۰ نفر
۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۳
خیانت اروپا به مادرید برای تنبیه سانچز

اسپانیا بهای به رسمیت شناختن کشور فلسطین و متهم کردن اسرائیل به نسل کشی را به شیوه‌ای عجیب پرداخت؛ مراکش با هدایت نمایشی موج مهاجران، آمریکا با اذعان به «حاکمیت مراکش بر سبته» و اسرائیل با تحریک مقامات اروپایی به بی‌توجهی ، دست در دست هم دولت سانچز را مقابل یک معضل حیرت‌آور قرار دادند.

به گزارش خبرآنلاین، شبکه خبری راشاتودی در گزارشی نوشت: طرح جنجالی علیه اسپانیا ثابت کرد اروپا برای مجازات یک دولت مخالف ، حتی از «ارزش‌های انسانی» و تمامیت ارضی متحدان خود نیز عبور می‌کند.

به گزارش ایسنا، برای چندین دهه، بروکسل از پرداختن به ریشه‌های آوارگی جهانی خودداری کرده است. انجام این کار مستلزم مقابله با یک طرز فکر استعماری پایدار است؛ نگاه کردن به کشورهای جنوب جهانی به ویژه آفریقا، به عنوان انباری از منابع خام در حالیکه مردمش در ویرانی اقتصادی و جنگ‌های داخلی رها شده‌اند.

همانطور که معمر قذافی در لیبی یکبار به صراحت اشاره کرد، آفریقایی‌هایی که به سمت اروپا می‌روند، صرفا به دنبال ثروتی هستند که از آنها دزدیده شده و کشورهایشان را فقیر گذاشته است؛ منطقی ساده که به سختی می‌توان با آن مخالفت کرد. 

در ۳۰-۳۱ ژوئیه وقتی ده‌ها هزار جوان مراکشی و مهاجر به سمت شهر سبته(سئوتا) اسپانیا هجوم آوردند، تردیدها نسبت به آنچه واقعا رخ داده عمیق‌تر شد؛ روز بعد، اکثریت قریب ‌به ‌اتفاق آنهایی که وارد شده بودند، به مراکش بازگشته بودند. در شرایط عادی، افرادی که جان خود را برای رسیدن به خاک اتحادیه اروپا به خطر می‌اندازند، به سادگی بازنمی‌گردند؛ این که هزاران نفر به همان سرعتی که آمده بودند، بازگشتند، نشان می‌دهد که این موج کمتر یک حرکت مهاجرتی بلکه یک نمایش قدرت صحنه‌سازی‌شده بود.

وقتی فاجعه سبته را در کنار تغییر سیگنال‌های دیپلماتیک واشنگتن بررسی کنیم،  دیگر نمی‌توان آن را یک رخداد «خودجوش» دانست، دولت ترامپ  ضد مهاجرت ترامپ از چند هفته قبل بیش از همیشه از جاه‌طلبی‌های مراکش برای توسعه ارضی حمایت کرد، کمیته تخصیص بودجه مجلس نمایندگان به صراحت اعلام کرد که دو شهر سبته و ملیله در خاک مراکش واقع شده‌اند و همچنان موضوع ادعای دیرینه مراکش هستند.»

این سیگنال را می‌توان به خشم فزاینده واشنگتن از پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا به دلیل امتناع او از اجازه استفاده از پایگاه‌های نظامی آمریکا برای عملیات علیه ایران، مخالفت آشکارش با سیاست‌های اسرائیل در غزه مرتبط دانست.

این بحران، ریاکاری نهاد سیاست خارجی اتحادیه اروپا را آشکار و شکاف‌های ایدئولوژیک را در سراسر اروپا برملا کرد. انزوای مادرید نه تنها از سوی واشنگتن و رباط، که از درون خود اروپا و به رهبری دولت‌های محافظه‌کاری طراحی شده که مخالف موضع سرسختانه سانچز در حمایت از فلسطین بودند.

دولت جورجیا ملونی، نخست‌وزیر ایتالیا با سوءاستفاده از هرج‌ومرج، توافقنامه شنگن را در مورد اسپانیا به حالت تعلیق درآورد و کنترل‌های مرزی را برای تنبیه و مجازات سیاسی مادرید از سر گرفت. کشورهایی چون دانمارک حتی خواستار تعلیق یا اخراج اسپانیا از شنگن شدند؛ اروپا به جای همبستگی با یک کشور عضو، از این شوک به عنوان سلاح استفاده کرد و مراکش در تحریک یک بحران ثانویه سیستمی در «دژ اروپا» موفق شد.

پس از عملیات طوفان الاقصی، اسپانیا به شدیدترین منتقد اقدامات نظامی اسرائیل در اروپا تبدیل شد. سانچز فراتر از مخالفت‌های دیپلماتیک استاندارد پیش رفت و با به رسمیت شناختن رسمی کشور فلسطین و اسرائیل را به نسل‌کشی در غزه متهم کرد. سانچز با استناد مکرر به اصطلاح «نسل‌کشی» در عرصه بین‌المللی، پیوستن به پرونده آفریقای جنوبی در دیوان بین‌المللی دادگستری و قطع انتقال تسلیحات به رژیم صهیونیستی، اسپانیا را از حمایت جریان اصلی غربی خارج کرد. این امر مادرید را به طور منحصربه‌فردی در برابر یک تلافی‌جویی سه‌گانه ژئوپلیتیکی آسیب‌پذیر ساخت؛ تل‌آویو پشتیبانی اطلاعاتی ارائه داد، واشنگتن پوشش دیپلماتیک فراهم کرد و به حاکمیت مراکش بر این مناطق چراغ سبز نشان داد و رباط نیز فشار نامتقارن مهاجرتی بر سبته را برای سرنگونی یک دولت اروپایی آزاد کرد.

همانطور که بسیاری از ناظران اشاره می‌کنند، این وضعیت ناگهانی هدفی دو سویه داشت؛ تامین یک سلاح فوری ضد مهاجرتی برای «لاشخورهای» راست‌افراطی اروپا و در عین حال اعمال تنبیه ژئوپلیتیکی بر دولت سانچز به دلیل سیاست خارجی اصولی‌اش. واکنش مقامات اسرائیلی مانند واکنش تمسخرآمیز دنی دانون، سفیر اسرائیل در سازمان ملل، نسبت به وضعیت اضطراری اسپانیا و درخواست ایتامار بن گویر، وزیر امنیت داخلی، از مادرید برای «باز کردن درهایش» به روی ساکنان غزه نشان‌دهنده عطش آشکار برای تلافی علیه به رسمیت شناختن کشور فلسطین و اتهامات نسل‌کشی از سوی اسپانیا بود.

مراکش نقش «چکش» را بازی کرد وبا هل دادن مهاجران و پناهجویان به سمت شهر سبته اسپانیا، بحران انسانی ساخت. آمریکا و اسرائیل هم از پشت صحنه پوشش سیاسی و دیپلماتیک ایجاد کردند و جلوی اعتراض‌ها را گرفتند یا حداقل کاری کردند که مراکش به راحتی بتواند موجی از مهاجران را به سمت اسپانیا بکشاند. این اقدام با هدف فلج کردن مادرید انجام شد.

این حرکت گازانبری ژئوپلیتیکی نشان داد دژ اروپا نه تنها مرزهای خود را ایمن نکرده، بلکه آنها را به نقاط تحریک پذیری برای اعمال فشار خارجی تبدیل کرده است.

310310

کد مطلب 2261276

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 9 =