سایه‌نشینِ قدرت؛ چرا محمود جم از تصفیه‌های خونین رضاشاه جان سالم به در برد؟

منتقدان تاریخی، جم را نماد سیاستمدارانی می‌دانند که فاقد آرمان‌گرایی ملی مستقل بوده و بیشتر به حفظ وضع موجود و هماهنگی با قدرت‌های بزرگ تمایل داشته‌اند. اسناد وزارت خارجه بریتانیا نیز از او به عنوان فردی «خوش‌مشرب، معتمد و همسو با منافع انگلیس» یاد می‌کنند.

امیرمهدی نادری: تاریخ معاصر ایران سرشار از نام‌هایی است که در پیچ و خم تحولات بنیادین، از استبداد صغیر تا پایان پهلوی دوم، نقش‌آفرینی کرده‌اند. اما در میان این انبوه چهره‌ها، «محمود جم» جایگاهی متمایز دارد. او سیاستمداری بود که شش دهه از عمر تاریخ ایران را در بالاترین سطوح قدرت سپری کرد. از کابینه صدروزه سیدضیاءالدین تا نخست‌وزیری در طوفانی‌ترین دوران رضاشاه، و از بدرقه رضاشاه در تبعید تا دیپلماسی دربار محمدرضا شاه؛ جم همواره به عنوان یک تکنوکرات محافظه‌کار، مجری دقیق اوامر و دیپلماتی محتاط شناخته می‌شود. 

ریشه‌ها و طلوع یک دیپلمات؛ از تبریز تا دربار قاجار

درباره سال تولد محمود جم در منابع تاریخی اختلاف‌نظر وجود دارد. مهدی بامداد در «شرح حال رجال ایران» و حسن مرسلوند در «زندگینامه رجال و مشاهیر ایران» تاریخ تولد او را ۱۲۶۴ خورشیدی (مصادف با ۱۳۰۲ قمری) ثبت کرده‌اند، در حالی که باقر عاقلی در «شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران» و محمود طلوعی در «بازیگران عصر پهلوی» سال ۱۲۵۸ خورشیدی را ذکر کرده‌اند. با توجه به سیر اداری بعدی او، فرضیه ۱۲۶۴ خورشیدی دقیق‌تر به نظر می‌رسد. اجماع منابع بر تولد او در تبریز است.

خاندان جم شجره‌نامه خود را به شیخ محمود شبستری، عارف نامدار آذربایجان، می‌رسانند. نیاکان او برای نسل‌ها عنوان «خواجگان جم» را به عنوان کنیه خانوادگی داشتند؛ پیشوندی که محمود بعدها پس از رسیدن به مقام وزارت، آن را از فامیل خود حذف کرد (بامداد، شرح حال رجال ایران؛ مرسلوند، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران). پدرش، محمدصادق کرمانی، از کارمندان دولت قاجار بود که از کرمان به تبریز مهاجرت کرده بود.

هوش سرشار جم از همان سال‌های نخست نمایان شد. او مقدمات علوم، صرف و نحو و ادبیات فارسی را نزد پدر و سپس در مدارس نوین تبریز از جمله رشدیه و کمالیه آموخت و پس از آن وارد مدرسه میسیونری (مبلغان مذهبی مسیحی) تبریز شد. تسلط کامل او بر زبان فرانسه در همین مدرسه شکل گرفت. سیدحسن تقی‌زاده در کتاب «زندگی طوفانی» هوش جم را ستوده و نوشته است که او به دلیل نبوغش ابتدا دستیار معلم (خلیفه) و سپس معلم زبان فرانسه در همان مدرسه شد و ماهی پنج تومان حقوق دریافت می‌کرد.

نقطه عطف زندگی وی، آشنایی با دکتر کوپن، داروساز و پزشک فرانسوی مخصوص محمدعلی‌میرزا (ولیعهد وقت) بود. جم ابتدا در داروخانه او مشغول به کار شد و به واسطه همین آشنایی و تسلط بر زبان فرانسه، راهش به دربار ولیعهد باز شد. با مهاجرت به تهران در سال ۱۲۸۸ شمسی و پس از پایان دوره استبداد صغیر، وارد بوروکراسی دولتی شد. ابتدا به عنوان مترجم در اداره گمرک تهران مشغول به کار گردید و سپس با واسطه‌گری میرزا حسینقلی‌خان نواب (وزیر امور خارجه و شوهرخواهرش)، به سمت منشی و مترجم سفارت فرانسه منصوب شد. حضور هشت‌ساله او در این سفارت، فرصت آشنایی عمیق با ظرافت‌های دیپلماسی و شبکه ارتباطی رجال ایران و دیپلمات‌های خارجی را فراهم آورد.

چرخش به سوی قدرت؛ وثوق‌الدوله و قرارداد ۱۹۱۹

دوران اواخر قاجار و حضور در کابینه وثوق‌الدوله، سکوی پرتاب محمود جم بود. او در سال ۱۲۹۸ شمسی به ریاست انبار غله دولتی و سپس خزانه‌داری کل کشور رسید. در همان سال، با پیشنهاد وثوق‌الدوله و تصویب احمدشاه، لقب «مدیرالملک» به او اعطا شد (در برخی منابع وزارت امور خارجه به اشتباه «مدبرالملک» ثبت شده است).

نام جم با یکی از بحث‌برانگیزترین رویدادهای تاریخ معاصر، یعنی قرارداد ۱۹۱۹ گره خورد. اسناد تاریخی و خاطرات رجال معاصر نشان می‌دهد که جم از موافقان این قرارداد بود و حتی در «کمیته آهن» به رهبری سیدضیاءالدین طباطبایی که برای پیشبرد آن تشکیل شده بود، عضویت داشت. همین پیشینه سبب شد برخی ناظران تاریخی او را چهره‌ای متمایل به سیاست‌های بریتانیا قلمداد کنند. حسین فردوست در خاطرات خود صراحتاً محمود جم را یکی از مهره‌های هماهنگ با دولت انگلستان در ایران دانسته است. سر ریدر بولارد، سفیر کبیر وقت بریتانیا، نیز در گزارش‌های محرمانه خود جم را فردی خوش‌مشرب، مطیع و مورد اعتماد اعضای سفارت توصیف کرده است (بولارد، خاطرات سر ریدر ویلیام بولارد). اسناد نشان می‌دهند که او مدتی در محله قلهک تهران سکونت داشت؛ منطقه‌ای که در آن زمان مقر سفارت بریتانیا بود و ساکنان آن عملاً تحت‌الحمایه انگلیس به شمار می‌آمدند.

کودتای ۱۲۹۹ و ورود به عصر پهلوی

کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ فصل نوینی از حیات سیاسی جم را رقم زد. او که در زمان کودتا به عنوان خزانه‌دار کل در رأس امور مالی کشور بود، ابتدا بازداشت شد اما به‌سرعت با ابراز وفاداری آزاد گردید و در کابینه صدروزه سیدضیاءالدین طباطبایی عهده‌دار وزارت امور خارجه شد. بعدها سیدضیاء مدعی شد که جم در این دوره برای رضاخان جاسوسی می‌کرده است؛ ادعایی که نشان‌دهنده هوشمندی جم در پیش‌بینی کانون جدید قدرت بود.

از ویژگی‌های بارز محمود جم که او را از سرنوشت تلخ بسیاری از یاران رضاشاه مانند تیمورتاش، داور و فیروز مصون نگه داشت، محافظه‌کاری، دوری از قدرت‌طلبی مستقل و اطاعت محض از شاه بود. او هرگز پایگاه اجتماعی یا سیاسی مستقلی برای خود نساخت و دقیقاً به همین دلیل، اعتماد کامل رضاشاه را جلب کرد. هنگامی که رضاخان نخستین دولت خود را در سال ۱۳۰۲ تشکیل داد، جم را به وزارت مالیه برگزید. او همچنین مدتی معاونت نخست‌وزیری را برعهده داشت و سپس مناصبی چون استانداری کرمان (۱۳۰۵)، استانداری خراسان (۱۳۰۸)، وزارت فواید عامه و وزارت داخله (کشور) در دولت دوم محمدعلی فروغی (۱۳۱۴–۱۳۱۲) را تجربه کرد.

در اواخر سال ۱۳۱۳، به دستور مستقیم رضاشاه، جم به صورت محرمانه مأمور نظارت بر تحرکات سرلشکر محمدحسین آیرم (رئیس مقتدر شهربانی) شد. این مأموریت درنهایت به فرار آیرم از کشور به بهانه بیماری انجامید و نشان‌دهنده اعتماد ویژه شاه به جم بود.

سایه‌نشینِ قدرت؛ چرا محمود جم از تصفیه‌های خونین رضاشاه جان سالم به در برد؟
از راست: علی منصور، محمدعلی فروغی، مصطفی‌قلی بیات، علی‌اکبر داور و محمود جم

چهار سال در کانون طوفان؛ دوران صدارت (۱۳۱۴ تا ۱۳۱۸)

در آذر ۱۳۱۴، پس از برکناری محمدعلی فروغی (به دلیل واقعه مسجد گوهرشاد و شفاعت از محمدولی اسدی)، رضاشاه مأموریت تشکیل کابینه را به محمود جم سپرد. دولت جم یکی از طولانی‌ترین کابینه‌های دوره پهلوی اول را تشکیل داد و از نظر طول دوره نخست‌وزیری در عصر رضاشاه رتبه دوم را داراست.

دوران صدارت جم مصادف با اوج قدرت‌گیری شهربانی، خفقان سیاسی و اجرای پروژه‌های بزرگ نوسازی آمرانه بود. جم در این دوره نه به عنوان تصمیم‌گیرنده مستقل، بلکه به عنوان مجری دقیق و بی‌چون‌وچرای اوامر رضاشاه عمل می‌کرد. دوره صدارت جم مصادف بود با اوج قدرت شهربانی. به گفته جم، شهربانی او را از آن‌چه در کشور می‌گذشت بی‌اطلاع نگه می‌داشت و اگر هم  به‌ظاهر دستورات نخست‌وزیر را اجرا می‌نمود در واقع قبلا دستور انجام دادن آن‌ها را از رضاشاه و ولیعهد گرفته بود.

مهم‌ترین رویدادهای این دوره عبارت بودند از:

۱. اجرای قانون کشف حجاب: جنجالی‌ترین اقدام دولت جم، اعلام رسمی و اجرای قانون کشف حجاب در ۱۷ دی ۱۳۱۴ بود. جم در خاطرات خود که در سالنامه «دنیا» (سال ۲۳، ۱۳۴۶) منتشر شد، نقل می‌کند که رضاشاه پس از سفر به ترکیه، چادر را مایه عقب‌ماندگی می‌دانست. جم پیشنهاد داد که برای شروع، ملکه و شاهدخت‌ها بدون حجاب در مراسم افتتاح دانشسرای عالی شرکت کنند و وزرا نیز ملزم به همراهی با همسران بدون حجاب خود شوند. این پیشنهاد تأیید شد و با نظارت شدید شهربانی به اجرا درآمد. از منظر تاریخی، این رویداد یکی از عمیق‌ترین شکاف‌های اجتماعی و مذهبی را در ایران رقم زد. البته در این اقدام و  افراد بسیاری جم را همراهی کردند؛ ازجمله علی‌اصغر حکمت. به روایت حکمت، رضاشاه پیش از سفر به ترکیه به احمد محسنی، کفیل وزارت معارف، فرمان «رفع روپوشیدن زنان» را داده بود. محسنی اما به قول شاه، «نخواست یا نتوانست و کاری نکرد.» جانشین محسنی، یحیی قره‌گوزلو (اعتمادالدوله)، نیز تن به این سیاست نداد و درنهایت، در اعتراض به ممنوعیت «تدریس شرعیات و قرآن در مدارس» استعفا کرد. بدین ترتیب قرعه فال به نام حکمت افتاد. او برای اجرای این سیاست، ابتدا «کانون بانوان» را با مشارکت جمعی از بانوان روشنفکر ایجاد کرد. کانون با برگزاری «مجالس جشن و خطابه» در مدارس دخترانه، انجام حرکات ورزشی و آوازخوانی با پوشش باز را تشویق می‌‎کرد. اجرای چنین مجلسی در مدرسه شاپور (شعاعیه) شیراز موجب اعتراض فقیهان به‌ویژه حاج‌شیخ عبدالکریم حائری شیرازی شد. در میانه این اقدامات و اعتراضات، اجتماع اعتراضی مسجد گوهرشاد به خاطر تبدیل کلاه پهلوی به شاپو رخ داد؛ اعتراضی که با خشونت تمام سرکوب شد. به جز بازداشت و تبعید عده‌ای از فقیهان و مذهبیون، محمدولی‌‎خان اسدی، نایب‌‎التولیه آستان قدس رضوی، نیز قربانی شد. فروغی نیز به امر ملوکانه از کار کناره گرفت. بدین ترتیب سیاست کشف حجاب در دولت محمود جم اجرا شد.

۲. پیمان سعدآباد (۱۷ تیر ۱۳۱۶): در روز ۱۷ تیرماه ۱۳۱۶ پیمان مهمی بین چهار کشور عراق، افغانستان، ترکیه و ایران در کاخ سعدآباد تهران به امضا رسید و به پیمان سعدآباد مشهور شد، این پیمان در شرایطی میان وزیران امور خارجه این کشورها امضا شد که در افغانستان محمدظاهر شاه، در عراق ملک غازی اول، در ترکیه مصطفی کمال (آتاتورک) و در ایران رضاشاه حکومت می‌کردند. پیمان سعدآباد وحدت این چهار کشور را در منطقه و حمایت متقابل در صورت بروز خطر نسبت به یکی از اعضا را دنبال می‌کرد. دولت‌های امضاکننده متعهد شدند از مداخله در امور داخلی، مرزها و از هرگونه تجاوز نسبت به یکدیگر خودداری کنند و از تشکیل جمعیت‌ها و دسته‌بندی‌هایی که هدف آن‌ها اخلال در صلح میان کشورهاست، جداً پرهیز نمایند. تحلیل‌گران تاریخی این پیمان را حرکتی دیپلماتیک با هدایت غیرمستقیم بریتانیا برای مهار نفوذ اتحاد جماهیر شوروی در خاورمیانه ارزیابی کرده‌اند.

۳. اتمام راه‌آهن سراسری و قرارداد هیرمند: پروژه عظیم راه‌آهن سراسری ایران در سال ۱۳۱۷ به بهره‌برداری رسید. همچنین قرارداد تقسیم آب رودخانه هیرمند میان ایران و افغانستان در همان سال منعقد شد (اسناد آرشیو ملی ایران، پرونده مربوط به قرارداد هیرمند ۱۳۱۷–۱۳۱۲).

۴. سرکوب‌های سیاسی و رخدادهای تلخ: دستگیری گروه «پنجاه‌وسه نفر» (کمونیست‌های پیرو تقی ارانی)، شهادت آیت‌الله سیدحسن مدرس در تبعیدگاه کاشمر، الزام روحانیون به دریافت «جواز عمامه» و خودکشی علی‌اکبر داور (وزیر مالیه) در بهمن ۱۳۱۶ ازجمله رویدادهای مهم این دوره بود. جم در برابر این رخدادها عمدتاً سکوت پیشه کرد و دستورات شاه را اجرا نمود.

 در آبان ۱۳۱۸، رضاشاه احمد متین‌دفتری را جایگزین جم کرد و محمود جم را به وزارت دربار گماشت. یکی از مأموریت‌های مهم او در این دوره، برنامه‌ریزی و اجرای مراسم ازدواج محمدرضا پهلوی با فوزیه، خواهر ملک فاروق بود. به پاس این خدمات، فریدون جم (فرزند محمود جم) به دامادی رضاشاه درآمد و با شمس پهلوی ازدواج کرد.

با اشغال ایران توسط متفقین در شهریور ۱۳۲۰ و استعفای رضاشاه، جم به عنوان وزیر دربار وظیفه یافت تا شاه مخلوع را از تهران تا بندرعباس بدرقه کند. او در خاطرات خود جزئیات دقیقی از این سفر پراضطراب ثبت کرده است. وفاداری جم تا آن‌جا بود که سال‌ها بعد، مأموریت فراهم آوردن مقدمات انتقال جسد رضاشاه از مصر به تهران نیز به او سپرده شد.

دیپلماسی و روزگار محمدرضا شاه

با به قدرت رسیدن محمدرضا شاه، محمود جم به دلیل سابقه وفاداری به پدرش همچنان در مدار قدرت باقی ماند. او از اسفند ۱۳۲۰ تا خرداد ۱۳۲۶ سفیر کبیر ایران در قاهره بود و به دلیل روابط خانوادگی دربار دو کشور، نزدیکی زیادی با ملک فاروق پیدا کرد. پس از بازگشت، در کابینه احمد قوام به عنوان وزیر جنگ معرفی شد؛ سمتی که با انتقاد مطبوعات مستقل و چپ مواجه گردید. سپس بار دیگر وزارت دربار را برعهده گرفت و از مهر ۱۳۲۸ تا تیر ۱۳۲۹ سفیر ایران در رم بود.

حضور در مجلس سنا (به‌ عنوان سناتور انتصابی از کرمان و سپس تهران) از سال ۱۳۳۲ تا پایان عمرش، آخرین فصل فعالیت سیاسی او بود. در سال ۱۳۳۶ و در پی تلاش محمدرضا پهلوی برای ایجاد سیستم دوحزبی، جم به عنوان رئیس شورای مرکزی حزب ملیون انتخاب شد و اساسنامه آن را تدوین کرد.

زیست‌جهان شخصی، فراماسونری و قضاوت‌های تاریخی

محمود جم دو بار ازدواج کرد. همسر اولش ملکه زمان بود که حاصل آن فریدون جم (بعدها رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران) و پروین جم بود. پسر دیگرش منوچهر در جوانی درگذشت. همسر دوم او عزت‌الملوک نام داشت.

از منظر جامعه‌شناختی، جم نماینده طبقه‌ای از تکنوکرات‌های تحصیل‌کرده به سبک غربی بود که به نهادهایی مانند فراماسونری گرایش داشتند. نام او در فهرست اعضای «لژ بیداری» (از اولین لژهای فراماسونری در ایران) ثبت شده است (اسماعیل رائین، فراموش‌خانه و فراماسونری در ایران).

منتقدان تاریخی، جم را نماد سیاستمدارانی می‌دانند که فاقد آرمان‌گرایی ملی مستقل بوده و بیشتر به حفظ وضع موجود و هماهنگی با قدرت‌های بزرگ تمایل داشته‌اند. اسناد وزارت خارجه بریتانیا نیز از او به عنوان فردی «خوش‌مشرب، معتمد و هم‌سو با منافع انگلیس» یاد می‌کنند. در مقابل، حامیان او معتقدند جم در طوفان استبداد رضاشاهی با تدبیر و نرمش توانست از بروز آسیب‌های بیشتر به ساختار اداری و دیپلماسی کشور جلوگیری کند و به عنوان یک بوروکرات کارآمد، چرخ‌های نوسازی را بچرخاند. در مقایسه با نخست‌وزیران هم‌عصر خود مانند فروغی یا داور، جم فاقد تئوری‌های کلان فکری یا جاه‌طلبی سیاسی مستقل بود و همین ویژگی او را به کارگزاری مطلوب برای هر دو پادشاه پهلوی تبدیل کرد.

سایه‌نشینِ قدرت؛ چرا محمود جم از تصفیه‌های خونین رضاشاه جان سالم به در برد؟
مراسم خاکسپاری محمود جم

پایان یک عصر؛ از وفاداری تا ناامیدی و میراثی از خاکستری‌ها

سال‌های پایانی عمر محمود جم با تلخکامی همراه بود] محمدحسین اژدری که رابطه نزدیکی با محمود جم داشت، می‌نویسد: «در آخرین روزهای عمرش که مریض بود... یک روز جم را خیلی عصبانی دیدم، می‌گفت بعد از این همه خدمت به خاندان پهلوی ببینید، با من چگونه رفتار کرده‌اند؟ نامه‌ای از دفتر خصوص به دستش رسیده بود که آن را به من نشان داد و بعد از این که نامه را خواندم، مچاله کرد و به کناری انداخت. جم می‌گفت، من چون اوضاع را خیلی بد می‌بینم، به علت علاقه‌ای که به اعلیحضرت داشتم، وظیفه خود دانستم، شرحی در حضورشان مودبانه حضورشان بنویسم و به ایشان مطالبی را و یادآور شوم که مراقب اوضاع و احوال باشید. این نامه را چون کسالت داشتم به وسیله شریف‌امامی رئیس مجلس سنا فرستادم و منتظر بودم که به مطالب آن توجه شود. چند روز قبل این نامه به از دفتر مخصوص به دستم رسید که متن آن چنین بود: «آقای محمود جم، عریضه شما به عرض خاکپای همایونی رسید، فرمودند، اگر از این به بعد عرایضی دارید، مستقیماً توسط دفتر مخصوص ارسال دارید.» با عصبانیت گفت این پاسخی بود به آن همه خدمت به خاندان پهلوی و درحقیقت در این آخر عمری توهینی است به یکی از صمیمی‌ترین دوستان خود که من این نامه را به دور می‌اندازم و دیگر با آن‌ها کاری ندارم.» جم این پاسخ را توهینی به شش دهه خدمت خود قلمداد کرد.

در اوایل سال ۱۳۴۸، محمود جم در حین ورود به مجلس سنا تعادل خود را از دست داد و دچار شکستگی لگن خاصره شد. معالجه او در تهران و سپس در انگلستان مؤثر واقع نشد و سرانجام در ۱۹ مرداد ۱۳۴۸ در سن ۸۴ سالگی در تهران درگذشت. جسد او در مقبره خانوادگی به خاک سپرده شد. محمود جم را نمی‌توان در قالب سیاه و سفید مطلق تاریخی گنجاند. او نه قهرمان ملی بود و نه خیانت‌کار مطلق؛ محصول زمانه خود بود. سیاستمداری که در دوران گذار از سنت به مدرنیته، در سایه‌سار استبداد و رقابت قدرت‌های بزرگ، راه «بقا» و «اجرا» را بر «مقاومت» ترجیح داد. میراث او ترکیبی از نوسازی‌های زیربنایی (همچون راه‌آهن سراسری) و تنش‌های فرهنگی، دیپلماسی‌های ظریف و قراردادهای بحث‌برانگیز است. مطالعه کارنامه محمود جم، کلیدی است برای درک چگونگی شکل‌گیری بوروکراسی، دیپلماسی و ساختار قدرت در ایران نیمه اول قرن چهاردهم شمسی و جایگاه تکنوکرات‌های محافظه‌کار در تاریخ معاصر ایران.

منابع

۱. بامداد، مهدی. شرح حال رجال ایران در قرن‌های ۱۲، ۱۳ و ۱۴ هجری. جلد ۵. تهران: ۱۳۴۷-۱۳۵۱.
۲. تقی‌زاده، سید حسن. زندگی طوفانی: خاطرات سید حسن تقی‌زاده. به کوشش ایرج افشار. تهران: انتشارات علمی، ۱۳۷۲.
۳. عاقلی، باقر. شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران. جلد ۱. تهران: نشر گفتار / نشر علم، ۱۳۸۰.
۴. طلوعی، محمود. بازیگران عصر پهلوی: از فروغی تا فردوست. تهران: ۱۳۷۲.
۵. نجمی، ناصر. بازیگران سیاسی عصر رضاشاهی و محمدرضا شاهی. تهران: انتشارات انیشتین، ۱۳۷۳.
۶. مرسلوند، حسن. زندگینامه رجال و مشاهیر ایران. جلد ۳. تهران: انتشارات الهام، ۱۳۷۳.
۷. شجیعی، زهرا. نخبگان سیاسی ایران از انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامی (هیأت وزیران ایران در عصر مشروطیت). جلد ۳. تهران: انتشارات سخن، ۱۳۷۲.
۸. سیف‌پورفاطمی، نصراللّه. آئینه عبرت: خاطرات دکتر سیف‌پورفاطمی. به کوشش علی دهباشی. تهران: ۱۳۷۸.
۹. فردوست، حسین. ظهور و سقوط سلطنت پهلوی (خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست). جلد ۱. تهران: انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۰.
۱۰. مستوفی، عبداللّه. شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه. جلد ۳. تهران: ۱۳۷۷.
۱۱. مصدق، محمد. خاطرات و تألمات دکتر محمد مصدق. به کوشش ایرج افشار. تهران: ۱۳۶۵.
۱۲. مکی، حسین. تاریخ بیست‌ساله ایران. جلد ۶. تهران: ۱۳۶۲.
۱۳. بولارد، ریدر ویلیام. خاطرات سرریدر ویلیام بولارد سفیر کبیر انگلستان در ایران: نامه‌های خصوصی و گزارش‌های محرمانه. ترجمه غلامحسین میرزاصالح. تهران: ۱۳۷۸.
۱۴. فرهنگ قهرمانی، عطاءاللّه. اسامی نمایندگان مجلس شورای ملی از آغاز مشروطیت تا دوره ۲۴ قانون‌گذاری و نمایندگان مجلس سنا در هفت دوره تقنینیه. تهران: ۱۳۵۶.
۱۵. الموتی، مصطفی. بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷. جلد ۱. لندن: انتشارات پکا، ۱۳۷۴.
۱۶. نوری اسفندیاری، فتح‌الله. رستاخیز ایران. تهران: انتشارات ابن سینا، ۱۳۳۶.
۱۷. توکلی، احمد. روند سیاسی ایران با افغانستان. تهران: ۱۳۷۷.
۱۸. روزشمار تاریخ معاصر ایران. جلد ۱ و ۲. (مرکز بررسی اسناد تاریخی).
۱۹. ایران. وزارت امور خارجه. دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی. سیاستگزاران و رجال سیاسی در روابط خارجی ایران؛ به ضمیمه قوانین امور تشکیلاتی و استخدامی وزارت امور خارجه. تهران: ۱۳۶۹.
۲۰. اسنادی از انتخابات مجلس شورای ملی در دوره پهلوی اول. تهیه و تنظیم اداره کل آرشیو، اسناد و موزه دفتر رئیس‌جمهور. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، ۱۳۷۸.
۲۱. دولت‌های ایران از میرزا نصرالله‌خان مشیرالدوله تا میرحسین موسوی. بر اساس دفتر ثبت کابینه‌های نخست‌وزیری. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۸.
۲۲. سند «حکم ریاست وزرا در مورد شرایط دادن جواز روحانیت ۱۳۱۵ ش». آرشیو سازمان اسناد ملی ایران، مورخ ۱۳۱۴ ش، حلقه ۰۰۰۱، پرونده ۰۰۸۸.
۲۳. سند «قرارداد تقسیم هیرمند و تحدید حدود ایران و افغانستان ۱۳۱۲-۱۳۱۷ ش». آرشیو سازمان اسناد ملی ایران، مورخ ۱۳۱۲ ش، حلقه ۰۰۲۶، پرونده ۰۰۱۳۱.
۲۴. سند «متن استعفای دسته جمعی وزیران کابینه قوام در اعتراض به پخش اعلامیه نخست وزیر از رادیو». آرشیو سازمان اسناد ملی ایران، مورخ ۱۳۲۶ ش، حلقه ۰۰۰۱، پرونده ۰۶۶۶.
۲۵. جم، محمود. «آخرین روزهای اقامت رضا شاه کبیر در ایران». سالنامه دنیا، سال ۲۳ (۱۳۴۶).
۲۶. گلبن، محمد. فهرست سی‌ساله سالنامه دنیا. تهران: ۱۳۷۷.
۲۷. قاسمی، ابوالفضل. «سیاستمداران ایران در اسناد محرمانه وزارت خارجه بریتانیا». مجله آینده، سال ۱۸، شماره ۱-۶ (فروردین - شهریور ۱۳۷۱).
۲۸. کریمیان، علی. «نمونه امضای اعضای هیأت دولت: از ۱۲۹۹-۱۳۲۰ ه.ش». فصلنامه گنجینه اسناد، سال ۳، دفتر ۲ و ۳ (تابستان و پاییز ۱۳۷۲).
۲۹. ملکی، حسین. نقد و تحقیق تاریخی (دولت‌های ایران در عصر مشروطیت ۱۲۸۵-۱۳۵۷). جلد ۱. تهران: ۱۳۷۰.
۳۰. دانشنامه جهان اسلام. زیر نظر غلامعلی حداد عادل. جلد ۱۰ (مدخل محمود جم). تهران: بنیاد دائره‌المعارف اسلامی، ۱۳۸۵.
۳۱. رائین، اسماعیل. فراموشخانه و فراماسونری در ایران. جلد ۲. تهران: ۱۳۷۸.
۳۲. مروارید، یونس. از مشروطه تا جمهوری: نگاهی به ادوار مجلس قانونگذاری در دوران مشروطیت. تهران: ۱۳۷۷.
۳۳. ده‌پهلوانی، طلعت. «محمود جم». مقاله پژوهشی منتشر شده در پژوهشکده باقرالعلوم.

۲۵۹

کد مطلب 2258165

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 9 =