رمضان یک قرن پیش به روایت عبدالله مستوفی

اگر کسی طلبی از کسی داشت تا احتیاج مبرم محرک او نمی‌شد، سر وقت بدهکار خود نمی‌رفت. عروسی کمتر اتفاق می‌افتاد، خرید و فروش و معامله‌ای که حاجت به تنظیم قباله داشت، کم بلکه هیچ نبود.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا - آناهید خزیر: «شرح زندگانی من» یکی از برجسته‌ترین آثار خاطره‌نگاری و تاریخ اجتماعی ایران است؛ اثری سه‌جلدی که افزون بر روایت زندگی عبدالله مستوفی، تصویری زنده از ساختار اداری، اقتصادی، فرهنگی و مناسبات اجتماعی ایران در اواخر دوره قاجار و آغاز پهلوی ارائه می‌کند. روایت این کتاب در عین خطی بودن، با تحلیل‌های میان‌متنی و بازگشت‌های تاریخی همراه است و همین امر آن را از یک زندگی‌نامه ساده فراتر برده و به متنی تاریخ‌نگارانه بدل کرده است. این کتاب اطلاعات بسیاری درباره اوضاع اجتماعی و فرهنگی ایران و آداب و رسوم ایرانیان در دوران قاجار و اوایل پهلوی به‌دست می‌دهد.

تصویری روشن از جامعه ایرانی در آستانه دگرگونی‌های بزرگ

جلد نخست این اثر به تاریخ خاندان مستوفی و ساختار دیوانی قدیم می‌پردازد؛ جلد دوم به ورود نویسنده به دستگاه اداری و تجربه‌های او در وزارت مالیه اختصاص دارد؛ و جلد سوم به فروپاشی نظم کهن قاجاری و آغاز دوره پهلوی می‌پردازد. این مجموعه، از منظر ثبت زندگی روزمره، آداب و آیین‌ها، پوشاک، آموزش، بازار، روابط دولت و مردم و نظام مالیاتی، یکی از معتبرترین نمونه‌های خودسرگذشت‌نامه‌نگاری تاریخی اجتماعی ایران به‌شمار می‌آید. پژوهشگران، «شرح زندگانی من» را سندی کم‌نظیر از تاریخ اجتماعی ایران دانسته‌اند؛ متنی که پیوندی میان تاریخ رسمی و تجربه زیسته مردم برقرار می‌کند و تصویری روشن از جامعه ایرانی در آستانه دگرگونی‌های بزرگ ارائه می‌دهد. از همین رو، این کتاب هم برای مورخان و جامعه‌شناسان و هم برای خوانندگان علاقه‌مند به فرهنگ و زندگی ایرانی، اثری آموزنده و الهام‌بخش است.

مستوفی که سوم آذر ۱۲۵۵ در خانواده‌ای دیوانی و از نسل مستوفیان قاجار در تهران متولد شد، از کودکی با سازوکار قدرت و نظام اداری کشور آشنا شد و سال‌ها در وزارت مالیه و دستگاه اداری قاجار و سپس دولت پهلوی خدمت کرد. این تجربه طولانی، زمینه‌ساز مشاهدات دقیق او درباره فساد اداری، نابسامانی‌های مالی، روابط طبقاتی و تحولات اجتماعی ایران شد؛ مشاهداتی که در «شرح زندگانی من» با نثری روان، تحلیلی و بی‌تکلف ثبت شده است. او در ۲۴ آذر ۱۳۲۹ درگذشت و در صحن حضرت عبدالعظیم حسنی در شهرری به خاک سپرده شد؛ نویسنده‌ای که تاریخ ایران را نه از پشت میزهای رسمی، بلکه از دل زندگی مردم روایت کرد و به حافظه اجتماعی کشور عمق و اصالت بخشید. عبدالله مستوفی، تاریخ‌نگار فرهنگ و مردم تهران قدیم در «شرح زندگانی من» اطلاعات خواندنی درباره ماه رمضان دارد که در این گزارش نگاهی به آن می‌اندازیم:

رمضان یک قرن پیش به روایت عبدالله مستوفی

وضع زندگی عمومی و خصوصی مردم در ماه رمضان تغییر می‌کرد

او درباره خاطرات خود از ماه رمضان چنین می‌نویسد: دیگر از اوقاتی که ما خیلی مترصد رسیدن آن بودیم، ماه رمضان بود. زیرا در این ماه هم در وضع زندگی عمومی و خصوصی تغییراتی حاصل می‌گشت و مقصود اصلی ما که تخفیف از ساعات مکتب باشد بیشتر از ماه محرم و صفر بود. بالاختصاص که از وقتی که من به سن تمیز رسیده بودم، این ماه در تابستان بود. هم خوراکی در خانه فراوان بود و هم ما وقت بازی و تفریح زیادتری در اختیار خود داشتیم.

صبح‌ها در حدود دو به ظهر مانده به مکتب می‌رفتیم، تا این وقت روزه‌دارها و ازجمله آخوند خواب بودند. نزدیک ظهر برای ناهار خوردن ما مکتب‌خانه تعطیل می‌شد و از این ساعت تا فردا صبح آزاد بودیم. در مکتب‌خانه درس حسابی خوانده نمی‌شد، در عوض درس، آخوند مسئله‌های فقهی خیلی ابتدایی از نماز و روزه و غیره می‌گفت. وقتی قدری بزرگتر شده بودیم تجوید قرآن هم ضمیمه می‌شد. روزهای جمعه و احیاها هم که تعطیل بود، برای نماز جماعت یا آخوندها را به نماز جماعت هم می‌بردند و من و برادرم را در یک طرف خود جا می‌دادند که رسم نماز خواندن به جماعت را یاد بگیریم.

ماه رمضان ماه قرآن‌خوانی است، بعضی بودند که هر روز یک قرآن تمام می‌خواندند، این‌ها اکثرا اشخاصی بودند که قرآن استیجاری می‌خواندند. بعضی از اهل خیر قبل از ماه چندین جلد قرآن خریده به این و آن می‌دادند و بیشتر زن‌ها و مردمان پولدار بی‌سواد به این خیر اقدام می‌کردند تا حالا که خود از قرآن خواندن محروم‌اند، وسیله قرائت برای سایرین تدارک کرده باشند. کمتر کسی بود که سواد داشته باشد و ماه رمضان یک قرآن تمام ختم نکند، حتی در میان عوام معروف بود که هر که قرآنی در ماه رمضان شروع کند و نیمه تمام گذارد، مقروض خواهد شد. نوکرهای ما همه گرکانی و باسواد بودند و وقتی از پشت طاق آن‌ها می‌گذشتی، صدای زمزمه قرآن خوانی آنها بلند بود.

شب‌های ماه رمضان مردم تا صبح بیدار می‌ماندند

مسجدها عموما پر می‌شد، مردم از هر طبقه و هر صنف نماز ظهر و عصر را به جماعت می‌خواندند. بعد از نماز امام مسجد اگر اهل فضل بود، خود به منبر می‌رفت و مردم را موعظه می‌کرد. چنان‌چه به اصطلاح دست به منبر نداشت، واعظ دیگری از واعظ‌های شهر دعوت شده بود که بعد از نماز برای مردم موعظه کند. روزهای جمعه و احیاها به مناسبت تعطیل مساجد پرجمعیت‌تر از سایر روزها می‌شد. بعضی از مقدسین هم بودند که قبل از افطار به مسجد رفته، نماز مغرب و عشا را هم به جماعت می‌خواندند و بعضی که خیلی مقدس بودند، صبح‌ها هم همین کار را می‌کردند ولی صبح و بعد از مغرب و عشا دیگر بعد از نماز موعظه در کار نبود. زیرا احتیاج به خواب و خوراک محلی برای شنیدن وعظ باقی نمی‌گذاشت و مؤمن به عجله خود را به خانه می‌رساند که سر سفره دراز، پهن و یا در رختخواب پهن، دراز شود.

شب‌های ماه رمضان را به‌خصوص در تابستان، مردم تا صبح بیدار می‌ماندند و این کار در تمام طبقات مرسوم بود. بعضی مشغول عبادت و خواندن دعا و قرآن می‌شدند و برای درک ثواب هر شب تا صبح بیدار می‌ماندند، زمره‌ای، شب‌ها بیدار می‌ماندند که صبح‌ها لامحاله تا نزدیک ظهر بتوانند بخوابند و اثر روزه در آن‌ها کمتر باشد. بالاخره دسته سومی هم بودند که شب را به قمار صبح می‌کردند و می‌گفتند اگر به این سرگرمی مشغول نشوند، ناچارند بخوابند و روز دیگر خواب نمی‌روند و روزه برای آن‌ها مشکل خواهد شد. این دسته بیشتر اعیان‌زاده‌ها بودند ولی روزه را در هر حال می‌گرفتند و اگر اشخاصی بودند که می‌خواستند طفره بروند، چون حتی در خانه خود هم جایی نداشتند که روزه‌خواری کنند، ناچار بودند همرنگ جماعت باشند.

رمضان یک قرن پیش به روایت عبدالله مستوفی
عبدالله مستوفی

شب قدر شب عبادت است نه عزاداری

مستوفی درباره آداب شب‌های قدر می‌گوید: شب قدر شب عبادت است نه شب عزاداری. در این‌که شب قدر کدام شب است، اختلافی بین مسلمان‌ها هست ولی اجمالا از آیات و اخبار چنین برمی‌آید که این شب در ماه رمضان است. بعضی شب اول و بعضی شب آخر و زمره‌ای شب بیست و هفتم این ماه را شب قدر می‌دانند. به موجب اخبار صحیح که از امام‌های شیعه در دست است، شب قدر یکی از سه شب نوزدهم و بیست‌ویکم و بیست‌وسوم و از اکثریت اخبار صحیح مستفاد می‌شود که شب بیست‌وسوم شب قدر است. رسم شیعه این است که این سه شب را عبادت می‌کنند که ثواب هزار ماه عبادت را در هر حال درک کرده باشند. از آیات برمی‌آید که در شب قدر سرنوشت سالیانه بندگان خدا تقدیر می‌شود، پس از این راه هم که باشد، عبادات در این سه شب موجب سعادت دنیا و آخرت است.

در دو سال قبل که شهر تهران نظامی بود، اعلانی از طرف حکومت نظامی تهران داده شده بود که آزادی رفت و آمد را در این سه شب به اطلاع مردم برساند. من در نظر ندارم پدرم در این سه شب به مسجد رفته باشد او در خانه به‌ خواندن دعا و قرآن مشغول می‌شد، نزدیک سحر قرآن به سر می‌گرفت، مادرم با او همراهی می‌کرد، ما هم در صف عقب‌تر این عمل مستحب را بجا می‌آوردیم، خدمتکارها هم در ایوان جنب اطاق نشسته هر یک قرآنی به سر گذاشته و ذکرهایی را که پدرم می‌گفت، تکرار می‌کردند.

کمک به اطعام فقرا در ماه رمضان

در خانه ما ماه رمضان به نوکرها هم سحری می‌دادند و مطلقا در این ماه مردم اطعام زیاد می‌کردند. اکثر اعیان هر شب در بیرونی افطار کرده ۵-۶ الی ۱۰-۱۵ نفر حاشیه و بعد نوکرها در خانه افطار می‌خوردند. آن‌ها که توانایی این قبیل اطعام‌ها را نداشتند، خرما می‌خریدند و به مسجد می‌رفتند و به مومنین می‌دادند. اگر در میان اهل مسجد اعیانی هم بود، این خرما را رد نمی‌کرد و با آن افطار می‌نمود که خود به ثواب اجابت دعوت برادر دینی رسیده و برادر دینی را هم به ثواب اطعام رسانده باشد. به قدری مردم در این کار رغبت داشتند که قوم و خویش‌ها برای ثواب رساندن به همدیگر وارد شده و مثل اهل خانه افطار می‌کردند.

محال بود وقت افطار صدای فقیری از کوچه بلند شود و چندین نفر داوطلب برای غذا دادن به او از خانه‌ها بیرون نیایند. در این ماه کارها تقریبا تعطیل می‌شد و مردم به عبادت مشغول بودند. اگر کسی طلبی از کسی داشت تا احتیاج مبرم محرک او نمی‌شد، سر وقت بدهکار خود نمی‌رفت. عروسی کمتر اتفاق می‌افتاد، خرید و فروش و معامله‌ای که حاجت به تنظیم قباله داشت، کم بلکه هیچ نبود، مرافعات شرعی در محاضر علما متوقف می‌گشت، ادارات دولتی باز بود ولی کسی رجوع نمی‌کرد، اگر کسی از دولت طلبی داشت در این ماه به مطالبه نمی‌رفت و محصلین دیوانی هم دنبال مطالبه بدهکاری افراد نمی‌رفتند، حتی در خانه‌ها هم جز کارهای ناگزیر زندگانی کار دیگری از نوکر و خدمتکار توقع نمی‌کردند. اگر بنای نیمه‌تمام بود، صاحب کار به عمله و بناها مزد تمام می‌داد ولی بیشتراز نصف روز تقاضای کار نمی‌کرد.

گردش در بازار تهران و مسجد شاه در ماه رمضان

یکی از کارهای رایج گردش در بازارها بود. مردم، به‌خصوص اعیان بعد از نماز ظهر و عصر و شنیدن موعظه برای گذراندن وقت به بازار می‌رفتند و خریدهایی هم می‌کردند و به بعضی دکان‌های خرازی و بزازی به‌خصوص دکان حاجی ابوالفتح بلورفروش حکماً سری می‌زدند. در دوره‌های سابق بر این دوره، تجار حجره‌های صحن امام‌زاده زید را در ماه رمضان موقتا اجاره کرده هر یک شعبه‌ای از دکان خود را به آن‌جا برده نمایشگاهی ترتیب می‌دادند و این بهترین تدبیر برای فروش امتعه بود. مردم به‌خصوص طبقه اعیان به این محل می‌آمدند، خلاصه و سرگل همه چیز در آن‌جا جمع بود. بر فرض که چیزی نمی‌خواستند بخرند، در صحن امام‌زاده گردش می‌کردند و وقت می‌گذراندند و انگار کار را طوری می‌گرفتند که وقتی به خانه برسند، وقت افطار و سر سفره گسترده بروند. البته گردشی هم در مسجد شاه می‌کردند.

اشخاص متوسط دور معرکه درویش‌ها حلقه‌زده، به بیانات آن‌ها که اکثر برای دریافت شاهی صد دینار به عنوان چراغ الله بود گوش می‌دادند. من هیچ امام‌زاده زید را به این ترتیب ندیده‌ام این‌ها چیزهائی است که از بزرگ‌ترهای خانواده شنیده‌ام. در دوره نیمه‌کودکی و نیمه جوانه‌مردی من عین این بساط را به طرز اکمل در مسجد سپهسالار (جنب مجلس شورای ملی) برپا و تا زمان سلطنت مظفرالدین‌شاه هم بر قرار بود. در این وقت چون ماه رمضان کم‌کم به زمستان افتاده و گردش در فضای آزاد خیلی مطلوب نبود، این رسم هم از بین رفت.

ازدحام در صحن مدرسه سپهسالار در ماه رمضان

در صحن مدرسه سپهسالار به حدی ازدحام می‌شد که برای پیمودن فاصله از جلوخان تا داخله صحن، البته ۶-۷ دقیقه وقت لازم بود. راهرو سمت حوضخانه راه زنانه و راهرو سمت راست، به مردها تخصیص داشت. در صحن مدرسه هم همین تقسیم را کرده بودند. در حجره‌های سمت شمال بزازها برای زن‌ها بساط پهن می‌کردند و سایر حجرات. ایوان‌ها جز ایوان سمت مشرق که ایوان چهل ستون و جزر مسجد بود، بساط خرازی و بلور فروشی و سمساری برای مردها پهن می‌شد و واقعا نمایشگاه حسابی از امتعه آن روز کشور بود.

حتی طاق‌نماهای جلوخان را هم می‌گرفتند و دکان‌های خیابان نظامیه هم بساط خود را رنگین‌تر می‌کردند و جمعی هم در پیاده‌روی خیابان بساط می‌گستردند. کمتر کسی از اهل شهر بود که ماه رمضان لامحاله یکبار به این نمایشگاه نیاید. ما که منزل‌مان سرچشمه و نزدیک به مدرسه سپهسالار بودیم، تقریبا هر روز به این نمایشگاه می‌رفتیم...

۲۵۹

کد مطلب 2187557

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 5 =

آخرین اخبار