ریحانه اسکندری: نخستین نشست از سلسلهنشستهای «گفتآمد» و آیین بزرگداشت عبدالله گیویان، جامعهشناس و پژوهشگر حوزه ارتباطات و انسانشناسی، روز دوشنبه ۱۹ تیرماه در خانه روزنامهنگاران شهر، واقع در انتهای خیابان طالقانی و تقاطع خیابان شریعتی، با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران علوم اجتماعی، فعالان رسانهای و شاگردان او برگزار میشود. این برنامه با همکاری پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات و مجموعه «رسانیوم» برگزار خواهد شد و همزمان با آن از کتاب دو جلدی «راهنمای پژوهش کیفی» نیز رونمایی میشود. برگزاری این نشست فرصتی برای مرور سوابق حرفهای و علمی گیویان و بررسی فعالیتها و دیدگاههای او در حوزههایی مانند جامعهشناسی، مطالعات رسانه، انسانشناسی بصری و پژوهش کیفی فراهم کرده است.
عبدالله گیویان که در ۷ تیرماه ۱۳۳۹ در تهران متولد شده است، چهرهای چندبعدی و متمایز در جغرافیای روشنفکری و آکادمیک ایران به شمار میرود. او متفکری است که همواره در مرز میان «جامعهشناسی دین»، «انسانشناسی بصری»، «مطالعات رسانه» و «سیاستگذاری فرهنگی» حرکت کرده و از نخستین سالهای پس از انقلاب ۱۳۵۷ تا کنون، پیوندی میان نظریه پیچیده دانشگاهی و عمل اجرایی در نهادهای حکمرانی و رسانهای برقرار ساخته است.
تکوین زیست علمی؛ از ریاضیات دبیرستان ادیب تا دکتری سواس لندن
بازخوانی مسیر رشد و تکوین علمی عبدالله گیویان، نشاندهنده پویایی مستمر و عدم تقلیلپذیری او به قالبهای تنگ و سخت انضباطی است. گیویان در سال ۱۳۵۷ موفق به اخذ دیپلم ریاضی - فیزیک از دبیرستان تاریخی و نامدار ادیب در تهران شد. او در همان سال با قبولی در آزمون ورودی دانشگاهها، در رشته فیزیک دانشگاه پهلوی شیراز پذیرفته شد و تحصیلات عالی خود را آغاز نمود. با این حال، وقوع انقلاب اسلامی و متعاقب آن وقوع انقلاب فرهنگی و تعطیلی موقت دانشگاهها، سرنوشت فکری او را دستخوش تغییری بنیادین ساخت و نگاه او را از معادلات سخت فیزیک به سمت ریزساختارهای پیچیده جامعه و انسان ایرانی معطوف گرداند.
با بازگشایی مجدد دانشگاههای کشور، گیویان در سال ۱۳۶۲ به دانشگاه تهران منتقل شد و رشته علوم اجتماعی را برای ادامه راه خویش برگزید. او در سال ۱۳۶۵ مدرک کارشناسی خود را از دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران دریافت کرد. رساله پایانی مقطع لیسانس او با عنوان «تصوف به عنوان یک جنبش اجتماعی در ایران»، نخستین جرقههای علاقه تحلیلی او به متقاطع ساختن دین، آیین، عرفان و تحولات ساختاری جامعه ایرانی را به نمایش گذاشت.
گیویان مسیر دانشاندوزی را در همان دانشکده ادامه داد و در سال ۱۳۷۳ موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته جامعهشناسی از دانشگاه تهران شد. پایاننامه مقطع ارشد او تحت عنوان «بررسی شرایط آنومیک در جامعه و سنجش آنومیا درمیان دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران»، نشان از دغدغه عمیق او نسبت به گسستهای هنجاری، اختلالات ساختاری و احساس بیریشگی در میان نسل فرهیخته و جوان کشور داشت.
گام عالی تحصیلی گیویان در بریتانیا و در یکی از معتبرترین مراکز مطالعات شرقی جهان رقم خورد؛ او وارد دانشکده مطالعات شرقی و آفریقایی (SOAS) در کالج سواس دانشگاه لندن شد و درجه دکتری جامعهشناسی را از این مرکز دانشگاهی اخذ نمود. عنوان رساله دکتری او «دین، تلویزیون و فرهنگ در ایران پس از انقلاب» بود. این رساله با بهرهگیری از چارچوبهای نوین انسانشناسی و جامعهشناسی ارتباطات، به یکی از دقیقترین سندهای پژوهشی درباره نحوه بازنمایی مناسک دینی در رسانه رسمی و مکانیسمهای بازتولید یا مقاومت فرهنگی در زیستجهان مردم ایران تبدیل گردید.
سوابق اجرایی و حاکمیتی؛ از اداره اقلیتها در وزارت کشور تا ستاد تبلیغات جنگ
یکی از وجوه تمایز عبدالله گیویان در قیاس با جامعهشناسان محصور در دیوارهای برج عاج دانشگاه، تجربه مستقیم و بیواسطه او در ساختارهای اجرایی، امنیتی و سیاستگذاری کشور است. گیویان از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۵ مسئولیت اداره امور اقلیتهای دینی و قومی کشور را در اداره سیاسی وزارت کشور بر عهده داشت. این دوره ۵ ساله، فهمی عمیق، میدانی و عاری از کلیشههای نظری درباره تکثر قومی، مذهبی و زیستجهان اقلیتها در ایران به او بخشید؛ فهمی که شالوده پژوهشهای بعدی وی در حوزه انسانشناسی دینی گردید.
در سال ۱۳۶۵، او به عنوان پژوهشگر وارد دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه شد. حاصل این دوره، نگارش اثری پژوهشی و مرجع در ۳۲۰ صفحه با عنوان «بررسی تاریخی - اجتماعی ارامنه از ابتدا تا قرن بیستم» بود که توسط وزارت امور خارجه تکثیر و در اختیار مراجع تصمیمگیری و پژوهشی قرار گرفت.
همزمان با سالهای حساس دفاع مقدس، گیویان از سال ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۰ مسئولیت واحد تحقیقات ستاد تبلیغات جنگ را بر عهده گرفت. او در این نهاد راهبردی، به تحلیل عملیات روانی، نقد محتوایی تبلیغات شهری و رادیویی و سنجش اثرات روانی جنگ بر افکار عمومی پرداخت. در همین دوران بود که طبع ادبی و خلاقیت داستانی او نیز بروز یافت و او در سال ۱۳۶۵ داستان بلند «حصر دل» را توسط حوزه اندیشه و هنر اسلامی منتشر کرد. گیویان همچنین در دهه شصت و هفتاد با تدریس درسهایی چون آسیبشناسی اجتماعی و عملیات روانی در دانشکده امام باقر (ع) (۱۳۶۹ تا ۱۳۷۰) و تدریس روش تحقیق در سینما و تحلیل فیلم در دانشکده سینما تئاتر دانشگاه هنر (۱۳۷۵ تا ۱۳۷۶)، دانش میدانی خود را به عرصه آموزش منتقل ساخت.
چرخش و نوآوری در رسانه ملی؛ از پژوهشهای برنامهای تا پدیدهای به نام «ویدئوکلیپ»
ورود عبدالله گیویان به سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۷۰، آغازگر یک تحول ساختاری و محتوایی در مدیریت رسانه ملی بود. او از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۴ به عنوان قائممقام مرکز مطالعات و سنجش برنامهای صدا و سیما و مدیرکل امور پژوهشهای این مرکز فعالیت کرد. گیویان در سال ۱۳۷۳ با بنیانگذاری و سردبیری «فصلنامه سنجش»، سنت پژوهشهای پیمایشی، افکارسنجی مخاطبان و تصمیمگیری مبتنی بر دادههای کیفی را در سازمان جا انداخت.
او سپس از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۷ به عنوان مدیرکل دفتر پژوهشهای برنامهای معاونت سیما و مشاور معاونت سیما به خدمت ادامه داد. گیویان در این سالها عضو شورای عالی ویرایش سازمان صدا و سیما بود و نقش مهمی در سیاستگذاریهای زبانی و تصویری رسانه ایفا کرد. او همچنین بنیانگذار و دبیر دورههای اول و دوم «جشنواره سیما» بود؛ رویدادی که برای نخستینبار سنجههای کیفی و علمی را در ارزیابی ساختاری تولیدات تلویزیونی ایران وارد کرد.
با این حال، ماندگارترین و چه بسا جنجالیترین اقدام حرفهای گیویان در رسانه ملی، وارد کردن، بومیسازی و تدوین چارچوبهای فرمی برای «ویدئوکلیپ» در سال ۱۳۷۵ بود. در دورانی که سیما با فرمتهای سنگین، سنتی و کلاممحور خو گرفته بود و موسیقی و تصویر رابطه تعریفشدهای نداشتند، گیویان با درک تحولات نوظهور رسانههای جهان، شجاعت ورزید و ساختار پیام کوتاه مبتنی بر تلفیق موسیقی، شعر و تصویرسازی هنری را وارد شبکههای تلویزیونی ساخت. این نوآوری چنان موجی در صنعت موسیقی و تصویر ایران ایجاد کرد که تا هماکنون از او در محافل رسانهای و هنری با نام «پدر ویدئوکلیپ در ایران» یاد میشود.
علاوه بر فرمهای کوتاه، گیویان در عرصه تولیدات مستند تحلیلی نیز دست به تجربهگرایی زد. او در سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۱، مجموعه مستند ۲۶ قسمتی «آیههای زمینی» را با موضوع نقد و واکاوی مبانی غیرعقلانی و ریشههای مدرنیته غرب، تهیه، تحقیق و کارگردانی کرد که از شبکههای سراسری به نمایش درآمد.
انسانشناسی بصری و مطالعات اقلیتها؛ از فیلم لالایی تا گالری برونئی
پس از تثبیت موقعیت آکادمیک، عبدالله گیویان محور تمرکز علمی خود را بر «انسانشناسی بصری» و «انسانشناسی دین» استوار ساخت. او جامعه ارامنه ایران را به عنوان یکی از دیرپاترین و متکثرترین زیستجهانهای فرهنگی کشور برای مطالعه عمیق عکاسانه و فیلمشناختی انتخاب نمود.
از سال ۱۳۸۳، گیویان پروژهای مفصل را برای ثبت مردمنگارانه زیست روزمره، مناسک و هنر ارامنه ایران با استفاده از ابزارهای بصری آغاز کرد. حاصل این رویکرد، ساخت فیلمهای مستند انسانشناختی موفقی نظیر فیلم کوتاه «لالایی» و «هفت قدم شمالی» بود. این آثار با استقبال محافل بینالمللی مواجه شدند و از جمله فیلم «لالایی» در یازدهمین دوره جشنواره بینالمللی فیلمهای قومنگاری شبکه رادیو تلویزیونی RAI در سال ۲۰۰۹ به نمایش درآمد.
دامنه این فعالیتها به عرصههای نمایشگاهی در بینالملل نیز کشیده شد. گیویان با همکاری انستیتو ارمنیشناسی دانشگا یوسیالای و کالج سواس دانشگاه لندن، نمایشگاه بزرگ «هنر معاصر ارامنه ایران» را در گالری برونئی (Brunei Gallery) لندن (از ۲۴ آوریل تا ۲۸ ژوئن ۲۰۰۷) برگزار کرد. این رویداد علمی - هنری چهرهای تکثرگرا، عمیق و اصیل از ایران و هنر اقلیتهای آن را به جامعه علمی اروپا نشان داد.
تألیفات بنیادین گیویان در این حوزه، از جمله کتابهای «مردمشناسی بصری» (۱۳۹۰) و «مردمشناسی اجتماعات دینی» (۱۳۹۰) که توسط انتشارات دانشگاه امام صادق (ع) منتشر شدند، تا به امروز از منابع درسی اصلی دانشجویان مقاطع عالی محسوب میشوند.
نهادینهسازی روششناسی کیفی؛ مبارزه با پوزیتیویسم سطحی
یکی از بزرگترین خدمات ماندگار عبدالله گیویان به بدنه آکادمیک علوم ارتباطات و جامعهشناسی در ایران، مبارزه با «کمیگرایی مفرط» و نهادینهسازی روشهای تحقیق کیفی است. در دورانی که دانشگاههای کشور غرق در آمارهای سطحی و پرسشنامههای کممحتوا بودند، گیویان با ترجمه متون بنیادین و کلاسیک، مفاهیمی چون تحلیل تماتیک، نظریه زمینهای (Grounded Theory)، کدگذاری و مردمنگاری را وارد ادبیات پژوهشی کرد.
فهرست ترجمههای او نمایانگر وسواس نظری و دقت او در انتخاب متن است:
ترجمه کتاب «ارتباطات آیینی: از گفتگوهای روزمره تا جشنهای رسانهای شده» نوشته اریک دبلیو. رودنبولر.
ترجمه کتاب «سرشت نمادین اجتماع» نوشته آنتونی پل کوهن (برگزیده شده به عنوان یکی از ده اثر کلاسیک قرن بیستم در حوزه مردمشناسی توسط انتشارات Sage).
ترجمه کتاب «راهنمای کدگذاری برای پژوهشگران کیفی» نوشته جانی سالدنا.
ترجمه کتاب «روشهای تحقیق کیفی در علوم ارتباطات» نوشته تامس آر. لیندلوف و برایان C. تیلور.
ترجمه کتاب «راهنمای تحقیق برای تولیدات رسانهای» نوشته کتی چیتر.
گیویان علاوه بر ترجمه، در حوزه تألیف نیز آثار ارزشمندی چون «بازیهای رایانهای» (مجموعه مقالات با همکاری مسعود کوثری، احسان شاهقاسمی و دیگران)، «اسنادی از دولت شریفامامی» و کتاب «نظریه زمینهای» را به جامعه علمی عرضه داشت. او همچنین از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۸ مدیریت مرکز تحقیقات و مطالعات رسانهای همشهری را بر عهده داشت و سالها به عنوان عضو هیئت علمی دانشکده صدا و سیما، راهنمایی و مشاوره دهها رساله دکتری و ارشد را بر عهده داشته است.
نقد برندینگ سیاسی در گفتگو با خبرآنلاین
عبدالله گیویان همواره به عنوان جامعهشناسی مستقل، فارغ از وابستگیهای جناحی و دارای نگاهی عمیق به مسائل روز جامعه شناخته میشود. یکی از شاخصترین تحلیلهای سیاسی - رسانهای او، در گفتوگوی او با خبرگزاری «خبرآنلاین» رقم خورده است.
این گفتوگوی ویژه که در تاریخ ۴ فروردین ۱۴۰۴ در قالب ویژه برنامه نوروزی «کافه خبر» خبرآنلاین منتشر گردید، به بررسی جامع مفهوم «برندینگ سیاسی» مسعود پزشکیان در جریان انتخابات ریاست جمهوری و پس از آن اختصاص داشت. گیویان در این مصاحبه با کالبدشکافی مفهوم برندینگ در فضای سیاسی ایران، با رویکردی انسانشناختی به نقد رفتارهای انتخاباتی و بازنماییهای رسانهای پرداخت.
او در نخستین بخش از تحلیل خود با رد سادهانگاریهای رایج تبلیغاتی، صراحتا تصریح کرد: «برندینگ به آن معنای کلاسیک را برای پزشکیان نمیتوان استفاده کرد».
گیویان در تبیین این دیدگاه توضیح داد که ساختار رفتاری پزشکیان، نحوه گویش، نوع پوشش و حتی رفتارهای غیرکلامی او، اصالتا با الگوی بستهبندیهای مدرن و طراحیشده در کمپینهای غربی تطابق ندارد. او تاکید داشت که نقطه قوت پزشکیان اتفاقا در «عاری بودن از برندسازی تصنعی» و به نمایش گذاشتن چهرهای خودمانی، اصیل و دستنخورده نهفته بود؛ امری که در خستگی عمومی جامعه از کادربندیهای رسمی، پاسخ مناسبی دریافت کرد.
در ادامه این گفتوگو، گیویان در پاسخ به پرسشی درباره آرایش نیروهای سیاسی، نقش رقبایی چون سعید جلیلی و محمدباقر قالیباف، و شرایط صعود پزشکیان به قدرت، تحلیلی ساختاری ارائه داد و نقلقول مهم و یادماندنی دیگری را مطرح کرد: «اگر ترامپ و خواجه نصیر طوسی هم رقیب پزشکیان بود، خروجیاش همین پزشکیان میشد».
این عبارت دقیق گیویان نشان داد که او پیروزی پزشکیان را نه حاصل تکنیکهای پیچیده تبلیغاتی، بلکه برآمدِ یک ضرورت ساختاری، تاریخی و جامعهشناختی در منطق سیاسی ایران میدانست. از دیدگاه او، قطببندیها و مطالبات انباشتهشده جامعه به نقطهای رسیده بود که حتی اگر شخصیتی تهاجمی مانند ترامپ یا چهرهای حکیم و کلاسیک مانند خواجه نصیر طوسی نیز در برابر پزشکیان قرار میگرفتند، جامعه ایران دقیقاً همین خروجی را طلب میکرد و پیام پزشکیان مبتنی بر وحدت و صداقت به بار مینشست.
نگاه نقادانه گیویان به رسانه و اخلاق حرفهای منحصر به مصاحبههای مطبوعاتی نبود. او در موضعگیری دیگری در واکنش به تحولات کشور و پوشش رسانهای حوادث، در یادداشتی انتقادی در فضای مجازی، با نقد صریح از رویکرد تکگویانه و تحکمی برخی رسانهها، عبارت هشداردهنده و دقیقی را خطاب به مدیران رسانهای مطرح کرد و گفت: «آینه مردم باشید نه آغلپنداران».
این موضعگیری نشاندهنده مرز پررنگی بود که گیویان میان رسانه به مثابه بازتابدهنده واقعیتهای زیسته جامعه و رسانه به مثابه ابزار یکطرفه کنترل قائل بود.
در کنار سوابق رسمی آکادمیک و اجرایی، ابعاد کمتر شنیدهشده و فکتهای جذابی در زندگی گیویان وجود دارد که لایههای انسانی و فکری او را کاملتر میسازد:
روزنامهنگاری در بریتانیا: گیویان در دوره حضور و تحصیل در لندن، فعالیتهای رسانهای خود را تعطیل نکرد. او در سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۲ سردبیری دوماهنامه «صبا» (مجلهای مستقل به زبان فارسی برای ایرانیان مقیم بریتانیا) و همچنین مدیریت اجرایی نشریه «Recite» (نخستین نشریه قرآنی به زبان انگلیسی) را بر عهده داشت تا صبغه فرهنگی جامعه ایرانی را در دیار غرب پاس بدارد.
داوری در جشنوارههای متعدد: او با گستره دانش تصویری خود، در جشنوارههای متعددی از جمله جشنواره فیلم کودک و نوجوان اصفهان، جشنواره ویدئویی سوره و جشنواره فیلم دفاع مقدس به عنوان داور حضور داشته و بر جریان فیلمسازی کشور اثرگذار بوده است.
موقف در برابر مدرکگرایی: شاگردان وی همواره از گریز او از عناوین صوری سخن میگویند. گیویان بارها در کلاسهای درس خود یادآور شده است که مسیر تعالی بشری لزوماً از مدرکهای دکتری و راهروهای دانشگاهی نمیگذرد، بلکه علوم انسانی واقعی در فهم عمیق انسانها، کاستن از رنج عمومی و توانایی برقراری ارتباط با زیستجهان مردم عادی معنا مییابد.
میراث عبدالله گیویان در معرفی فرمهای نوآورانه رسانهای، توسعه روش تحقیق کیفی، ثبت بصری تاریخ و هنر اقلیتهای دینی، و ارائه تحلیلهای بیطرفانه از واقعیتهای سیاسی ایران، همچون قطبنمایی برای فعالان امروز عرصه رسانه و علوم انسانی باقی خواهد ماند. تلاشهای دکتر عبدالله گیویان یادآور این واقعیت بنیادین است که رسانه و جامعهشناسی تنها زمانی زنده میمانند که بتوانند آینهای شفاف، بیتردید و راستین از بیمها، امیدها و واقعیتهای زیسته مردم باشند.
۵۹۲۴۴







نظر شما