خبرآنلاین - حسامالدین آشنا، مشاور رئیسجمهور در دولت حسن روحانی، با انتشار یادداشتی در خبرگزاری خبرآنلاین، ضمن نقد گفتمان «حداقلی» در سیاست خارجی، به ضرورت توجه همزمان به هزینههای جنگ، اراده و اهداف مهاجمان و اهمیت بازدارندگی اشاره کرده و تأکید کرده است که ایران به دیپلماسی و توافق نیاز دارد، اما نه بدون اهرم و تضمین؛ چراکه مسئله امروز کشور انتخاب میان مذاکره و دفاع نیست، بلکه ساختن صلحی است که دشمن نتواند آن را بیهزینه نقض کند.
در ادامه بخشی از این یادداشت را میخوانید؛
مردم چه میخواهند؟
دادههای افکار عمومی نشان میدهد که جامعه ایران نیز دیگر در فضای پیش از جنگ زندگی نمیکند. پس از امضای تفاهمنامه، حدود دو سوم مردم معتقد بودند که این تفاهمنامه به توافقی پایدار منجر نخواهد شد و سهچهارم نیز پیشبینی میکردند که آمریکا به تعهدات خود پایبند نمیماند. بنابراین بدبینی به دوام توافق تنها محصول تبلیغات گروههای حداکثری نبود؛ بلکه در بخش بزرگی از جامعه نیز وجود داشت.
پس از حملات مجدد آمریکا، سهچهارم پاسخگویان فقط آمریکا را مقصر میدانستند. این یافته مهم است: اکثریت جامعه مسئولیت اصلی جنگ را متوجه مهاجم میداند، اما بخشی از مردم همچنان خواهان بررسی سهم تصمیمهای داخلی هستند.
این همان تفکیکی است که در بحث سیاسی نیز باید حفظ شود: میتوان از خطاهای داخلی پرسید، بیآنکه مسئولیت اصلی تجاوز از دوش مهاجم برداشته شود. بیشتر مردم گفتهاند که کشور بهتر است بهجای اتکای صرف به مذاکره، خود را برای جنگ آماده کند. اکثریت نیز معتقدند مدیریت تنگههرمز باید در اختیار ایران باشد، حتی اگر این موضع خطر جنگ را افزایش دهد. همچنین سهچهارم گفتهاند که در صورت وقوع مجدد جنگ، از کشور دفاع خواهند کرد.
این اعداد نشان نمیدهند که مردم خواهان جنگ هستند؛ جامعهای که هزینه درگیری را تجربه کرده، طبیعتاً صلح و زندگی عادی میخواهد. اما در عین حال، اکثریت حاضر نیست امنیت کشور را صرفاً بر وعدههای آمریکا یا نتیجه مذاکرات بنا کند. پیام افکار عمومی روشنتر از دوگانههای سیاسی رایج است:
- مردم مذاکره بدون آمادگی را کافی نمیدانند،
- به تعهد آمریکا اعتماد چندانی ندارند،
- دفاع از کشور را وظیفه خود میشمارند،
- و در موضوع هرمز بر حق و نقش ایران تأکید میکنند.
به بیان دیگر، جامعه نه نسخه جنگ دائمی میخواهد و نه نسخه اعتماد بدون تضمین؛ مردم خواهان صلحاند، اما صلحی که پشتوانه دفاعی داشته باشد.
مذاکره جای بازدارندگی را نمیگیرد
مذاکره میتواند بحران را کنترل کند، سوءتفاهم را کاهش دهد و راه خروج ایجاد کند، اما خودِ بازدارندگی نیست. اگر طرف مقابل بداند که نقض توافق یا حمله مجدد برایش هزینه جدی ندارد، گفتوگو ممکن است فقط برای او زمان بخرد. این تصور که چون توافق برای هر دو طرف سودمند است، پس هر دو به یک اندازه برای حفظ آن خواهند کوشید، همیشه درست نیست؛ قدرتها هزینه نقض یک توافق را به یک اندازه نمیپردازند.
به همین دلیل، توافق نباید هدف نهایی باشد؛ توافق وسیلهای برای افزایش امنیت، رفاه و قدرت انتخاب کشور است. باید روشن باشد که چه تضمینی برای اجرای آن وجود دارد، تعهدات دو طرف تا چه اندازه متوازن است، و ایران در صورت نقض، چه امکان عملی برای واکنش دارد.
کاهش تنش نیز با رفع تهدید یکسان نیست. ممکن است لحنها آرام شوند و تماسها افزایش یابد، اما برنامه نظامی، ائتلاف سیاسی و توان حمله همچنان باقی بمانند. آرامش باید فرصتی برای تثبیت صلح و بازسازی بازدارندگی باشد، نه دلیلی برای انکار خطر.
۲۱۹







نظر شما