ناو هواپیمابر برایمان آزادی‌ورفاه نمی‌آورد / روشنفکران استعمار، امپریالیسم، قدرت، و سیاست رسانه‌ای را نمی بینند؟ / عقل سرد را بر عواطف داغ غالب کنیم

آنچه در میانه این مثلث به آن نیاز داریم نقد چندسویه است. نخست، نقد جمهوری اسلامی به دلیل ناکارآمدیش در سه سطح حکمرانی. اما این نقد به معنای رضایت به هر گزینه بدیل و هر راهی برای برانداختن این نظام سیاسی نیست. نقد دوم به مناسبات بین‌المللی است. اگر فکر کنیم سرنوشت غزه و سوریه و ونزوئلا از ما دور است، زیادی خودمان را متمایز فرض کرده‌ایم. و نقد سوم نقد اپوزیسیون افراط‌گرایی است که حاضر است آش را با جایش دور بیندازد، اگر قرار باشد کاسه‌ای از آش به دستش نرسد.

گروه اندیشه: مطلب حاضر نوشته دکتر حسین شیخ رضایی عضو هیات علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، دارای چندین اثر در حوزه فلسفه و اخلاق، در باره وضعیت حاضر است. او نقد سه سویه ای را ابتدا در باره جمهوری اسلامی ایران مطرح می کند، سپس به بررسی قدرت های بین المللی و فقدان توجه روشنفکران به سابقه سرتاسر ضد حقوق بشری آن می نشیند و در نهایت با نگارش فاخری اپوزیسیون را نقد می کند. این یادداشت را می خوانید:

۵۷‌ای نباشیم!

آنان که برچسب ۵۷‌ای را ساختند (به معنای هر کسی که به هر دلیلی مخالف پهلوی بود و در انقلاب شرکت کرد و مستحق شماتت بود) و روشنفکران را محکوم کردند که چرا در سال ۵۷ با توده مردم ۵۷‌ای همنوا شدند و علیه پهلوی شوریدند، امروز از ما می‌خواهند ۵۷‌ای باشیم. می‌خواهند کسی ساز مخالف نزند، از دموکراسی و آزادی سخن نگوید و صفوف متحد را در سر دادن شعار مترقی "جاوید شاه!" بر هم نزند. می‌خواهند تمام بحث‌ها بماند برای بعد از "براندازی".

نقد چندسویه!
وخامت اوضاع داخل، پیچیدگی مناسبات بین‌الملل، گفتار اپوزیسیون و فشارهای رسانه‌ای ممکن است ما را سوق دهد به سمت اینکه از بین سه راس مثلث، فقط توجه خود را به یکی معطوف کنیم، فقط یکی را نقد کنیم، و فعلا چشمانمان را روی دو تای دیگر ببندیم. این سه راس عبارت‌اند از: جمهوری اسلامی، قدرت‌های بین‌المللی، و اپوزیسیون. اول ببینیم این راس‌ها چه هستند.

راس اول: جمهوری اسلامی

در راس اول، آشکار است که جمهوری اسلامی در سه سطح اداره امور جاری، سطح گفتمانی، و سطح امنیت شکست خورده است. ناتوانی جمهوری اسلامی در تامین اولیات زندگی آشکار است و نیاز به شرح ندارد.

ذخیره گفتمانی این نظام نیز به شکلی چشمگیر فرسوده شده است. امروزه بازگشت به اسلام ناب، شیعه‌گری، ترویج ادبیات مداحی، غرب‌ستیزی، تبلیغ محور مقاومت، ایده تهاجم فرهنگی، و حتی روکش ایران‌گرایی که هر کدام روزگاری بخشی از ذخیره گفتمانی نظام مستقر بود، شاید در مجموع برای ده درصد از جمعیت کشور قانع‌کننده باشد. این به معنای شکست گفتمانی است.

در سطح امنیت و حفاظت از جان شهروندان هم اتفاقات دی ۱۴۰۴ نقطه‌عطف مهمی است که نشان می‌دهد اگر "لازم باشد" ممکن است جان‌های زیادی گرفته شود. این البته به‌معنای نادیده گرفتن پیچیدگی‌های این حوادث و صرف‌نظر کردن از نقش عوامل احتمالا آشوب‌زای دیگر نیست، اما نکته مهم این است که نظم مستقر قانونا مسئول برقراری امنیت و وارد نشدن در فاز سرکوب جمعی و توده‌ای است.

ناکارآمدی جمهوری اسلامی در این سه سطح، شاید ما را به این سمت سوق دهد که آن را "شر مطلق" بدانیم و "براندازی" آن را به هر قیمتی و توسط هر کسی مجاز بشماریم و چشم را بر انواع ضعف‌ها در دو راس دیگر این مثلث ببندیم.

راس دوم: قدرت‌های بین‌المللی

آنچه در فضای روشنفکری ایران در دهه‌های اخیر غالب بوده، البته با اقرار به وجود استثناهایی در جناح چپ، خوشبینی به نظم بین‌الملل بوده است. هم بین روشنفکران لیبرال و مدافع غرب و هم بین اصلاح‌طلبان درون نظام، گویی فرض نانوشته و مورداجماع این بوده که "مشکل از ما است". اگر ما خود را با ملاک‌های حقوق‌بشری و تمدنی جدید منطبق کنیم، جهان در مجموع جایی عادلانه است که می‌شود در آن "گفت‌وگوی تمدن‌ها" کرد. در این جوّ غالب، مفاهیمی مانند استعمار، تعارض‌های ژئوپولتیک، امپریالیسم، هژمونی، سیاست قدرت، جنگ‌های نیابتی، سیاست رسانه‌ای و ... کمتر به کار رفته و کمتر روشنفکران را به خود مشغول کرده است.

جنگ اسرائیل علیه غزه بعد از اتفاقات ۷ اکتبر، روی کار آمدن ترامپ در دور دوم و به سخره گرفتن بسیاری از دستاوردهای فکری و تمدنی غرب، حمله نظامی اسرائیل به ایران، حمله به ونزوئلا برای تصاحب نفت، منازعات بر سر گرینلند و ده‌ها مورد مشابه نشان داد که این انگاره که مشکل "فقط" از ما است، و اگر ما خوب باشیم دنیا کاری با ما ندارد، تا چه حد نادرست است. پیچیدگی اوضاع نشان می‌دهد که فضای فکری ما چقدر نیازمند این است که مفهوم "استعمار" را در انواع و اقسام قدیم و جدیدش جدی‌تر بگیرد و به نقش رسانه‌های اجتماعی در شکل دادن به جنگ‌های شناختی در خدمت اهداف استعماری توجه کند.

ندیده گرفتن مناسبات مبتنی بر قدرت عریان در سطح بین‌الملل می‌تواند منجر به این شود که توییت‌های "کمک در راه است" را زیادی جدی و خیرخواهانه بگیریم، و تصور کنیم قرار است همای سعادت از روی ناو هواپیمابر به پرواز درآید و مستقیم روی شانه‌های ما فرود آید. قرار است برایمان ارزانی و رونق و آزادی بیاورند و بعد هم کلید را دو دستی تقدیممان کنند که خودمان بقیه امور را تمشیت کنیم. دقت کنیم که حتی میان سرفصل‌های اعلام‌شده برای مذاکره نیز نامی از مردم و حقوق بشر نیست، صحبت از برنامه اتمی است. ترامپ حتی در کارزارهای داخلی‌اش هم از این مفاهیم استفاده نکرده که حالا بخواهد برای بقیه خرجش کند.

راس سوم: اپوزیسیون

از بین طیف متنوع اپوزیسیون داخل و خارج کشور، در اینجا بر گروه سلطنت‌طلب سابق که اکنون به پادشاهی‌خواه ری‌برند کرده تمرکز می‌کنم‌. فقر گفتمانی جمهوری اسلامی دقیقا و کاملا در گفتمان این گروه بازتاب یافته، با این تفاوت که تنها جای دو قطب آن عوض شده است. اگر در نظام فعلی دیگری‌سازی علیه هر آن کسی به کار می‌رود که در ایدئولوژی اسلامی "خودی" نیست، در گفتمان رقیب هر آن کسی که به چیزی کمتر از سرسپردگی کامل به شخص "شاه" اقرار کند دیگری و مطرود خواهد بود.

اکنون مواضع به اندازه کافی روشن است. حتی اگر شخص رضا پهلوی نیز بارقه‌ای از دگرپذیری از خود نشان دهد، جوانان صادراتی داخل که اکنون دور او را گرفته و حلقه واسط او با اسرائیل و ‌... شده‌اند و دفترچه اضطرار از دست‌پخت‌های فکری آنان است، به اندازه کافی افراطی‌گری و تمایل به فاشیسم را از خود نشان داده‌اند. ندیدن این نشانه‌های خطرناک وقتی هنوز کسی در قدرت نیست، عین بی‌خردی است.

بار دیگر نقد چندسویه

آنچه در میانه این مثلث به آن نیاز داریم نقد چندسویه است. نخست، نقد جمهوری اسلامی به دلیل ناکارآمدیش در سه سطح حکمرانی. اما این نقد به معنای رضایت به هر گزینه بدیل و هر راهی برای برانداختن این نظام سیاسی نیست. نقد دوم به مناسبات بین‌المللی است. اگر فکر کنیم سرنوشت غزه و سوریه و ونزوئلا از ما دور است، زیادی خودمان را متمایز فرض کرده‌ایم. و نقد سوم نقد اپوزیسیون افراط‌گرایی است که حاضر است آش را با جایش دور بیندازد، اگر قرار باشد کاسه‌ای از آش به دستش نرسد.

قرار نیست از چاله به چاه بیفتیم، و برای این کار لازم است بتوانیم عقل سرد را بر عواطف داغ غالب کنیم و خود را در نسبت با این سه راس جایابی کنیم، نه فقط در نسبت با یکی.

 منبع: کانال خوب زیستن

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2175210

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین