حکمت ۳۹ نهج البلاغه و راه کنترل خشم در محیط کار

مدیریت هیجانات در محیط های پرفشار کاری یکی از چالش های اصلی نیروی انسانی در عصر حاضر است که امیرالمومنین علی علیه السلام در حکمت ۳۹ نهج البلاغه با ارائه یک راهکار عملیاتی، مسیر مهار خشم و حفظ ثبات روانی را ترسیم کرده اند.

مبلغ – سرویس یاد:  در دنیای مدرن که سرعت تغییرات و فشارهای اقتصادی، محیط های کاری را به میدان های مین استرس و تنش تبدیل کرده است، بسیاری از افراد در مواجهه با برخوردهای تند مدیران یا ناهماهنگی همکاران، به سرعت کنترل خود را از دست می دهند. خشم در محیط کار نه تنها بهره وری را به شدت کاهش می دهد، بلکه سلامت روان فرد را نیز به خطر می اندازد. در حالی که کارمندان و مدیران امروزی با انبوهی از مشاوره‌های روانشناسی غربی برای کنترل خشم مواجه هستند، یک گنجینه گرانبها در میراث شیعی وجود دارد که قرن ها پیش، جامع ترین نسخه را برای این معضل پیچیده ارائه داده است. حکمت ۳۹ نهج البلاغه، حقیقتی را بیان می کند که اگر در مناسبات اداری و تعاملات کاری ما جای خود را باز کند، بسیاری از تنش های غیرضروری و آسیب های ناشی از قضاوت های هیجانی برطرف خواهد شد. حضرت علی علیه السلام در این حکمت نورانی می فرمایند: کسی که خشم خود را فرو ببرد در حالی که قدرت انتقام دارد، خداوند قلب او را در روز قیامت از ایمنی و ایمان پر می کند. این جمله کوتاه، نه تنها یک توصیه اخلاقی، بلکه یک استراتژی مدیریتی برای بقا در محیط های پرخاشگر است.

تصور کنید در یک جلسه کاری مهم هستید که یک همکار با بی انصافی تمام، زحمات چندین ماهه شما را زیر سوال می برد یا یک مدیر با لحنی تحقیرآمیز عملکرد شما را به باد انتقاد می گیرد. در چنین لحظاتی، اولین واکنش زیستی بدن انسان، ترشح آدرنالین و آمادگی برای یک تقابل کلامی یا تلافی جویانه است. اما فرمایش امیرالمومنین علیه السلام دقیقا بر نقطه مقابل این واکنش غریزی تاکید دارد. نکته کلیدی در این حکمت، عبارت «قدرت انتقام» است. امام علیه السلام تنها به صبوری دعوت نمی کنند، بلکه صبوری قدرتمندانه را ستایش می کنند. کسی که در محیط کار ضعیف است و از ترس اخراج یا تنبیه سکوت می کند، صابر نیست، بلکه ناچار است. اما کسی که در اوج اقتدار، در حالی که می تواند پاسخ تندی بدهد، در حالی که می تواند با یک نامه اداری جایگاه فرد مقابل را متزلزل کند، خشم خود را فرو می نشاند، این فرد به نوعی از بلوغ ایمانی دست یافته است که در کلام امام، پاداش آن پر شدن قلب از ایمان و ایمنی در قیامت عنوان شده است. این آموزه دقیقا با مفهوم هوش هیجانی در مدیریت مدرن همخوانی دارد، با این تفاوت که رویکرد علوی، به آن قداست و عمق اخروی می بخشد.

برای اینکه این آموزه را در فضای کاری امروزمان پیاده کنیم، باید ابتدا این باور غلط را کنار بگذاریم که خشم ابزار مدیریت است. متاسفانه در فرهنگ کاری ما، گاهی اوقات این تصور اشتباه وجود دارد که مدیر موفق کسی است که با فریاد زدن و ایجاد رعب و وحشت، کارها را پیش می برد. اما اگر به سیره عملی امیرالمومنین در مدیریت حکومت اسلامی نگاه کنیم، می بینیم که ایشان همواره بر نرم خویی و سعه صدر تاکید داشتند. در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی که امروزه به بخشی از محیط کاری ما تبدیل شده است، این خشم خیلی سریع تر و مخرب تر بروز می کند. یک پیام تند در یک گروه کاری یا یک کامنت نامحترمانه زیر یک گزارش، می تواند رابطه سال ها همکاری را در یک لحظه تخریب کند. حکمت ۳۹ به ما یادآوری می کند که نباید به تحریکات محیطی واکنش فوری نشان دهیم. هرگاه در محیط کار دچار فوران خشم شدید، قبل از هر واکنشی، از خود بپرسید که آیا اگر قدرت انتقام نداشتم باز هم همین رفتار را انجام می دادم؟ یا اینکه این پاسخ تند، تنها از روی ضعف است؟ امام علیه السلام با این حکمت، به ما یک تمرین برای تقویت اراده می دهند. قدرت واقعی در کنترل نفس است نه در تسلط بر دیگران.

بسیاری از چهره های موفق در حوزه مدیریت و کارآفرینی، اگرچه شاید مستقیما به این روایات استناد نکنند، اما در سیره عملی خود دقیقا همین مدل رفتار را دارند. مدیرانی که در هنگام بحران ها، وقتی پروژه ها شکست می خورند یا وقتی کارمندان دچار اشتباهات فاحش می شوند، به جای تخریب شخصیت افراد، بر حل مسئله تمرکز می کنند، همان کسانی هستند که قدرت خشم خود را مهار کرده اند. این افراد به جای صرف انرژی برای انتقام یا سرزنش، آن را به سمت اصلاح ساختارها و بهبود فرایندها سوق می دهند. نکته ای که در حکمت ۳۹ نهج البلاغه نهفته است، این است که فرو بردن خشم فقط یک کار انفعالی نیست، بلکه یک مسیر برای رسیدن به امنیت روانی است. کسی که در محیط کار دائم در حال جنگیدن با همکاران است، همیشه در حالت اضطراب به سر می برد. این اضطراب نه تنها کیفیت زندگی فرد را کاهش می دهد، بلکه باعث می شود تا خلاقیت و نوآوری در او بمیرد. امنیت قلبی که امام علیه السلام وعده می دهند، همان آرامشی است که انسان در اوج طوفان های کاری به آن نیاز دارد تا بتواند تصمیمات درست بگیرد.

برای اجرای عملی این حکمت در محیط های اداری ایران، می توان چند گام مشخص طراحی کرد. اول اینکه فرهنگ انتقادپذیری باید جایگزین فرهنگ تلافی شود. وقتی کسی به ما انتقاد می کند، به جای اینکه آن را حمله به شخصیت خود تلقی کنیم و بخواهیم با خشم پاسخ دهیم، باید به دنبال ریشه های آن نقد باشیم. دوم اینکه تکنیک های تاخیر در پاسخ را تمرین کنیم. اگر در محیط کار از دست کسی خشمگین شدید، قانون ده ثانیه یا نوشتن پاسخ و ارسال نکردن آن تا صبح روز بعد، می تواند راهکارهای عملی برای عمل به دستور امام علیه السلام باشد. سوم اینکه باید به یاد داشته باشیم که محیط کار، محل آزمون اخلاق است. همانطور که در زمان های گذشته، جهاد در میدان جنگ آزمون مومنان بود، امروز جهاد در محیط کار و حفظ ایمان در میان فشارها و تنش ها، آزمون اصلی ماست. اینکه بتوانیم در برابر بی احترامی یک مشتری یا کارفرما، با وقار و متانت رفتار کنیم، عین آموزه حکمت ۳۹ است. این رویکرد نه تنها باعث می شود که احترام ما نزد دیگران محفوظ بماند، بلکه باعث می شود تا الگویی برای دیگران باشیم.

در آسیب شناسی محیط های کاری، یکی از بزرگترین مشکلات، رواج غیبت و تخریب جایگاه همکاران است که ریشه در همین خشم های فروخورده ای دارد که به شکل سالم مدیریت نشده اند. وقتی فردی توانایی ابراز خشم خود را به صورت منطقی ندارد و در عین حال قدرت انتقام مستقیم هم در خود نمی بیند، به سمت رفتارهای تخریبی غیرمستقیم می رود. آموزه نهج البلاغه به ما یاد می دهد که راه حل، تخلیه خشم به شیوه های مخرب نیست، بلکه تسلط بر خویشتن است. اگر هر کارمندی در پایان روز کاری خود، فهرستی از تنش هایی که پشت سر گذاشته را مرور کند و ببیند در کدام موارد می توانست پاسخ تندی بدهد اما نداد، به تدریج قدرت روانی او افزایش می یابد. این یک تمرین مستمر است. نباید انتظار داشت که یک شبه به این مقام برسیم که در اوج قدرت، خشم خود را کاملا مهار کنیم. اما تداوم در این کار، همان چیزی است که امام علیه السلام به آن بشارت داده اند. امنیت و ایمانی که در قلب جای می گیرد، بزرگترین پاداشی است که می توان در این دنیا به آن دست یافت، چرا که دیگر هیچ عامل بیرونی نمی تواند آرامش روانی فرد را به راحتی مختل کند.

این حکمت به ما می آموزد که در مدیریت منابع انسانی، به جای تنبیه های سخت گیرانه که بیشتر از سر خشم است، باید به دنبال تربیت افراد باشیم. مدیران باید بدانند که قدرت واقعی آن ها در توانایی شان برای کنترل خشم شان در برابر زیردستان است. اگر یک مدیر بتواند در برابر خطای بزرگ یک کارمند، با حفظ متانت و اقتدار، مسیر اصلاح را نشان دهد، نه تنها آن کارمند را اصلاح کرده، بلکه وفاداری و احترام او را نیز برای همیشه به دست آورده است. این همان سیره علوی است که در آن، مهربانی با زیردستان نه نشانه ضعف، بلکه نشانه قدرت است. ما باید این نگاه را در نظام اداری خود ترویج دهیم. محیط کار نباید میدان جنگ باشد، بلکه باید محیطی برای رشد و تعالی انسانی باشد. حکمت ۳۹ نهج البلاغه، قطب نمایی است که به ما نشان می دهد چگونه می توانیم در دنیای پر از تنش کار، انسانیت خود را حفظ کنیم و به جای تبدیل شدن به آدم های عصبی و مضطرب، به انسان هایی آرام و مطمئن تبدیل شویم که حتی در سخت ترین شرایط، کنترل خود را از دست نمی دهند. این قدرت نه در بازو، بلکه در عمق وجودی است که با ایمان و یاد خدا، صیقل خورده است. امیدواریم که همه ما بتوانیم با بهره گیری از این گنجینه، محیط های کاری خود را به فضایی سرشار از آرامش، احترام و اخلاق تبدیل کنیم.

کد مطلب 2261475

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 2 =