به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا - الهام عبادتی: انقلاب مشروطه را معمولاً از خلال روایتهایی میشناسیم که از درون ایران نوشته شدهاند؛ از خاطرات رجال و سیاستمداران گرفته تا روزنامهها، اسناد دولتی، نامهها، خاطرات مشروطهخواهان و پژوهشهای تاریخی که سالها بعد به بازسازی آن دوره پرداختهاند. اما تاریخ فقط آن چیزی نیست که بازیگران یک واقعه درباره خودشان نوشتهاند. گاهی برای فهم بهتر یک رویداد باید به سراغ کسانی رفت که از بیرون به آن نگاه میکردند؛ ناظرانی که خودشان درگیر منافع، نگرانیها و محاسبات سیاسی خاصی بودند. «کتاب نارنجی؛ گزارشهای سیاسی وزارت خارجه روسیه تزاری درباره انقلاب مشروطه ایران» از همین زاویه اهمیت پیدا میکند.
این مجموعه دوجلدی، گزارشهایی را گرد آورده که وزارت خارجه روسیه تزاری درباره تحولات ایران در سالهای انقلاب مشروطه تهیه کرده است. گزارشها از زمان امضای فرمان مشروطیت در سال ۱۲۸۵ آغاز میشوند و تا پنج سال بعد، یعنی ۱۲۹۰، ادامه پیدا میکنند. این مجموعه در اصل به زبان روسی و در هفت دفتر منتشر شده و ترجمه فارسی آن از متنی صورت گرفته که در سالهای ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۲ در سنپترزبورگ منتشر شده است.
همین ویژگی کافی است تا «کتاب نارنجی» را از یک کتاب تاریخی معمولی جدا کنیم. ما اینجا با روایتی مواجه نیستیم که یک نویسنده سالها بعد نشسته باشد و مشروطه را تحلیل کرده باشد؛ با گزارشهایی نزدیک به زمان وقوع حوادث روبهرو هستیم؛ گزارشهایی که از سوی وزیر، سفیر، کنسول و مستشاران روسیه نوشته شدهاند و درنتیجه هم جزئیات وقایع را ثبت کردهاند و هم تصویری از نگاه یکی از مهمترین قدرتهای خارجی درگیر در سرنوشت ایران به دست میدهند و شاید همینجا مهمترین پرسش درباره کتاب شکل بگیرد: مشروطه ایران وقتی از چشم روسیه تزاری دیده میشد، چه شکلی داشت؟
احمد بشیری؛ مترجمی که یک آرشیو سیاسی را به فارسی آورده است
در اینجا نقش احمد بشیری اهمیت ویژهای دارد. بشیری در این اثر نه مؤلف یک روایت تازه از مشروطه، بلکه مترجم مجموعهای عظیم از اسناد تاریخی است. او متن روسی مبنا را مجموعهای با عنوان Собрание дипломатических документов, касающихся событий в Персии معرفی کرده است. اهمیت کار مترجم در چنین اثری کمتر از اهمیت یک تألیف تاریخی نیست. ترجمه اسناد دیپلماتیک فقط انتقال کلمات از یک زبان به زبان دیگر نیست؛ مترجم باید با نامهای اشخاص، شهرها، اصطلاحات سیاسی، ساختار اداری، تقویمهای متفاوت و فضای تاریخی دوره آشنا باشد.
بشیری در موارد مختلف تلاش کرده برای خواننده فارسیزبان توضیحات و ملاحظات لازم را ارائه کند. بخشی از صفحات ابتدایی کتاب به توضیحات مربوط به شیوه ترجمه، نامها، تاریخها و برخی اصطلاحات اختصاص دارد و در متن نیز مواردی وجود دارد که برای فهم بهتر اسناد نیاز به توضیح دارند. به همین دلیل، «کتاب نارنجی» را باید هم یک منبع تاریخی و هم یک پروژه ترجمه اسنادی دانست.
چرا «کتاب نارنجی»؟
نام کتاب در ابتدا ممکن است برای خواننده عجیب باشد. «نارنجی» چه ارتباطی با مشروطه ایران و روسیه تزاری دارد؟ پاسخ در تاریخ دیپلماسی اروپایی نهفته است. براساس توضیح نشر نو، این اسناد در اصل مجموعهای دیپلماتیک بودهاند که در دوره مورد بحث، جلد نارنجی داشتهاند و از همین رو بهتدریج با عنوان «کتاب نارنجی» شناخته شدهاند. بنابراین «نارنجی» در اینجا نه استعارهای سیاسی است و نه اشارهای به یک جریان یا گروه؛ نامی است که از سنت انتشار اسناد دیپلماتیک آمده است. همین نکته شاید کوچک به نظر برسد، اما به خواننده یادآوری میکند که با یک مجموعه رسمی اسناد دیپلماتیک روبهروست، نه مجموعهای از خاطرات یا نوشتههای ادبی درباره مشروطه.
مشروطه از نگاه یک قدرت خارجی
اهمیت تاریخی «کتاب نارنجی» را میتوان در دو سطح دید. سطح اول، ارزش اطلاعاتی و سندی آن است. مقامات روسی در ایران، تحولات سیاسی را از نزدیک دنبال میکردند. آنها باید درباره تغییرات قدرت، رفتار دولت ایران، فعالیت مشروطهخواهان، تحولات دربار، اوضاع شهرها، رفتار نیروهای سیاسی و اتفاقاتی که میتوانست بر منافع روسیه اثر بگذارد گزارش میدادند. بنابراین گزارشهای آنها میتوانند جزئیاتی را ثبت کرده باشند که در روایتهای دیگر کمتر دیده میشود.
سطح دوم اما شاید مهمتر باشد: این اسناد نشان میدهند روسها چه چیزی را مهم میدانستند. یک دیپلمات روس لزوماً همان چیزی را گزارش نمیکند که یک مشروطهخواه ایرانی مهم میداند. او اتفاقات را از زاویه دیگری میبیند: آیا امنیت اتباع روسیه به خطر افتاده است؟ دولت مرکزی چقدر قدرتمند است؟ چه کسی در تهران نفوذ بیشتری دارد؟ تحولات تبریز چه معنایی برای منافع روسیه دارد؟ رفتار نیروهای سیاسی ایران چه اثری بر روابط دو کشور خواهد گذاشت؟ بنابراین هر گزارش دو لایه دارد: آنچه درباره ایران میگوید و آنچه درباره خود روسیه و نگاه روسها به ایران آشکار میکند.
از ۱۲۸۵ تا ۱۲۹۰؛ پنج سال پرآشوب
محدوده زمانی کتاب بسیار مهم است. گزارشها از ۱۲۸۵ آغاز میشوند؛ یعنی همان سالی که فرمان مشروطیت صادر شد، و تا ۱۲۹۰ ادامه پیدا میکنند. درنتیجه کتاب تنها به لحظه تولد مشروطه نمیپردازد. خواننده با یک فرایند چندساله مواجه میشود: شکلگیری نظام مشروطه، بحرانهای سیاسی پس از آن، کشمکشهای قدرت، تحولات مربوط به مجلس و دولت، درگیریهای سیاسی و نظامی و سرانجام دورهای که مشروطه با فشارهای داخلی و خارجی وارد مرحلهای دشوارتر میشود. فهرست بخشهای موجود در فایل نیز همین گستردگی زمانی را نشان میدهد. هفت دفتر مجموعه، دورههای پیوستهای از این سالها را پوشش میدهند؛ از دفتر نخست که وقایع سالهای آغازین مشروطه را دربر میگیرد تا دفتر هفتم که گزارشها را تا سال ۱۲۹۰ دنبال میکند. درواقع، ساختار کتاب را میتوان نوعی گاهشماری دیپلماتیک مشروطه دانست.
دفترهای هفتگانه؛ یک تاریخ پیوسته
گزارشها به شکل هفت دفتر تنظیم شدهاند و هر دفتر یک بازه زمانی مشخص را پوشش میدهد. این تقسیمبندی باعث میشود کتاب را بتوان مانند یک پرونده بزرگ تاریخی خواند؛ پروندهای که به جای روایت یک مورخ، مرتباً با گزارشهای رسمی و دیپلماتیک جلو میرود.
برای هر دفتر محدوده زمانی مشخص شده و در ادامه گزارشها و اسناد مربوط به همان دوره آمده است. برای نمونه، بخشهای بعدی سالهای ۱۹۰۸ تا ۱۹۰۹، سپس ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۰، ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۱ و درنهایت ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۲ میلادی را پوشش میدهند. این تاریخها در کنار تاریخهای هجری قمری و شمسی قرار گرفتهاند و همین موضوع برای دنبال کردن خط زمانی وقایع اهمیت دارد. بنابراین خواندن کتاب بیش از آنکه شبیه خواندن یک روایت یکپارچه باشد، شبیه ورق زدن آرشیو یک دستگاه دیپلماتیک است. ممکن است یک گزارش کوتاه باشد و گزارش بعدی چند صفحه به یک موضوع اختصاص دهد. ممکن است یک مقام روس از واقعهای در تهران گزارش دهد و در گزارش دیگری تمرکز روی تبریز، دولت مرکزی یا مناسبات سیاسی باشد. این ناهمگونی، نه نقص کتاب، بلکه بخشی از ماهیت آن است.
یکی از جذابترین جنبههای مجموعه این است که گزارشها فقط از سوی یک مقام نوشته نشدهاند. نویسندگان گزارشها از وزیر و سفیر گرفته تا کنسول و مستشار بودهاند. این مسئله اهمیت زیادی دارد. سفیر روسیه در تهران احتمالاً تحولات را در سطح سیاست کلان و روابط دولتها میدید. کنسول روسیه در یک شهر دیگر ممکن بود با جزئیات متفاوتی مواجه باشد. مستشار یا مقام محلی نیز از زاویهای دیگر وقایع را دنبال میکرد. درنتیجه کتاب یک نگاه واحد و یکدست نیست؛ بلکه مجموعهای از نگاههای وابسته به موقعیت اداری و جغرافیایی نویسندگان آن است. این تفاوت دیدگاهها میتواند برای پژوهشگر بسیار ارزشمند باشد. چیزی که گزارشها نمیگویند، به اندازه چیزی که میگویند مهم است. اینجا یکی از مهمترین نکات انتقادی درباره کتاب مطرح میشود.
«کتاب نارنجی» را نباید یک روایت بیطرف از انقلاب مشروطه دانست
این گزارشها را مقامهای دولت روسیه تزاری نوشتهاند؛ دولتی که در ایران منافع سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیک جدی داشت. بنابراین نویسندگان این گزارشها با یک مسئله مشخص به ایران نگاه میکردند: ایران برای روسیه چه معنایی دارد و تحولات ایران چه اثری بر منافع روسیه خواهد گذاشت؟ این مسئله ممکن است باعث شود برخی وقایع در گزارشها برجسته شوند و برخی دیگر کمتر مورد توجه قرار گیرند. اما همین سوگیری، ارزش کتاب را از بین نمیبرد؛ برعکس، آن را دوچندان میکند. زیرا پژوهشگر میتواند هم از گزارش برای بازسازی یک واقعه استفاده کند و هم از نحوه گزارش کردن آن برای شناخت ذهنیت و سیاست خارجی روسیه بهره ببرد.
روسیه تزاری و مسئله ایران
برای فهم «کتاب نارنجی» باید یک نکته را همیشه در ذهن داشت: روسیه تزاری صرفاً یک ناظر خارجی نبود. ایران در آن دوره در موقعیتی قرار داشت که قدرتهای خارجی، بهویژه روسیه و بریتانیا، در امور آن نفوذ گسترده داشتند. از این منظر، انقلاب مشروطه فقط یک تحول داخلی نبود که قدرتهای خارجی بیتفاوت به آن نگاه کنند. هر تغییر در ساختار سیاسی ایران میتوانست بر مناسبات خارجی، امنیت مرزها، منافع اقتصادی و نفوذ سیاسی روسیه اثر بگذارد. به همین دلیل، گزارشهای دیپلماتیک روسیه درباره مشروطه را میتوان بخشی از تاریخ روابط خارجی ایران نیز دانست.
نشر نو هم کتاب را در موضوعاتی چون «اسناد و مدارک»، «ایران ـ تاریخ ـ انقلاب مشروطه» و «ایران ـ روابط خارجی ـ روسیه» طبقهبندی کرده است. این طبقهبندی در واقع ماهیت چندلایه کتاب را بهخوبی نشان میدهد.
چرا این کتاب برای فهم مشروطه اهمیت دارد؟
مشروطه ایران یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر کشور است، اما فهم آن بدون توجه به محیط بینالمللیاش ناقص خواهد بود. در بسیاری از روایتهای عمومی، مشروطه گاهی به یک داستان صرفاً داخلی تبدیل میشود: مردم در برابر استبداد ایستادند، قانون خواستند، مجلس تشکیل شد و بعد با بحرانهایی مواجه شدند. این تصویر البته بخشی از واقعیت است، اما همه آن نیست. ایرانِ مشروطه در جهانی زندگی میکرد که روسیه تزاری و بریتانیا در آن قدرتهای بزرگ منطقهای بودند. هر تحول سیاسی در ایران میتوانست برای این قدرتها اهمیت داشته باشد. «کتاب نارنجی» این لایه خارجی را وارد تصویر میکند. خواننده ناگهان میبیند که همان واقعهای که از نگاه یک ایرانی ممکن است مبارزهای برای قانون و آزادی باشد، از نگاه یک مقام روسی ممکن است مسئلهای مربوط به امنیت، منافع اقتصادی، نفوذ سیاسی یا ثبات منطقهای تلقی شود. همین تفاوت زاویه دید یکی از مهمترین دلایل خواندن کتاب است.
سند به جای روایت
یکی از مهمترین ویژگی های «کتاب نارنجی» این است که به جای اینکه یک روایت ثانویه از مشروطه ارائه دهد، خواننده را تا حد امکان به منبع نزدیک میکند. البته این اسناد خودشان نیز «واقعیت خالص» نیستند. گزارش دیپلماتیک همیشه انتخاب است: نویسنده انتخاب میکند چه چیزی را ببیند، چه چیزی را ثبت کند، چه چیزی را حذف کند و چگونه آن را برای مقام بالاتر خود توضیح دهد؛ اما حتی با پذیرش این محدودیت، ارزش سندی مجموعه بسیار بالاست.
در آثار تاریخی، گاهی روایت کلی را میدانیم اما جزئیات را از دست دادهایم. اسناد دیپلماتیک میتوانند این فاصله را پر کنند. گزارشهای روزمره، تاریخهای دقیق، نام افراد، واکنش مقامها، تغییر مواضع سیاسی و اتفاقات محلی، در کنار هم تصویری جزئیتر از دوره میسازند. در کتاب نیز ساختار دفترها و گزارشها نشان میدهد که مجموعه به صورت یک خط زمانی پیوسته تنظیم شده و وقایع را در بازههای زمانی نسبتاً نزدیک دنبال میکند. این ویژگی «کتاب نارنجی» را برای پژوهشگر تاریخ معاصر بسیار ارزشمند میکند؛ زیرا میتوان از آن برای تطبیق روایتهای مختلف درباره یک واقعه استفاده کرد.
اما کتاب برای خواننده عادی هم جذاب است؟ «کتاب نارنجی» کتابی نیست که لزوماً بتوان آن را از ابتدا تا انتها مثل یک تاریخ روایی خواند و انتظار داشت داستان مشروطه را با ریتم یک کتاب تاریخی عمومی دنبال کنیم. گزارشها گاه خشک، اداری و جزئیاند. تکرار نامها و تاریخها و تغییر سریع موضوعات ممکن است برای خوانندهای که با تاریخ مشروطه آشنایی ندارد دشوار باشد. اما اگر خواننده با این انتظار وارد کتاب شود که یک آرشیو زنده را ورق بزند، تجربه کاملاً متفاوت خواهد بود. این کتاب بیشتر برای کشف کردن است تا برای قصه شنیدن.
نقد کتاب؛ آیا میتوان به گزارشهای روسها اعتماد کرد؟ این شاید مهمترین پرسش انتقادی درباره اثر باشد. پاسخ کوتاه این است: نه به معنای اعتماد مطلق؛ اما قطعاً به معنای استفاده جدی و انتقادی. هیچ سند دیپلماتیکی را نباید حقیقت نهایی دانست. گزارشگر روس ممکن است اطلاعات ناقص داشته باشد، ممکن است از منبعی یکطرفه خبر گرفته باشد، ممکن است در تحلیل خود اشتباه کند یا ممکن است آگاهانه یا ناخودآگاه وقایع را مطابق منافع کشور خود تفسیر کند. اما همین مسئله درباره بسیاری از منابع تاریخی صدق میکند. راه درست، کنار گذاشتن سند نیست؛ بلکه خواندن انتقادی آن است.
ارزش «کتاب نارنجی» دقیقاً زمانی بیشتر میشود که آن را در کنار منابع ایرانی، خاطرات، روزنامههای دوره مشروطه، اسناد بریتانیا و پژوهشهای تاریخی قرار دهیم. در چنین مقایسهای، حتی اختلاف میان دو روایت هم تبدیل به داده تاریخی میشود.
کتاب نارنجی را نباید جایگزین تاریخ مشروطه کرد این نکته هم مهم است. «کتاب نارنجی» تاریخ جامع انقلاب مشروطه نیست. این مجموعه اساساً تاریخ مشروطه از منظر دستگاه دیپلماتیک روسیه است. اگر خواننده فقط به این کتاب تکیه کند، ممکن است تصویرش از مشروطه بیش از اندازه تحت تأثیر دغدغههای روسیه قرار گیرد. بنابراین بهترین شیوه خواندن آن این است که کتاب را نه «روایت نهایی مشروطه»، بلکه یک پنجره مهم به مشروطه بدانیم. پنجرهای که اتفاقاً از پشت آن، بخشی از آنچه در داخل ایران میگذشت دیده میشود، اما قاب پنجره را سیاست خارجی روسیه تعیین کرده است.
یک کتاب ۱۶۸۰ صفحهای برای یک دوره پنجساله
کتاب دو جلد و در مجموع ۱۶۸۰ صفحه است. این حجم خود گویای اهمیت و گستردگی مجموعه است. هفت دفتر اسناد، پنج سال از تاریخ ایران را پوشش میدهند و گزارشها از مقامهای مختلف دیپلماتیک آمدهاند. بنابراین با یک کتاب معمولی که یک نویسنده در چند صد صفحه داستان مشروطه را تعریف کرده باشد روبهرو نیستیم؛ بلکه با یک آرشیو تاریخی ترجمهشده مواجهیم. از همین رو شاید بهترین شیوه برخورد با کتاب این نباشد که بخواهیم آن را یکباره بخوانیم. میتوان آن را به عنوان یک منبع پژوهشی نگه داشت، دورهای خاص را انتخاب کرد، نام شخص یا واقعهای را دنبال کرد و سپس گزارشهای روسی را با منابع دیگر مقایسه کرد.
«کتاب نارنجی» درظاهر کتابی درباره انقلاب مشروطه ایران است؛ اما در لایه عمیقتر، درباره چگونگی دیده شدن ایران توسط یک قدرت خارجی است. این تفاوت بسیار مهم است. وقتی یک گزارش روسی درباره مجلس، دولت، تبریز، مشروطهخواهان یا دربار میخوانیم، فقط اطلاعاتی درباره آن موضوع به دست نمیآوریم؛ بلکه همزمان متوجه میشویم که یک دیپلمات روس در آن لحظه چه چیزی را تهدید، چه چیزی را فرصت و چه چیزی را مهم تلقی میکرده است. به همین دلیل «کتاب نارنجی» را میتوان هم کتابی درباره مشروطه و هم کتابی درباره ذهنیت سیاسی روسیه تزاری نسبت به ایران دانست و شاید همین وجه دوم، آن را برای امروز نیز خواندنی میکند، زیرا تاریخ روابط ایران و روسیه فقط تاریخ قراردادها و جنگها نیست؛ تاریخ نگاه کردن، ارزیابی کردن، گزارش دادن و تصمیم گرفتن نیز هست.
مشروطه را گاهی باید از چشم دیگری دید
ارزش «کتاب نارنجی» در این نیست که یک روایت تازه و هیجانانگیز از مشروطه تعریف میکند. ارزشش دقیقاً در نقطه مقابل است: این کتاب اجازه میدهد روایتهای آماده درباره مشروطه را برای لحظهای کنار بگذاریم و اسناد یک قدرت خارجی را بشنویم. گزارشهایی که در این مجموعه گرد آمدهاند، از ۱۲۸۵ تا ۱۲۹۰ را دربر میگیرند و از سوی مقامهای مختلف وزارت خارجه روسیه تزاری نوشته شدهاند. آنها نه بیطرفاند و نه قرار است باشند. این گزارشها محصول دستگاهی سیاسیاند که منافع مشخصی در ایران داشته است. اما درست به همین دلیل ارزشمندند.
اگر سندی کاملاً بیطرف وجود داشته باشد، شاید فقط به ما بگوید چه اتفاقی افتاده است؛ اما یک سند دیپلماتیک علاوه بر این، میتواند نشان دهد چه کسی از آن اتفاق چه برداشتی داشته و چرا آن را مهم دانسته است. «کتاب نارنجی» از این نظر کتابی درباره دو تاریخ است: تاریخ آنچه در ایران در سالهای مشروطه رخ داد و تاریخ نگاه روسیه تزاری به این تحولات.
خواندنش به ما یادآوری میکند که هیچ واقعه بزرگی فقط یک روایت ندارد. مشروطه برای مشروطهخواه ایرانی یک معنا داشت، برای دربار معنایی دیگر، برای دولت بریتانیا معنایی دیگر و برای روسیه تزاری معنایی دیگر. تاریخخوانی جدی دقیقاً از جایی آغاز میشود که این روایتها را کنار هم بگذاریم. از این منظر، «کتاب نارنجی» نه کتابی برای جایگزین کردن یک روایت با روایتی دیگر، بلکه کتابی برای پیچیدهتر کردن تصویر ما از انقلاب مشروطه است.
۲۵۹








نظر شما