به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، برخی اشیاء در طول تاریخ چنان شهرت تاریکی به دست آوردهاند که حتی منطقیترین ذهنها نیز پیش از آنکه آنها را صرفاً خرافاتی و بیمعنا قلمداد کنند، دچار تردید میشوند. هرچه باشد، نفرینهای باستانی موضوعی جدی بودند: کاهنان و صنعتگران، هشدارهای وحشتآوری را بر گورها و طلسمهای مقدس حک میکردند تا هر آنکس را که آنقدر نادان باشد که بخواهد در کار آنها دخالت کند، بازدارند. اینکه آیا این هشدارها در طول هزارهها قدرتی از خود حفظ کردهاند یا خیر، پرسشی است که این هفت اثر تمام تلاش خود را برای پاسخ به آن به کار بستهاند.
منبع: ویکیمدیا کامنز
۱. الماس امید (The Hope Diamond)، موسسه اسمیتسونین، واشینگتن دی.سی.
تعداد معدودی از اشیاء میتوانند به اندازه «الماس امید» چنین حس هیبت و هراسی را برانگیزند. این الماس آبی ۴۵.۵۲ قیراتی که به صورت دائمی در موزه ملی تاریخ طبیعی اسمیتسونین در واشینگتن دی.سی به نمایش گذاشته شده است، دارای پیشینهای مستند است که به قرن هفدهم در هند بازمیگردد؛ جایی که گفته میشود این الماس از یک تندیس هندو به سرقت رفته است. احتمالاً از همینجا میتوانید حدس بزنید که در ادامه چه اتفاقی افتاده است.
این سنگ از میان دستان پادشاهان فرانسه عبور کرد؛ ابتدا لویی چهاردهم (که گزارش شده بر اثر قانقاریا درگذشته)، سپس لویی شانزدهم و ماری آنتوانت (که هر دو در جریان انقلاب فرانسه با گیوتین اعدام شدند) و پس از آنها نیز زنجیرهای از اشرافزادگان اروپایی که سرنوشت چندان بهتری هم نداشتند. در قرن بیستم، «اِوالین والش مکلین»، از چهرههای پرزرقوبرق و عجیبوغریب جامعه آمریکا، این الماس را از «پیر کارتیه» خرید و آن را به طور مکرر و بسیار پرزرقوبرق استفاده میکرد. او حتی برای پاکسازی الماس از نفرین باستانیاش، آن را نزد یک کشیش به صلوات درآورد و نگرانیهای تقریباً تمام اطرافیانش را با خنده از سر خود بیرون کرد.
در خبری کاملاً بیارتباط (اما معنادار)، مکلین در ادامه شاهد مرگ نابهنگام پسر و دختر خود بود، دوران فروپاشی روانی همسرش را پشت سر گذاشت و خود نیز در سال ۱۹۴۷ بر اثر ذاتالریه در جوانی درگذشت. میراث گسترده جواهرات او به جواهرساز برجسته، «هری وینستون» فروخته شد که او نیز درنهایت در سال ۱۹۵۸، این گوهر را که شاید واقعاً «بدیمن» بود، به موسسه اسمیتسونین اهدا کرد. او این الماس را در یک بستهبندی ساده از کاغذ قهوهای برای آنها پست کرد؛ حالا هرطور که میخواهید درباره این موضوع برداشت کنید.
جهت اطلاع: الماس امید یکی از پربازدیدترین آثار در ایالات متحده است. اگر میخواهید در نزدیکترین فاصله به ویترین نمایش قرار بگیرید، در صبحهای روزهای هفته به آنجا بروید تا شاهد درخشش فسفری قرمز و خیرهکننده این سنگ زیر نور فرابنفش باشید؛ ویژگیای که در میان الماسهای آبی بینظیر است.
منبع: ویکیمدیا کامنز
۲. اشیاء مقبره توتانخ آمون، موزه مصر، قاهره
وقتی هاوارد کارتر و لرد کارنارون در سال ۱۹۲۲ مُهر مقبره توتانخآمون را در دره پادشاهان شکستند، یکی از بزرگترین اکتشافات باستانشناسی تاریخ را رقم زدند؛ اما بنا بر افسانهای مشهور، آنها مرتکب یک اشتباه مهم شخصی نیز شدند؛ و این همان نفرین مرموزی است که احتمالاً پیش از این دربارهاش شنیدهاید.
ظاهراً کتیبهای که در مقبره پیدا شده بود، هشدار میداد: «مرگ با بالهایی سریع به سراغ کسی خواهد آمد که آرامش پادشاه را برهم زند.» با این حال، مورخان درباره اینکه اساساً چنین کتیبهای وجود داشته یا نه، اختلاف نظر دارند و امروزه بسیاری بر این باورند که این ماجرا چیزی جز یک خبر جعلی ساختهوپرداخته رسانهها نبوده است.
آنچه نمیتوان در آن تردید کرد، اتفاقاتی است که پس از آن رخ داد. لرد کارنارون تنها پنج ماه پس از گشایش مقبره، بر اثر عفونت ناشی از گزش پشه درگذشت. شاید این دقیقاً «بالهای سریع» نبود، اما به اندازه کافی به آن نزدیک بود! در فاصله تنها یک دهه، حدود دوازده نفر از افرادی که با این حفاری در ارتباط بودند، در شرایطی درگذشتند که بهراستی «غیرعادی» به نظر میرسید.
البته دانشمندان توضیحات منطقی متعددی برای این اتفاقات ارائه کردهاند؛ ازجمله کپکهای سمی یا باکتریهای باستانی موجود در داخل مقبره مهرومومشده. با وجود آنکه بسیاری از این نظریهها مورد بررسی و آزمایش قرار گرفتهاند، هیچکدام بهطور قطعی اثبات نشدهاند.
عکس از جک شُلدر.
منبع: پینترست
۳. مومیایی بدیمن (کاهنه آمون-را)، موزه بریتانیا، لندن
اوتسی، مرد یخی، به معنای دقیق کلمه یک «شیء باستانی» نیست. او مردی مومیاییشده با قدمتی حدود ۵۳۰۰ سال است که در سال ۱۹۹۱، در حالی که در یخهای آلپ منجمد شده بود، پیدا شد. اشیایی که همراه او کشف شدند، ازجمله یک تبر مسی، کمان و تیرها، دریچهای شگفتانگیز به زندگی انسانها در عصر مس میگشایند. با این حال، براساس مجموعهای رو به افزایش از روایتها و ماجراهای نقلشده، به نظر میرسد این اشیا و حتی خود او چندان هم بیخطر نباشند!
از میان افرادی که با کشف اوتسی یا مطالعات اولیه درباره او ارتباط داشتند، هفت نفر بعدها به شیوههایی زودهنگام یا غیرعادی درگذشتند؛ ازجمله کوهنوردی که پژوهشگران را به محل جسد راهنمایی کرد و یک کارشناس پزشکی قانونی. دانشمندان بهسرعت یادآوری میکنند که تعداد این موارد آنقدر کم است که نمیتوان از آن یک الگوی معنادار آماری استخراج کرد و احتمالاً حق با آنهاست. با این حال، بد نیست به این نکته هم توجه کنیم که خود اوتسی قربانی یک قتل بوده است: با تیر مورد اصابت قرار گرفته و احتمالاً با ضربهای به سر نیز کارش را تمام کردهاند.
موزه باستانشناسی تیرول جنوبی در بولتسانو یکی از بهترین موزههای منطقهای اروپا است. بدن حفظشده اوتسی از پشت یک پنجره کوچکِ دریچهمانند در محفظهای سرد و یخچالدار قابل مشاهده است. برای بازدید کامل از موزه دستکم دو ساعت زمان در نظر بگیرید و این بازدید را با گشتی در مرکز تاریخی و زیبای قرونوسطایی بولتسانو همراه کنید.
منبع: www.thecollector.com
۲۵۹







نظر شما