کبد ما هزاران سال عمر می‌کند، اما مغز و قلبمان اجازه زندگی طولانی نمی‌دهند

مغز و قلب، به دلیل نداشتن توانایی تقسیم و بازسازی، اصلی‌ترین عوامل محدودکننده‌ طول عمر انسان هستند، اما کبد می‌تواند هزاران سال عملکرد خود را حفظ کند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین و براساس گزارش زومیت، در سال ۱۹۹۷، ژان کالمان، مسن‌ترین انسان ثبت‌شده‌ی تاریخ، در ۱۲۲ سالگی درگذشت. اما آیا انسان‌ها می‌توانند بسیار طولانی‌تر از این زندگی کنند؟ پژوهشگران با مدل‌سازی ریاضی و بررسی جهش‌های سلولی، به این پرسش پاسخ داده‌اند و دریافتند که اگر چند عضو کلیدی ما را محدود نمی‌کردند، حداکثر عمر ممکن برای انسان‌ها، بسیار فراتر از چیزی است که تصور می‌کنیم.

پژوهشگران برای محاسبه‌ی حداکثر عمر ممکن، مدلی ریاضی طراحی کردند و در آن، نرخ مرگ‌ومیر افراد را معادل یک فرد ۳۰ ساله‌ی سوئیسی در نظر گرفتند. دلیل انتخاب سوئیس و سن ۳۰ سالگی این بود که این گروه، به طور میانگین سالم‌ترین افراد را دارند، اما همچنان احتمال مرگشان بر اثر خطرات معمول مثل تصادف، بیماری یا مصرف مواد مخدر وجود دارد.

کبد به عنوان عضوی با توانایی بازسازی بالا، می‌تواند از طریق تجدید مداوم سلولی، عملکرد خود را برای هزاران سال حفظ کند.

در این مدل ایده‌آل که افزایش سن با افزایش خطر مرگ همراه نیست، انسان‌ها به طور نظری می‌توانند بیش از ۲۹هزار سال زندگی کنند. اما وقتی پژوهشگران فرآیندهای پیری و جهش‌های سلولی را وارد معادله کردند، دریافتند که دو عضو خاص، این عمر طولانی را به شدت محدود می‌کنند.

به نوشته آی‌اف‌ال ساینس، پژوهشگران با مدل‌سازی ریاضی اندام‌های مختلف و درنظر گرفتن فقط جهش‌های سوماتیک (خطاهای کپی‌برداری دی‌ان‌ای در طول تقسیم سلولی)، به تفاوت‌های شگفت‌انگیزی بین بافت‌ها پی بردند. اوگنی افیموف، نویسنده‌ی مطالعه، توضیح می‌دهد که نورون‌های مغز و سلول‌های عضله‌ی قلب که توانایی تقسیم و بازسازی ندارند، اصلی‌ترین عوامل محدودکننده‌ی طول عمر هستند. این سلول‌ها با تجمع جهش‌ها، به تدریج از کار می‌افتند و میانگین طول عمر نظری را از ۱۷۵۹ سال به ۱۵۶ سال کاهش می‌دهند.

در مقابل، کبد به عنوان عضوی با توانایی بازسازی بالا، می‌تواند از طریق تجدید مداوم سلولی، عملکرد خود را برای هزاران سال حفظ و تأثیر منفی جهش‌ها را خنثی کند. به عبارت دیگر، اگر مغز و قلب ما مثل کبد عمل می‌کردند، می‌توانستیم هزاران سال زندگی کنیم.

براساس مطالعه، حداکثر میانگین عمر ممکن برای انسان‌ها، با در نظر گرفتن محدودیت‌های ناشی از جهش‌های سلولی، در محدوده‌ی ۱۴۶ تا ۱۹۴ سال برآورد شده است و حداکثر عمر مطلق به ۴۷۰ سال می‌رسد. اما برای رسیدن به ۱۵۰ سالگی، باید راهکاری برای جایگزینی نورون‌های فرسوده پیدا کنیم. پژوهشگران تأکید می‌کنند که «سلول‌درمانی با هدف جایگزینی نورون‌ها ممکن است تنها راه عملی برای دستیابی به طول عمر بیش از ۱۵۰ سال باشد، حتی اگر سایر عوامل پیری را برطرف کنیم.»

دیمیتری کریوکوف، نویسنده‌ی همکار مطالعه، می‌گوید: «گرچه جهش‌های سوماتیک نقش مهمی در پیری دارند، به تنهایی نمی‌توانند مرگ‌ومیر را توضیح دهند. مکانیسم‌های دیگری مانند از دست دادن هموستاز پروتئین، اختلال عملکرد میتوکندری و تغییرات اپی‌ژنتیک نیز به همان اندازه در محدود کردن طول عمر نقش دارند.»

نورون‌های مغز و سلول‌های عضله‌ی قلب، به دلیل نداشتن توانایی تقسیم و بازسازی، اصلی‌ترین عوامل محدودکننده‌ی طول عمر انسان هستند

یکی از یافته‌های جالب پژوهش این است که پیری در تمام اندام‌ها یکسان پیش نمی‌رود. مغز و قلب بسیار سریع‌تر از سایر اعضا مانند کبد و پوست تحت تأثیر پیری قرار می‌گیرند. این موضوع نشان می‌دهد برای افزایش طول عمر، باید به طور هدفمند روی این اندام‌های کلیدی متمرکز شد.

با وجود پیشرفت‌های چشمگیر در افزایش طول عمر، هنوز راه زیادی تا دستیابی به حداکثر عمر ممکن باقی است. اما این مطالعه، مسیرهای جدیدی را برای پژوهش در زمینه‌ی پیری و ابداع درمان‌های هدفمند برای افزایش کیفیت و کمیت زندگی انسان‌ها ترسیم می‌کند.

۲۲۷۲۲۷

کد مطلب 2249615

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 0 =

آخرین اخبار