به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، حسین خواجهامیری مشهور به «ایرج» خواننده نامآشنای موسیقی سنتی ایرانی امروز پس از طی دورهای بیماری چشم از جهان فروبست. به همین مناسبت و برای بزرگداشت یاد و خاطره او به ۵۸ سال پیش بازگشتهایم، دیماه ۱۳۴۷ وقتی ایرج در اوج شهرت بود. در آن روزها رحیمه، خبرنگار مجله «زن روز» به منزل او واقع در خیابان فرح جنوبی (احتمالا سهروردی جنوبی کنونی) رفت تا با این خواننده محبوب مصاحبه کند. لحظات ابتدایی این مصاحبه به گپ و گفتی با همسر ایرج گذشت و در ادامه با آمدن ایرج، خودش شد پاسخگوی پرسشهای خبرنگار زن روز. متن کامل این مصاحبه را که در شماره ۲۱ دیماه ۱۳۴۷ مجله یادشده منتشر شد میخوانید:

***
ایرج محبوبترین و پرطرفدارترین خواننده مرد ایران است. مردم صدایش، آوازهایش و حتی خودش را دوست دارند. او از خوانندگان نادری است که هم غزلهای سنگین میخواند و هم کوچهباغی و هم تصنیفهای مختلف. به قول خودش بیشتر طرفدارانش کسانی هستند که فیلمهای فارسی را میبینند، به همین جهت توده مردم بخصوص طبقه سه به صدای او عشق میورزند. شهرت ایرج در شهرستانها بیش از تهران است.
در ملاقات و گفتوگو با ایرج آنچه بیشتر برایم جالب بود اینکه چنین شهرت روزافزونی تغییری در زندگی این مرد به وجود نیاورده است. همسر ایرج چنان از شوهر و زندگی خود راضی است که به من میگفت: «شوهر من، نمونهتر از شوهرهای نمونه مجله زن روز است.» و در جواب سوال من که «شوهرتان چه حسن و چه عیبهایی دارد؟»، پاسخ داد:
«شوهرم مرد خانواده است و این بزرگترین حسن اوست. درثانی مانند دیگران که وقتی به شهرت و ثروت میرسند گذشته خود را فراموش میکنند، نیست. او هرچه بیشتر به شهرت میرسد، به خانه و خانوادهاش پایبندتر میشود. من با اطمینان به این حسن بزرگ بود که سالها قبل او را تشویق کردم تا گذشته از شرکت در برنامههای رادیویی ارتش، در بقیه برنامههای رادیو ایران هم شرکت کند زیرا مطمئن بودم که در هر حال و هر وضعی باشد من و فرزندانش را فراموش نمیکند. او مرد باوفایی است. در جواب اینکه شوهرم چه عیبهایی دارد باید بگویم که عیب بزرگی ندارد، اما گاهی اوقات کمی تندخو میشود، دلیل تندخویی او هم کار و مشغله زیاد است که برایش خستگی میآورد. خوشبختانه عصبانیت و تندخویی او خیلی زود و پس از چند دقیقه برطرف میشود. این را هم اضافه کنم که شوهر من مثل همه مردهای ایرانی غیرتی و متعصب است و دوست ندارد همسرش یا حتی دخترش از آزادیهای مدرن و امروزی برخوردار باشند.»
وقتی به اتفاق شوهرتان از خانه خارج میشوید از رهگذران چه چیزهایی میشنوید؟
مردها او را تشویق میکنند و غالبا بیش از هر چیز به و میگویند: «آقای ایرج زنده باشی». مردها متلکپرانی نمیکنند اما خانمها متلک میگویند. بعضی خانمها هم وقتی از کنار ما میگذرند اشعار آوازهای ایرج را آهسته به طوری که فقط ما بشنویم زمزمه میکنند. عجیب است که بیشتر آهنگ «از هند اومدم» را میخوانند.
عکسالعمل شوهرتان در مقابل زنهای متلکپران چیست؟
شوهرم میخندد و از اینکه آوازهایش مورد توجه مردم است خوشحال میشود.

***
گفتوگو با ایرج و همسرش را در خانه زیبای ایرج واقع در خیابان فرح جنوبی تهیه کردهام. خانه ایرج در عین سادگی زیباست. در هال، گوشهای را با سبزه و گیاه آراستهاند، آب از بالای سنگهایی که رویشان را سبزه و گیاه پوشانده به پایین میریزد و در گوشه دیگری از هال هم قفس یک قناری به چشم میخورد. این دکوراسیون جالب گواه طبع ظریف و زیباپسند ایرج است. همانطور که خواندید اول سوال و جواب کوتاهی با همسر ایرج کردم تا اینکه خود وی وارد اتاق شد. ایرج مردی است چهارشانه و تنومند، قامت بلندی دارد. سبزهرو و موسیاه است. سبیل سیاه و پرپشتی هم دارد. از نظر ظاهر سمبل کامل مرد ایرانی است. ایرج که گذشته از هنرمند بودن، نظامی هم هست با ملاحظهکاری فراوان جواب سوالهای مرا میدهد و خیلی از سوالهایم را هم بیجواب میگذارد زیرا معتقد است با ملاحظه باید حرف بزند.
روی هم رفته مرد کمحرفی به نظر میرسد. با این حال هرکسی پس از چند دقیقه گفتوگو متوجه میشود که او به هنرش صمیمانه عشق میورزد. در تمام مصاحبه او و خانمش با هم شوخی میکردند و این میرساند که آنها از زندگی مشترک خود رضایت دارند. بهتر است خودتان شاهد سوال و جوابهای ما باشید:
از خودتان صحبت کنید.
من متولد سال ۱۳۱۳ هستم. دوازده سال است ازدواج کردهام. سه بچه یعنی دو پسر و یک دختر دارم. هم آواز میخوانم و هم نظامی هستم. از زندگی و کار خودم هم کاملا راضیام. الهی شکر.
چند سال است آواز میخوانید؟
از شش هفت سالگی آواز میخواندم، اما خوانندگی در رادیو را از وقتی که در کلاس هشتم بودم شروع کردم. در آن موقع رادیو در بیسیم بود و برنامهها زنده پخش میشد. حالا نزدیک ۲۰ سال است که میخوانم.
نزد چه کسانی تعلیم دیدهاید؟
پدرم صدای بسیار خوبی داشت. تعلیم اولیه را پیش او گرفتم. البته دو سه ماه هم نزد مرحوم صبا کار کردم.
پس خوشصدایی در خانواده شما ارثی است. آیا پسرتان هم مثل شما صدای خوش دارد؟
بله، صدای پسرم هم بسیار خوب است. در ضمن این را هم اضافه کنم که نه فقط پدر، بلکه پدربزرگم هم بسیار خوشصدا بوده است. اما دیگر نمیدانم که کسان دیگری هم در خانواده ما خوشصدا بودهاند یا خیر. خلاصه اینکه خوشصدایی نسل به نسل به ما ارث رسیده است.
اگر در آینده پسرتان بخواهد مثل شما خواننده شود مخالفتی نخواهید کرد؟
نخیر، به هیچ وجه. برعکس از همین حالا خودم او را تشویق به خواندن میکنم. البته دلم میخواهد که او تحصیلات عالیه داشته باشد، اما این مانع نمیشود که او هنرمند بشود. متاسفانه پسرم تا حدی خجالتی است و علاقه زیادی به خواندن نشان نمیدهد. به هر حال من آرزو دارم که همایون پسرم جانشین پدرش شود.
بچههایتان گاه از شما نمیخواهند که برایشان آواز بخوانید؟
چرا، پسرم همایون خیلی میخواهد که من برایش آواز بخوانم، بخصوص آن آهنگی که از کسروی است و با «همچو فرهاد بود کوهکنی پیشه ما» شروع میشود.
خودتان کدامیک از آوازهایتان را بیشتر دوست دارید، و تا به حال چند آهنگ خواندهاید؟
روی هم رفته با آهنگهایی که در فیلمهای فارسی خواندهام کمی بیشتر از ۵۰۰ آهنگ خواندهام. اما شخصا آهنگ «محلی دشتستانی» را بیشتر از همه دوست دارم. شاید به این دلیل که اصالت ایرانی دارد و ملودی آن از بچگی با روح من عجین بوده است.
مگر شما شهرستانی هستید؟
بله، من اهل کاشان هستم.
خودتان حسن صدایتان را در چه میبینید؟
شاید حسن صدایم در صافی و تحریر آن باشد.
کار نظامی شما با کار هنریتان مغایرتی ندارد؟
چرا، این دو کار حقیقتا با هم مغایر هستند. یک مرد نظامی باید سختگیر، بادیسیپلین، وظیفهشناس و جدی باشد اما یک هنرمند احساساتی است و میخواهد از هر قید و بندی آزاد باشد. اما نظامی بودن برای من مفید بود، زیرا همین دیسیپلینها باعث شد که هیچوقت حتی خیال الکلی شدن و معتاد شدن را هم به سرم راه ندهم و فقط پایبند محیط خانوادگی خود باشم. این را هم اضافه کنم که کار نظامی من اداری است و درنتیجه لازم نیست که خیلی سختگیر و جدی باشم.
ترجیح میدادید صوت داود را داشتید یا نظامی موفقی مثل ژنرال مکآرتور بودید؟
(مدتی مکث میکند، انتخاب برایش مشکل است، یک بار هم میگوید بهتر است به این سوال جواب ندهم، اما بالاخره به اصرار من پاسخ میدهد) فراموش نکنید که من چند سالی است یک نظامی شدهام. اما از بچگی آواز خواندهام، پس طبیعی است که به هنرم فوقالعاده علاقهمندم و در صورتی که چنین انتخابی پیش میآمد ترجیح میدادم صدایی به زیبایی و رسایی صدای حضرت داود داشته باشم.
شما آهنگها را به میل خودتان میخوانید؟
در رادیو بله، اما در فیلمها هر آهنگی باشد میخوانم، ناراحت هم نمیشوم زیرا صدایم طوری است که همهچیز میتوانم بخوانم و این هم خودش برای من یک شانس بزرگ است.
چرا دیگر مثل گذشته در فیلمها به جای فردین آواز نمیخوانید؟
اختلاف میان من و فردین موقعی شروع شد که در یکی از فیلمها که میگفتند باید آهنگ جاز خوانده شود صدای خواننده دیگری را گذاشتند؛ اما یکی از مجلات بود که آتش این اختلاف را دامن زد. به هر حال حالا اختلاف بین ما دو نفر از بین رفته است و من دوباره به جای فردین در فیلمها آواز خواهم خواند.
فکر میکنید چهره فردین برای شما ایجاد شهرت کرد یا صدای شما برای او؟
فکر میکنم هر دو نفرمان باعث افزایش شهرت دیگری شدهایم. مردم با دیدن فیلمهای فردین بیشتر مرا شناختند و به صدایم علاقهمند شدند. عدهای هم گذشته از بازی خوب فردین به خاطر صدای من فیلمهای فارسی را دیدند. چون ایرانیها به موسیقی ایرانی بسیار علاقهمندند. به هر حال هنوز بسیاری از مردمی که فیلمهای فارسی را میبینند تصور میکنند که صدای خود فردین آنچنان است و چهره من شبیه چهره فردین، یعنی چهره فردین و صدای مرا متعلق به یک نفر میدانند.
راستی دلتان میخواهد شبیه فردین باشید؟
(از این سوال متعجب میشود، نمیخواهد جواب بدهد باز هم به اصرار من جواب میدهد) البته دلم میخواست هنرپیشه خوبی مثل فردین بودم، اما مگر قیافه خودم چه عیبی دارد؟ (در اینجا همسرش میگوید: هیچی، فقط کمی چاق هستی! اما گویا ایرج با این عقیده خانمش هم موافق نیست).
تا به حال به شما پیشنهاد بازی در فیلم داده شده است؟
بله، تا به حال چندین پیشنهاد بازی در فیلم به من دادهاند، اما من چون در این کار سابقه و تمرین نداشتهام قبول نکردهام. آخر از این میترسم که کارم را با موفقیت انجام ندهم.
حداکثر دستمزدی را که برای شرکت در فیلم به شما پیشنهاد کردهاند چقدر بوده است؟
۲۰۰ هزار تومان.
چرا در شبنشینیها شرکت نمیکنید؟
برای اینکه خوشم نمیآید، درثانی از انجام کارهای هنری اجباری متنفرم. اگر هنرمند مجبور باشد هنرنمایی کند کارش خراب میشود اما اگر آزاد باشد و به میل خود هنرنمایی کند کارش چندین برابر بهتر میشود.
به نظر خودتان دلیل شهرت روزافزونتان چیست؟
دلیلش این است که خودم را حفظ کردهام و همهجا برای پول آواز نخواندم، در ضمن من به موسیقی ایرانی مسلط هستم و آن را قلبا دوست دارم و به موسیقی عشق میورزم.
نظرتان راجع به گروههای جاز ایرانی چیست؟
من کار آنها را نمیپسندم، زیرا موبهمو تقلید از کار خارجیهاست. در صورتی که آواز ایرانی اصالت دارد و لااقل آنچه ما میخوانیم تقلیدی از کار دیگران نیست.
کار کدامیک از آهنگسازان ایرانی را بیشتر میپسندید؟
کار انوشیروان روحانی را بیشتر میپسندم، برای اینکه آهنگهایش زنده است و روح دارد.
دلتان میخواست صدایتان شبیه صدای خواننده دیگری بود؟
(میخندد و میگوید) نه برای اینکه از صدای خودم بد ندیدهام.
صدای کدامیک از خوانندههای زن و مرد را بیشتر دوست دارید؟
صدای حمیرا، پوران، عهدیه، گلپایگانی و عبدالوهاب شهیدی را.
چه مواقعی هوس میکنید برای خودتان آواز بخوانید؟
وقتی که در کوهستان هستم و پیادهروی میکنم و وقتی که به شکار میروم، چون در هوای کوهستان سینه باز میشود و در ضمن زیبایی طبیعت در من انگیزه ایجاد میکند که هوس میکنم برای دلم بخوانم.
نمیخواهید در شهرستانها کنسرت بدهید؟
از شهرستانها به من پیشنهادهای زیادی برای اجرای کنسرت شده است. متاسفانه فعلا وقت ندارم. اما به این کار بسیار علاقهمندم چون اکثر طرفداران من شهرستانیها هستند.
چرا برخلاف سایر هنرمندان برای شما شایعه نمیسازند؟
برای اینکه من کاری به کار کسی ندارم، درثانی در زندگیام هیچ چیز وجود ندارد که بتوان دربارهاش شایعاتی ساخت.
از همسرتان شکایتی ندارید؟
(میخندد و پس از اشاره به همسرش میگوید: آخرش شما میانه من و خانم را به هم میزنید و بالاخره به سوال من جواب میدهد): من از زندگی زناشوییام بسیار راضی هستم زیرا خوشبخت و راحت و آزادم. از همسرم هم شکایتی ندارم، به شرطی که کمتر از من بپرسد «چرا دیر میآیی؟» اما این را هم اضافه کنم که هنرمند چه زن باشد و چه مرد، بهتر است ازدواج نکند زیرا زناشویی قیودی دارد که از یک طرف لازمه سعادت خانوادگی است و از یک طرف دیگر خیلی دستوپاگیر و مزاحم است. آن هم برای هنرمند که آزادی و آزادگی جزو خمیره و طبیعت اوست. البته من از زندگیام کاملا راضی هستم اما برای بهبود کار هنرمند هیچ چیز بهتر از آزادی نیست به همین جهت بهتر است که نه ازدواج کند و نه شغلی داشته باشد. حتی اندکی ناراحتی اعصاب میتواند به کار هنری لطمه بزند. آخر هنر با روح سروکار دارد و روح باید گرفتار هیچ قیدوبندی ولو قید عشق زن و فرزند نباشد.
به چه چیز ایمان دارید؟
من خرافاتی نیستم و از صمیم قلب به خدا ایمان دارم.
از چه چیز وحشت دارید؟
از گناه و از اینکه باعث ناراحتی کسی شوم.
***
ایرج مردی که همیشه حتی در خانهاش هم مشغول آواز خواندن است بیشتر خود را یک هنرمند میداند تا یک نظامی ولی همسرش خلاف این عقیده را دارد و میگوید: «ایرج به نظر من بیشتر یک نظامی است، لااقل در خانه اینطور است زیرا بسیار جدی است.» اما ایرج چه هنرمند باشد و چه نظامی، مرد محبوبی است. مردی که محبوب هموطنانش، همکارانش، دوستانش، همسرش و خلاصه همه است. ترقی کارهای هنری او را آرزو داریم.
۲۵۹







نظر شما