به کسی می‌گویند که از قیدِ نفس و خواهش‌هایِ نفسانی رها شده باشد.  این دقیقاً همان چیزی است که آنها را در برابرِ شکنجه‌هایِ بعثی‌ها، کتک‌ها و فشارهایِ روانیِ طاقت‌فرسا، مصون می‌کرد. 

 یکی از این آزادگان، حجت‌الاسلام علیدوست، که ده سال در بند بود، روایت می‌کند که چگونه طلبه‌هایِ حاضر در اردوگاه، با تشکیل حلقه‌هایِ فرهنگی و حتی ایجادِ یک «اخبارِ هفتگی» برای انتقالِ اخبارِ ایران، روحیه‌ی اسرا را زنده نگه می‌داشتند.  این یعنی آنها در همان شرایطِ سخت، به فکرِ ساختنِ یک جامعه‌ی کوچکِ منسجم بودند؛ جامعه‌ای که رازِ ماندگاری‌اش، اخلاق و ایمان بود. 

 امروز، بسیاری از ما در نوعی «اسارتِ مدرن» به سر می‌بریم. اسارت در دامِ فضای مجازی، فشارهایِ روانیِ زندگیِ شهری، ناامیدی از آینده یا حتی اسارت در جنگ‌هایِ ترکیبیِ دشمن که می‌خواهند ایمان و امید را از ما بگیرند. اما درسِ آزادگانِ دیروز، این است که «آزادی» از آنِ کسانی است که از قیدِ ترس و وابستگی، رها می‌شوند. آنها در اردوگاه‌هایِ عراق، با رادیوهایِ قاچاقی، اخبارِ جبهه‌ها را دنبال می‌کردند تا امیدشان را از دست ندهند. آنها به جای اینکه منتظرِ یک منجی از بیرون باشند، خودشان برای همدیگر، منجی و امید می‌شدند. آیت‌الله شهید خامنه‌ای درباره‌ی آنها می‌فرمود: «ایستادگی و مقاومت آزادگان، ملت ایران را روسفید و سربلند کرد.» (۱)

امروز، در مواجهه با تحریم‌ها، جنگِ رسانه‌ای و یأس‌افکنیِ دشمن، ما بیش از هر زمانِ دیگری به آن روحیه‌ی «آزادگی» نیاز داریم. روحیه‌ای که در آن، به جای غر زدن، به فکرِ ساختن باشیم؛ به جای انزوا، به فکرِ اتصال و هم افزایی باشیم؛ و به جای ترس از آینده، به تاریخِ پرفرازونشیبِ خودمان افتخار کنیم.

 بیست و ششم مرداد، فقط یک سالروز در تقویم نیست. این روز، نمادِ این حقیقت است که حتی در تاریک‌ترین زندان‌ها، اگر ایمان و اراده باشد، می‌توان «آزاده» زیست و سرانجام، میهن را به انتظارِ بازگشتِ خویش، روسفید کرد. آزادگان، گنجینه‌هایِ ارزشمندی هستند که فرهنگِ صبر و مقاومت را از اردوگاه‌ها به شهرهایِ ما آوردند.  این فرهنگ، کلیدِ گذر از بحران‌هایِ امروزِ ماست. باشد که قدردانِ این سرمایه‌یِ عظیم باشیم.

 ۱. بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ۱۳۷۱/۰۵/۲۶

کد مطلب 2261413

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 15 =