یکی از پرسشهای مهم تاریخ اسلام این است که چرا امام سجاد(ع)، با وجود مخالفت آشکار با حکومت اموی و استمرار خط نهضت عاشورا، در این قیام حضور نیافت و آن را رهبری یا تأیید عملی نکرد؟
پاسخ به این پرسش، تنها با مراجعه به منابع معتبر و تفکیک میان گزارشهای تاریخی و تحلیلهای تاریخی امکانپذیر است.
۱. هیچ دلیل معتبری بر تحریم قیام از سوی امام وجود ندارد
نخست باید میان «عدم مشارکت» و «تحریم قیام» تفاوت نهاد.
در منابع معتبر شیعه، مانند الارشاد شیخ مفید، اعلام الوری طبرسی و بحارالانوار علامه مجلسی، گزارش شده است که امام سجاد(ع) در قیام حرّه حضور نداشت؛ اما هیچ روایت معتبر و صریحی وجود ندارد که آن حضرت این قیام را حرام اعلام کرده یا مردم را از شرکت در آن نهی کرده باشد.
از منظر روششناسی تاریخ، صرفِ عدم حضور امام، بهتنهایی دلیل بر نامشروع بودن یک حرکت نیست؛ همانگونه که عدم نقل تأیید صریح نیز لزوماً به معنای نفی اصل اعتراض به حکومت یزید نیست.

از سوی دیگر، در اندیشه شیعه، قیامی که تحت رهبری امام معصوم یا با اذن خاص ایشان نباشد، الزاماً به معنای قیامی نامشروع نیست؛ بلکه تنها نمیتوان آن را «قیامِ امام» یا «حرکت مورد امضای خاص امام» دانست. ازاینرو، میان «عدم امضای امامت» و «عدم مشروعیت» باید تفکیک کرد.
۲. انگیزه قیام مردم مدینه
قیام حرّه صرفاً واکنشی احساسی نبود.
مورخان گزارش کردهاند که پس از بازگشت هیئتی از بزرگان مدینه از شام، آنان رفتار و عملکرد یزید را با مردم در میان گذاشتند و همین امر موجب گسترش نارضایتی عمومی شد. در نتیجه، مردم مدینه با انگیزه اعتراض به حکومت اموی و خلع یزید از خلافت دست به قیام زدند.
بنابراین، اصل اعتراض مردم مدینه، ریشه در انگیزههای دینی، اخلاقی و سیاسی داشت؛ هرچند از نظر نظامی فاقد شرایط لازم برای پیروزی بود.
۳. حفظ استمرار امامت؛ مهمترین مسئولیت امام سجاد(ع)
در زمان وقوع حرّه، تنها حدود دو سال از واقعه عاشورا گذشته بود. امام حسین(ع)، یارانش و بسیاری از شخصیتهای برجسته بنیهاشم به شهادت رسیده بودند و امام سجاد(ع) تنها امام معصوم و استمراربخش خط امامت به شمار میرفت.
منابع شیعه، از جمله الارشاد شیخ مفید، فضای شدید امنیتی و فشار حکومت اموی بر اهلبیت(ع) را بهخوبی ترسیم کردهاند. حکومت اموی پس از عاشورا بیش از هر زمان دیگری در صدد کنترل و تضعیف جایگاه اهلبیت(ع) بود.

در چنین شرایطی، حضور مستقیم امام در قیامی که از نظر نظامی تناسبی با قدرت عظیم سپاه شام نداشت، احتمال شهادت ایشان را بسیار افزایش میداد؛ رخدادی که میتوانست استمرار ظاهری امامت را با بحرانی جدی مواجه سازد.
البته باید توجه داشت که منابع اولیه شیعه، این تحلیل را به صورت تصریحشده بیان نکردهاند؛ بلکه این برداشت، مبتنی بر مجموعه قرائن تاریخی و سیره سیاسی امام سجاد(ع) است و شماری از پژوهشگران معاصر آن را پذیرفتهاند.
۴. قیام حرّه تحت رهبری امام معصوم نبود
رهبری قیام بر عهده عبدالله بن حنظله، مشهور به «غسیلالملائکه» بود.
منابع تاریخی او را فردی مؤمن، شجاع و مخالف حکومت یزید معرفی کردهاند؛ اما در منابع معتبر شیعه هیچ گزارشی وجود ندارد که امام سجاد(ع) او را به رهبری منصوب کرده یا از قیام او حمایت رسمی و سازمانیافته کرده باشد.
البته این امر، بهخودیخود به معنای نفی شخصیت دینی عبدالله بن حنظله نیست؛ بلکه صرفاً نشان میدهد که این حرکت، قیامی مردمی بود و نه نهضتی که تحت رهبری یا فرمان مستقیم امام معصوم شکل گرفته باشد.
۵. فقدان چشمانداز روشن نظامی
از منظر تاریخی، مردم مدینه از نظر تجهیزات، سازماندهی نظامی و تجربه جنگی، توان مقابله با ارتش منظم شام را نداشتند.

سپاه یزید از انسجام، فرماندهی و آمادگی نظامی بالایی برخوردار بود؛ در حالی که قیام مدینه عمدتاً بر موج نارضایتی عمومی و اعتراض اجتماعی استوار بود.
اینکه امام سجاد(ع) با توجه به این واقعیتها، ورود مستقیم به چنین نبردی را به مصلحت اسلام و امامت ندانسته باشد، تحلیلی است که برخی از پژوهشگران معاصر مطرح کردهاند؛ هرچند منابع اولیه، این علت را بهصورت صریح بیان نکردهاند.
۶. رفتار عملی امام در جریان واقعه حرّه
یکی از نکات مهمی که در منابع تاریخی آمده، رفتار انسانی امام سجاد(ع) در جریان این فاجعه است.
بر اساس گزارشهایی که در منابعی مانند الارشاد، تاریخ طبری و البدایة و النهایة نقل شده، امام سجاد(ع) در روزهای بحران، شماری از زنان و کودکان، از جمله خانواده مروان بن حکم، را در پناه خود گرفت و از آنان حمایت کرد.
این رفتار، نشان میدهد که هرچند امام وارد رویارویی نظامی نشد، اما در متن بحران حضور فعال اخلاقی و انسانی داشت و در حد توان، از آسیبدیدگان حمایت کرد؛ سیرهای که با جایگاه الهی و رسالت اخلاقی اهلبیت(ع) کاملاً سازگار است.
۷. تفاوت شرایط عاشورا و حرّه
گاه پرسیده میشود: اگر امام حسین(ع) قیام کرد، چرا امام سجاد(ع) چنین نکرد؟
پاسخ این پرسش را میتوان در تفاوت شرایط تاریخی دو مقطع جستوجو کرد.
شهید آیتالله مطهری در تحلیل سیره ائمه(ع) تأکید میکند که رفتار هر امام، تابع شرایط زمان و تکلیف الهی همان عصر است، نه تکرار ظاهری رفتار امام پیشین.
از همین منظر، عاشورا مأموریتی ویژه برای امام حسین(ع) بود؛ اما پس از عاشورا، مهمترین وظیفه امام سجاد(ع)، حفظ اصل امامت، صیانت از میراث عاشورا، تربیت نسل مؤمن و بازسازی فرهنگی جامعه اسلامی بود؛ رسالتی که بعدها در قالب صحیفه سجادیه، رساله حقوق و تربیت شاگردان برجسته تجلی یافت.

علامه طباطبایی نیز در تحلیل سیره ائمه(ع)، بر این اصل تأکید میکند که روش هر امام را باید در چارچوب شرایط تاریخی و مصالح الهی همان عصر تحلیل کرد، نه با انتظار تکرار یک شیوه واحد در همه دورانها.
بنابر این بر پایه منابع معتبر شیعه و با رعایت روش صحیح تحقیق تاریخی، میتوان نتایج زیر را با اطمینان بیشتری بیان کرد:
الف - امام سجاد(ع) در قیام حرّه شرکت نکرد.
ب- هیچ روایت معتبر و صریحی وجود ندارد که آن حضرت این قیام را تحریم کرده یا مردم را از شرکت در آن نهی کرده باشد.
ج- در منابع اولیه شیعه، علت عدم حضور امام بهصورت صریح بیان نشده است؛ ازاینرو، تحلیلهایی مانند حفظ استمرار امامت، شرایط امنیتی پس از عاشورا، فقدان تناسب نظامی و تفاوت وظیفه الهی امام، تحلیلهایی مبتنی بر قرائن تاریخیاند، نه گزارشهای مستقیم منابع.
د - در منابع معتبر نیز گزارشی وجود ندارد که عبدالله بن حنظله از سوی امام سجاد(ع) به رهبری قیام منصوب یا مأذون شده باشد.
هـ - رفتار امام در جریان واقعه حرّه، بیش از آنکه رنگ مشارکت نظامی داشته باشد، جلوهای از مسئولیت اخلاقی و انسانی ایشان در حمایت از آسیبدیدگان بود.
بنابراین، از منظر منابع معتبر شیعه، نمیتوان عدم حضور امام سجاد(ع) را به معنای مخالفت با اصل اعتراض به حکومت یزید یا تحریم قطعی قیام حرّه دانست. آنچه با اطمینان بیشتری میتوان گفت، این است که امام، در حساسترین مقطع تاریخ تشیع، راهبردی متناسب با وظیفه الهی خویش برگزید؛ راهبردی که افزون بر حفظ استمرار امامت، زمینه انتقال پیام عاشورا و بقای مکتب اهلبیت(ع) را در نسلهای بعد فراهم ساخت.
* عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران







نظر شما