۱ نفر
۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۰

گفتگو ؛ ضرورت، نه ضرر

ابوذر ابراهیمی ترکمان
گفتگو ؛ ضرورت، نه ضرر

فرهنگ سازی در جامعه، ساحت های مختلفی دارد که یکی از آنها فرهنگِ گفتگو است. در هر گفتگویی خواستۀ هردو طرف به صراحت بیان می شود و زوایای پنهان خواسته ها ، آشکار می گردد.

گفت‌وگو، پیش از آنکه یک مهارت ارتباطی باشد، یک فضیلت اخلاقی است؛ فضیلتی که از تواضع، بردباری و احترام به کرامت انسان سرچشمه می‌گیرد. جامعه‌ای که شنیدن را بیاموزد، بهتر خواهد اندیشید، عادلانه‌تر تصمیم خواهد گرفت و مهربان‌تر زندگی خواهد کرد. شاید بسیاری از فاصله‌هایی که امروز میان انسان‌ها، نسل‌ها و اندیشه‌ها شکل گرفته است، با یک گفت‌وگوی صادقانه و شنیدن سخن یکدیگر از میان برداشته شود. این نوشته در تبیین همین موضوع است.

یکم:

مردی با سه فرزندپسر که بزرگترینشان ده ساله بود سوار مترو شدند. مرد در یک صندلی نشست و در فکر فرو رفت اما فرزندانش آرامش مسافرین را برهم زدند .کتاب و روزنامه را از دست مسافرین دیگر می گرفتند و سبب شدند تا یکی از مسافرین با خشم به پدر آنان اعتراض کند که چرا مراقب فرزندانت نیستی وآنها را در به هم زدن آرامش دیگران رها کرده ای؟ پدر فرزندان گفت: حق با شماست. یک ساعت پیش مادر این بچه‌ها در بیمارستان از دنیا رفت. هنوز نمی‌دانم چگونه باید این خبر را به آن‌ها بدهم و از این پس چگونه به تنهایی از سه کودک مراقبت کنم؟ فرد معترض با لبخندی حاکی از شرم ابراز همدردی کرد و مرد را به حال خود گذاشت و در اندیشه چگونگی امکان کمک به پدر فرزندان فرو رفت. یک گفتگوی چند لحظه ای توانست مرد معترض را از اوج خشم تا مهربانی وهمدردی برساند . 

این تغییر ناگهانی، نه با دستور رخ داد و نه با موعظه؛ تنها یک گفتگوی کوتاه ، تصویری تازه از واقعیت پیش روی او گشود. گفت‌وگو، انسان را از داوری ها و رفتارهای هیجانی و شتاب‌زده به درک عمیق‌تر حقیقت می‌رساند. و از داوری بر پایه گمان به شناخت مبتنی بر واقعیت هدایت می‌کند.

دوم:

آموختنِ هنر شنیدن لازمۀ شکل گیری گفتگوهای سازنده است. اغلب ما چنان در اندیشۀ فهماندن هستیم که شنیدن را از یاد می بریم، میل به گفتن و عطش خودابرازی، بر نیازِ به شنیدن غلبه می کند. می خواهیم سخن خود را به کرسی بنشانیم، اما کمتر می کوشیم سخن دیگری را بفهمیم.از همین رو، شنیدن را چندان ضروری نمی دانیم و بیشتر میل به گفتن داریم. در حالیکه بسیاری از اختلاف‌ها، کدورت‌ها و حتی دشمنی‌ها، محصول نشنیدن است. گفت‌وگو، این عادت نادرست را اصلاح می‌کند؛ ما را از "فهماندن" به "فهمیدن" می رساند و در نتیجه " تفاهم" شکل می گیرد.  در فرهنگ اسلامی نیز گفت‌وگو جایگاهی ممتاز دارد. قرآن کریم، که کتاب هدایت و منطق استدلال است ، درآیات 36 و37 سوره مبارکۀ حجر گفت‌وگوی خداوند با ابلیس را نقل می‌کند؛ جایی که شیطان درخواست مهلت می‌کند و پاسخ خود را می‌شنود. منطق قرآن بر تبیین، استدلال و آشکار ساختن حقیقت استوار است، نه بر حذف گفت‌وگو. از همین رو، قرآن پیامبر اکرم(ص) را نیز به «جدال احسن» و سخن گفتن با بهترین شیوه فرا می‌خواند؛ زیرا در فضای گفت‌وگوی خردمندانه است که حقیقت آشکار می‌شود. گفتگو رسمیت دادن به طرف گفتگو برای یافتن نقطه مشترک است. داد وستدی است پر سود برای هر دو طرف.

سوم:

ما از یک سو مدعی هستیم فرهنگ چند هزارساله ای داریم و از دیگر سو در رسانه های جمعی بر فقدان فرهنگ رانندگی، فرهنگ انتقاد پذیری،فرهنگ کتابخوانی، فرهنگ آپارتمان نشینی، فرهنگ کارجمعی و حتی فقدان فرهنگ گفتگو  صحه می گذاریم. این دو گزاره زمانی با یکدیگر سازگار خواهند شد که بپذیریم فرهنگ، صرفاً میراث گذشته نیست؛ بلکه رفتاری است که هر روز در زندگی امروز ما بازتولید می‌شود. یکی از آنها فرهنگ گفتگو است باید بپذیریم که اگر گفت‌وگو در جامعه نهادینه نشود، بسیاری از این کاستی‌ها همچنان باقی خواهد ماند.گفت‌وگو به معنای چشم‌پوشی از باورها یا کوتاه آمدن از اصول نیست؛ بلکه به معنای به رسمیت شناختن کرامت انسان و حق شنیده شدن اوست. گفت‌وگو یعنی پذیرفتن اینکه ممکن است دیگری بخشی از حقیقت را ببیند که از نگاه ما پنهان مانده است. جامعه‌ای که در آن گفت‌وگو جریان دارد، کمتر گرفتار سوءتفاهم، افراط و دوقطبی‌های فرساینده می‌شود. فرهنگ چند هزار ساله ما همانگونه که در ساحت های مختلف فرصت بروز می یابد، در شکل گیری گفتگوهای منجر به تفاهم نیز بروز می یابد.

چهارم:

 گفتگو نه با دستور ممکن است و نه با توصیه های اخلاقی بلکه راهکارهای تجربه شده ای در آموزش، تمرین و الگوسازی وجود دارد که لازم است مد نظر قرار گیرد.

  • جایگزینی سیاست دفعی به جای اندیشۀ رفعی بسیار مهم است. در سیاست رفعی کوشش بر این متمرکز است که آسیب های جامعه در حوزه های مختلف من جمله شکل نگرفتن گفتگو رفع شود اما در اندیشه دفعی تلاش بر این است که از جاگیری آسیب در جامعه جلوگیری شود واز پیش آسیب ها دفع شوند.  پذیرش تفاوت دیدگاهها ، جداسازی نقد از تخریب ، ترویج زبان محترمانه و رقیب را دشمن تلقی نکردن ، اصالت بخشی به شنیدن و ایجاد فضای ناخرسندی جمعی جامعه وعدم پذیرش برای کسانی که گفتار خود را با بیخردی و بی ادبی می آمیزند از پیش فرض های یک گفتگوی مفید هستند که اگر در جامعه مورد توجه قرار گیرند می توانند آسیب های زیادی  را از جامعه دفع کنند
  • تبیین ضرورت و اهمیت گفتگو مهم است . درک این ضرورت و تزریق آن در چرخۀ پرورشی وتربیتی جامعه ، می تواند ضرورت وپرفایده بودن گفتگو را باور پذیر کند.  هنگامی که شهروندان باور کنند گفت‌وگو راه‌حل بسیاری از مشکلات است، انگیزه بیشتری برای یادگیری و به‌کارگیری آن خواهند داشت. رسانه‌ها، دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمیه، مدارس و خانواده‌ها در ایجاد این باور نقشی تعیین‌کننده دارند.
  • مهارت گفت‌وگو باید از سال‌های نخست آموزش به کودکان آموخته شود. مدارس می‌توانند با برگزاری مناظره‌های علمی، کارهای گروهی، کرسی‌های آزاداندیشی متناسب با سن دانش‌آموزان و آموزش مهارت گوش دادن، نسلی تربیت کنند که اختلاف نظر را تهدید نبیند، بلکه فرصتی برای رشد بداند.دانشگاهها ، مراکز وموسسات فرهنگی نیز با تشکیل حلقه های گفتگو محور می توانند در شکل گیری گفت وگوهای اقناعی سهیم باشند.
  • جامعه، بیش از هر چیز، از رفتار نخبگان و رسانه‌ها الگو می‌گیرد. رسانه‌ها با به نمایش گذاشتن  الگوی گفت‌وگوی محترمانه می توانند فرهنگ گفتگو را ترویج کنند . اگر زبان گفت‌وگو جای زبان تخریب را بگیرد، این فرهنگ به تدریج در همه سطوح جامعه گسترش خواهد یافت.

کد مطلب 2258485

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 6 =