به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «این ریسهها چه بود که میرفتیم
در سرزمین مردهی طاعون
لادن شکفته بود یا لالههای لال با اشکِ واژگون و دل به رشتههای نگونسر از دار...»
امروز سالگرد درگذشت شاعریست که کلمات هرگز فراموشش نمیکنند. شاپور جورکش شاعری بود که بهتر از همه نیما را شناخت و در بسط و گسترش نگاه ژرف او کوشید.
او ده بهمن ۱۳۲۹ در شهرستان فسا به دنیا آمد. در دانشگاه شیراز تا مقطع کارشناسی ارشد زبان و ادبیات انگلیسی خواند و در همان دانشگاه شروع به تدریس کرد اما با فرا رسیدن انقلاب فرهنگی او نیز مانند بسیاری از استادان دیگر از دانشگاه اخراج شد و به اجبار در آموزشگاههای خصوصی تدریس میکرد. اما انقلاب تنها تدریس در دانشگاه را از او نگرفت تا پیش از آن جورکش در تئاتر فعال بود. سرپرستی کمیته تئاتر دانشگاه شیراز را از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۶ به عهده داشت. تدریس در کارگاه تئاتر کودک تلویزیون مرکز شیراز از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۸ از دیگر فعالیتهای او بود.
پس از انقلاب اما جورکش به درون سفر کرد. سفری که حاصلش شعر بود و او را به یکی از مهمترین منتقدان ادبی تبدیل کرد. جورکش در کتاب مشهورش «بوطیقای شعر نو تعریفی تازه از شعر نیمایی» ارائه کرد. او اعتقاد داشت تنها اخوان بود که شعر نیما را پیگیری کرد و شاعرانی چون شاملو یا فروغ فرخزاد در مقطعی از شاعری خود از نیما فاصله گرفتند. جورکش نیما را نابغهای میدانست که قالب نوی شعر را بر روی سنتهای ادبی سوار کرد و از آن پشتوانهای ساخت تا دریچهای نو به جهان شعر بگشاید. او تجربه یک خمیر شدن کتابهایش را هم داشت کتاب «خفیهنگاری خشونت در سرزمین آدملتیها»ی او که در نمایشگاه کتاب توزیع شد ظرف چهار روز فروش بسیار خوبی کرد اما پس از آن کتاب جمعآوری و خمیر شد. این البته تنها مواجهه او با سانسور نبود. او که موسس گروه ترجمه شیراز بود کتابی با نام «پسامدرنیزم» با همکاری این گروه منتشر کرد اما ارشاد شرط چاپ کتاب را حذف نام او از گروه مترجمان اعلام کرد. با این حال او هیچ وقت تن به سانسور نداد و ترجیحش این بود که آثارش منتشر نشود تا اینکه بخواهد به شرط سانسور روی چاپ و انتشار را ببیند. یکی دیگر از نقاط مهم زندگی او کنارهگیری از داوری شعر نو در سال ۹۶ بود. او در اعتراض به پایتختنشینی همه داوران به جز خودش و کمرنگ بودن حضور زنان در این هیات داوری از داوری انصراف داد.
شاپور جورکش که نامش در فهرست اتوبوس ارمنستان هم بود شاعری بود که هرگز از اصول خودش کناره نگرفت. او با شرافت زندگی کرد و به معنای واقعی کلمه به ادبیات وفادار ماند. جورکش در ششم مرداد سال ۱۴۰۲ به دلیل مشکلات ریوی چشم از جهان فرو بست.
5957







نظر شما