دیاکو حسینی: پیروزی‌های تاکتیکی نظامی آمریکا به پیروزی‌های سیاسی منتهی نشد

یک کارشناس مسائل بین‌الملل می‌گوید: جنگ ۹ اسفند با این نیت شروع شد که ایالات متحده و اسرائیل گمان می‌کردند می‌توانند با یک حمله کوتاه و فوری، ایران را به تسلیم وادار کنند و در بهترین حالت، یک تغییر رژیم با هزینه ناچیز رخ دهد. خب خیلی زود معلوم شد که این موضوع بیشتر یک خیال‌پردازی بود و آقای نتانیاهو کاملاً آقای ترامپ را در این رابطه با اطلاعات غلط فریب داد.

به گزارش خبرآنلاین، دیاکو حسینی، پژوهشگر ارشد مسائل استراتژیک، در گفت‌وگو با «کافه خبر» خبرآنلاین تاکید می‌کند: آنچه در ۹ اسفند رخ داد، داستانی کاملاً متفاوت از آن چیزی است که امروز دارد رخ می‌دهد. هرچند این تحولات ادامه یک جنگ واحد است، اما در واقع ما با دو پارادایم کاملاً متفاوت از این جنگ مواجه هستیم.

جنگ ۹ اسفند با این نیت شروع شد که ایالات متحده و اسرائیل گمان می‌کردند می‌توانند با یک حمله کوتاه و فوری، ایران را به تسلیم وادار کنند و در بهترین حالت، یک تغییر رژیم با هزینه ناچیز رخ دهد. خب خیلی زود معلوم شد که این موضوع بیشتر یک خیال‌پردازی بود و آقای نتانیاهو کاملاً آقای ترامپ را در این رابطه با اطلاعات غلط فریب داد.

به گفته حسینی، پاسخ ایران هم چشمگیر و هم غافلگیرکننده بود. به رغم آسیب جدی که فرماندهی ایران در سطوح نظامی و سیاسی متحمل شد، اما ایران توانست حملات آمریکا را جذب کند و در واکنش، پاسخ‌هایی بدهد که اولاً در نوع خود دردناک بود و ثانیاً مستمر بود؛ یعنی پیوستگی حملات ایران به رغم حملات سنگین آمریکا از بین نرفت.

به نظر می‌رسید در این مقطع که در واقع اواخر جنگ به اصطلاح ۴۰ روزه هست، آمریکا به این جمع‌بندی رسید که برآورد اولیه نادرست بوده و الان میان ادامه جنگ و احتمالاً تبدیل شدن آن به یک باتلاق جدید برای آمریکا، که کاملاً خلاف مشی آقای ترامپ بود، از یک طرف، و پذیرش شکست در طرف دیگر گرفتار شده است. چون آمریکا به لحاظ نظامی پیروز شد، یعنی به اهداف نظامی آسیب قابل توجهی زد، ولی این پیروزی‌های تاکتیکی نظامی به پیروزی‌های سیاسی و استراتژیک تبدیل نشد.

به گفته دیاکو حسینی از شاید حدود ۲۰ یا حتی ۳۰ سال پیش، سناریوهای مختلفی درباره انسداد تنگه هرمز توسط ایران در ایالات متحده بررسی شده بود. در همه سناریوهایی که لااقل من از آن‌ها مطلع هستم، دیده‌ام و منتشر شده است، آمریکایی‌ها فکر می‌کردند بعد از مدت کوتاهی (یک الی دو هفته) آمریکا خواهد توانست تنگه را باز کند و نهایتاً این انسداد با غرق کردن یک کشتی یا مین‌گذاری به مدت همان دو هفته یا ۱۰ روز طول می‌کشد.

آنچه ما دیدیم کاملاً متفاوت بود؛ ابزارهای ایران متفاوت بود و نحوه مدیریت اختلال در تنگه متفاوت بود. شاید چیزی که در این سناریوها به خوبی و با شفافیت دیده نشده بود، همین موضوع «اختلال» بود، نه صرفاً «انسداد». کاری که ایران دارد از تقریباً اوایل یا اواسط جنگ ۴۰ روزه انجام می‌دهد و موضوع تنگه هرمز، همان نقطه شیفت پارادایمی بود که از آن صحبت می‌کنیم.

مشروح گفت‌وگو با دیاکو حسینی را اینجا بخوانید.

۳۱۲

کد مطلب 2257731

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 14 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین