به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:
پرسش:
با توجه به نظریه ماکسوبر درباره نقش «اخلاق پروتستانی» در شکلگیری سرمایهداری غرب، آموزههای اخلاقی امام صادق علیهالسلام چه نقشی میتواند در شکلگیری و جهتدهی به نظام اقتصادی تمدن نوین اسلامی ایفا کنند؟
پاسخ:
ماکس وِبِر در نظریه مشهور خود با طرح پرسش از چرایی شکلگیری سرمایهداری در اروپای غربی، به این نتیجه رسید که «اخلاق پروتستانی» -بهویژه آموزههای کالونیسم- با تقدیس کار دنیوی، تشویق به انباشت ثروت بهعنوان نشانه فیض الهی و ترویج زهدی که به سرمایهگذاری مجدد منجر میشد، نیروی محرکهای بود که نظام سرمایهداری جدید را رقم زد. وِبِر بر آن بود که باورهای دینی نه صرفاً اموری فردی و آخرتگرا، بلکه عاملی تأثیرگذار در شکلدهی به نظامهای اقتصادی و تمدنی به شمار میروند. حال ممکن است این سؤال پیش آید که آموزههای اخلاقی امام صادق علیهالسلام -که از جایگاه والایی در معارف اسلامی برخوردار است- چه نقشی میتواند در شکلگیری و جهتدهی به نظام اقتصادی تمدن نوین اسلامی ایفا کند؟
در ادامه در قالب نکاتی به این پرسش خواهیم پرداخت.
نکاتی در باب نقش آموزههای اخلاقی امام صادق علیهالسلام در شکلگیری و جهتدهی به نظام اقتصادی تمدن نوین اسلامی
نکته اول: کار و تلاش اقتصادی بهمثابه ارزشی بنیادین
در آموزههای امام صادق علیهالسلام، کار و تلاش اقتصادی نهفقط تأمینکننده نیازهای مادی، بلکه دارای ارزشی الهی و متناظر با جهاد در راه خدا معرفی شده است. (1) در این دسته از روایات، کار بهعنوان یاور دین و موجب عزت، استقلال و شکوفایی شخصیت انسان شمرده شده و بیکاری بهشدت سرزنش شده است؛ چنانکه امام علیهالسلام درباره کسی که دست از کار کشیده و تنها به دعا مشغول شده تأکید فرمود که دعای او مستجاب نخواهد شد. (2) همچنین ایشان بیکاری را موجب خواری و زبونی در چشم افراد جامعه و زمینهساز تنبلی و یأس فردی و اجتماعی دانستهاند. (3) در نگرش امام صادق علیهالسلام، کار نهتنها عبادتی الهی، بلکه مسئولیتی اجتماعی است که در کنار تأمین معاش، به تقویت روحیه خدمترسانی و تعالی فرد و جامعه میانجامد. (4) تذکر این نکته نیز لازم است که در روایات بر حُسن خلق در فعالیتهای اقتصادی و تعامل با مردم تأکید شده و آن را موجب افزایش روزی و آورده اقتصادی دانستهاند. (5)
نکته دوم: کیفیت کار و جایگاه احسان در جامعه اسلامی
امام صادق علیهالسلام بر کیفیت انجام کار نیز تأکید کرده و میفرماید هرگاه مؤمن کار خود را به نیکویی انجام دهد، خداوند پاداش عمل او را تا هفتصد برابر افزایش میدهد. (6) در توضیح این نکته باید گفت که در برداشت رایج، احسان غالباً به معنای کمک مالی فهمیده میشود، اما در نگاه اسلامی، احسان مفهومی گستردهتر دارد و به معنای انجام دادن هرکار به بهترین شکل ممکن است. امام علیهالسلام در پاسخ به پرسشی درباره معنای احسان، آن را به درست بهجا آوردن رکوع و سجود نماز، پرهیز ازآنچه روزه را باطل میکند و دوری از کارهای ناروا در حج تفسیر میکند؛ (7) بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که قلمرو احسان تنها به انفاق مالی محدود نیست، بلکه عرصههایی مانند تولید، هنر، نویسندگی، تعلیم و تربیت و حتی توجه به محیطزیست را نیز دربر میگیرد. ازاینرو، انسان وظیفه دارد بکوشد هر کاری را به بهترین وجه انجام دهد و از نیکوکاری ناآگاهانهای که به تنبلی یا وابستگی دیگران میانجامد نیز بپرهیزد. بر این اساس، احسان یکی از عناصر اساسی در شکلگیری جامعه و تمدن اسلامی به شمار میآید.
نکته سوم: انصاف و پرهیز از سودجویی افراطی در فعالیتهای اقتصادی
امام صادق علیهالسلام در رفتار اقتصادی خود، بر رعایت انصاف تأکید فراوان داشت؛ چنانکه وقتی خادمش با سوءاستفاده از کمبود کالا، سود صددرصدی کسب کرد، امام از این عمل غیراخلاقی ابراز نارضایتی کرده و تذکر میدهند که جنگ با شمشیر از کسب روزی حلال آسانتر است. (8) آموزههای اخلاقی، ضمن تربیت انسان از درون، افراد را ترغیب میکند تا منافع شخصی خود را در مسیر منافع عمومی و جامعه سامان دهد. بر این اساس مسلمانان موظفاند با در نظر داشتن حرمت انسان مؤمن و روحیه تعاون و نفعرسانی، از ترویج طمعورزی و منفعتخواهی بیحدومرز در اقتصاد اسلامی اجتناب کنند. ازاینرو مسلمان موظف است از اعمالی همچون تبانی برای ایجاد انحصار فروش، تبلیغات کاذب، کمفروشی (تطفیف)، دروغ، ربا و پنهان کردن عیب کالا پرهیز نماید. (9)
نکته چهارم: عدالت و نقش آن در نظام اقتصادی
عدالت از اصولی است که در اسلام جایگاه ویژهای دارد. (10) رعایت عدالت اجتماعی از اصول اساسی سیره عملی پیشوایان دین بوده و در اجرای آن هیچ تفاوتی میان مسلمان و غیرمسلمان قائل نمیشدند. امام صادق علیهالسلام در مورد عدالت و بهخصوص عدالت توزیعی میفرماید:
«اگر میان مردم عدالت برقرار شود، همه بینیاز میشوند.» (11)
عدالت توزیعی به معنای نفی تبعیض در تقسیم اموال است و اهداف آن شامل از میان بردن فقر مطلق، ایجاد توازن میان اقشار جامعه و احیای جامعه اسلامی است که از طریق اموری مثل خمس و زکات تحقق مییابد. (12)
نکته پنجم: انفاق و سخاوت بهمثابه رفتار اقتصادی سالم
در آموزههای امام صادق علیهالسلام، انفاق و سخاوت نهتنها بهعنوان فضیلتی اخلاقی، بلکه بهمثابه رفتار اقتصادی و تمدنی مورد تأکید قرار گرفته است. ایشان میفرماید:
«سخاوت از خُلقوخوی پیامبران است و ستون ایمان بهشمار میآید. هیچکس مؤمن نیست مگر آنکه سخاوتمند باشد ... سخاوت آن است که انسان از هر چیز دوستداشتنی ببخشد ... .» (13)
سخاوت و انفاق، نهتنها به سعادت و کمال فرد میانجامد، بلکه سبب رشد اقتصادی و مساعدت اجتماعی میگردد. نکته مهم، رسیدن انفاق و کمک به نیازمندان واقعی و رفع مشکلات آنان است؛ موضوعی که در سیره امام علیهالسلام بهوضوح مشاهده میشود. (14) با توجه به گستره معنایی و تنوع مصداقی انفاق و نیز نقش آن در توسعه و رشد جامعه انسانی و آثار تمدنی آن، انفاق نمونهای از رفتار اقتصادی سالم در تمدن اسلامی بهشمار میرود. (15)
نکته ششم: میانهروی در مصرف و پرهیز از اسراف و تبذیر
در روایات، اسراف و تبذیر بهعنوان آفاتی برای فرد و جامعه تعریف شده و میانهروی در مصرف بهعنوان فضیلت اخلاقی توصیه گردیده است:
«میانهروی چیزی است که خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن میدارد.» (16)
امام صادق علیهالسلام در روایتی خطاب به یکی از یاران میفرماید:
«از خدا پروا کن! و نه اسراف کن و نه تنگ بگیر؛ بلکه راه میانه را در پیش گیر.» (17)
در نگرش اسلامی، نه انباشت و احتکار و نه مصرف بیرویه و ریختوپاش موردپسند است، بلکه نوع مصرف باید در جهت کمالیابی و متعادل باشد. با توجه به آثار گسترده این آموزه، بسیاری از نابسامانیهای اجتماعی، سیاسی و عقیدتی برطرف شده و جامعه به حالت تعادل و سلامت بازمیگردد. (18)
نکته هفتم: صداقت و امانتداری در فعالیتهای اقتصادی
در اسلام، رعایت امانت و صداقت در هر حالتی لازم است و حتی عبادت نیز در کمیت و طول رکوع و سجود، بلکه در راستگویی و امانتداری معنا مییابد. (19) امام صادق علیهالسلام نیز در اهمیت امانتداری فرمود:
«اگر قاتل علی علیهالسلام امانتی به من میسپرد، حتماً آنرا به او برمیگرداندم.» (20)
امانتداری و صداقت، پایههای اعتماد عمومی و زمینهساز شکلگیری اقتصادی سالم، عادلانه و اخلاقمدار در جامعه اسلامی است.
نتیجه:
درمجموع، اگر وِبر نشان داد که یک منظومه اخلاقی میتواند در پیدایش یک نظام اقتصادی نقشآفرین باشد، آموزههای اخلاقی امام صادق علیهالسلام نیز ظرفیت آن را دارد که شالوده اقتصادی تمدن نوین اسلامی را پدیدآورند و به آن جهت بدهد. این آموزهها با تقدیس کار، تأکید بر احسان و کیفیت، دعوت به انصاف، عدالت، انفاق، اعتدال در مصرف و پایبندی به صداقت و امانتداری، اقتصادی را ترسیم میکند که هم مولِّد و پویا است و هم اخلاقی و متعالی. چنین اقتصادی نه بر حرص، تبعیض و مصرفزدگی، بلکه بر مسئولیت، تعاون، اعتماد و کرامت استوار است. از این منظر، تعالیم امام صادق علیهالسلام فقط توصیههایی فردی نیست، بلکه اصولی تمدنساز است که میتواند مبنای شکلگیری الگوی پیشرفت اسلامی و نظام اقتصادی متوازن، عادلانه و پایدار در روزگار معاصر قرار گیرد.
پینوشتها:
1. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، 1363 ش، ج 5، ص 72.
2. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، 1363 ش، ج 5، ص 77.
3. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، 1363 ش، ج 5، ص 72.
4. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، 1363 ش، ج 5، ص 72.
5. قمی، عباس، سفینه البحار، قم، اسوه، ۱۳۹۶ ش، ج ۲، ص ۶۷۸.
6. طوسی، محمد بن حسن، الأمالی، قم، دارالثقافه، 1414 ق، ص 224.
7. حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، قم، انتشارات اسماعیلیان، 1383 ش، ج 1، ص 187.
8. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، 1363 ش، ج 5، ص 167.
9. حلی، یوسف بن سلیمان، الدر المنثور، قم، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، 1414 ق، ج 1، ص 516.
10. سوره نحل، آیه ۹۰: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ.»
11. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، 1363 ش، ج 5، ص 568.
12. شریفی، محمدعلی و سید رضا مهدینژاد، نقش اخلاق در پیریزی نظام اقتصادی تمدن نوین اسلامی با تأکید بر روایات امام صادق علیهالسلام، دوفصلنامه علمیپژوهشی اخلاق و تاریخ پزشکی، بهار و تابستان 1404 ش، شماره 8، ص 43.
13. منسوب به امام صادق علیهالسلام، مصباح الشریعه، بیروت، مؤسسه الأعلمی، 1400 ق، ص 82.
14. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، 1363 ش، ج 5، ص 66.







نظر شما