خبرآنلاین - حسامالدین آشنا، مشاور رئیسجمهور در دولت حسن روحانی، با انتشار یادداشتی در خبرگزاری خبرآنلاین، با بررسی گفتمان «حداکثری» به نقاط قوت و ضعف این رویکرد در سیاست خارجی ایران اشاره کرده و هشدار داده است که نسخههای پیشنهادی این جریان برای افزایش بازدارندگی، از جمله بستن تنگه هرمز، تشدید فشار بر آمریکا و حرکت به سمت تغییر دکترین هستهای، ممکن است در عمل به افزایش قدرت چانهزنی روسیه، تقویت موقعیت سیاسی اسرائیل و افزایش هزینههای ایران منجر شود.
در ادامه بخشی از این یادداشت را میخوانید؛
هرچه ایران منزویتر شود و روابطش با اروپا، کشورهای عربی و حتی چین دشوارتر گردد، وابستگی تهران به مسکو بیشتر میشود. کشوری که گزینههای کمتری دارد، قدرت چانهزنی کمتری نیز خواهد داشت. به این ترتیب، سیاستی که با هدف فشار بر آمریکا پیشنهاد شده، ممکن است در عمل به افزایش قدرت چانهزنی روسیه و وابستگی بیشتر ایران به مسکو منجر شود.
بررسی منافع بازیگران نشان میدهد که در چنین وضعی، روسیه و دیگر صادرکنندگان خارج از خلیج فارس در کوتاهمدت سود میبرند؛ درحالیکه ایران، چین، کشورهای عربی و مصرفکنندگان انرژی هزینه میپردازند. البته این سخن به آن معنا نیست که گویندگان این توصیهها آگاهانه برای تأمین منافع روسیه سخن میگویند. چنین ادعایی بدون سند، نادرست و غیرمنصفانه است. موضوع، قصد گوینده نیست؛ پیامد عینی سیاست است.
روسیه نیز در بلندمدت از جنگی مهارنشدنی، رکود اقتصاد چین، گسترش هستهای در منطقه و آسیبدیدن روابطش با کشورهای عربی زیان خواهد دید. بنابراین مسکو را باید برنده تاکتیکی و یکی از بازندگان بالقوه راهبردی این مسیر دانست. اما در همان مقطعی که مردم ایران هزینه بحران را میپردازند، درآمد فوری نفت گران به روسیه میرسد. این واقعیتی است که در بحثهای حداکثری معمولاً کمتر دیده میشود.
اسرائیل؛ برنده سیاسی
اگر روسیه برنده اقتصادی کوتاهمدت این سیاستها باشد، اسرائیل میتواند برنده سیاسی آنها شود. پیشنهاد حمله به تأسیسات نفتی، آبشیرینکنها و مسیرهای صادراتی کشورهای عربی، تفاوت میان دشمن مستقیم و کشورهای منطقه را از میان میبرد. کشوری که تا دیروز میکوشید میانجی باشد یا خود را از جنگ دور نگه دارد، ناگهان احساس میکند آب، انرژی و امنیت اقتصادیاش از سوی ایران تهدید میشود. نتیجه قابلپیشبینی است: نزدیکی بیشتر به آمریکا و حتی اسرائیل.
اسرائیل سالها تلاش کرده است ایران را نه فقط دشمن خود، بلکه تهدید مشترک آمریکا و جهان عرب معرفی کند. حرکت ایران به سوی بازدارندگی هستهای یا تسلیحاتی، تهدید زیرساختهای غیرنظامی، نفی مطلق مذاکره و اعلام آمادگی برای واردکردن تلفات گسترده به آمریکا، بهترین مواد تبلیغاتی برای تقویت همین روایت است.
بررسی منافع بازیگران نشان میدهد اسرائیل، با وجود زیان اقتصادی احتمالی ناشی از بیثباتی منطقه، بزرگترین برنده سیاسی توصیههای حداکثری است. این توصیهها ادعای اسرائیل درباره «تهدید مشترک ایران» را برای آمریکا و کشورهای عربی باورپذیرتر میکنند. به بیان ساده، نسخهای که قرار است آمریکا را از اسرائیل جدا کند، ممکن است آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی را در یک جبهه واحد قرار دهد.
بازدارندگی با مجازات یکی نیست
خطای اصلی گفتمان حداکثری، یکسانگرفتن بازدارندگی با مجازات حداکثری است. بازدارندگی یعنی دشمن بداند که حمله برایش هزینه دارد. اما برای ساختن بازدارندگی الزاماً نباید بیشترین خسارت ممکن را وارد کرد. گاهی یک پاسخ محدود، معتبر، هدفمند و قابلکنترل از یک حمله فراگیر مؤثرتر است. زیرا بازدارندگی فقط به اندازه خسارت بستگی ندارد. توان ایران برای تحمل پاسخ بعدی، امکان کنترل تشدید، مشروعیت حقوقی اقدام، حفظ شرکا، جلوگیری از تشکیل ائتلاف دشمن و وجود راه خروج از بحران نیز تعیینکنندهاند.
اگر حملهای چنان گسترده باشد که امکان عقبنشینی طرف مقابل را از بین ببرد، ممکن است بهجای ایجاد ترس، مطالبه انتقام ایجاد کند. کشتهشدن شمار زیادی از نظامیان آمریکایی میتواند جامعه آمریکا را علیه جنگ بسیج کند؛ اما ممکن است همان جامعه را برای جنگی بزرگتر آماده سازد. حمله به زیرساختهای منطقه نیز میتواند قیمت نفت را بالا ببرد، اما همزمان حضور نظامی بیشتر آمریکا، فروش گستردهتر تسلیحات و تشکیل ائتلاف دریایی ضدایرانی را مشروع کند. راهبردی که فقط درباره آغاز و شدت پاسخ سخن میگوید و درباره شرایط توقف، امتیاز لازم برای پایان بحران و مرحله بعدی سکوت میکند، راهبرد کاملی نیست.
۲۱۹







نظر شما