دینداریم، اما مضطرب و بی‌قراریم؛ کجای راه را اشتباه رفته‌ایم؟

نماز می‌خوانیم، دعا می‌کنیم، قرآن می‌خوانیم و از خدا سخن می‌گوییم؛ اما گاهی هنوز گرفتار اضطراب، ترس از آینده و حسرت گذشته‌ایم. چرا دینداری همیشه به آرامش نمی‌رسد؟ شاید مسئله کمبود عبادت نباشد؛ شاید خدا را عبادت می‌کنیم، اما هنوز نتیجه زندگی را به او نمی‌سپاریم. آرامش در منطق قرآن و سیره پیامبر(ص)، به معنای زندگی بدون مشکل نیست؛ یعنی در میان طوفان‌های زندگی، تکیه‌گاهی داشته باشیم که دل را از فروپاشی نجات دهد.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، گاهی آدم، اهل نماز است، دعا می‌خواند، قرآن می‌خواند و حتی برای دیگران از خدا سخن می‌گوید؛ اما خودش درونش پر از اضطراب، دلخوری و ترس است. پس چرا دینداری همیشه به آرامش منتهی نمی‌شود؟ شاید مشکل در «کمبود عبادت» نباشد؛ در این باشد که دین هنوز از زبان به قلب و از ظاهر به سبک زندگی نرسیده است.

بنابر روایت ابنا، پژوهشگر دینی حجت الاسلام و المسلمین محمد حسین امین، به این پرسش پرداخته است که چرا برخی انسان‌ها با وجود دینداری و انجام عبادت‌های مختلف، همچنان آرامش عمیق قلبی را تجربه نمی‌کنند.

دینداری همیشه مساوی با آرامش نیست

ممکن است کسی نماز بخواند، روزه بگیرد، در مجالس دینی شرکت کند و حتی اطلاعات دینی فراوانی داشته باشد؛ اما هنوز دلش درگیر مقایسه، ترس از آینده، نگرانی از قضاوت دیگران و حسرت گذشته باشد. اینجا باید میان «دین‌داری ظاهری» و «ایمانِ آرام‌کننده» تفاوت گذاشت. ایمان زمانی در جان انسان اثر می‌گذارد که خدا فقط موضوع عبادت او نباشد، بلکه تکیه‌گاه او نیز باشد.

قرآن کریم می‌فرماید:
﴿الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾؛
«آنان که ایمان آورده‌اند و دل‌هایشان با یاد خدا آرام می‌گیرد؛ آگاه باشید که تنها با یاد خدا دل‌ها آرام می‌گیرد.»[۱]

نکته ظریف آیه این است که نمی‌گوید هرکس فقط نام خدا را بر زبان آورد، دیگر هیچ نگرانی‌ای نخواهد داشت. در تفاسیر قرآن کریم، «ذکر خدا» تنها گفتن چند ذکر زبانی نیست؛ یاد خدا یعنی انسان خدا، وعده‌های او، قدرت او و حضور او را در زندگی خود جدی بگیرد. در برخی تفاسیر نیز تصریح شده که ذکر حقیقی می‌تواند انسان را به توکل، شکر، پرهیز از گناه و عمل درست برساند.[۲]

گاهی ما خدا را می‌خواهیم، اما کنترل زندگی را رها نمی‌کنیم

یکی از ریشه‌های بی‌قراری این است که انسان از خدا کمک می‌خواهد، اما همچنان می‌خواهد خودش نتیجه همه چیز را تعیین کند. می‌خواهد دعا کند، اما دقیقاً همان اتفاقی بیفتد که خودش طراحی کرده است؛ می‌خواهد توکل کند، اما هیچ احتمالی برای تغییر نقشه‌هایش نمی‌پذیرد. چنین انسانی ممکن است بسیار دعا کند، اما هنوز در درون خود با تقدیر الهی درگیر باشد.

در یکی از دعاهایی که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است، جمله‌ای بسیار زیبا وجود دارد: «وَأَسْأَلُکَ الرِّضَا بِالْقَضَاءِ»؛ «از تو می‌خواهم که به قضای تو راضی باشم.»[۳]  در ادامه همین دعا، از خدا «قلب سلیم» و «ثبات در امر» خواسته می‌شود.

رضا به قضا به معنای دست کشیدن از تلاش نیست؛ معنایش این است که انسان پس از انجام وظیفه، خودش را به نتیجه گره نزند. به بیان دیگر، تو تلاش کن، برنامه‌ریزی کن، دعا کن، مشورت کن؛ اما اگر نتیجه برخلاف خواسته‌ات شد، فرو نریز. پیامبر(ص) نیز در همین دعا از خدا می‌خواهد که اگر زندگی برای او خیر است، زنده بماند و اگر مرگ برای او خیر است، خداوند او را بمیراند.[۳] و این مصداق بارز و کاملی از اوج تکیه کردن به خدا و رضایت دادن به خواسته های اوست.

پیامبر(ص) چگونه در سخت‌ترین روزها آرام می‌ماند؟

زندگی پیامبر(ص) زندگیِ بدون رنج نبود. او طرد شد، تحریم شد، عزیزانش را از دست داد، در جنگ‌ها با تهدید و خطر روبه‌رو شد و بار سنگین هدایت یک جامعه را بر دوش داشت. بنابراین آرامش نبوی به معنای نبودن مشکل نبود؛ آرامش یعنی مشکل، فرمانروای قلب انسان نشود.

قرآن درباره مؤمنانی که با خدا پیوند دارند، از «امن» و هدایت سخن می‌گوید:

﴿الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبِسُوا إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُولَٰئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ﴾؛

«کسانی که ایمان آوردند و ایمان خود را به ظلم نیامیختند، امنیت برای آنان است و آنان هدایت‌یافتگان‌اند.»[۴] این آیه نشان می‌دهد که امنیت درونی، با ایمانی پیوند دارد که از آلودگی و تناقض فاصله گرفته است و در حقیقت، ایمان فقط لقلقه زبان نیست یک مفهوم نهادینه شده در جان انسان است.

در روایت دیگری که در کافی آمده، از دعای پیامبر(ص) پس از نماز نقل شده است: «اللهم إنی أسألک... الثبات فی الأمر... وأسألک یا رب قلباً سلیماً ولساناً صادقاً»؛ «خدایا... از تو ثبات در کار و فهم درست می‌خواهم... و از تو، پروردگارا، قلبی سالم و زبانی راستگو می‌خواهم.»[۵] دقت کنیم که پیامبر(ص) برای آرامش فقط دعا نمی‌کند؛ «ثبات»، «قلب سالم» و «راستگویی» را نیز طلب می‌کند. آرامش نبوی، محصول یک سبک زندگی است، نه یک احساس زودگذر.[۵]

مشکل از جایی شروع می‌شود که عبادت، اضطراب را بیشتر کند!

گاهی انسان دیندار به جای آنکه عبادت را پناهگاه خود قرار دهد، آن را به وسیله‌ای برای سرزنش دائمی خویش تبدیل می‌کند. همیشه می‌ترسد کم گذاشته باشد، همیشه خود را با دیگران مقایسه می‌کند و حتی پس از عبادت هم احساس می‌کند کافی نیست. چنین حالتی با روح تربیت نبوی فاصله دارد.

در منطق قرآن، یاد خدا باید قلب را به سکون برساند؛ و در تفسیر شیعی نیز درباره آیه «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» توضیح داده شده که یاد خدا تنها ذکر زبانی نیست، بلکه یاد قدرت، نعمت، بخشش، عدالت و وعده‌های الهی است؛ چنین شناختی به انسان امید، توکل و آرامش می‌دهد.[۲]

پس اگر عبادت ما را دائماً گرفتار غرور، بدبینی، اضطراب و تحقیر دیگران می‌کند، باید در کیفیت دینداری خود تأمل کنیم. شاید عبادت را انجام می‌دهیم، اما هنوز معنای آن را زندگی نکرده‌ایم. نماز قرار است انسان را به یاد خدا بیاورد؛ روزه قرار است اراده او را تربیت کند؛ دعا قرار است رابطه او با خدا را عمیق‌تر کند. اگر این اعمال از درون تهی شوند، ممکن است شکلشان باقی بماند، اما اثر تربیتی‌شان کم‌رنگ شود.

آرامش پیامبر(ص) از «تکیه بر خدا» می‌آمد، نه از «بی‌مشکلی»

پیامبر(ص) به ما یاد نداد که مؤمن کسی است که هیچ‌وقت غصه نمی‌خورد. او انسانی بود که گریه می‌کرد، اندوهگین می‌شد و در برابر مصیبت‌ها متأثر می‌شد؛ اما غم، او را از خدا جدا نمی‌کرد. این نکته بسیار مهم است: آرامش اسلامی با بی‌احساسی فرق دارد.

انسان آرام ممکن است گریه کند؛ ممکن است نگران شود؛ ممکن است برای آینده برنامه بریزد و حتی از یک اتفاق تلخ دلش بشکند. تفاوتش با انسان بی‌قرار این است که در دل این طوفان، یک تکیه‌گاه دارد. می‌داند همه چیز در اختیار او نیست و همین پذیرش، بخشی از بار سنگین زندگی را از دوش او برمی‌دارد.

در همان دعای نبوی، جمله‌ای بسیار گویاست: «أَنْتَ الْمُقَدِّمُ وَأَنْتَ الْمُؤَخِّرُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ»؛ «تو پیش می‌اندازی و تو به تأخیر می‌اندازی؛ معبودی جز تو نیست.»[۳] این یعنی انسان مؤمن، همه تأخیرها را شکست، همه از دست دادن‌ها را پایان و همه نرسیدن‌ها را بدبختی نمی‌بیند؛ چون باور دارد داستان زندگی فقط به اندازه فهم امروز او نیست.

شاید آرامش، همان چیزی باشد که از خدا کم‌تر خواسته‌ایم

ما معمولاً از خدا چیزهای زیادی می‌خواهیم: موفقیت، سلامتی، پول، ازدواج، فرزند، شغل، پیروزی و گشایش. اما در دعای پیامبر(ص)، درخواست‌هایی مانند قلب سلیم، ثبات، رضایت به قضا، شکر نعمت و صدق زبان نیز دیده می‌شود.[۳][۵]

شاید راز آرامش همین‌جاست: گاهی برای تغییر جهان اطرافمان زیاد دعا می‌کنیم، اما برای تغییر قلب خودمان کمتر. می‌گوییم خدایا این اتفاق بیفتد؛ اما کمتر می‌گوییم خدایا اگر اتفاق دیگری رقم خورد، به من صبری بده که نشکنم. می‌گوییم خدایا مشکل را حل کن؛ اما کمتر می‌گوییم خدایا در دل این مشکل، مرا درست نگه دار.

سیره پیامبر(ص) به ما یاد می‌دهد که ایمان واقعی قرار نیست انسان را از زندگی جدا کند؛ قرار است او را در دل زندگی، محکم‌تر کند. آرامش مؤمن، آرامشِ مرداب نیست؛ آرامشِ کشتی‌ای است که در میان موج‌ها، ناخدای خود را می‌شناسد. ممکن است دریا متلاطم باشد، اما دل او می‌داند به چه کسی تکیه کرده است.

پس اگر کسی با وجود دینداری آرامش ندارد، نباید فوراً به او گفت «ایمانت کم است» یا «بیشتر عبادت کن». شاید باید پرسید: آیا خدا را فقط عبادت می‌کنم، یا واقعاً به او تکیه هم کرده‌ام؟ آیا ذکر را فقط بر زبان دارم، یا در تصمیم‌ها و نگرانی‌هایم نیز به یاد او هستم؟

قرآن وعده داده است: «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ». این آرامش، وعده حذف همه مشکلات نیست؛ وعده پیدا کردن تکیه‌گاهی است که انسان را در میان مشکلات تنها نمی‌گذارد.[۱] و شاید این همان چیزی باشد که سیره پیامبر(ص) بیش از هر موعظه‌ای به ما نشان می‌دهد: آدمِ خدا، لزوماً آدمِ بی‌دغدغه نیست؛ آدمی است که در دل دغدغه‌ها، بی‌پناه نیست.

پاورقی‌ها

[۱] قرآن کریم، سوره رعد، آیه ۲۸: ﴿الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾. برای تفسیر و توضیح معنای آرامش قلب در پرتو ذکر خدا، نک: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه؛ همچنین شرح و تبیین این آیه در منابع تفسیری شیعی.

[۲] برای تبیین مفهوم «ذکر» به معنای فراتر از ذکر زبانی و ارتباط آن با توکل، شکر، امید و پرهیز از گناه، نک: تفسیر نمونه، ذیل آیه ۲۸ سوره رعد؛ همچنین An Enlightening Commentary into the Light of the Holy Qur'an، ج ۸، بخش تفسیر آیه ۲۸ سوره رعد.

[۳] شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، باب ۴۷، حدیث ۹۶۰؛ در این روایت دعای پیامبر(ص) پس از نماز نقل شده و عبارت‌هایی مانند «وَأَسْأَلُکَ الرِّضَا بِالْقَضَاءِ» و درخواست «قلب سلیم» آمده است.

[۴] قرآن کریم، سوره انعام، آیه ۸۲: ﴿الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبِسُوا إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُولَٰئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ﴾. برای توضیح پیوند ایمان، امنیت و هدایت، نک: Lubb al-Lubab، بخش مربوط به ذکر خدا و اطمینان قلب.

[۵] محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، کتاب الدعاء، باب «الدعاء بعد الصلاة»، حدیث ۶. در این روایت، دعای پیامبر(ص) پس از نماز با درخواست «رضا به قضا»، «ثبات در امر» و «قلب سلیم» نقل شده است.

کد مطلب 2260017

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 17 =