معجزه‌های پیامبران اولوالعزم و غیر اولوالعزم چگونه بوده است؟

مفهوم معجزه به هر «آیتِ خارق‌العاده برای اثبات نبوت» تعمیم می‌یابد که ، همه گزارش‌های خارق‌العاده تاریخی در تأیید دعوت پیامبران قابل جمع‌اند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:

پرسش:

با توجه به تعریف معجزه که کارهای خارق‎العاده همراه ادعای نبوت است، آیا در تاریخ تصریحی داریم که پیامبران اولوا العزم چنین معجزه‌هایی داشتند؟ پیامبران غیر اولوا العزم چطور؟ معجزه‌های پیامبران چگونه بوده است؟

پاسخ:

در نظام‌های فکری دینی، به‌ویژه در چارچوب تعالیم قرآن، یکی از ارکان اساسی نبوت در ادیان الهی، بهره‌مندی پیامبران علیهم‌السلام از معجزه به‌عنوان ابزاری برای اثبات صدق دعوی رسالت است. در قرآن کریم، واژه «معجزه» و مشتقات آن، غالباً به معنای ضعف و ناتوانی، یا به معنای پایانِ چیزی به‌کار رفته است. (1) امروزه، «معجزه» به کار خارق‌العاده‌ای گفته می‌شود که پیامبران الهی برای اثبات نبوت خود انجام می‌دادند و دیگران از انجام دادن آن عاجز بوده‌اند. این عجز دیگران باعث شده تا این امور را «معجزه» بنامند. درواقع، معنای اصطلاحی و امروزین «معجزه» بیشتر در کلمات مفسرین و متکلمین شکل گرفته است.

طبق تعاریفی که توسط متکلمان برای معجزه ارائه نمودند، معمولاً چهار قید اساسی را برای معجزه در نظر گرفته‌اند:

 اول فعل خداوند باشد؛ دوم کاری خارق‌العاده باشد؛ سوم همراه با ادعای نبوت باشد؛ چهارم: همراه با تحدی (درخواست مقابله‌به‌مثل) باشد.

 به‌عنوان نمونه، علامه حلی معجزه را امری خارق عادت که همراه با تحدی و فعل خداوند است دانسته که هدف اصلی آن تصدیق نبی است. (1)

در قرآن کریم و روایات معصومین علیهم‌السلام امور خرق العاده‌ای را برای انبیای گذشته ذکر نمودند، ولی با در نظر گرفتن قید سوم و چهارم بسیاری از این امور از تعریف معجزه خارج می‌شوند. به‌عنوان نمونه بسیاری از این امور همراه با ادعای نبوت و یا برای اثبات نبوت نبوده؛ مثلاً سرد و سالم ماندن آتش برای حضرت ابراهیم علیه‌السلام (2) یا زنده کردن پرندگان توسط ایشان هرچند یک عمل خارق عادت و دور از توان انسانی است و عرفاً از آن به «معجزه» یاد می‌شود، اما تعریف اصطلاحی اعجاز بر آن صدق نمی‌کند؛ زیرا حضرت ابراهیم علیه‌السلام عمل مزبور را برای اثبات نبوت خویش نیاورده است، بلکه عمل مزبور یک فعل خارق‌العاده الهی است که برای نجات حضرت ابراهیم علیه‌السلام صورت گرفته است. همچنین معجزاتی از قبیل تولد حضرت یحیی علیه‌السلام از حضرت زکریا علیه‌السلام (3) و یا حضرت اسماعیل و اسحاق علیهماالسلام از حضرت ابراهیم علیه‌السلام در سنین پیری؛ (4) یا تولد حضرت عیسی علیه‌السلام از حضرت مریم علیهاالسلام؛ (5) ازجمله مواردی است که به‌ظاهر امری خارق‌العاده، اما برای اثبات نبوت نبوده است.

از طرفی بسیاری از این امور مانند طوفان بر امت حضرت نوح، (6) زلزله بر قوم حضرت صالح، (7) باران سنگ برقوم لوط (8) با هدف تنبیه و عذاب محقق شده است. این نوع معجزات غالباً به دلیل ماهیت تنبیهی‌شان، به‌طور مستقیم باعث ایمان افراد نمی‌شود؛ چون مخاطب اصلی معمولاً در اثر عذاب نابود می‌شد یا فرصت رجوع نداشت؛ پس قید اثبات نبوت در آن‌ها معنا ندارد.

البته ممکن است به معجزاتی از قبیل بیرون آمدن شتر از دل کوه توسط حضرت صالح (9) استناد نمود که باز شرط چهارم را نداشته و همراه با تحدی نبوده است. در این رابطه نکته‌ای که قابل تأمل است این است که در قرآن کریم و روایات، تحدی تنها برای اعجاز قرآن (10) و یکی از معجزات حضرت موسی علیه‌السلام آمده است. (11) حتی در جریان تحدی ساحران با حضرت موسی علیه‌السلام (12) درخواست تحدی و مقابله از جانب حضرت موسی علیه‌السلام نبوده؛ بلکه فرعون از ساحران خواسته تا به مقابله با معجزه‌ی حضرت موسی علیه‌السلام بپردازند. (13) ازاین‌رو برخی بر این باورند که ذکر قید تحدی در تعریف معجزه، اولاً دلیلی از قرآن، سنت، اجماع و عقل ندارد و ثانیاً سبب می‌شود بسیاری از معجزات پیامبران که با تحدی همراه نبوده، معجزه به‌حساب نیایند؛ (14) بنابراین کمتر معجزه‌ای می‌توان پیدا کرد که در آن دعوت به تحدی صورت گرفته باشد. مگر اینکه بگوییم که معجزه باید به نحوی باشد که قابلیت تحدی نداشته باشد.

تفاوت تعریف معجزه در کلام و تاریخ

در کلام اسلامی، معجزه بیشتر برای اثبات نبوت پیامبران علیهم‌السلام استفاده می‌شود؛ بنابراین تعریف کلامی معجزه، به ویژگی‌هایی فراتر از خارق‌العاده بودن نیاز دارد؛ مثلاً معجزه باید با ادعای نبوت مطابقت داشته باشد، در آن قید تحدی لحاظ شود و...؛ یعنی باید ارتباط منطقی بین معجزه و ادعای نبوت وجود داشته باشد. به تعبیر دیگر در علم کلام به معجزه نگاه اثباتی می‌شود و به دنبال اثبات ادعای نبوت از طریق معجزه است.

در مقابل، کتب تاریخی نگاه دیگری به معجزات داشتند. در اواخر قرن دوم و سوم هجری، شاخه‌ای تحت عنوان “دلائل‌نگاری” در تاریخ اسلام شکل گرفت. دلائل‌نگاری، به‌عنوان گرایشی خاص در محدوده سیره نبوی و سیره ائمه علیهم‌السلام، به اثبات پیامبری رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و امامت امامان علیهم‌السلام از طریق بیان معجزات ایشان می‌پرداخت. (16) رویکرد کتب تاریخی و حتی کتب حدیثی، صرفاً بر ثبت وقایع خارق‌العاده متمرکز است. این کتب وقایعی را گزارش می‌کنند که در نگاه اول خارق‌العاده به نظر می‌رسند، بدون اینکه لزوماً به ارتباط آن‌ها با ادعای نبوت یا اثبات آن توجه خاصی شود؛ به‌عبارت‌دیگر، نگاه تاریخی به معجزه، نگاه ثبوتی است و به دنبال ثبت وقایع است. به تعبیر دیگر این کتب با جمع‌کردن تمام امور خارق‌العاده‌ای که مثلاً توسط پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله صورت گرفته، بیان می‌کند که ایشان با وحی مرتبط بوده و این امور حکایت از نبوت ایشان دارد.

چگونگی معجزات انبیا

بیشتر معجزه‌هایی که در قرآن آمده معمولاً امری خارق‌العاده و فوق توان بشری بوده که نشان‌دهنده‌ی صدق پیامبران علیهم‌السلام بوده؛ اما اگر بخواهیم قید اثبات نبوت را در تعریف معجزه داخل بدانیم، در این صورت عصای حضرت موسی مصداق بارز معجزه برای پیامبران اولوا العزم و ناقه حضرت صالح مصداق بارز معجزه برای پیامبران غیر اولوا العزم قرار می‌گیرد. البته یقیناً معجزه‌های دیگری توسط انبیا صورت گرفته، اما کیفیت و چگونگی آن بیان نشده است؛ مثلاً در قرآن کریم در مورد حضرت شعیب آمده «قَدْ جَآءَتْکُم بَیِّنَه‌ٌ مِّن رَّبِّکُم‌» (15) درحالی‌که در قرآن و روایات چگونگی آن بیان نشده است.

نتیجه:

تعریف معجزه دارای اختلافاتی است و پاسخ به پرسش مذکور منوط به این است که چه تعریفی از معجزه ارائه دهیم. به‌عنوان نمونه اگر در تعریف کلامی، قید اثبات نبوت و تحدی را همراه معجزه بدانیم؛ شاید کمتر مصداقی را بتوان برای معجزه‌ای پیدا کرد؛ اما اگر گفته شود مراد از اثبات نبوت، اموری است که در راستای تأیید و تصدیق نبوت صورت گرفته باشد و یا مراد از تحدی این است که قابلیت تحدی داشته باشد. در این صورت بیشتر این امور را می‌توان داخل در تعریف معجزه دانست. از این رو با توسعه دادن تعریف معجزه میتوان گفت هم پیامبران اولوا العزم و هم غیر از آنان معجزاتی داشتند که با ادعای نبوت آن‌ها مطابق بوده است.

پی‌نوشت‌ها:

1. حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، قم، جامعه مدرسین، موسسه النشر الاسلامی، 1430 ه ق، ص 475.

2. سوره‌ی انبیاء، آیه 69.

3. سوره‌ی آل‌عمران، آیه 39؛ سوره‌ی مریم، آیات 1-7؛ سوره‌ی انبیا آیه 90.

4. سوره‌ی هود، آیه 71.

5. سوره‌ی آل‌عمران، آیه 45؛ سوره‌ی مریم، آیه 20.

6. سوره‌ی یونس، آیه 71.

7. سوره یونس، آیه 91؛ سوره‌ی هود، آیه 94.

8. سوره‌ی اعراف: 84؛ سوره‌ی هود، آیه 87؛ سوره‌ی حجر، آِیه 73

9. سوره اعراف، آیه ۷۳

10. سوره‌ی یونس، آیه 88.

11. «اَلقوا ما اَنتُم مُلقون» سوره یونس، آیه ۸۰.

12. «اَلقوا ما اَنتُم مُلقون» سوره یونس، آیه ۸۰.

13. سوره‌ی یونس آیه 79.

14. حزم، علی بن احمد، الفصل فی الملل و الاهواء و النحل، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۶ ق، ج ۳، ص ۱۷۴.

15. رک: خانجانی، قاسم، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا آبان و آذر 1381 شماره 61 و 62.

16. سوره‌ی اعراف، آیه 85.

کد مطلب 2246203

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 4 =

آخرین اخبار