به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ فرار پابلو اسکوبار از زندان «لا کاتدرال» در سال ۱۹۹۲ یکی از رسواترین لحظات تاریخ سیاسی و امنیتی کلمبیا بود؛ رخدادی که نهتنها ضعف دولت در برابر کارتلهای مواد مخدر را آشکار کرد، بلکه نشان داد نفوذ اسکوبار تا چه اندازه در ساختارهای قضایی، نظامی و سیاسی کشور ریشه دوانده بود. او که پیشتر با توافقی جنجالی خود را تسلیم کرده بود، در زندانی به سر میبرد که عملاً با شرایط دلخواه خودش ساخته و اداره میشد؛ زندانی که بیشتر به مقر فرماندهی یک امپراتوری جنایی شباهت داشت تا محل حبس یک مجرم.
متن پیشرو گزارش [روز ۲۴ ژوئیه ۱۹۹۲ برابر با ۲ مرداد ۱۳۷۱] روزنامه The Guardian در فردای روز فرار اسکوبار و پیامدهای آن است؛ گزارشی که توضیح میدهد چگونه بزرگترین قاچاقچی مواد مخدر کلمبیا توانست حتی از پشت میلههای زندان نیز شبکه جنایی خود را هدایت کند، رقبایش را حذف کند، با دولت چانهزنی کند و سرانجام در برابر چشمان نیروهای امنیتی بگریزد. این ماجرا ضربهای سنگین به اعتبار دولت کلمبیا و سیاست «تسلیم مذاکرهشده» وارد کرد و جامعه جهانی را نسبت به توانایی این کشور در مقابله با مافیای مواد مخدر به تردید انداخت.
این گزارش همچنین نشان میدهد که فرار اسکوبار تنها یک حادثه امنیتی نبود، بلکه نشانهای از بحرانی عمیقتر بود: بحرانی که در آن مرز میان قدرت جنایی و قدرت رسمی کمرنگ شده بود و یک قاچاقچی توانسته بود قوانین، زندان، سیاست و حتی قانون اساسی کشور را به نفع خود شکل دهد.
در ادامه متن گزارش The Guardian را می خوانید:
دیروز، در حالی که صدها سرباز دامنههای جنگلی و پوشیده از انبوه گیاهانِ کوههای آند را برای یافتن اسکوبار جستوجو میکردند، رئیس فراری کارتل مدلین و برادرزادهاش با یک ایستگاه رادیویی تماس گرفتند و گفتند که او حاضر است تسلیم شود.
فراری که دولت را بیاعتبار کرد
تیموتی راس از بوگوتا مینویسد: بزرگترین قاچاقچی مواد مخدر کلمبیا بار دیگر نشان داد که چه در زندان باشد و چه بیرون از آن، توانایی کنترل اوضاع و تحمیل شروط خود به دولت را دارد.
پابلو اسکوبار، بزرگترین قاچاقچی مواد مخدر کلمبیا، دیشب در حال فرار بود. فرار خشونتآمیز او پس از آن رخ داد که دولت تلاش کرد وی را از مجتمع زندان سبک مزرعهای — که او آن را به یک دژ راهزنی تبدیل کرده بود — به یک زندان پادگانی ارتش منتقل کند. فرار او در حالی اتفاق افتاد که شواهد بسیار قوی نشان میداد سیزده ماه پس از تسلیم شدن به مقامات، او همچنان از سلولش به برنامهریزی و اجرای جرایم ادامه میداد؛ آن هم با همکاری مستقیم نگهبانان زندان.
این رویدادها، برنامه «تسلیم مذاکرهشده» دولت کلمبیا را کاملاً بیاعتبار کرد.
دیروز، در حالی که صدها سرباز دامنههای جنگلی و پوشیده از انبوه گیاهانِ کوههای آند را برای یافتن اسکوبار جستوجو میکردند، رئیس فراری کارتل مدلین و برادرزادهاش با یک ایستگاه رادیویی تماس گرفتند و گفتند که او حاضر است تسلیم شود.
مردی که ادعا میکرد اسکوبار است، به شبکه رادیویی کاراکول گفت که ابتدا خواهان تضمینهایی برای امنیت خود است. کاراکول اعلام کرد که براساس مقایسه با ضبطهای صوتی، قانع شده است که تماسگیرنده خود اسکوبار بوده است. سپس نیکولاس اسکوبار، برادرزاده اسکوبار، تلفن زد و این پیشنهاد را تأیید کرد.
اسکوبار در بیانیهای گفت که خواهان تضمین جان خود و برگزاری یک محاکمه عادلانه است. او همچنین خواستار آن شد که سازمان ملل کنترل ورود به زندانش را برعهده بگیرد.
اسکوبار، برادرش و هشت عضو دیگر کارتل، روز چهارشنبه پس از آن از زندانی در نزدیکی مدلین گریختند که دولت کلمبیا تلاش ناموفق و ناشیانهای برای انتقال او به یک زندان نظامی انجام داد.
رادیو کاراکول گفت اسکوبار و برادرزادهاش آنقدر روی خط نماندند که توضیح دهند چرا او از پذیرش انتقال خودداری کرده است. گمانهزنیهایی وجود داشت که او از سوءقصدی از سوی کارتل رقیب، یعنی کارتل کالی، یا از طرحی از سوی اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا برای ربودنش و محاکمه او در ایالات متحده میترسیده است.
او به آنان گفته بود که تنها به این دلیل آزاد هستند که او مبارزه علیه استرداد را رهبری کرده و توافق تسلیم خود را انجام داده است. بنابراین دیگران به او احترام، وفاداری و سهم بیشتری از سودها بدهکار بودند.
زندان انویگادو؛ مقر عملیاتی کارتل
شواهدی وجود دارد که نشان میدهد اسکوبار پیش از فرارش، در زندان عملاً میزبان نیمی از جنایتکاران کشور بوده است. یک گزارش پلیس نشان میداد که او در سه ماه نخست بازداشت خود بیش از ۳۰۰ ملاقات غیرمجاز داشته است؛ ازجمله ملاقاتهای متعدد با مجرمان تحت تعقیب، مانند داندنی موتیلدنوس، که بعدها در آمریکا بازداشت شد؛ او در مأموریتی از سوی اسکوبار برای کشتن شاهدان دادگاه نوریگا حضور داشت.
کارلوس لموس، وزیر کشور سابق و منتقد سیاست تسلیم، زندان انویگادو را «ستاد عملیاتی اسکوبار» توصیف کرده است. اسکوبار تلفن، دستگاه فکس و فرستندههای رادیویی امن در اختیار داشت که به او اجازه میداد از راه دور امپراتوری جنایی خود را کنترل کند.
در دو هفته گذشته، دوازده نفر از رهبران تبهکاری مدلین به دستور اسکوبار ربوده و کشته شدند. دو قاچاقچی، فرناندو گالیانو و خراردو مونکادا، آشکارا برای آخرین دیدار با اسکوبار به زندان برده شدند.
ظاهراً او به آنان گفته بود که تنها به این دلیل آزاد هستند که او مبارزه علیه استرداد را رهبری کرده و توافق تسلیم خود را انجام داده است. بنابراین دیگران به او احترام، وفاداری و سهم بیشتری از سودها بدهکار بودند. وقتی آنان از افزایش سهم پرداختی خود به «دون پابلو» ــ مبلغ ۲۰۰ هزار دلار، معادل ۱۱۱ هزار پوند، برای هر محموله ــ خودداری کردند، برده شدند و به قتل رسیدند؛ همراه با برادرانشان، محافظانشان، رانندگانشان و رهبران دو خانواده دیگر کوکائین.
سپس حسابدار و دفترداران آنان نزد اسکوبار فراخوانده شدند. او به آنان گفت: «رؤسای شما همین حالا هم مردهاند. حالا شما تمام منابع و داراییهای آنان را به من تحویل میدهید. اگر دروغ بگویید، مرگی بسیار دردناک خواهید داشت.» یک بازپرس مواد مخدر گفت اسکوبار از این طریق بیش از ۵۰۰ میلیون دلار، معادل ۲۷۸ میلیون پوند، جمعآوری کرده بود تا هزینه یک فرار احتمالی را تأمین کند.
گروگانگیری مقامهای دولتی در زندان
همین شواهد مربوط به این جنایتها بود که دولت را وادار به اقدام کرد. به نیروها دستور داده شد اسکوبار را بیسروصدا به یک پادگان ارتش منتقل کنند، اما او از رفتن خودداری کرد و خواستار دیدار با مقامهای بلندپایه دولتی شد. وقتی رئیس زندانها و معاون وزیر دادگستری رسیدند، با اسلحههایی که ــ به شکلی بیش از حد آسان ــ از نگهبانان گرفته شده بود، گروگان گرفته شدند.
ادواردو مندوسا، معاون وزیر، بعدها گفت خشنترین دستیار اسکوبار، معروف به «پوپای»، یک مسلسل یوزی آماده شلیک را روی سر او گذاشت و فریاد زد که قصد دارد هر دوی آنان را بکشد.
رئیسجمهور سزار گاویریا، با لغو سفر خود به نشست سران ایبرو-آمریکایی در اسپانیا، کنترل عملیات را در دست گرفت و به واحدهای نیروهای ویژه ارتش دستور داد به زندان یورش ببرند و گروگانها را آزاد کنند. آقای مندوسا آزادی خود را چنین توصیف کرد: «در میان رگبار گلوله و انفجارها».
اما تا آن زمان اسکوبار از پیش خارج شده بود؛ احتمالاً از در اصلی، با لباس نظامی و در حالی که با ماسک گاز خود را پنهان کرده بود تا در میان سربازان همکار و همدست مخلوط شود.
این فقط همان چیزی را تأیید میکند که همه از ابتدا درباره توانایی پابلو در کنترل اوضاع به آنان گفته بودند. آیا آنان حتی گزارشهای اطلاعاتی خودشان را هم باور نداشتند؟
شرمساری سیاسی و خشم جهانی
رئیسجمهور گاویریا در پیام رادیویی و تلویزیونی خود ناچار شد اعتراف کند که اسکوبار هیچجا پیدا نشده است، منطقه بارها و بارها جستوجو شده، اما نیروها حتی نتوانستهاند مجموعهای از تونلها را پیدا کنند، چه برسد به نشانی از تحت تعقیبترین سلطان مواد مخدر و نه نفر از افرادش. برای افزودن بر شرمساری دولت، شش نگهبان زندان نیز در درگیریها کشته شده بودند. برخی منابع اصرار دارند که آنان هنگام دفاع از افراد اسکوبار، به دست سربازان مهاجم هدف گلوله قرار گرفتهاند.
پیامد سیاسی این ماجرا برای دولت جدی است. هماکنون درخواستهایی برای استعفای رئیسجمهور مطرح شده و کنگره قرار است برای تعیین مسئولیت، جلسات استماع برگزار کند. اما جدیتر از آن، تمسخر و خشم جامعه بینالمللی است.
یک تحلیلگر خارجی گفت: «این فقط همان چیزی را تأیید میکند که همه از ابتدا درباره توانایی پابلو در کنترل اوضاع به آنان گفته بودند. آیا آنان حتی گزارشهای اطلاعاتی خودشان را هم باور نداشتند؟»
فرار خارقالعاده او از زندان نشان میدهد که او تا چه اندازه بر ساختارهای سیاسی، حقوقی و نظامی کلمبیا مسلط شده بود، و اینکه بازداشت او هرگز چیزی بیش از یک اقدام نمادین نبود؛ ترتیبی موقت که او فقط تا زمانی که برایش مناسب بود، پذیرفته بود.
امپراتوری اسکوبار: چگونه به اینجا رسیدیم؟
مذاکرات اولیه برای توافق تسلیم، محصول کارزاری طولانی و دقیق بود: طی سالها، مردان مدلین تلاش کرده بودند افکار عمومی کلمبیا را قانع کنند که استرداد، «دخالت امپریالیستی» در امور داخلی کشور است.
اسکوبار و همکارانش مبارزه علیه استرداد را از طریق تروریسم پیش بردند: ترور وزیران، قضات و افسران پلیس، و بمبگذاریهایی که صدها غیرنظامی را به کشتن داد. آنان روشن کرده بودند که هر زمان دولت آماده مذاکره باشد، جنگ میتواند پایان یابد.
تنها مخالفت قاطع از سوی شمار اندکی از رهبران سیاسی خشمگین و پلیس ملی صورت گرفت؛ پلیسی که سه سال پیش افسرانی را که تحت نفوذ مافیای مواد مخدر قرار گرفته بودند پاکسازی کرد. آنان «نیروی ویژه» و «تیپ مبارزه با مواد مخدر» را راهاندازی کردند و دهها آزمایشگاه کوکائین را با دینامیت منفجر کردند.
با حضور اسکوبار در زندان «کاتدرال» در انویگادو، خیلی زود روشن شد که جز اینکه ارتش اکنون آشکارا از مشهورترین قاچاقچی کوکائین جهان محافظت میکرد، چیز زیادی تغییر نکرده است. اگرچه بمبگذاری خودروها در اماکن عمومی متوقف شده بود، نرخ کلی قتل در کشور همچنان رو به افزایش بود. و کوکائین همچنان در مقادیر هرچه بیشتر تولید و قاچاق میشد؛ با بالاترین درجه خلوص و پایینترین قیمتهای ثبتشده تا آن زمان
معامله تسلیم؛ فریب بزرگ دولت
بنابراین اسکوبار شروع به چانهزنی کرد تا فشار را از روی خود بردارد و تضمین بگیرد که برای محاکمه به آمریکا فرستاده نخواهد شد. شرایط تسلیم از طریق همکارانی که در مناصب عمومی بودند تنظیم شد؛ برای مثال، دادستان منطقهای که نقشی اصلی در مذاکرات داشت، بعداً معلوم شد از خویشاوندان اسکوبار بوده است.
نخستین فرمان، در ازای تسلیم، مجازاتهای کاهشیافته پیشنهاد میکرد. اما این برای اسکوبار کافی نبود. او دو بار آن را برای بازنگری بازگرداند تا تضمینهای ضد استرداد را قویتر کند و کاهش مجازاتها را آنقدر افزایش دهد که بتواند مطمئن باشد کمتر از سه سال زندانی خواهد بود.
در دسامبر ۱۹۹۰، برادران اوچوا با تسلیم شدن، اوضاع را آزمودند و اسکوبار ترتیبات خود را برای یک حبس راحت فراهم کرد. او زمینی در بیرون زادگاهش، انویگادو، خرید و معمارانش تأسیسات را طراحی کردند.
وکلای او بر سر جزئیات امنیت چانهزنی کردند و حق اسکوبار را برای محافظت شدن توسط افراد خودش و مأموران زندان دستچینشده در داخل زندان تثبیت کردند؛ در حالی که تیپ چهارم ارتش در بیرون مستقر میشد و دشمنان او در پلیس از ورود به شعاع سه مایلی منع میشدند.
آخرین گام، پایان دائمی استرداد بود. اعضای مجلس مؤسسان که در حال تدوین منشور جدید کلمبیا بودند، از سوی فرستادگان اسکوبار با همان پیشنهاد همیشگی روبهرو شدند: «پول ما را بگیرید، به نفع ما رأی بدهید، یا بمیرید.»
در قانون اساسی جدید، ممنوعیت استرداد کلمبیاییهای زادهشده در این کشور گنجانده شد. چند ساعت پس از رأیگیری، اسکوبار خود را تسلیم کرد.
با حضور اسکوبار در زندان «کاتدرال» در انویگادو، خیلی زود روشن شد که جز اینکه ارتش اکنون آشکارا از مشهورترین قاچاقچی کوکائین جهان محافظت میکرد، چیز زیادی تغییر نکرده است. اگرچه بمبگذاری خودروها در اماکن عمومی متوقف شده بود، نرخ کلی قتل در کشور همچنان رو به افزایش بود. و کوکائین همچنان در مقادیر هرچه بیشتر تولید و قاچاق میشد؛ با بالاترین درجه خلوص و پایینترین قیمتهای ثبتشده تا آن زمان.
منبع: The Guardian
۲۵۹








نظر شما