۰ نفر
۲ تیر ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۸
تجاوز سازمان یافته به مقررات شهرسازی

نخستین قانون شهرسازی در ایران در سال ۱۳۳۴ خورشیدی در کمیسیون مشترک مجلس شورای ملی و سنا به تصویب رسید. قانون تأسیس وزارت آبادانی و مسکن نیز در ۲۶ اسفند ۱۳۴۲ به تصویب رسید که در آن سخن از تدوین و اجرای طرح­‌های شهرسازی به میان آمد.

سرانجام قانون جامع و کاملی زیر نام «قانون تأسیس شورای­ عالی شهرسازی و معماری ایران» در سال ۱۳۵۱ به تصویب مجلس شورای ملی و سنا رسید و مقررات شهرسازی در ایران همسنگ استانداردهای کشورهای اروپایی و امریکا گردید. این قوانین پس از تصویب با دقّت از سوی شهرداری­‌ها اجرا شدند و نظم عمومی شهرها در ساخت­‌وسازها و کنترل جمعیت آن­‌ها استوار گردید.

در کشورهای پیشرفته نیز مقررات شهرسازی تقدّس دارند و کمترین تجاوزی به آن­‌ها پذیرفته نمی­‌شود. ولی در چهار دههٔ گذشته تجاوزهایی به این مقررات ارزشمند انجام شده­‌اند که دارای زیربنای احترام به حق مالکیت شهروندان و نظم عمومی شهرها هستند. ارادهٔ سیاسی در کشور نیز برای دفاع از قوانین ارزشمند شهرسازی وجود نداشته است. پیامدهای آن نیز گسترش بی­‌رویّه ساخت­‌وسازها در شهرها و بیرون از محدودهٔ قانونی آن­‌ها که هرگونه ساخت­‌وساز در آن­‌ها ممنوع بوده­‌اند و افزایش خطرآفرین جمعیت شهرها در کشور ما و گسترش بزهکاری بوده­‌اند. در این میان قانونگزاری­‌هایی در مجلس­‌ها با تخلّف از اصول قانون اساسی و قانون تقسیمات کشوری انجام شده­­‌اند و پدیدهٔ شوم تجاوز به مقررات شهرسازی در شهرهای دیگر کشور تکرار گردیده­‌اند که بافت تاریخی شهرهای تاریخی ایران را ویران کرده و آن­‌ها را به کلان­شهرها تبدیل کرده­‌اند که بزرگترین تهدید علیه امنیت ملی کشور هستند. در این نوشته در دو بخش به این قانونگزاری­‌های ناسازگار با قانون اساسی و استانداردهای جهانی شوراهای شهری که ناشناخته مانده­‌اند می­‌پردازم.
 
       بخش یکم
قانون ناکارآمد انتخابات شوراهای سال ۱۳۷۵

   قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراها مصوّب سال ۱۳۷۵ با اصلاحات آن تا سال ۱۳۹۶ که از هنگام تصویب تاکنون برای برگزاری انتخابات شوراها اجرا شده است دارای شروط انتخابات آزاد و عادلانهٔ شوراها نیست و زمینه­‌ساز گسترش بی­‌رویه شهرها و افزایش نجومی جمعیت آن­‌ها شده است. این قانون برپایۀ ساختار قانون بی­‌اعتبار انتخابات ­مجلس ­شورای ­ملی تدوین شده است که در سال ۱۲۹۰ خورشیدی به تصویب رسید. این قانون در مقایسه با قوانین انتخاباتی کشورهایی که تجربهٔ انتخابات آزاد داشتند دارای معیارهای انتخابات آزاد و عادلانه نبوده است. در سال­‌های پس از اشغال ایران در جنگ جهانی دوم در شهریور ۱۳۲۰، تلاش­‌ها برای برگزاری انتخابات آزاد و حضور نمایندگان ملت ایران در مجلس­‌ها آغاز شد. تجربهٔ یک دهه مبارزه سیاسی پیشگامان نهضت ملی ایران نشان داد که باید قانون انتخابات به­ گونۀ بنیادی اصلاح شود. در همین راستا در اجتماع بزرگی که روز ۶ بهمن ۱۳۲۹ به دعوت پیشگامان نهضت در مسجد شاه برگزار شد قطعنامه­‌ای صادر گردید که در برگیرندۀ دو خواستهٔ زیر بود:    
    یکم- ملی­‌شدن نفت در سراسر کشور                                                    
    دوم- اصلاح قانون انتخابات براساس قوانین انتخاباتی­ کشورهای مترقّی و دموکرات. (روزنامه اطلاعات، ۷ بهمن ۱۳۲۹).                                                                                
   از همین­‌رو هنگامی­‌که مصدق برنامۀ دولت خود را برای­ گرفتن رأی اعتماد به نمایندگان­ مجلس داد یکی از دو بند آن «اصلاح ­قانون ­انتخابات ­مجلس ­شورای­ ملی ­و شهرداری­‌ها» بود. (روزنامه اطلاعات، ۱۲ اردیبهشت ۱۳۳۰). با این­ حال او در دو سال و چهار ماه نخست­‌وزیری خود با وجود پشتیبانی نمایندگان مجلس و گروه­‌های گوناگون از اجرای این خواستۀ پیشگامان­ نهضت­­ ملی ­­ایران که تضمین­‌کننده دستیابی به هدف­‌های راهبردی این نهضت بود خودداری­ کرد و همین تخلّف، دلیل اصلی به شکست­‌کشیدن نهضت ­­ملی ­­ایران بود.       
     برپایۀ همین تجربهٔ تاریخی، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که در دی ماه ۱۳۵۸ در روزنامهٔ رسمی انتشار یافت در ۶ اصل بر برگزاری انتخابات تأکید کرده به ویژه اصل ۶۲ مقرّر کرده است:                
«مجلس ­شورای ­اسلامی از نمایندگان ملت ­که به طور مستقیم و با رأی مخفی انتخاب شده­‌اند تشکیل می­‌شود. شروط انتخاب­‌کنندگان و انتخاب­‌شوندگان وکیفیت انتخابات را قانون معیّن خواهد کرد».
[1:38 PM, 6/23/2026] ۹۰۱: دربارهٔ شروط انتخاب­‌کنندگان وانتخاب­‌شوندگان و کیفیت برگزاری انتخابات می­‌بایست به استناد این اصل و برپایه استانداردهای پذیرفته­‌شدهٔ انتخاباتی قانونگزاری شود. به ویژه «کیفیت­ ­برگزاری ­انتخابات» دربرگیرندۀ تأسیس دفاتر ثبت­‌نام برای رأی­‌دهندگان، بخش­‌بندی شهرهایی­ که بیش از یک نماینده دارند به گونه­‌ای که در هر بخش انتخاباتی تنها یک نماینده برای مجلس برگزیده شود و همچنین تعیین سقف هزینه­‌های ­انتخاباتی نامزدها با مقررات تفصیلی آن­‌هاست. دولت­هایی­ که پس از تصویب قانون­ اساسی نیروی سیاسی را به دست گرفتند وظیفه­ داشته­‌اند با بهره­‌گرفتن از حقوقدانان­ کشور، لایحۀ چنین قانونی را تدوین و برای تصویب به مجلس تقدیم­ کنند. ولی با گذشتن بیش از چهار دهه از تصویب قانون ­اساسی، این اصل همانند اصول دیگری از قانون اساسی به اجرا درنیامده و انتخابات­‌ها درکشور ما همچنان با ساختار قانون بی­‌اعتبار انتخابات سال ۱۲۹۰ خورشیدی مجلس­ شورای­ ملی برگزار می­‌شود. از سوی دیگر  با دستکاری­‌هایی در آن در سال­‌های ۱۳۶۲، ۱۳۷۸ و ۱۴۰۲ و افزودن شروط غیراستاندارد برای انتخاب­‌شوندگان و آشفته­‌ساختن پاره­‌ای از حوزه­‌های انتخابیه، همان قانون سال ۱۲۹۰ خورشیدی را هم دور از دسترس ملت ایران گزارده­‌اند. در این­‌جا به قاعده مهم بخش­‌بندی شهرها و پیامدهای اجرا نشدن آن در برگزاری انتخابات مجلس­ و شوراها در ایران و نیز چگونگی نظارت بر برگزاری انتخابات شوراها و شُمار اعضای شوراها در شهرهای بزرگ می­‌پردازم:
 یکم- بخش­‌بندی نشدن حوزه­‌های انتخابیه شهرهای بزرگ                                                                                                           
 بخش­‌بندی حوزه­‌های انتخابیه­‌ای­ که بیش از یک نماینده دارند یک تجربهٔ انتخاباتی جهانی است. با بخش­‌بندی­‌کردن حوزه­‌های انتخابیه بزرگ، شهروندان می­‌توانند در هر بخش انتخاباتی تنها به یک نامزد که شناخت از دیدگاه­‌ها، پای­‌بندی به شعارها و شجاعت سیاسی او دارند رأی دهند. نامزدها نیز می­‌توانند در یک رقابت سالم با یکدیگر، آرای شهروندان در بخش انتخاباتی خود را به دست­ آورند و هزینه­‌های انتخاباتی­ آنان نیز بسیار کاهش می­‌یابد. این روش از سال ۱۸۱۲، ۲۱۲ سال پیش در ساختار انتخابات در ایالات متحد امریکا و سپس از سال ۱۸۲۰، ۲۰۴ سال پیش در فرانسه انجام­ شده و دستاوردهای ارزشمندی داشته و به یک قاعدۀ پذیرفته­‌شده جهانی در برگزاری انتخابات ­مجلس­ نمایندگان و شوراهای ­شهری تبدیل شده ­است.                                        
  از سوی دیگر در انتخابات شوراها در هر بخش انتخاباتی، نامزدها به­ گونۀ فردی خود را نامزد نمی­‌کنند و این احزاب سیاسی هستند که نامزدهای خود را در یک لیست در هر بخش انتخاباتی برپایه جمعیت آن به رأی­‌دهندگان در آن بخش معرفی و برای آنان تبلیغ می­‌کنند. از آن­‌جا که ساختار قانون انتخابات از حدود ۲۰۰ سال پیش در فرانسه برپایه استانداردهای انتخاباتی استوار شده است، احزاب سیاسی در این کشور با گرایش­‌های گوناگون مانند حزب سوسیالیست، حزب گُلیست­‌ها و احزاب دست ­راستی پا گرفته­‌اند و در همۀ انتخابات­‌ها نقش­‌آفرین هستند و رأی­‌دهندگان به نامزدهای معرفی­‌شده در لیست­‌های معرفی­‌شده از سوی هریک از این احزاب در هر بخش انتخاباتی رأی می­‌دهند. با تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۵۸، دولت­‌ها و مجلس­‌ها کاری در راستای قانونگزاری برای اجرای اصول مربوط به انتخابات­‌ها انجام نداده­‌اند. به ویژه اصل ۶۴ که مقرّر داشته است: «محدودهٔ حوزه­‌های انتخابیه و تعداد نمایندگان را قانون تعیین می­‌کند»، راه را برای بخش­‌بندی شهرهای بزرگ در سراسر کشور باز کرده است.
[]  ولی پرسش این است چرا دولت­‌ها لایحه­‌ای در راستای اجرای اصل­‌های ۶۲و۶۴ قانون­ اساسی در چهار دههٔ گذشته برای اصلاح بنیادی قانون ­انتخابات سال ۱۲۹۰ خورشیدی برپایۀ قوانین انتخاباتی ­­کشورهای­ پیشرفته که در دسترس هستند تدوین و به مجلس تقدیم نکرده­‌اند؟ بی­‌گمان برگزار نشدن انتخابات­ آزاد و عادلانه برپایۀ استانداردهای جهانی و راه­ نیافتن نمایندگان شجاع و مدافع قانون اساسی به مجلس­‌ها و شوراهای شهرها ریشهٔ اصلی بحران­‌های اقتصادی، اجتماعی و زیست­ محیطی در کشور ماست. به ویژه بخش­‌بندی­‌نشدن شهرهای بزرگ و تشکیل­ نشدن شوراهای مدافع حقوق مردم و قوانین­ کشور در شوراهای بخش­‌های­ انتخاباتی و شهرها، زمینه­‌ساز تجاوز شهرداران به قوانین شهرسازی و ویران­‌کردن محیط­ زیست ­شهرها در کشور ماست. این در حالی است­ که من در یک نامهٔ تفصیلی به رییس وقت ­مجلس در ۲۶ دی ماه ۱۳۷۴ با تشریح قواعد حقوقی بخش­‌بندی شهرها، خواستار اصلاح قانون انتخابات مجلس و پیشگیری از تجاوز به مقررات شهرسازی از سوی شهردار وقت تهران شدم. در بخشی از همین نامه به پیامدهای تراکم­‌فروشی به ویژه گسترش آلودگی هوا پرداختم و چنین نوشتم:
[1:38 PM, 6/23/2026] ۹۰۱: «شهرداری تهران با به­ کارگیری بدترین­ و نادرست­‌ترین روش­‌ها و فداکردن عزیزترین و گرانبهاترین گوهر شهر تهران، یعنی اصول و قواعد شهرسازی، آینده تاریک و خطرآفرین و تخریب محیط زیست و آلودگی فاجعه­‌انگیز هوای شهر را برای ساکنان آن به ارمغان آورده است».
ولی اراده­‌ای در دولت­‌ها برای اجرای اصول قانون اساسی و برگزاری انتخابات آزاد و عادلانهٔ مجلس شورا و شوراهای شهرها که بنیادی­‌ترین حق ملت ایران است با همهٔ شعارهای بیهوده­‌ای­ که دولت­‌ها و مجلس­‌ها سر می­‌دهند وجود ندارد.                                                  
دوم- چگونگی نظارت بر انتخابات شوراها                                                                            
  ماده ۷۳ قانون تشکیلات، وظایف ­و انتخابات شوراها مصوّب سال 1375 با اصلاحات آن تا سال ۱۳۹۶، نظارت بر انتخابات شوراها را به ماده ۷۳و۷۴ قانون شوراهای سال ۱۳۶۵ ارجاع داده که از آن هنگام تا آخرین انتخابات شوراها اجرا شده­‌اند. ماده ۷۳ قانون سال ۱۳۶۵، نظارت بر برگزاری انتخابات شوراها را برعهدهٔ هیأت مرکزی نظارت که سه تن از اعضای کمیسیون امور داخلی و شوراهای مجلس و دو تن از اعضای کمیسیون اصل ۹۰ به انتخاب نمایندگان مجلس هستند واگزار کرده است. ماده ۷۴ قانون شوراهای سال ۱۳۶۵ نیز نظارت بر انتخابات شوراها در هر استان را برعهدهٔ سه تن از نمایندگان مجلس در هر استان به تعیین هیأت مرکزی نظارت مجلس واگزار کرده است.
[1:38 PM, 6/23/2026] ۹۰۱: ماده ۷۴ قانون شوراهای سال ۱۳۶۵ نیز نظارت بر انتخابات شوراها در هر استان را برعهدهٔ سه تن از نمایندگان مجلس در هر استان به تعیین هیأت مرکزی نظارت مجلس واگزار کرده است. مندرجات مواد ۷۳و۷۴ قانون شوراهای سال ۱۳۶۵ که همچنان در زمینهٔ نظارت مجلس بر انتخابات شوراهای شهرها در حال اجرا هستند، جایگاهی در قانون اساسی ندارند. نظارت مجلس بر کارکرد دستگاه دولتی از راه تحقیق و تفحّص در اصل ۷۶، سؤال هریک از نمایندگان از وزیر مسئول، سؤال یک­‌چهارم نمایندگان از رییس­‌جمهور در اصل ۸۸ و استیضاح رییس­‌جمهور و هریک از وزیران در اصل ۸۹ قانون اساسی و با ترتیباتی که در آیین­‌نامه داخلی مجلس پیش­‌بینی شده­‌اند انجام می­‌شود و این نظارت حق همگی نمایندگان مجلس است. بنابران نمایندگان مجلس و یا اعضای کمیسیون­‌های آن، حق هیچ نظارتی برچگونگی برگزاری انتخابات شوراها در چارچوب قانون اساسی ندارند. نظارت بر انتخابات شوراها در شهرها نیازمند مقررات ویژهٔ آن می­‌باشد. برای نمونه می­‌توان از ترتیبات پیش­‌بینی­‌شده در مواد ۱۲ تا ۲۵ قانون انجمن­‌های شهرستان و استان سال ۱۳۴۹ بهره­ گرفت. بنابراین واگزاری نظارت بر انتخابات شوراها به اعضای کمیسیون­‌های امور شوراها و اصل ۹۰ و یا نمایندگان مجلس در استان­‌ها آشکارا ناسازگار با قانون اساسی است و نظارت قانونی و مؤثّر در این قانون بر برگزاری انتخابات­‌های نمایشی شوراها در کشور ما وجود ندارد.  
                         
سوم-  شُمار اعضای شوراها در شهرها                                                                               
   ماده ۶ قانون ­انتخابات شوراهای سال ۱۳۷۵ برای شهرهایی­ که بیش از یک­ میلیون تا دو میلیون جمعیت دارند، تنها ۱۳ عضو شورا و برای شهرهای با جمعیت بیش از دو میلیون، ۱۵ عضو شورا و برای تهران با جمعیت نجومی آن، ۲۱ عضو شورا در نظر گرفته است که انتخابات شوراها متناسب با جمعیت این شهرها به معنی واقعی وجود ندارد و شهروندان در این شهرها از انتخابات­ آزاد و عادلانهٔ شوراها برخوردار نیستند. از همین­‌رو در انتخابات شوراها در شهرهای بزرگ­ کشور که در قلمرو گسترده و جمعیت چند میلیونی آن­‌ها، رأی­‌دادن به شُمار اندکی به عنوان اعضای شوراها پیش­‌بینی شده­‌اند، انتخابات را به کنترل کانون­‌های ناآشکار قدرت درآورده و شهروندان به درستی از حضور در این انتخابات­‌های نمایشی و رأی­‌دادن خودداری می­‌کنند.
  این شیوهٔ برگزاری انتخابات را باید با برگزاری انتخابات در شهر پاریس مقایسه­ کرد که با داشتن ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار جمعیت، ۳۴۰ عضو برای شوراهای ۲۰ بخش انتخاباتی آن و ۱۶۳ عضو دیگر برای شورای شهر پاریس همزمان از این ۲۰ بخش انتخاباتی برپایۀ شُمار جمعیت هریک از این بخش­‌ها برگزیده می­‌شوند. شورای هر بخش انتخاباتی، شهردار همان بخش خود و شورای شهر پاریس نیز شهردار پاریس را بر می­‌گزیند. شهر «مارسِی» در جنوب فرانسه با ۸۷۰ هزار جمعیت، دارای ۱۶ بخش انتخاباتی است­ که از هریک از این بخش­‌ها، شُماری از اعضای شوراهای بخش­‌ها و همزمان ۱۰۱ عضو شورای این شهر از ۱۶ بخش انتخاباتی آن برپایۀ شُمار جمعیت هریک از این بخش­‌ها برگزیده می­‌شوند. شهر لیون در مرکز فرانسه نیز  با ۵۲۰ هزار جمعیت دارای ۹ بخش انتخاباتی است که از هریک از این بخش­‌ها، شُماری از اعضای شوراها و همزمان ۷۳ عضو برای شورای شهر لیون از این ۹ بخش انتخاباتی برگزیده می­‌شوند. همچنین برپایۀ ماده ۲-۲۱۲۱ قانون انتخابات شوراها در فرانسه در شهرهای دیگر این­ کشور که جمعیت کمتری دارند، شُمار اعضای شوراها دارای تناسب با میزان جمعیت شهرهاست.

برای نمونه:
[1:38 PM, 6/23/2026] ۹۰۱: - شهرهای ۱۰۰ هزار تا ۱۵۵ هزار جمعیت، ۵۵ عضو شورا                                                    
- شهرهای ۱۵۰ هزار تا ۲۰۰ هزار جمعیت، ۵۹ عضو شورا                                                            
- شهرهای ۲۰۰ هزار تا ۲۵۰ هزار جمعیت، ۶۱ عضو شورا                                              
- شهرهای ۲۵۰ هزار تا ۳۰۰ هزار جمعیت، ۶۵ عضو شورا                                         
- شهرهای ۳۰۰ هزار جمعیت و بیشتر، ۶۹ عضو شورا                               
بنابراین ساختار قانون­ انتخابات شوراهای سال ۱۳۷۵ زمینه­‌ساز محروم­‌شدن شهروندان از حق برگزیدن نمایندگان حقیقی خود در ادارهٔ شهرها گردیده است. انتخابات شوراها به ویژه در شهرهای بزرگ­ کشور که بخش­‌بندی نشده­‌اند و دیگر شروط انتخابات آزاد و عادلانه را ندارند نمایشی هستند و دست­‌اندرکاران این انتخابات­‌ها می­‌توانند اشخاص مورد نظر خود را وارد شوراهای شهرهای بزرگ­ کشور کنند که با هدف راهبردی انتخابات ناسازگاری دارد و به شهردارانی که قدرت را در این شهرها به دست می­‌گیرند فرصت تجاوز به مقررات ارزشمند شهرسازی، تراکم­‌فروشی و تغییر کاربری­‌های مُجرمانه را می­‌دهند. با تحمیل این­‌گونه شوراهای فرمایشی، شیرازهٔ شهرهای تاریخی­ کشور چون تهران، ری، شمیران، اصفهان، شیراز، مشهد، تبریز و دیگر شهرهای­ کشور از هم­ گسیخته شده­‌اند. این در حالی است که در کشورهای پیشرفته اعضای شوراهای شهرها با شُمار گسترده، تصمیم­‌گیری­‌های شهرداران را زیر نظر می­‌گیرند و کمترین تخلّفی را از مقررات شهرسازی برنمی­‌تابند و شهرهای این­ کشورها را نماد نظم، شکوه و زیبایی، تمدّن و زندگی انسانی برای شهروندان ساخته­‌اند.

 چهارم – پیامدها                                                                                                            
در سال­‌های اجرای این قانون در فرصت­‌های­ گوناگون به انتقاد از تجاوز به مقررات شهرسازی از سوی شهرداران پرداخته­‌ام. سرانجام در یک مقالۀ پژوهشی زیر عنوان «حقوق مالکانه در پرتو مقررات شهرسازی» که در مجلهٔ تحقیقات حقوقی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی در سال ۱۳۹۱ انتشار یافت، با بهره­‌گرفتن از تألیفات حقوقدانان فرانسوی نشان دادم مقررات شهرسازی در کشورهای پیشرفته در زمینهٔ همسان­ بودن بلندی ساختمان­‌ها و پیش­‌آمدگی آن­‌ها در پلاک­‌های ثبتی در راستای احترام به حق مالکیت ­همسایگان و نظم بنیادین شهرها و امنیت­ ملی ­کشور تصویب می­‌شوند. الزام به صدور پروانه­ ساختمانی از سوی شهرداری­‌ها برای هر ساخت­‌وسازی در هر پلاک ثبتی نیز برپایۀ ماده ۷ قانون تأسیس شورای عالی شهرسازی­ و معماری ایران مصوّب سال ۱۳۵۱ در راستای تضمین اجرای مقررات طرح­‌های جامع شهرهاست که دارای ویژگی نظم عمومی و تخلّف­‌ناپذیر هستند. در همین مقاله به روشنی نشان داده­‌ام که تراکم­‌فروشی و تجاوز به مقررات طرح­‌های جامع شهرها از سوی شهرداران، مشمول عنوان بزه ارتشای سازمان­‌یافته هستند که برای آن­‌ها در قوانین همهٔ کشورها و کشور ما کیفرهای سنگین پیش­‌بینی شده­‌اند. اعضای شورای شهر نیز که این تراکم­‌فروشی­‌ها را تأیید و یا دربارۀ دریافت وجوه غیرقانونی از خریداران تراکم تصمیم­‌گیری می­‌کنند مشمول همین کیفرها به عنوان شریک یا معاون این جرم هستند.            
  از همین­‌رو این مقررات آمره در سال­‌های پس از تصویب آن­‌ها­ از سوی شهرداران با دقت اجرا شدند و در سال­‌های پیش از انقلاب هیچ­ یک از شهرداران که زیر نظارت دادستان­‌ها بودند، حتی یک متر تراکم­‌فروشی نکرده­‌اند. بنابراین پایمال­‌کردن مقررات شهرسازی­ که تضمین­‌کنندة نظم شهرها و یک زندگی ­انسانی برای شهروندان است بزرگترین تهدید علیه امنیت ملی­ کشور ما هستند.
 از پیامدهای شوم تجاوز به مقررات شهرسازی و پایمال­‌کردن طرح­‌های جامع مصوّب سال­‌های ۱۳۴۹و۱۳۷۱ و تجاوز به محدودهٔ قانونی شهرهای تهران، ری و شمیران، آلودگی فاجعه­‌آمیز هوا در این شهرهاست. شهرستان شمیران در دامنهٔ کوه البرز و قُلّهٔ توچال با داشتن فضای سبز و باغ­‌های ارزشمند تاریخی، تولیدکنندهٔ اکسیژن و در حکم ریهٔ شهرهای تهران و ری بوده است. ولی از آن­‌جا که انتخابات شورا با تخلّف از اصل ۱۰۰ قانون اساسی در این شهرستان برگزار نمی­‌شود و شهروندان در این شهرستان نقشی در ادارۀ آن نداشته و ندارند، با تراکم­‌فروشی­‌ها، ساخت­‌وسازها و برج­‌سازی­‌های افسارگسیخته­‌ای که با تخلّف از طرح جامع شهرستان­‌های شمیران، تهران و ری پیش و پس از سال ۱۳۷۵ از سوی شهرداران تهران انجام­ شده، و همچنان با برج­‌سازی­‌های ویرانگر با صدور پروانه از سوی شهرداری­‌ تهران ادامه دارند، فضای سبز و باغ­‌های آن ویران­ گردیده و آلودگی­ هوا در این شهر و تهران و ری به فاجعهٔ زیست­‌محیطی تبدیل شده است. از همین­‌رو در مقاله­‌ای زیر عنوان «فرافکنی در ریشه­‌های آلودگی هوا» که روز ۲۶ بهمن ۱۴۰۱ در روزنامهٔ دنیای­ اقتصاد به چاپ رسید در بخشی از آن در اعتراض به تقدیم لایحۀ موسوم به «هوای پاک» چنین نوشتم:                          
«از شگفتی­‌ها این بوده است که دولت حسن­ روحانی با نادیده­ گرفتن ریشه­‌های­ آشکار آلودگی­ هوا و به جای پیشگیری از تراکم­‌فروشی و تجاوز به مقررات شهرسازی که وظیفهٔ رییس­‌جمهور و وزیران او بود و سازوکارهای قانونی آن را هم در اختیار داشتند، در سال ۱۳۹۶ لایحۀ موسوم به هوای پاک را پس از تعطیلات نوروز  ۱۳۹۶ به مجلس تقدیم کرد. هیأت­‌رییسه مجلس هم که می­‌بایست از اعلام وصول این لایحۀ فریبکارانه خودداری کند به ناروا آن را در دستور کار خود گزارد. بی­‌درنگ پس از تقدیم این لایحه در مقاله­‌ای زیرعنوان «هوای تهران با لایحه پاک نمی­‌شود»، به تقدیم این لایحه از سوی دولت حسن­ روحانی و مندرجات مصوّبه­‌های مجلس اعتراض­­­­ کردم که در سایت «خبرآنلاین» روز ۳۰ فروردین ۱۳۹۶ بازتاب یافت و در بخشی از آن چنین نوشتم:    
«در نیمهٔ دوم سال­­ گذشته در بسیاری از روزها تهران، ری­ و شمیران گرفتار هوای ناسالم و مسموم بودند و از همین­‌رو مهدکودک­‌ها، دبستان­‌ها و حتی دبیرستان­‌ها در این روزها تعطیل و دانش­‌آموزان خانه­‌نشین و خانواده­‌های آنان از کار بازماندند. دولت با بستن چشم خود بر ریشه­‌های آلودگی­ هوا که چیزی جز تراکم­‌فروشی­‌ها، تغییر کاربری­‌های غیرقانونی فضاهای سبز و ویران­‌کردن باغ­‌های ارزشمند از سوی شهرداران در شهرها نیست برای آن­‌که تظاهر به چاره­‌جویی آلودگی­ هوا را بکند این لایحۀ بی­‌ارزش و بی­‌نتیجه را به مجلس تقدیم کرده است و مصوّبات مجلس نیز که این روزها خبرهای آن از صداوسیما پخش می­‌شوند امور پیش­‌پا افتاده­‌ای هستند. مانند این­‌که خودروسازهای داخلی و وارد کنندگان خودروهای خارجی باید این خودروها را برای دو سال یا تا ۴۰ هزار کیلومتر گارانتی و تضمین کنند...».   
و در بخش پایانی این مقاله چنین افزودم:                                              
«اگر روزنهٔ نجاتی برای تهران و دیگر شهرهای کشور باقی مانده باشد دولت و مجلس باید به جای این­‌گونه قانونگزاری­‌های بی­‌ارزش و نمایشی، تراکم­‌فروشی­‌ها را متوقّف و موجبات پیگرد متخلفّان از قوانین را فراهم نمایند و در هرحال هیأت­‌رییسهٔ مجلس باید به این فریبکاری­‌ها پایان داده و این لایحۀ بی­‌ارزش را که توهین به هوش ملت ایران است از دستور کار خود خارج کند».
ولی مجلس لایحۀ موسوم به هوای پاک را با بسته­ بودن دریچه­‌های صداوسیما و راه­‌انداختن تبلیغات برای آن تصویب­ کرد. این قانون، کمترین دستاوردی در برطرف­‌کردن آلودگی­ هوا نداشته است و همه ساله همچنان شاهد افزایش فاجعه­‌آمیز آلودگی هوا به ویژه در فصل­‌های پاییز و زمستان هستیم که تندرستی و زندگی ­شهروندان را در تهران و شهرهای ­دیگر بزرگ­ کشور که ­گرفتار تراکم­‌فروشی­‌ها هستند با مخاطرات جدّی روبرو ساخته­‌اند. ولی نمایندگان این مجلس­‌ها که نمایندگی از شهروندان کشور ما را ندارند همه­ ساله در فصل پاییز که آلودگی فاجعه­‌آمیز هوا در شهرهای بزرگ­ کشور از مرزهای بحران می­‌گزرند، بازهم شعار بی­‌ارزش برخورد با متخلّفان اجرای قانون هوای پاک را سر می­‌دهند و بر ریشه­‌های آلودگی هوا سرپوش می­‌گزارند. در همین آذرماه سال ۱۴۰۳، رییس گروه سلامت هوا و تغییر اقلیم وزارت بهداشت اعلام کرد:
 «هوای­ تهران در آستانۀ شرایط بسیار ناسالم قرار دارد و تداوم این وضعیت می­‌تواند سلامت­ عمومی را به شدّت تحت­‌تأثیر قرار دهد. در حال­ حاضر در بیش از ۹۰ درصد ایستگاه­‌های شهر تهران شاخص کیفیت هوا بالاتر از ۱۵۰ و در وضعیت ناسالم برای همهٔ گروه­‌ها قرار دارد و ایستگاه­‌های مناطق ۱۹و۲۰ در آستانۀ شرایط بسیار ناسالم هستند... افزایش قابل­ توجّه بیماری­‌های قلبی­ و عروقی یا ریوی و مرگ زودرس در بیماران قلبی و سالمندان و افزایش قابل­ توجّه علائم تنفّسی در کلّ جمعیت رُخ می­‌دهد. لذا افراد مبتلا به بیماری­‌های قلبی یا ریوی، سالمندان و کودکان باید از هرگونه فعالیت فیزیکی خارج از منزل اجتناب­ کنند....» (خبرگزاری­ فارس، ۱۶ آذر ۱۴۰۳).
از پیامدهای شوم دیگر قانون انتخابات شوراهای سال ۱۳۷۵ و برگزاری انتخابات­‌های نمایشی شوراها در شهرهای­ کشور و نبودِ نظارت قانونی و مؤثّر در برگزاری این انتخابات­‌ها، تجاوز گسترده به مقررات شهرسازی از سوی شهرداران در شهرها و برج­‌سازی­‌های افسارگسیخته در بیرون از محدودهٔ قانونی شمیران، تهران و ری زیر عنوان­‌های مجعول مسکن مهر و مسکن ملی، افزایش فاجعه­‌آمیز جمعیت شهرهای بزرگ کشور که در همۀ کشورها تابع کنترل­‌های دقیق هستند، گسترش بزهکاری که امنیت مردم را به خطر انداخته و نیروی انتظامی و دادسراها و دادگاه­‌ها را درگیر بزهکاری­‌های روزافزون در شهرها کرده، بحران بی­‌آبی وکمبود برق و گاز در شهرهای­ کشور و ترافیک­‌های دائمی و خردکنندهٔ اعصاب و روان مردم را به بار آورده­‌اند. در این زمینه مقاله­‌ای زیر عنوان «نقد طرح دو فوریتی جهش تولید و تأمین مسکن» که در مجلس یازدهم تصویب شد و در مجلس دوازدهم همچنان به آن استناد می­‌کنند، نوشته­‌ام که در روزنامهٔ اعتماد، ۵ اسفند  ۱۳۹۹ به چاپ رسیده است و دربارۀ پیامدهای تصویب آن از جهت افزایش جمعیت شهرها، دامن زدن به آلودگی هوا و گسترش بزهکاری هشدار دادم. در همین مقاله، بخشی از گزارش «کمیسیون بررسی ریشه­‌های بزهکاری و خشونت» را که در سال ۱۹۷۷ (۱۳۵۵) زیر نظر وزیر دادگستری فرانسه انتشار یافت آوردم که برپایۀ آن:
«چنین به نظر می­‌رسد که حدّ متعارف جمعیت شهری، رقمی حدود ۲۰۰ هزار تَن باشد. هرگاه جمعیت شهر از این رقم تجاوز کند، بزهکاری با سرعت نامتعادلی رو به افزایش می­‌گذارد. پژوهشگران این افزایش بزهکاری را پیامد سه عامل دانسته­‌اند، یکی تراکم جمعیت و دیگری تفکیک و جدایی میان ساکنان شهر و سرانجام بی­‌نام و نشانی مردمان شهرنشین».
از آن­‌جا که تجاوز به مقررات شهرسازی به فاجعهٔ زیست­‌محیطی در پایتخت و شهرهای بزرگ کشور انجامیده است، آقای دکتر پزشکیان رییس­‌جمهور که بالاترین نیروی اجرایی را در کشور در دست دارند و در سخنان خود از آلودگی هوا شکایت می­‌کنند، شایسته است دستور توقف ساخت برج­‌هایی را که  ستون­‌های آن­‌ها با بتون و فولاد در شمیران با تخلّف از طرح­‌های جامع سال­‌های ۱۳۴۹و۱۳۷۱ شمیران و تهران در حال بالا رفتن هستند و به آلودگی هوا و ترافیک دامن می­‌زنند به شهرداری تهران و شمیران صادر کنند.                                                
 - نتیجه­‌گیری
 قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای سال ۱۳۷۵ با اصلاحات آن تا سال ۱۳۹۶، دربرگیرندۀ استانداردهای جهانی انتخابات آزاد و عادلانه نیست و به ویژه بخش­‌بندی شهرهای بزرگ و پرجمعیت کشور در آن پیش­‌بینی نشده است. شُمار اعضای شوراهای شهرهای بزرگ در مقایسه با قانون شوراهای فرانسه، بسیارکم و نامتناسب با جمعیت شهرهاست و در عمل انتخابات شوراها را در این شهرها به کنترل دولت­‌ها و گروه­‌های قدرت آشکار و پنهان درآورده است. شهروندان در شهرهای بزرگ­ کشور ما با این قانون­ انتخابات­ شوراها که با تخلّف روشن از اصل ۱۰۰ قانون­ اساسی تصویب و اجرا شده است از حق برخورداری از انتخابات آزاد و عادلانهٔ شوراها محروم شده­‌اند که با درنظرگرفتن پیامدهای شوم آن، خیانت به ملت ایران است و باید بی­‌درنگ نسخ و کنار گزارده شود. همچنین ادامۀ اجرای تبصرۀ ماده ۱۲ قانون انتخابات شوراها و درهم­‌آمیختن انتخابات سه شهرستان تهران، ری و شمیران که ناسازگاری آشکار با اصل ۱۰۰ قانون­ اساسی دارد و شهرهای ری و شمیران را از داشتن شورای شهر مستقل محروم ساخته و پیامدهای شومی در این شهرهای تاریخی­ کشور به بارآورده و امنیت ملی­ کشور را با خطر روبرو کرده است، باید بی­‌درنگ متوقّف­ گردد. تجربهٔ ناکامی نهضت­ ملی­ ایران در سال­‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ با برنامه­‌ریزی یک دولت بیگانه و اجرای آن از سوی وابستگان داخلی آن نشان می­‌دهد این دولت بیگانه توانست با درهم شکستن اصول قانون­ اساسی و قوانین ارزشمند دوران مشروطیت این نهضت افتخارآمیز را که به دنبال برپاکردن حاکمیت قانون و برگزاری انتخابات­‌های آزاد و عادلانه در کشور ما بود به شکست کشاند. تا آن­‌جا که عباس­ اسکندری نمایندهٔ اندیشمند و شجاع مجلس دورۀ پانزدهم، در دی­‌ماه ۱۳۳۱ در نامه­‌ای به محمدرضاشاه برای پیشگیری از واگزاری اختیارات قانونگزاری به نخست­‌وزیر وقت و تجاوز به قانون اساسی چنین نوشت:
«سراسر تاریخ جهان را اگر ورق بزنیم می­‌بینیم برای آن­‌که استعمار در کشوری نفوذ یابد اول قوانین آن از اعتبار می­‌افتد و آزادی افراد دست­‌خوش خودسران می­‌شود و مجلس شورای ملی آن به چنین سرنوشتی دچار می­‌گردد که می­‌گوید یک نفر به جای جامعهٔ مجلس، حق قانونگزاری داشته باشد. آن­‌گاه است که زنجیر اسارت برگردن مردم نهاده می­‌شود...».                  
آقای دکترمسعودپزشکیان رییس­‌جمهور در آغاز به کار خود به اجرای قانون ­اساسی جمهوری اسلامی ایران سوگند یاد کرده­‌اند و برپایه اصل ۱۱۳، مسئولیت اجرای قانون اساسی را برعهده دارند. بنابراین وزارت کشور دولت چهاردهم تکلیف دارد در اجرای اصول ششم، هفتم و ۶۲، ۶۴، ۱۰۰ و ۱۱۵ قانون اساسی و با بهره­‌گرفتن از حقوقدانان آشنا به قوانین انتخاباتی پیشرفته و با بهره­‌گرفتن از قانون انتخابات مجلس و شوراها در فرانسه هرچه زودتر پیش­‌نویس لایحه­‌ای را برای برگزاری انتخابات­ آزاد و عادلانهٔ مجلس و شوراها تدوین­ کند که در آن استانداردهای جهانی انتخابات به ویژه تأسیس دفاتر ثبت­‌نام برای رأی­‌دهندگان، مقررات هزینه­‌های انتخاباتی نامزدها و بخش­‌بندی شهرهایی­ که بیش از یک نمایندهٔ مجلس دارند برای انتخابات مجلس و تشکیل یک شورا در آن بخش در آن پیش­‌بینی و به مجلس تقدیم کند تا با تصویب آن، انتخابات سال آیندهٔ شوراهای شهرها به گونه­‌ای برگزار شود تا اگر راه نجاتی باقی مانده باشد، حقوق شهروندان، نظم شهرها و اجرای دقیق و کامل مقررات شهرسازی تضمین­ گردد.  
در همین­ راستا پیش­‌نویس «لایحۀ قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی» را در ۱۳۰ ماده با بهره­‌گرفتن از قانون انتخابات فرانسه با یک مقدّمهٔ توجیهی ۱۸ صفحه­‌ای در چارچوب ماده ۱۳۴ آیین­‌نامهٔ داخلی مجلس که برپایۀ آن در تقدیم هر لایحة قانونی باید «دلایل لزوم تنظیم و پیشنهاد آن در مقدمهٔ لایحه به وضوح درج شود»، تدوین­ کرده­‌ام که اگر وزارت­ کشور اراده­‌ای برای تصویب آن در هیأت­‌وزیران و تقدیم آن به مجلس را داشته باشد، آمادگی دارم آن را در اختیار بگذارم. با تصویب قانون انتخابات مجلس در راستای استانداردهای جهانی که در این پیش­‌نویس آمده­‌اند، تدوین و تصویب قانون انتخابات شوراها برپایه موازین انتخابات آزاد و عادلانه کار دشواری نخواهد بود.                                                                                                       
توضیح:
   این نوشته در اسفند ماه ۱۴۰۳ به آگاهی آقای دکتر پزشکیان رییس‌جمهور رسید. همچنین در نامه­‌ای به آقای وزیرکشور با پیوست این مقاله، آمادگی خود را برای تقدیم پیش‌نویس لایحه­‌ای برای اصلاح قانون انتخابات شوراها برپایه استانداردهای جهانی و بهره­‌گرفتن از ساختار قانون انتخابات فرانسه اعلام کردم. ولی اراده­‌ای برای اجرای اصول قانون اساسی و برخورداری شهروندان کشور ما از انتخابات آزاد و عادلانهٔ مجلس و شوراها در این دولت­‌ها وجود ندارد.

1717

کد مطلب 2237403

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 4 =