جمهوری اسلامی ایران، در پرتو مقاومت ملت، توان دفاعی نیروهای مسلح و ایستادگی در برابر فشارهای خارجی، توانسته است جایگاه مهمی در معادلات منطقهای و بینالمللی به دست آورد. حفظ این دستاورد، نیازمند آن است که تصمیمگیریهای کشور با نهایت دقت، آیندهنگری و شناخت عمیق از پیچیدگیهای محیط بینالمللی همراه باشد؛ زیرا تجربه نشان داده است که بسیاری از موفقیتهای بزرگ، نه در میدان نبرد، بلکه در مرحله پس از آن و در عرصه تدبیر سیاسی و دیپلماسی تثبیت یا تضعیف میشوند.
در چنین شرایطی، مسئولان کشور، دستگاه سیاست خارجی و همه نهادهای تصمیمساز باید این واقعیت را همواره مدنظر داشته باشند که دشمنان ایران، صرفاً از ابزارهای نظامی بهره نمیگیرند؛ بلکه جنگ شناختی، عملیات روانی، نفوذ اطلاعاتی و ایجاد شکاف در محاسبات تصمیمگیران، از مهمترین شیوههای آنان برای کاهش قدرت ملی است. در ادبیات امنیت ملی نیز، نفوذ تنها به معنای حضور یک عامل اطلاعاتی نیست؛ بلکه گاه یک جریان فکری، یک روایت رسانهای یا تحلیلی نادرست میتواند ناخواسته در همان مسیری حرکت کند که دشمن برای فرسایش توان یک کشور طراحی کرده است.

از این منظر، هرگاه صداهایی ــ آگاهانه یا ناآگاهانه ــ بدون محاسبه دقیق از هزینهها، بر طبل استمرار جنگ، نفی هرگونه راهکار دیپلماتیک یا بیاعتبار ساختن تلاشهای سیاسی بکوبند، لازم است انگیزهها، آثار و پیامدهای چنین رویکردهایی با دقت مورد ارزیابی قرار گیرد. تجربه دهههای اخیر نشان داده است که برخی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای، از تداوم ناامنی، فرسایش اقتصادی و استمرار بحران در کشورهای مستقل، بیشترین منفعت راهبردی را میبرند؛ زیرا امنیت و اقتدار ایران، موازنههای مطلوب آنان را بر هم میزند.
از همین رو، حفظ انسجام داخلی، پرهیز از تصمیمهای هیجانی و تقویت دیپلماسی فعال، نه نشانه عقبنشینی، بلکه جلوهای از بلوغ راهبردی یک نظام سیاسی است. هنر مدیریت کشور آن است که در عین حفظ آمادگی دفاعی، اجازه ندهد دشمن بتواند با تحریک احساسات، مسیر تصمیمگیریهای کلان را از عقلانیت به سمت فرسایش و درگیریهای پرهزینه منحرف سازد.
در این میان، مسئولیت نخبگان، رسانهها و سیاستورزان نیز سنگینتر از گذشته است. آنان باید مراقب باشند که ادبیات و تحلیلهایشان، ناخواسته در خدمت اهداف کسانی قرار نگیرد که از استمرار تنش و جنگ سود میبرند. نقد، اختلاف نظر و رقابت سیاسی، لازمه یک جامعه پویاست؛ اما هنگامی که امنیت، استقلال و منافع ملی در میان است، همه جریانها باید خود را در برابر تاریخ و ملت مسئول بدانند.

امروز بیش از هر زمان دیگر، کشور به عقلانیت راهبردی، دیپلماسی مقتدر، وحدت ملی و هوشیاری امنیتی نیاز دارد. حفظ دستاوردهای جمهوری اسلامی، تنها با قدرت نظامی ممکن نیست؛ بلکه با تصمیمهای سنجیده، شناخت دقیق از نقشههای دشمن و جلوگیری از هرگونه نفوذ در عرصه تصمیمسازی و افکار عمومی تحقق مییابد.
تاریخ نشان داده است که دشمن، هنگامی که از رویارویی مستقیم نتیجهای نمیگیرد، میکوشد از طریق نفوذ، عملیات روانی، دامن زدن به افراطگرایی و برهم زدن محاسبات مسئولان، همان هدف را از درون دنبال کند. از اینرو، بزرگترین مسئولیت امروز مدیران و دیپلماتهای کشور آن است که ضمن پاسداری از اقتدار ملی، نگذارند هیچ جریان یا روایتی ــ خواه از روی غرض و خواه از سر غفلت ــ سرمایه بزرگ وحدت ملی، دستاوردهای کشور و فرصتهای دیپلماتیک را تضعیف کند. هنر سیاست، حفظ قدرت و تبدیل آن به امنیت، آرامش و پیشرفت پایدار برای ملت است؛ و این همان راهی است که آینده ایران را تضمین خواهد کرد.
* عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران






نظر شما