هیروشیما، سپس ناگازاکی؛ چرا آمریکا دومین بمب اتمی را به کار برد؟

«مرد چاق» در ساعت ۱۱:۰۲ به وقت محلی و در ارتفاع ۱۶۵۰ پایی منفجر شد. این بمب حدود نیمی از شمار قربانیانی را که بمب اورانیومیِ «پسرک کوچک» سه روز پیش در هیروشیما برجای گذاشته بود، کشت؛ بااین‌حال، قدرت انفجار آن حدود ۲۱ کیلوتن، یعنی ۴۰ درصد بیشتر، برآورد شد. با وجود این، اثر حمله ویرانگر بود: نزدیک به ۴۰ هزار نفر در همان لحظه کشته شدند و یک‌سوم شهر نابود شد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ از زمانی که آمریکا در ۹ اوت ۱۹۴۵ [۱۸ مرداد ۱۳۲۴] دومین بمب اتمی خود را بر شهر ناگازاکی ژاپن انداخت، این پرسش همچنان مطرح بوده است: آیا برای پایان دادن به جنگ جهانی دوم واقعاً به چنین حجم عظیمی از مرگ و ویرانی نیاز بود؟

چند روز پیش از آن، تنها ۱۶ ساعت پس از آن‌که بمب‌افکن آمریکایی بی-۲۹ موسوم به «انولا گی» با انداختن نخستین بمب اتمی، معروف به «پسرک کوچک»، بر شهر هیروشیما جهان را شوکه کرد، کاخ سفید بیانیه‌ای از سوی رئیس‌جمهور، هری اس. ترومن، منتشر کرد.

ترومن علاوه بر این‌که جهان را با برنامه پژوهشی اتمیِ فوق‌محرمانه‌ای به نام «پروژه منهتن» آشنا کرد، تهدید ناشی از تسلیحات هسته‌ای برای ژاپن، یعنی تنها دشمن باقی‌مانده آمریکا در جنگ، را نیز با صراحت بیشتری مطرح کرد. او نوشت اگر ژاپنی‌ها شرایط تسلیم بی‌قیدوشرط را که رهبران متفقین در «اعلامیه پوتسدام» تدوین کرده بودند نپذیرند، «باید منتظر بارانی از ویرانی از آسمان باشند؛ ویرانی‌ای که نمونه‌اش هرگز بر این زمین دیده نشده است.»

اما هم‌زمان با انتشار بیانیه ترومن، حمله اتمی دوم نیز در حال تدارک بود. طبق دستوری که در اواخر ژوئیه توسط ژنرالِ سپهبد لزلی گرووز از سپاه مهندسی ارتش آمریکا، مدیر پروژه منهتن، تهیه شده بود، رئیس‌جمهور مجوز انداختن بمب‌های بیشتر بر شهرهای ژاپنی کوکورا، نیگاتا و ناگازاکی را صادر کرده بود؛ این حملات قرار بود به‌محض مساعد شدن شرایط جوی انجام شوند.

ناگازاکی هدف اصلی نبود


صبح زود ۹ اوت ۱۹۴۵ [۱۸ مرداد ۱۳۲۴]، یک بمب‌افکن بی-۲۹ موسوم به «باکسکار» از جزیره تینین در اقیانوس آرام غربی برخاست. این هواپیما بمب پلوتونیومیِ تقریباً ۱۰ هزار پوندی، معروف به «مرد چاق»، را به سوی کوکورا حمل می‌کرد؛ شهری که زرادخانه بزرگی از ارتش ژاپن در آن قرار داشت. اما از آن‌جا که کوکورا زیر پوشش ابرها پنهان بود، خدمه باکسکار تصمیم گرفتند به هدف دوم، یعنی ناگازاکی، بروند.

«مرد چاق» در ساعت ۱۱:۰۲ به وقت محلی و در ارتفاع ۱۶۵۰ پایی منفجر شد. این بمب حدود نیمی از شمار قربانیانی را که بمب اورانیومیِ «پسرک کوچک» سه روز پیش در هیروشیما برجای گذاشته بود، کشت؛ بااین‌حال، قدرت انفجار آن حدود ۲۱ کیلوتن، یعنی ۴۰ درصد بیشتر، برآورد شد. با وجود این، اثر حمله ویرانگر بود: نزدیک به ۴۰ هزار نفر در همان لحظه کشته شدند و یک‌سوم شهر نابود شد.

ترومن بعدها در خاطراتش نوشت: «این نمایش دوم قدرت بمب اتمی ظاهراً توکیو را دچار وحشت کرد؛ زیرا صبح روز بعد، نخستین نشانه‌ها از آمادگی امپراتوری ژاپن برای تسلیم پدیدار شد.» در ۱۵ اوت [۲۴ مرداد ۱۳۲۴]، امپراتور هیروهیتو تسلیم بی‌قیدوشرط ژاپن را اعلام کرد و به این ترتیب جنگ جهانی دوم پایان یافت.

توجیه رسمی استفاده از بمب اتم: نجات جان آمریکایی‌ها


به گفته ترومن و دیگر اعضای دولت او، هدف از استفاده از بمب اتمی، کوتاه کردن جنگ در اقیانوس آرام، جلوگیری از حمله زمینی آمریکا به ژاپن و نجات جان صدها هزار سرباز آمریکایی بود.

در اوایل سال ۱۹۴۷، هنگامی که از هنری استیمسون، وزیر جنگ آمریکا، خواسته شد به انتقادهای فزاینده درباره استفاده از بمب اتم پاسخ دهد، او در مجله هارپرز نوشت که تا ژوئیه ۱۹۴۵ هیچ نشانه‌ای از «کاهش عزم ژاپنی‌ها برای جنگیدن، به‌ جای پذیرفتن تسلیم بی‌قیدوشرط» وجود نداشت. در همین حال، آمریکا قصد داشت محاصره دریایی و هوایی ژاپن را تشدید کند، بمباران‌های راهبردی را افزایش دهد و در ماه نوامبر به جزیره اصلی ژاپن حمله کند.

استیمسون نوشت: «ما برآورد کرده بودیم که اگر مجبور شویم این طرح را تا پایان اجرا کنیم، نبردهای اصلی دست‌کم تا اواخر سال ۱۹۴۶ پایان نخواهد یافت. به من گفته شده بود که انتظار می‌رود چنین عملیات‌هایی تنها برای نیروهای آمریکایی بیش از یک میلیون کشته و زخمی بر جای بگذارد.»

دلیل دیگر؟ جلب توجه اتحاد جماهیر شوروی


با وجود استدلال‌های استیمسون و دیگران، تاریخ‌نگاران مدت‌هاست درباره این موضوع بحث می‌کنند که آیا آمریکا اساساً در استفاده از بمب اتمی علیه ژاپن محق بود یا نه؛ چه رسد به این‌که دو بار از آن استفاده کند.

چندین مقام نظامی و غیرنظامی علناً گفته‌اند که بمباران‌ها از نظر نظامی ضروری نبودند. به گفته جیمز اف. بایرنز، وزیر امور خارجه آمریکا، رهبران ژاپن حتی پیش از بمباران هیروشیما می‌دانستند که شکست خورده‌اند و برای بررسی امکان میانجی‌گری شوروی در مذاکرات صلح، با اتحاد جماهیر شوروی تماس گرفته بودند. حتی ژنرال مشهور و جنگ‌طلب، کرتیس لِمِی، نیز در سپتامبر ۱۹۴۵ به خبرنگاران گفت: «بمب اتمی اصلاً هیچ نقشی در پایان جنگ نداشت.»

چنین اظهاراتی باعث شده است تاریخ‌نگارانی مانند گار آلپروویتز، نویسنده کتاب «تصمیم برای استفاده از بمب اتمی»، مطرح کنند که هدف واقعی بمب اتمی، به دست آوردن برتری در برابر اتحاد جماهیر شوروی بوده است. براساس این دیدگاه، آمریکا بمب پلوتونیومی را بر ناگازاکی انداخت تا قدرت زرادخانه هسته‌ای خود را به‌روشنی نشان دهد و برتری کشورش را در سلسله‌مراتب قدرت جهانی تثبیت کند.

برخی دیگر معتقدند هر دو حمله صرفاً نوعی آزمایش بودند؛ آزمایشی برای سنجش عملکرد دو نوع سلاح اتمی که پروژه منهتن ساخته بود. دریاسالار ویلیام «بول» هالسی، فرمانده ناوگان سوم نیروی دریایی آمریکا، در سال ۱۹۴۶ ادعا کرد که نخستین بمب اتمی «آزمایشی غیرضروری» بود: «دانشمندان این اسباب‌بازی را داشتند و می‌خواستند آن را امتحان کنند، بنابراین آن را انداختند.»

آیا برای وادار کردن ژاپن به تسلیم، حمله هسته‌ای دوم ضروری بود؟ شاید جهان هرگز پاسخ این پرسش را نداند. اما ترومن ظاهراً هرگز در باور خود مبنی بر موجه بودن این حملات تردید نکرد؛ هرچند یک روز پس از بمباران ناگازاکی، استفاده از بمب‌های بعدی را بدون دستور صریح خود ممنوع کرد.

رئیس‌جمهور سی‌وسوم آمریکا بعدها در نامه‌ای به خواهرش، مری، نوشت: «این تصمیمی هولناک بود؛ اما من آن را گرفتم. برای نجات جان ۲۵۰ هزار پسر آمریکایی این تصمیم را گرفتم و اگر در شرایطی مشابه قرار می‌گرفتم، دوباره همین کار را می‌کردم.»

منبع: history.com

۲۵۹

کد مطلب 2252445

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 5 =