درباره گارد جاویدان ایران، نیروی نخبه‌ دنیای باستان

روایت جاویدان‌های ایرانی نشان می‌دهد که چگونه گزینش دقیق، سلاح‌های گوناگون و دشوارترین مأموریت‌های پادشاه، ۱۰٬۰۰۰ سرباز را به افسانه‌ای نظامی در دنیای باستان بدل ساخت.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، گارد جاویدان ایران یکی از مشهورترین یگان‌های نظامی دنیای باستان بود که به بزرگی، انضباط و پیوند نزدیکش با پادشاه ایران شناخته می‌شد. هرودوت، مورخ یونانی، از ۱۰٬۰۰۰ سرباز پیاده گزینش‌شده توصیف کرده که شمار صفوف آنان هرگز کاسته نمی‌شد، زیرا هر کشته‌ای بلافاصله جایگزین می‌شد. همین نظام بود که نام ماندگارشان را به آنان بخشید. شهرت نخبه‌بودن آنان نه بر شکست‌ناپذیری، بلکه بر گزینش دقیق، توانِ ثابت، سلاح‌های گوناگون و اعتماد پادشاه در مأموریت‌های دشوار استوار بود.

بیشتر آن‌چه مورخان درباره جاویدان‌ها می‌دانند، از روایت هرودوت از لشکرکشی ایران به یونان در سال ۴۸۰ پیش از میلاد به دست آمده است. روایت مفصل او دیدگاه یک بیگانه را بازتاب می‌دهد که از پیش‌فرض‌ها و سنت‌های روایی یونانی تأثیر پذیرفته است. کتیبه‌های سلطنتی و اسناد اداری ایران به یگانی به نام «جاویدان» اشاره نمی‌کنند؛ بنابراین این نام شاید تفسیری یونانی باشد تا یک عنوان رسمی. اسناد هخامنشی شواهدی برای وجود سپاهیان دائمی سلطنتی به دست می‌دهند، اما نمی‌توانند آن‌ها را به‌ طور قطعی با آن ۱۰٬۰۰۰ نفرِ هرودوت منطبق کنند یا وظایف دقیق این سپاه را مشخص سازند. با این حال، روایت جاویدان‌های ایرانی نشان می‌دهد که چگونه گزینش دقیق، سلاح‌های گوناگون و دشوارترین مأموریت‌های پادشاه، ۱۰٬۰۰۰ سرباز را به افسانه‌ای نظامی در دنیای باستان بدل ساخت.

چرا گارد جاویدان ایران، نیروی نخبه‌ دنیای باستان بودند؟
بازسازی نقش‌برجسته‌ای از گارد سلطنتی هخامنشی؛ همان نوع سربازانی که نویسندگان یونانیِ متأخر،
آن‌ها را با عنوان «سپاه جاویدان» دسته‌بندی کردند.
موزه پرگامون، مجوز CC BY 2.0،
از طریق ویکی‌مدیا کامنز

سپاه ده‌هزار نفره

هرودوت از «هیدارنس» به عنوان فرمانده آنان در جریان لشکرکشی خشایارشا اول نام می‌برد. او به یکی از خانواده‌های نظامی برجسته امپراتوری تعلق داشت. پدرش به داریوش اول کمک کرد تا گئومات را در سال ۵۲۲ پیش از میلاد سرنگون کند و بعدها شورشی را در ماد سرکوب کرد. هیدارنسِ پسر، پیش‌تر در بیرون راندن «میلتیادس»، رهبر آتنی، از «خرسونِس تراکیه» مشارکت داشت. بنابراین، خشایارشا سپاه جاویدان را تحت فرماندهی فردی باتجربه از یکی از قدرتمندترین خانواده‌های اشرافی امپراتوری قرار داد.

این نیرو متشکل از ۱۰٬۰۰۰ پیاده‌نظام ایرانی بود. به گفته هرودوت، هرگاه مرگ یا بیماری باعث ایجاد جای خالی می‌شد، فردی جایگزین انتخاب می‌گشت تا شمارِ نیروها همان ۱۰٬۰۰۰ نفرِ گزارش‌شده باقی بماند. بخش بزرگ‌تری از ارتش ایران تا حدی به نیروهای فراخوانده‌شده (سربازگیری) برای لشکرکشی‌های بزرگ متکی بود که گردآوری آن‌ها می‌توانست زمان زیادی ببرد؛ در حالی که سپاه جاویدان، دسته‌ای بزرگ از سربازانِ از پیش سازمان‌یافته را در اختیار پادشاه قرار می‌داد.

چرا گارد جاویدان ایران، نیروی نخبه‌ دنیای باستان بودند؟
سربازان جاویدان، تخت‌جمشید، استان فارس، ایران.
امتیاز تصویر: دیه‌گو دلزو، CC BY-SA 4.0 https://creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0،
از طریق ویکی‌مدیا کامنز.

ارتش گسترده‌تر ایران از یگان‌های دهدهیِ ده‌ها، صدها، هزاران و ده‌هزار نفری (مریاد) استفاده می‌کرد، اما سازمان‌دهی داخلی «جاویدان‌ها» به طور قطع مشخص نیست. هرودوت در جایی دیگر ۱۰٬۰۰۰ پیاده‌نظامِ گزینش‌شده ایرانی را توصیف می‌کند که عموماً با جاویدان‌ها یکی دانسته می‌شوند؛ در این واحد، ۱٬۰۰۰ مرد با سرنیزه‌های طلایی به شکل انار، ۹٬۰۰۰ نفر دیگر را که سرنیزه‌های نقره‌ای داشتند، احاطه کرده بودند. آن‌ها از ۱٬۰۰۰ نیزه‌دار سلطنتی جدا بودند که انتهای نیزه‌شان «سیب‌های زرین» داشت. آن‌چه بیش از نام اهمیت دارد، نحوه عملکرد این یگان است. هرودوت این سپاه را ۱۰٬۰۰۰ پیاده‌نظامِ برگزیده معرفی می‌کند که در طول لشکرکشی خشایارشا در شمارِ کامل نگاه داشته می‌شدند، اما وضعیتِ دوران صلح و دامنه کامل وظایف آن‌ها به طور دقیق قابل بازسازی نیست.

چرا گارد جاویدان ایران، نیروی نخبه‌ دنیای باستان بودند؟
این نقش‌برجسته که در اصل بخشی از بنای خزانه‌داری در تخت‌جمشید بوده،
اکنون در موزه ملی ایران در تهران نگهداری می‌شود.
امتیاز تصویر: ای. دیوی از پورتلند، اورگان،
ایالات متحده، CC BY 2.0 https://creativecommons.org/licenses/by/2.0،
از طریق ویکی‌مدیا کامنز.

نگهبانان پادشاه ایران

جایگاه آن‌ها در نزدیکی خشایارشا مسئولیت عظیمی به همراه داشت. شاه بزرگ، فرماندهی ارتش را برعهده داشت و نماد خودِ امپراتوری بود. هرگونه خلل یا آشفتگی در اطراف او می‌توانست هزاران سرباز را دچار سردرگمی کند. محافظان او موظف بودند در طول راهپیمایی‌ها و لشکرکشی‌های نظامی، امنیت او را تأمین کنند و در عین حال نظم را در صفوف کاروان سلطنتی حفظ نمایند.

پس از نبرد سالامیس، هرودوت به‌صراحت می‌گوید که ماردونیوس دستور داد تمام سپاه جاویدان، به جز هیدارنس، در یونان بمانند؛ اما نام این یگان در گزارش‌های مربوط به نبرد سال ۴۷۹ پیش از میلاد ذکر نشده است. این خلأ در منابع تاریخی باعث شده است که مورخان درباره این‌که تا چه حد می‌توان رد این یگان را پس از این نقطه دنبال کرد، تردید کنند. هرودوت می‌گوید هیدارنس نپذیرفت که با ماردونیوس بماند، زیرا نمی‌خواست خشایارشا را ترک کند، اما این موضوع ثابت نمی‌کند که محافظت از پادشاه، وظیفه اصلی سپاه جاویدان بوده است.

یک دیوارنگاره از آجرهای لعاب‌دار که سرباز گارد سلطنتی را از کاخ داریوش اول در شوش به تصویر می‌کشد، تصویری احتمالی از این سربازان ارائه می‌دهد. پیکرِ موجود در این اثر، ردایی مزین، دستبند و گوشواره دارد و نیزه‌ای بلند به همراه کمان و تیردان حمل می‌کند. اگرچه هیچ کتیبه‌ای این پیکرها را «جاویدان» نمی‌نامد، اما ردیف‌های منظم محافظان نشان می‌دهد که دربار سلطنتی، محافظان خود را به عنوان نیروهایی منضبط و برخوردار از تجهیزات فاخر به نمایش می‌گذاشته است.

چرا گارد جاویدان ایران، نیروی نخبه‌ دنیای باستان بودند؟
نیزه‌داران؛ جزئیاتی از نقش‌برجسته تیراندازان در کاخ داریوش در شوش.

سلاح‌ها، آموزش و تاکتیک‌ها

هیچ منبع بازمانده‌ای، برنامه آموزشی ویژه‌ای که منحصراً برای سپاه جاویدان باشد، ارائه نمی‌دهد. آموزش نظامی پارسی، نقطه شروع مفیدی را فراهم می‌کند. جوانان اشرافی در گروه‌های ۵۰ نفره آموزش می‌دیدند. آن‌ها تیراندازی با کمان و پرتاب نیزه را در حین سوارکاری تمرین می‌کردند و راهپیمایی‌های دشوار، استقامت آن‌ها را می‌ساخت. هرودوت می‌گوید که پسران پارسی از کودکی سوارکاری و تیراندازی را می‌آموختند. از آن‌جا که سپاه جاویدان به‌ طور خاص گزینش می‌شدند، این انتخاب احتمالاً بر مردانی با آمادگی جسمانی بالا و مهارت‌های کار با سلاح متمرکز بود. این پیشینه نمی‌تواند ثابت کند که همه اعضا مسیر یکسانی را طی کرده‌اند، اما نشان می‌دهد که از نخبگان پارسی انتظار می‌رفت چه توانمندی‌هایی را به خدمت نظامی بیاورند.

تجهیزات آن‌ها مراحل مختلف نبرد را پشتیبانی می‌کرد. کمان‌ها به آن‌ها اجازه می‌داد پیش از تماس مستقیم، به دشمن آسیب برسانند. نیزه‌ها و سلاح‌های جانبی، به آن‌ها در هنگام نزدیک شدن خطوط نبرد، گزینه‌هایی برای دفاع و حمله می‌داد. برخی از پارسیان زره‌های پولکی می‌پوشیدند، در حالی که سپرهای بزرگ حصیری را می‌شد برای محافظت از تیراندازان در زمین فرو کرد. گارد سلطنتی احتمالی که در شوش به تصویر کشیده شده، کمان و نیزه‌های بلند حمل می‌کنند که با این نقش ترکیبی همخوانی دارد.

پیاده‌نظام پارسی در چارچوب یک سیستم بزرگ‌تر می‌جنگید. تیراندازان تلاش می‌کردند پیش از پیشروی نیزه‌داران، خطوط دشمن را برهم بزنند، در حالی که سواره‌نظام جناح‌های باز دشمن را تهدید می‌کرد. هدف، درهم شکستن نظم دشمن پیش از درگیری نهایی بود تا برتری سربازانی که به آرایش‌های فشرده وابسته بودند، کاهش یابد. آرایش دقیق مورد استفاده جاویدان‌ها مشخص نیست، اما سلاح‌های آن‌ها با این رویکرد تناسب داشت. سربازان برگزیده می‌توانستند تیراندازیِ سازمان‌یافته‌ای انجام دهند و پس از رسیدن دشمن به آن‌ها، به مبارزه ادامه دهند.

این روش در زمین‌های باز که تیرها و سواره‌نظام می‌توانستند پیش از نبرد تن‌به‌تن، آرایش نظامی دشمن را فرسوده کنند، کارآمد بود. اما زمانی که عوارض زمین حرکت را محدود می‌کرد یا زره‌های سنگین جلوی نفوذ تیرها را می‌گرفت، این روش کارایی کمتری داشت. نبرد ترموپیل هر دو مشکل را ایجاد کرد؛ این گذرگاه، فضای لازم برای محاصره یونانی‌ها را از پارسیان دریغ کرد و در مقابل، «هاپلیت‌ها» (سربازان پیاده‌نظام سنگین‌اسلحه یونانی) با سپرهای بزرگ و نیزه‌های بلندتر به استقبال آن‌ها رفتند.

چرا گارد جاویدان ایران، نیروی نخبه‌ دنیای باستان بودند؟
تصویری متعلق به قرن نوزدهم از هاپلیت‌های یونانی در حال نبرد نزدیک با نیروهای پارسی؛
همان نوع نبرد رو در رویی که برتری عددی و قدرت تیراندازی پارسیان را در نبرد ترموپیل خنثی کرد.
از طریق ویکی‌مدیا کامنز، مالکیت عمومی

جاویدان‌ها در نبرد ترموپیل

ترموپیل، آن‌طور که در روایت‌های یونانیِ به‌جامانده توصیف شده، مکان نامناسبی برای خشایارشا بود تا بتواند از وسعت و گوناگونی ارتش خود بهره ببرد. دامنه‌های کوه یک سوی مسیر را محدود کرده بود، در حالی که مرداب‌ها و دریا سوی دیگر را بسته بودند. بخش‌هایی از این گذرگاه تنها به اندازه عبور یک ارابه عرض داشت. مدافعان یونانی دیوار قدیمی‌ای را تعمیر کردند و جبهه کوتاهی را نگه داشتند که در آن، هاپلیت‌های سنگین‌اسلحه می‌توانستند راهِ نیرویی بسیار بزرگ‌تر را سد کنند.

پس از آن‌که نیروهای پیشین پارسی متحمل تلفات سنگینی شدند، خشایارشا سپاه جاویدان را به میدان فرستاد. هرودوت می‌گوید که آن‌ها [جاویدان‌ها] توسط دسته‌های [یونانی] مورد حمله قرار گرفتند و روش‌های گوناگونی را برای پیشروی آزمودند. فضای محدود باعث شد که بخش عمده‌ای از این سپاه از نبرد دور بماند و نیزه‌های کوتاه‌ترشان، آن‌ها را در موقعیت نامساعدی قرار داد. اسپارتی‌ها همچنین وانمود به عقب‌نشینی کردند، پارسیان را به جلو کشاندند و ناگهان به آن‌ها یورش بردند. مهاجمان پارسی پس از ناکامی در پیشروی، عقب‌نشینی کردند.

چرا گارد جاویدان ایران، نیروی نخبه‌ دنیای باستان بودند؟
«ترموپیل، نمایی از میدان نبردِ مشهور سال ۴۸۰ پیش از میلاد از تپه کولونوس؛
جایی که یونانیان آخرین ایستادگی خود را انجام دادند.

جریان نبرد زمانی تغییر کرد که «افیالتس»، یک یونانی بومی از «تراخیس» که به مدافعان خیانت کرده بود، گذرگاه کوهستانی «آنوپایا» را [به ایرانیان] نشان داد. هیدارنس حوالی زمانی که چراغ‌ها روشن می‌شدند، اردوگاه را ترک کرد و سربازانش را در تمام طول شب از میان زمین‌های پوشیده از درختان بلوط عبور داد. آن‌ها هنگام سپیده‌دم به قله رسیدند.

هزار سرباز «فوکیایی» از این مسیر محافظت می‌کردند. آن‌ها با شنیدن صدای نزدیک شدن پارسیان بر روی برگ‌های خشک، به‌سرعت سلاح‌های خود را برداشتند. هیدارنس در ابتدا گمان کرد که آن‌ها اسپارتی هستند. هنگامی که هویت واقعی آن‌ها را دریافت، نیروهای خود را آرایش داد و با شلیک رگباری و متمرکزِ تیر، آنان را به عقب راند. فوکیایی‌ها به سمت بالای تپه عقب‌نشینی کردند. هیدارنس به جای تعقیب آن‌ها، به سمت پشت خطوط دفاعی یونانیان پیشروی کرد. وقتی راه باز شد، سرعت عمل از پیروزی در یک نبرد جداگانه بر فراز قله اهمیت بیشتری داشت.

حضور آن‌ها در پشت سرِ «لئونیداس»، یونانیان باقی‌مانده را ناچار کرد که با حملات از هر دو سو مواجه شوند. نبرد ترموپیل محدودیت‌های این یگان را در نبرد رودررو آشکار ساخت، اما در عین حال نشان داد که چرا خشایارشا برای انجام مانوری دشوار که سرنوشت نبرد را تعیین کرد، به آن‌ها اعتماد داشت.

سربازان نخبه، نه جنگجویان شکست‌ناپذیر

شهرت نخبگی «سپاه جاویدان» متکی بر کارنامه‌ای بی‌شکست از پیروزی‌ها نبود؛ بلکه این شهرت حاصل گزینش دقیق آن‌ها، قدرت ۱۰٬۰۰۰ نفره‌ی گزارش‌شده، سلاح‌های متنوع و اعتماد خشایارشا به هیدارنس برای سپردن مأموریت‌های دشوار به او بود. نبرد ترموپیل، نقاط ضعف آن‌ها را در برابر «هاپلیت‌ها» در یک نبرد رو در رو و در فضای محدود، آشکار کرد. با این حال، راهپیمایی شبانه آن‌ها در مسیر «آنوپایا» همچنان نشان‌دهنده استقامت، انضباط و فرماندهی منسجم تحت فشار بود. آن‌ها شکست‌ناپذیر نبودند و نام‌شان، به جای اشاره به مفهوم تحت‌اللفظی «شکست‌ناپذیری»، به سیستم جایگزینی اشاره داشت که شمارِ نیروی آن‌ها را همواره ثابت نگاه می‌داشت.

منبع: www.worldatlas.com

۲۵۹

کد مطلب 2261468

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 3 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین