نبرد الگوریتم‌ها میان واشنگتن و پکن/ هوش مصنوعی دیپلمات‌های انسان را بازنشسته می‌کند؟/ الگوریتم ها جای ارتش‌ها را در دیپلماسی گرفتند؟

هوش مصنوعی جایگزین دیپلماسی انسانی نخواهد شد، بلکه بر اهمیت و کارآمدی آن خواهد افزود. در عصرِ هوشِ قدرتمندِ غیرانسانی، نقش دیپلمات‌های انسانی به عنوان برقرارکننده ارتباط، مذاکره‌کننده و پاسدار ارزش‌های انسانی، بسیار حیاتی‌تر از هر زمان دیگری می‌شود. وظیفه ما این است که اطمینان حاصل کنیم که این ابزار جدید و قدرتمند، با هدایت خرد جمعی ما، همچنان محکم در دستان‌مان باقی می‌ماند.

گروه اندیشه: بهجت عباسی، در صفحه اندیشه روزنامه اعتماد، مقاله ای نوشته در باره نسبت هوش مصنوعی و انسان، و این که آیا هوش مصنوعی جایگزین دیپلماسی انسانی خواهد شد؟ او برای پاسخ به این سوال این موضوع را در حوزه های هوش مصنوعی و واقعیت ژئوپلیتیک، هوش مصنوعی به عنوان موضوعی در دستور کار دیپلماسی، کارکرد هوش مصنوعی در حوزه دیپلماسی، پیامدهای سیاسی استفاده از هوش مصنوعی، راهبردهای ملی در حوزه هوش مصنوعی مورد بررسی قرار می دهد. او در مجموع در مطلب حاضر به بررسی پدیده «دیپلماسی هوش مصنوعی» به مثابه فصل جدیدی از حکمرانی جهانی و بازتعریف موازنه قدرت می‌پردازد. امروزه داده‌ها و توان پردازشی به مؤلفه‌های اصلی قدرت ملی—در کنار قلمرو و ارتش—تبدیل شده‌اند و رقابت بر سر تسلط بر هوش مصنوعی (به‌ویژه میان آمریکا و چین)، چالش‌های امنیتی و نبردهای کاربرد دوگانه نوین پدید آورده است. در این راستا، جامعه بین‌الملل با تدوین چارچوب‌های هنجاری (مانند راهنمای اخلاق یونسکو) و راهبردهای ملی، در تلاش برای دستیابی به زبانی مشترک و کنترل مخاطرات سایبری، اخلاقی و شغلی این فناوری است. از سوی دیگر، هوش مصنوعی با تبدیل‌شدن به ابزاری برای تحلیل داده‌های کلان، توان دیپلمات‌ها را ارتقا می‌دهد؛ هرچند هنر مذاکره و تصمیم‌گیری نهایی همچنان متکی بر خرد انسانی باقی می‌ماند. در نهایت، توانایی تعامل، مدیریت و هدایت هوش مصنوعی، تعیین‌کننده اصلی جایگاه کشورها در نظم نوین بین‌المللی خواهد بود.این مطلب را در ادامه می خوانید:  

****

 دیپلماسی هوشواره‌ای یا دیپلماسی هوش مصنوعی به چگونگی مدیریت روابط بین‌المللی کشورها در حوزه هوش مصنوعی اشاره دارد. دیپلماسی هوش مصنوعی طیف کاملی از فعالیت‌هایی را شامل می‌شود که ملت‌ها برای پرداختن به چالش‌ها و فرصت‌های ناشی از هوش مصنوعی به کار می‌برند. 

با این حال، وقتی درباره هوش مصنوعی و دیپلماسی بحث می‌کنیم، صرفا درباره یک فناوری جدید صحبت نمی‌کنیم. ما درباره فصل بعدی روایت طولانی و پیچیده‌ای از چگونگی اداره خود، برقراری ارتباط و مدیریت قدرت توسط بشر صحبت می‌کنیم. هوش مصنوعی، موضوعی برای دیپلماسی، ابزاری برای دیپلماسی و نیرویی است که به خودی خود در حال تغییر فضای ژئوپلیتیک است.

ما برای درک این عرصه جدید به درک سه موضوع نیاز داریم: 

-  هوش مصنوعی چگونه روند دیپلماسی را تغییر می‌دهد؟
- هوش مصنوعی چگونه بر توازن قدرت در جهان تاثیر می‌گذارد؟
- محتوای مذاکرات ما درباره هوش مصنوعی باید چگونه باشد؟ 

هوش مصنوعی و واقعیت ژئوپلیتیک

قرن‌ها، قدرت با مفاهیمی همچون قلمرو، ارتش و قدرت اقتصادی تعریف می‌شد. امروزه، یک عنصر جدید بسیار مهم نیز به آن افزوده شده است: داده‌ها و اطلاعاتی که برای پردازش آن استفاده می‌شود. جایگاه یک ملت به‌طور فزاینده‌ای به توانایی‌های آن در حوزه فناوری گره خورده و یک نقشه ژئوپلیتیکی جدید و پیچیده ایجاد کرده است. 

ما این واقعیت را به وضوح در رقابت راهبردی بین ایالات متحده و چین می‌بینیم که اغلب به عنوان «رقابت برای تسلط بر هوش مصنوعی» توصیف می‌شود. اما این چیزی بیش از یک رقابت عادی و یک تغییر عمیق در ساختارهای قدرت است. چالش دیپلماسی این است که این شکل جدید قدرت کمتر ملموس است، اما با سرعتی باورنکردنی در حرکت است. یک دستاورد تجاری تحول‌آفرین در یک آزمایشگاه می‌تواند بلافاصله پیامدهای نظامی و امنیتی داشته باشد. این معضلِ «کاربرد دوگانه» از دیرباز یکی از مسائل کلاسیک دیپلماسی بوده، اما سرعت تحول آن امروز بی‌سابقه است. این امر مستلزم گفت‌وگوی مداوم برای حفظ ثبات و جلوگیری از محاسبات اشتباه است.

هوش مصنوعی به عنوان موضوعی در دستور کار دیپلماسی

اگر تحول ژئوپلیتیکی ناشی از ظهور هوش مصنوعی، فضای جدیدی را ایجاد کرده، آنگاه باید درباره این موضوع صحبت کنیم که ما چگونه آن را شکل دهیم. اکنون دیپلمات‌ها ماموریت دارند بر سر مدیریت هوش مصنوعی، اجماعی جهانی ایجاد کنند. این، هسته اصلی دیپلماسی هوش مصنوعی است .در واقع، آنچه امروز جامعه بین‌المللی در پی آن است‌، دستیابی به زبانی مشترک برای گفت‌وگو درباره اخلاق، ایمنی و امنیت هوش مصنوعی است. نخستین دستاوردهای این تلاش جهانی هم‌اکنون قابل مشاهده است. 

دستور راهنمای سازمان یونسکو درباره اخلاق هوش مصنوعی که به تصویب ۱۹۳ کشور عضو رسیده است، چارچوبی هنجاری و جهانی را برای توسعه و استفاده مسوولانه از هوش مصنوعی فراهم می‌کند و مجموعه‌ای از اصول مشترک را در اختیار دولت‌ها، سازمان‌های بین‌المللی و سایر ذی‌نفعان قرار می‌دهد.

 افزون بر این، ابتکارهایی همچون مشارکت جهانی در حوزه هوش مصنوعی، بستری برای همکاری میان متخصصان، پژوهشگران، سیاستگذاران و صنعت فراهم کرده‌ تا این اصول را از سطح مفاهیم نظری به سیاست‌ها، استانداردها و اقدامات عملی تبدیل کنند.

حتی در شرایطی که رقابت‌های ژئوپلیتیکی میان قدرت‌های بزرگ به اوج خود می‌رسد، گفت‌وگو و تعامل همچنان ضرورتی اجتناب‌ناپذیر باقی می‌ماند. مذاکرات ایالات متحده و چین در سال ۲۰۲۴ درباره مدیریت مخاطرات هوش مصنوعی، نمونه‌ای روشن از این واقعیت است که در مواجهه با فناوری‌ای قدرتمند، پیچیده و تا حدی غیرقابل پیش‌بینی مانند هوش مصنوعی، ارتباط و رایزنی میان قدرت‌های بزرگ نه یک انتخاب سیاسی، بلکه ضرورتی راهبردی برای حفظ ثبات و امنیت بین‌المللی است. این گفت‌وگوها نشان می‌دهد که حتی کشورهایی که در حوزه فناوری و ژئوپلیتیک با یکدیگر رقابت می‌کنند، در برابر مخاطرات مشترک هوش مصنوعی ناگزیر باید همکاری کرده و سازوکارهای اعتمادساز ایجاد کنند.

در حقیقت، جامعه جهانی در حال شکل دادن به «قواعد راه» برای عصر هوش مصنوعی است؛ قواعدی که همانند چارچوب‌های بین‌المللی ایجاد شده در گذشته برای حوزه‌هایی مانند مخابرات، هوانوردی و انرژی هسته‌ای، هدف آنها تضمین استفاده ایمن، مسوولانه و صلح‌آمیز از فناوری‌های نوظهور است. همان‌گونه که نسل‌های پیشین توانستند از طریق توافق‌های بین‌المللی، استانداردهای مشترک و نهادهای تخصصی، حکمرانی موثری بر فناوری‌های راهبردی قرن بیستم ایجاد کنند، امروز نیز تدوین قواعد جهانی برای توسعه و کاربرد هوش مصنوعی یکی از مهم‌ترین الزامات حکمرانی بین‌المللی در قرن بیست‌ویکم به شمار می‌آید.

کارکرد هوش مصنوعی در حوزه دیپلماسی

هوش مصنوعی اکنون به بخشی از مجموعه ابزارهای دیپلمات‌ها نیز تبدیل شده است. داده، ارز جدید روابط بین‌الملل به شمار می‌آید و هوش مصنوعی موتور محرکه‌ای است که توان پردازش این داده‌ها را دارد.

هدف از این تحول، جایگزین کردن دیپلمات‌ها نیست، بلکه تقویت توانمندی‌های انسانی آنهاست. ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند حجم عظیمی از متون را برای شناسایی روندها تحلیل کنند، از تحلیل‌های حقوقی پشتیبانی کنند و حتی ارتباطات را در میان موانع زبانی تسهیل کنند. در نتیجه، یک دیپلمات می‌تواند از اطلاعات دقیق‌تر و جامع‌تر برخوردار باشد و وظایف خود را با کارآمدی بیشتری انجام دهد.

با این حال ما همچنان باید بر ابزارهای خود مسلط بمانیم. هنر ظریف مذاکره و اعتمادسازی اینها همچنان فعالیت‌هایی عمیقا انسانی هستند. هوش مصنوعی می‌تواند زمینه را برای اتخاذ تصمیم فراهم کند، اما خردِ لازم برای گرفتن آن تصمیم باید از سوی انسان باشد.

پیامدهای سیاسی استفاده از هوش مصنوعی

تبعات استفاده از هوش مصنوعی در سیاست مستلزم توجه دقیق به حوزه‌های مختلفی مانند اقتصاد، امنیت، حریم خصوصی و اصول اخلاقی است. در شرایطی که هوش مصنوعی وعده رشد اقتصادی از طریق افزایش کارآمدی را می‌دهد، خودکارسازی همچنین اختلالات مهمی را نیز به همراه می‌آورد که شامل چالش در بازار کار و نگرانی‌ها درباره جایگزینی‌های شغلی است. دیدگاه درباره تبعات هوش مصنوعی در اشتغال متفاوت است: در حالی که برخی نگران بیکاری گسترده به دلیل خودکارسازی هستند برخی دیگر بر این باورند که هوش مصنوعی می‌تواند فرصت‌های شغلی جدیدی را پدید آورد که فرصت‌های از دست رفته را جبران می‌کند. 

هوش مصنوعی همچنین نگرانی‌هایی را در مورد ایمنی، امنیت و حریم خصوصی ایجاد می‌کند. سیستم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی مانند وسایل نقلیه خودران باید طوری طراحی شوند که با خیال راحت بتوانند موقعیت‌های پیش‌بینی نشده را مدیریت کنند و خطرات امنیت سایبری مرتبط با فناوری‌های هوش مصنوعی مورد توجه قرار گیرند. با توجه به اینکه سیستم‌های هوش مصنوعی اغلب به مجموعه داده‌های عظیمی نیاز دارند که می‌تواند شامل اطلاعات شخصی حساس باشد، حفظ حریم خصوصی و حفاظت از داده‌ها به ویژه اهمیت دارد. بسیار مهم است که توسعه‌دهندگان تضمین‌های حریم خصوصی و یکپارچگی داده‌ها را در برنامه‌های هوش مصنوعی در نظر بگیرند.

راهبردهای ملی در حوزه هوش مصنوعی

هنگامی که یک فناوری جدید و قدرتمند ظهور می‌کند، کشورها با یک انتخاب بنیادین مواجه می‌شوند: آیا باید صرفا به پیامدهای آن واکنش نشان دهند یا اینکه به‌ صورت پیشدستانه مسیر توسعه و تاثیرگذاری آن را شکل دهند؟ در مورد هوش مصنوعی، اکنون شاهد یک روند جهانی آشکار به سوی رویکرد دوم هستیم؛ یعنی تلاش کشورها برای آنکه نه‌تنها خود را با تحولات ناشی از این فناوری سازگار کنند، بلکه در تعیین مسیر آینده آن نیز نقش فعال داشته باشند.

در سراسر جهان، دولت‌ها در حال تدوین و اجرای راهبردهای ملی هوش مصنوعی هستند. این اقدامات صرفا یک فعالیت سیاستگذاری در حوزه فناوری یا برنامه‌ریزی اقتصادی نیست، بلکه شکلی نوین از کشورداری و حکمرانی راهبردی به شمار می‌آید. هر راهبرد ملی، در واقع بیانیه‌ای از اهداف و اولویت‌های یک کشور است و پاسخی به پرسش‌های اساسی درباره چگونگی بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای دستیابی به رشد اقتصادی، افزایش رفاه اجتماعی، ارتقای توانمندی‌های علمی و حفاظت از امنیت ملی ارایه می‌دهد.

مطالعه این راهبردها نشان می‌دهد که کشورها رویکردهای متفاوتی نسبت به هوش مصنوعی اتخاذ کرده‌اند؛ رویکردهایی که بازتاب‌دهنده ظرفیت‌های اقتصادی، ساختارهای سیاسی، ارزش‌های اجتماعی و اهداف ژئوپلیتیکی آنهاست.

برای نمونه برخی کشورها راهبردهایی مبتنی بر جاه‌طلبی فناورانه و دستیابی به رهبری جهانی طراحی کرده‌اند. یکی از برجسته‌ترین نمونه‌ها، برنامه هوش مصنوعی چین در سال ۲۰۱۷ است که هدف آن تبدیل چین به یکی از رهبران جهانی در حوزه هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۰ اعلام شده است. این برنامه بر توسعه یک صنعت داخلی قدرتمند در زمینه هوش مصنوعی، افزایش سرمایه‌گذاری در پژوهش و نوآوری و تقویت جایگاه چین در رقابت جهانی فناوری تاکید دارد. چنین رویکردی نشان‌دهنده پیوند مستقیم میان توسعه هوش مصنوعی، قدرت اقتصادی و جایگاه ژئوپلیتیکی کشورها در نظام بین‌الملل است.

در مقابل، برخی کشورها تمرکز بیشتری بر حکمرانی، آمادگی ملی و ایجاد ساختارهای جدید مدیریتی دارند. اقدامات این کشورها نشان‌دهنده درکی عمیق از این واقعیت است که بهره‌برداری موثر از هوش مصنوعی تنها به توسعه فناوری محدود نمی‌شود، بلکه نیازمند ایجاد ساختارهای جدید در داخل دولت، اصلاح نظام تصمیم‌گیری، آموزش نیروی انسانی و آماده‌سازی کل جامعه برای مواجهه با تحول فناورانه است.

کشورهایی مانند کانادا، فرانسه، آلمان و موریس نیز از جمله پیشگامانی بودند که در مراحل اولیه، رویکردهای ملی خود را در حوزه هوش مصنوعی رسمیت بخشیدند. هر یک از این کشورها، راهبردهای خود را بر اساس اولویت‌های ملی، ظرفیت‌های علمی و اقتصادی، نگرانی‌های اخلاقی و دیدگاه خاص خود نسبت به آینده فناوری طراحی کرده‌اند. برای مثال، برخی کشورها بر نوآوری و رقابت‌پذیری اقتصادی تاکید بیشتری دارند، در حالی که برخی دیگر حفاظت از حقوق شهروندان، شفافیت الگوریتمی و توسعه مسوولانه هوش مصنوعی را در اولویت قرار داده‌اند.

راهبردهای ملی هوش مصنوعی در حقیقت بیانگر سیاست‌ها، نگرش‌ها و اولویت‌های کشورها در قبال یکی از مهم‌ترین فناوری‌های قرن بیست‌ویکم هستند. این اسناد امکان مقایسه رویکردهای مختلف، شناسایی نقاط اختلاف و در نهایت یافتن زمینه‌های مشترک برای ایجاد چارچوب‌های جهانی با هدف مدیریت هوش مصنوعی را فراهم می‌کنند.

در نهایت، آینده هوش مصنوعی تنها در آزمایشگاه‌ها و شرکت‌های فناوری تعیین نخواهد شد، بلکه در عرصه سیاستگذاری، دیپلماسی و همکاری‌های بین‌المللی نیز شکل خواهد گرفت. راهبردهای ملی هوش مصنوعی، نه‌تنها برنامه‌هایی برای توسعه فناوری، بلکه ابزارهایی برای تعریف جایگاه کشورها در نظم جهانی جدید هستند؛ نظمی که در آن توانایی مدیریت و هدایت هوش مصنوعی به یکی از مولفه‌های اصلی قدرت ملی تبدیل خواهد شد.

هوش مصنوعی جایگزین دیپلماسی انسانی نخواهد شد، بلکه بر اهمیت و کارآمدی آن خواهد افزود. در عصرِ هوشِ قدرتمندِ غیرانسانی، نقش دیپلمات‌های انسانی به عنوان برقرارکننده ارتباط، مذاکره‌کننده و پاسدار ارزش‌های انسانی، بسیار حیاتی‌تر از هر زمان دیگری می‌شود. وظیفه ما این است که اطمینان حاصل کنیم که این ابزار جدید و قدرتمند، با هدایت خرد جمعی ما، همچنان محکم در دستان‌مان باقی می‌ماند.

منبع:

https: //www.diplomacy.edu/topics/ai-and-diplomacy/#: ~: text=AI%۲۰diplomacy%۲۰refers%۲۰to%۲۰how,and%۲۰opportunities%۲۰posed%۲۰by%۲۰AI

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2250551

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 7 =