مبلغ – سرویس زن مسلمان: در روزگاری که مفهوم عفاف گاه به یک واژه کمرمق و صرفا شعاری تقلیل داده میشود، بازگشت به چهرههایی که قرآن آنان را به عنوان الگو معرفی کرده، یک ضرورت فرهنگی و تربیتی است. حضرت مریم سلاماللهعلیها از برجستهترین این چهرههاست؛ بانویی که قرآن نه فقط از ولادت شگفتآور فرزندش سخن گفته، بلکه پیش از آن، شخصیت روحی، معنوی و اخلاقی او را با دقتی ویژه ترسیم کرده است. در فضای رسانهای امروز که گاه زن موفق را تنها در قالب شهرت، دیده شدن یا رقابتهای بیرونی معنا میکنند، بازخوانی سیمای مریم عذرا سلاماللهعلیها میتواند نگاه ما را از ظاهر به باطن، از هیاهو به حقیقت، و از نمایش به معنا بازگرداند.
قرآن کریم در معرفی حضرت مریم سلاماللهعلیها از تعبیرهایی استفاده میکند که نشان میدهد با یک شخصیت عادی روبهرو نیستیم. در سوره آلعمران آمده است که خداوند او را برگزید و پاکیزه ساخت و بر زنان جهانیان برتری داد. همین نحوه سخن گفتن، از همان آغاز جایگاه خاص مریم را روشن میکند. در ادبیات قرآنی، برگزیدگی تنها یک امتیاز ظاهری نیست؛ برگزیده شدن در منطق وحی، حاصل ظرفیت روحی، طهارت درونی و آمادگی برای حمل یک رسالت سنگین است. مریم سلاماللهعلیها در این منظومه، بانویی است که از دوران کودکی در محیط عبادت، ذکر و مراقبت معنوی رشد میکند و همین تربیت الهی، او را برای آزمونهای بزرگ آماده میسازد.
یکی از مهمترین ابعاد شخصیت حضرت مریم سلاماللهعلیها، عفاف اوست؛ اما باید دقت کرد که عفاف در منطق قرآن، تنها به معنای یک رفتار ظاهری یا یک حد از پوشش نیست. عفاف در نگاه قرآنی، یک ساختار شخصیتی است. یعنی انسان در نگاه، سخن، معاشرت، نیت، انتخاب و حتی در نوع مواجهه با بحرانها، اهل صیانت از حریم الهی باشد. درباره حضرت مریم سلاماللهعلیها، قرآن از تعبیر احصنت فرجها استفاده میکند؛ تعبیری که اوج پاسداری از پاکی، کرامت و حدود الهی را میرساند. این صیانت، محصول ترس منفعلانه از جامعه نیست، بلکه نتیجه یک معرفت عمیق و یک خودآگاهی ایمانی است. او میداند که بنده خداست و همین نسبت، به او شخصیت و مرز میدهد.
اتفاقا یکی از مشکلات دنیای امروز این است که عفاف را گاهی فقط در چارچوب محدودیت تعریف میکنند، در حالی که در الگوی مریم سلاماللهعلیها، عفاف پیش از آنکه محدودیت باشد، قدرت است. کسی که خود را ارزان در معرض قضاوتها، نگاهها و امواج بیثبات فرهنگی قرار نمیدهد، در حقیقت از یک استحکام درونی برخوردار است. امروز در شبکههای اجتماعی، نمایش دائمی زندگی خصوصی، عواطف شخصی و حتی شکستهای درونی، برای برخی به یک عادت بدل شده است. در چنین فضایی، مریم سلاماللهعلیها به ما میآموزد که شخصیت انسان، در میزان صیانت او از حریم خویش نیز معنا میشود. این درس، تنها برای دختران جوان نیست؛ برای خانوادهها، مربیان و حتی فعالان فرهنگی نیز مهم است که بدانند کرامت انسانی با مرزبانی از حیا پیوندی جدی دارد.
بخش مهم دیگری از سیمای حضرت مریم سلاماللهعلیها در قرآن، نسبت عفاف با عبادت است. قرآن او را فقط بانویی پاکدامن معرفی نمیکند، بلکه از او به عنوان انسانی اهل قنوت، سجده و رکوع یاد میکند. این نکته بسیار مهم است؛ زیرا گاهی در فضای تربیتی، تلاش میشود عفاف به صورت توصیهای مستقل و جدا از ریشههای ایمانی عرضه شود. نتیجه این کار هم آن است که عفاف، به یک بسته دستوری خشک تبدیل میشود که در برابر موج شبههها و جذابیتهای بیرونی تاب نمیآورد. اما در الگوی قرآنی، عفاف بر شاخه ایمان میروید. کسی که با خدا انس دارد، در خلوت عبادت خود را میسازد، و در برابر نگاه پروردگار، مراقب جان و تن خویش است، راحتتر میتواند در میدانهای سخت، پاک بماند.
حضرت مریم سلاماللهعلیها فقط الگوی طهارت در شرایط عادی نیست؛ او در میدان امتحان نیز نمونه استقامت است. شاید یکی از تکاندهندهترین صحنههای زندگی او، لحظهای باشد که باید با نوزادی در آغوش، به میان مردم بازگردد؛ مردمی که آماده قضاوتاند، زبان به تهمت میگشایند و گذشته پاک او را نادیده میگیرند. اگر بخواهیم این صحنه را با ادبیات امروز بازسازی کنیم، میتوان گفت مریم سلاماللهعلیها در معرض سنگینترین فشار افکار عمومی قرار گرفت؛ چیزی شبیه به طوفان قضاوت در فضای مجازی، با این تفاوت که آنجا نه امکان توضیح فوری بود، نه شبکه حمایتی، نه تریبون دفاع. با این حال، او از هم نپاشید. این همان استقامت ایمانی است؛ آرامشی که از تکیه بر خدا برمیخیزد، نه از تایید مردم.
امروز بسیاری از نوجوانان و جوانان، بیش از آنکه از سختی کار یا درس خسته شوند، از فشار مقایسه و قضاوت فرسوده میشوند. کافی است یک اشتباه، یک شایعه یا حتی یک سوءبرداشت در فضای اجتماعی یا مجازی شکل بگیرد تا شخصیت فرد زیر بار داوری دیگران خم شود. در چنین شرایطی، حضرت مریم سلاماللهعلیها به عنوان یک الگوی زنده، یادآور این حقیقت است که همیشه حق با صدای بلند همراه نیست. گاهی انسان باید مسیر درست را با صبر، سکوت هوشمندانه و اعتماد به تدبیر الهی طی کند. این سکوت، سکوت ضعف نیست؛ سکوتی است که پشت آن یقین وجود دارد.
از سوی دیگر، قرآن در روایت زندگی حضرت مریم سلاماللهعلیها، رابطه زیبایی میان زن بودن و مسئولیت الهی ترسیم میکند. در برخی روایتهای فرهنگی معاصر، زن دیندار یا زن عفیف، شخصیتی منفعل و گوشهنشین تصویر میشود؛ گویی هرچه از حضور معنوی و اجتماعی زن کاسته شود، به الگوی دینی نزدیکتر است. اما حضرت مریم سلاماللهعلیها این تصویر نادرست را به هم میریزد. او در اوج حیا، حضوری الهی و اثرگذار دارد. حامل یک مأموریت بزرگ تاریخی میشود و در متن یکی از مهمترین رخدادهای تاریخ ادیان قرار میگیرد. این یعنی زن در منطق قرآن، میتواند هم اهل عفاف باشد، هم اهل معنا، هم محور یک واقعه بزرگ تمدنی.
در اینجا یک نکته تربیتی مهم هم وجود دارد. حضرت مریم سلاماللهعلیها یکشبه به این قله نرسید. قرآن از نذر مادرش، از تربیت ویژه او و از حضورش در محیط بندگی سخن میگوید. این پیام برای خانوادههای امروز بسیار تعیینکننده است. اگر جامعه میخواهد دخترانی باهویت، آرام، مقاوم و پاکسرشت داشته باشد، باید از کودکی برای ساختن جان آنان سرمایهگذاری کند. تربیت دینی با انباشت توصیههای لفظی شکل نمیگیرد؛ با محیط سالم، الگوی قابل احترام، محبت، توضیح حکیمانه و تجربه زیسته بندگی شکل میگیرد. کودکی که فقط امر و نهی بشنود اما زیبایی ایمان را نبیند، دشوارتر میتواند در نوجوانی و جوانی از ارزشهای خود پاسداری کند.
حضرت مریم سلاماللهعلیها برای مادران نیز پیامهای روشنی دارد. او نشان میدهد که زن میتواند در اوج لطافت، استوار باشد؛ در اوج حیا، فعال باشد؛ و در اوج فشار، پیوند خود با خدا را حفظ کند. امروز بسیاری از مادران نگرانند که چگونه در فضای آشفته رسانهای، فرزندانی باحیا و مقاوم تربیت کنند. پاسخ این پرسش را نمیتوان فقط در فهرستی از ممنوعیتها جستوجو کرد. الگوی مریم سلاماللهعلیها به ما یاد میدهد که باید پیش از کنترل بیرون، درون را تقویت کرد. دختر و پسر ما اگر مزه کرامت را بچشند، اگر رابطه با خدا برایشان واقعی و شیرین شود، اگر خانه را محل امنیت عاطفی و گفتوگوی محترمانه ببینند، در برابر امواج آلوده، ایستادگی بیشتری خواهند داشت.
بازخوانی شخصیت حضرت مریم سلاماللهعلیها برای فضای فرهنگی امروز از این جهت هم مهم است که او الگویی فرادینی و فراتاریخی است. نام او در میان مسلمانان با احترام یاد میشود و در میان پیروان دیگر ادیان آسمانی نیز جایگاهی ممتاز دارد. این ظرفیت میتواند در گفتوگوهای فرهنگی و رسانهای معاصر نیز الهامبخش باشد. در دورانی که جهان از بحران خانواده، فروپاشی روابط عاطفی، فرسایش معنویت و بحران هویت رنج میبرد، معرفی چهرهای مانند مریم سلاماللهعلیها میتواند یادآور این باشد که زن در منطق الهی، نه ابزار مصرف است و نه سوژه نمایش؛ او میتواند حامل نور، آرامش، معنا و امید باشد.
اگر امروز درباره عفاف سخن میگوییم، باید از سطح شعار فراتر برویم و آن را در نسبت با ایمان، عبادت، شخصیت، مقاومت و کرامت انسانی توضیح دهیم؛ همان منظومهای که در سیمای حضرت مریم سلاماللهعلیها به روشنی دیده میشود. او تنها یک نام مقدس در تاریخ نیست، بلکه یک راه روشن برای انسان معاصر است؛ انسانی که میان هیاهوی تصویرها، فشار قضاوتها و بحران هویت، بیش از همیشه به الگوهایی نیاز دارد که هم آسمانی باشند و هم برای زندگی امروز سخن داشته باشند.







نظر شما