به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بررسی گزارشهای اخیر رویترز، والاستریت ژورنال و ارزیابی بانکهای بزرگ نشان میدهد بازار طلا اکنون در نقطهای حساس قرار دارد: در کوتاهمدت احتمال اصلاح قیمت وجود دارد، اما عوامل بنیادی که در سالهای اخیر طلا را به سطوح تاریخی رساندهاند همچنان پابرجا هستند.
چرا طلا دوباره بالا آمده است؟
یکی از مهمترین محرکهای اخیر طلا، تغییر انتظارات بازار درباره سیاست پولی فدرال رزرو آمریکا است.خبرگزاری رویترز در گزارشی نوشت کاهش ارزش دلار و دادههای تورمی آمریکا که عمدتاً مطابق انتظار منتشر شدهاند، احتمال افزایش نرخ بهره در ماه سپتامبر را کاهش دادهاند. طبق دادههای CME FedWatch که رویترز به آن استناد کرده، احتمال افزایش نرخ بهره در سپتامبر از ۵۵ درصد در هفته قبل به حدود ۳۳ درصد کاهش یافته است.
نرخ بهره اهمیت زیادی برای طلا دارد؛ زیرا طلا سود دورهای پرداخت نمیکند. بنابراین هرچه نرخهای بهره و بازده اوراق پایینتر باشد، هزینه فرصت نگهداری طلا کاهش پیدا میکند و جذابیت آن افزایش مییابد.
والاستریت ژورنال نیز در پایان هفته همین عامل را برجسته کرده است. این روزنامه گزارش داد کاهش انتظارات درباره افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در سپتامبر باعث ورود پول به بازار فلزات گرانبها شده و طلای آتی در پایان هفته ۰.۴ درصد افزایش یافته است.
دلار؛ متحد طلا
عامل مهم دیگر، ضعف دلار آمریکا است. طلا در بازارهای جهانی بر مبنای دلار قیمتگذاری میشود؛ بنابراین کاهش ارزش دلار معمولاً خرید طلا را برای دارندگان سایر ارزها ارزانتر میکند و میتواند تقاضا را افزایش دهد.
شاخص دلار آمریکا در آن روز ۰.۳ درصد کاهش یافت و همین موضوع یکی از عوامل اصلی رشد طلا بود. در نتیجه، اگر ضعف دلار در ماههای آینده ادامه پیدا کند، میتواند یکی از موتورهای صعودی طلا باقی بماند.
اما یک تهدید جدی وجود دارد: تورم و نفت. این بدان معناست که همه عوامل اقتصادی به نفع طلا نیستند.
افزایش قیمت نفت میتواند تورم را بالا نگه دارد و در نتیجه فدرال رزرو را از کاهش نرخ بهره یا حتی به سمت سیاست پولی سختگیرانهتر سوق دهد. چنین اتفاقی معمولاً برای طلا خبر خوبی نیست.
رویترز در گزارشی به همین مسئله اشاره کرد و به نقل از یک تحلیلگر بازار گفت ادامه افزایش قیمت نفت میتواند برای فلزات عامل نزولی باشد، زیرا تورم را افزایش داده و ممکن است بانکهای مرکزی را به سمت نرخهای بهره بالاتر سوق دهد.
بنابراین بازار طلا اکنون در برابر یک دوگانگی قرار دارد: اول اینکه دلار ضعیفتر و احتمال نرخ بهره پایینتر زمینه را برای صعود طلا مهیا میکند اما در مقابل نفت گرانتر و تورم بالاتر احتمال نرخ بهره بالاتر و فشار بر طلا را سبب خواهد شد.
شناسایی سود؛ خطر اصلاح کوتاهمدت
طلا در هفتههای اخیر رشد قابل توجهی داشته و همین موضوع احتمال شناسایی سود را افزایش داده است.
طلا پس از رسیدن به بالاترین سطح خود از پنجم ژوئن، در جلسه معاملاتی بعدی ۱.۳ درصد افت کرد؛ افتی که عمدتاً ناشی از شناسایی سود بود. با این حال، در جلسه بعدی دوباره رشد کرد.
این رفتار نشان میدهد بازار در محدوده فعلی با مقاومت و فروشندگان مواجه است، اما در عین حال خریداران نیز در قیمتهای پایینتر وارد بازار میشوند.
بنابراین یکی از سناریوهای محتمل در کوتاهمدت، نوسان طلا در محدوده فعلی و اصلاحهای مقطعی پیش از حرکت بعدی است.
آیا بانکهای بزرگ هنوز به طلا خوشبین هستند؟
سئوال اما اینجاست. آیا بانکهای بزرگ هنوز به طلا خوشبین هستند؟ پاسخ این است: له، اما با احتیاط بیشتر.
رویترز در نظرسنجی خود از ۲۹ تحلیلگر و معاملهگر در اواخر ژوئیه گزارش داد که پیشبینی متوسط قیمت طلا برای سال ۲۰۲۶ به ۴۵۰۹ دلار در هر اونس کاهش یافته است؛ در نظرسنجی سه ماه قبل این رقم ۴۹۱۶ دلار بود.
این کاهش پیشبینی نشان میدهد تحلیلگران نسبت به ادامه رشد سریع قیمت محتاطتر شدهاند. با این حال، آنها همچنان عوامل بنیادی قدرتمندی را پشت بازار طلا میبینند.
در این نظرسنجی، خرید بانکهای مرکزی، تنشهای ژئوپلیتیکی، بدهی دولتها و نگرانی درباره ارزش پولهای ملی از مهمترین عواملی عنوان شدهاند که همچنان از قیمت طلا حمایت میکنند.
تحلیلگران انتظار دارند بانکهای مرکزی همچنان یکی از قابلاعتمادترین منابع تقاضای طلا باقی بمانند؛ حتی اگر خرید آنها نسبت به رکوردهای اخیر کاهش پیدا کند.
علت این موضوع فقط نگرانیهای کوتاهمدت نیست. برخی بانکهای مرکزی در سالهای اخیر تلاش کردهاند ذخایر خود را متنوعتر کنند و وابستگی بیش از حد به دلار را کاهش دهند.
در نتیجه، حتی اگر سرمایهگذاران کوتاهمدت از بازار طلا خارج شوند، یک تقاضای ساختاری از سوی بانکهای مرکزی همچنان وجود دارد.
پیشبینیها چه میگویند؟
در ماه ژوئیه، بانک آمریکا میانگین پیشبینی خود برای قیمت طلا در سال ۲۰۲۶ را ۱۴ درصد کاهش داد و به ۴۳۶۰ دلار رساند؛ علت این کاهش، انتظار برای سیاست پولی سختگیرانهتر فدرال رزرو بود.
با این حال، همین بانک اعلام کرد که اگر چرخه سیاست انقباضی فدرال رزرو به پایان برسد، قیمت طلا همچنان میتواند به ۵۰۰۰ دلار در هر اونس برسد.
از سوی دیگر، پیشبینیهای بانکها نشان میدهد برخی مؤسسات همچنان اهداف بالاتری برای طلا دارند. بنابراین اختلاف اصلی میان تحلیلگران نه بر سر «صعودی یا نزولی بودن مطلق طلا»، بلکه بیشتر بر سر زمانبندی و سرعت حرکت بعدی است.
مهمترین سناریو برای ماههای آینده چیست؟
از مجموع گزارشهای خارجی میتوان سه سناریو را ترسیم کرد. سناریوی اول: بازگشت به مسیر صعودی است.
اگر فدرال رزرو از افزایش نرخ بهره صرفنظر کند، دلار تضعیف شود و خرید بانکهای مرکزی ادامه پیدا کند، احتمال بازگشت طلا به بالای ۴۵۰۰ دلار افزایش خواهد یافت.
در این سناریو، رسیدن دوباره به محدوده ۵۰۰۰ دلار نیز از نظر برخی مؤسسات مالی غیرممکن نیست.
سناریوی دوم: اصلاح قیمت است. اگر تورم آمریکا دوباره افزایش پیدا کند، قیمت نفت بالا بماند و بازار به سمت انتظار برای نرخهای بهره بالاتر حرکت کند، طلا ممکن است برای مدتی وارد فاز اصلاح شود.
این همان سناریویی است که در ماه ژوئن نیز رخ داد؛ زمانی که نگرانیهای تورمی و افزایش انتظارات برای نرخ بهره بالاتر، قیمت طلا را بهشدت تحت فشار قرار داد.
سناریوی سوم نیز نوسان طولانی در محدوده فعلی است. این شاید در کوتاهمدت محتملترین سناریو باشد. طلا پس از جهش اخیر میتواند مدتی در محدوده حدود ۴۲۰۰ تا ۴۵۰۰ دلار نوسان کند تا بازار درباره مسیر نرخ بهره آمریکا، دلار و تورم به جمعبندی روشنتری برسد.
آنچه از مجموع گزارشهای خارجی به دست میآید، تصویر یک بازار صعودی اما خسته است. طلا در حال حاضر از یک سو با شناسایی سود، قیمت بالای نفت و خطر بازگشت تورم مواجه است و از سوی دیگر، کاهش احتمال افزایش نرخ بهره، ضعف دلار، خرید بانکهای مرکزی و ریسکهای ژئوپلیتیکی از آن حمایت میکنند.
بنابراین کاهش یا توقف موقت قیمت طلا لزوماً به معنای پایان روند صعودی نیست. حتی مؤسساتی که پیشبینی خود را کاهش دادهاند، در افق بلندمدت همچنان نسبت به طلا نگاه مثبتی دارند.
نقطه کلیدی بازار اکنون فدرال رزرو است: اگر بازار به این نتیجه برسد که افزایش نرخ بهره منتفی شده و مسیر سیاست پولی در نهایت به سمت کاهش نرخها حرکت خواهد کرد، طلا میتواند دوباره وارد یک موج صعودی شود. اما اگر تورم و نفت فدرال رزرو را به سمت سیاست سختگیرانهتر سوق دهند، احتمال یک دوره اصلاح جدیتر افزایش خواهد یافت.
در نتیجه، در شرایط فعلی، تحلیل رسانههای خارجی بیشتر به سمت «احتیاط در کوتاهمدت، خوشبینی مشروط در بلندمدت» متمایل است.
223223







نظر شما