به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کوکو شنل به خاطر بسیاری از آفریدههای ماندگارش شناخته میشود: پیراهن مشکی کوتاه، عطر شنل شماره ۵ و خانه مد مشهورش در جهان. آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته، این واقعیت است که شنل در دوران جنگ جهانی دوم با نازیها همکاری میکرد. شنل که زنی باهوش، دارای شبکه ارتباطی گسترده و کارآفرین بود، پیشنهاد میانجیگری برای برقراری صلح جداگانه میان بریتانیای کبیر و آلمان را داد؛ اقدامی که میتوانست مسیر جنگ را تغییر دهد. اما چه چیزی شنل را به همکاری با «آبور» (سازمان اطلاعات ارتش آلمان) سوق داد؟ در ادامه خواهید خواند که چگونه یکی از مشهورترین چهرههای فرانسه به مأمور نازیها تبدیل شد.
منبع: ویکیانبار
ارتباط شنل
کوکو شنل یکی از مشهورترین نامها در دنیای مد است. او در قرن بیستم، سبک پوشش زنان را متحول کرد و با معرفی «پیراهن مشکی کوتاه»، به رهایی آنان از قید و بند کُرستها [نیمتنههای تنگ] کمک کرد. در اوج شهرتش، او زندگی مجللی داشت و افراد قدرتمندی همچون سِر وینستون چرچیل را در شمار دوستان خود میدید.
اما شنل رازی نیز در سینه داشت. در یکی از تاریکترین فصول تاریخ، این اسطوره سبک و مد در مسیری گام نهاد که او را به مأمور نازیها بدل کرد.
گابریل «کوکو» شنل که در سال ۱۸۸۳ زاده شد، با ترکیبی از هوش، بهرهگیری از فرصتها و روابط راهبردی، از فقر برخاست و راه خود را به سوی موفقیت گشود. او همچنین در دورانی رشد کرد که یهودستیزی رواج گستردهای داشت. محاکمه جنجالی سال ۱۸۹۴ کاپیتان آلفرد دریفوس، افسر یهودی بیگناهی که به جاسوسی متهم شده بود، کارزاری تبلیغاتی به راه انداخت که جامعه فرانسه را دوقطبی کرد و احتمالاً بر دیدگاههای شنل تأثیر گذاشته است.
شنل در بیستسالگی، روزها به خیاطی میپرداخت و شبها در کابارهها آواز میخواند. براساس روایات، افسران او را «کوکو» نامیدند که از واژه فرانسوی «کوکوت» (به معنای زنِ تحت حمایت مرد) گرفته شده بود، هرچند شنل معتقد بود این نام برگرفته از ترانههای کابارهای محبوبی است که میخواند. او این لقب را تا پایان عمر برای خود حفظ کرد.
در حالی که شنل با مهارت و شم تجاری خود راهش را به قله دنیای مد فرانسه باز میکرد، از روابط شخصیاش نیز برای صعود از نردبان اجتماعی و تأمین مالی کسبوکارش بهره میجست. زمانی که او با یک دوک بزرگ روس و دوک وستمینسترِ انگلستان پیوند برقرار کرد و دوستی نزدیکی با سِر وینستون چرچیل شکل داد، دیگر خانه مد خود را تأسیس کرده بود.
منبع: ووگ
دلباختهی نازیها
سقوط فرانسه به دست نیروهای آلمانی در ژوئن ۱۹۴۰، منجر به تشکیل دولت «همکاریگرای ویشی» شد. در همان حال، شارل دوگل دولت «فرانسه آزاد» را در تبعید رهبری میکرد و نهضت مقاومت فرانسه، مبارزهای زیرزمینی را علیه نازیها آغاز کرده بود.
هنگامی که آلمانیها برای نخستین بار وارد پاریس شدند، شنل با آغوش باز از آنها استقبال نکرد. درعوض، او به «کوربر» در جنوب گریخت و در آنجا به خانواده برادرزادهاش، «آندره پالاس»، پناه برد. مدتی بعد، او از سرنوشت آندره باخبر شد؛ او در جریان حمله آلمان و حین دفاع از خط ماژینو اسیر شده و به یک اردوگاه اسرای جنگی (Stalag) در عمق خاک آلمان منتقل شده بود. پس از آنکه شنل دریافت که آندره هنوز زنده است، به پاریس بازگشت و دیری نپایید که رابطهای تازه با یک جاسوس ارشد آلمانی به نام «بارون هانس گونتر فون دینکلاگه» آغاز کرد.
دینکلاگه که سیزده سال از شنل کوچکتر بود و با گشتاپو و اساس ارتباط داشت، پیشتر نیز سابقه فعالیت به عنوان جاسوس نازیها در پاریس را در کارنامه خود داشت. آنچه او نمیدانست این بود که نهضت مقاومت فرانسه از پیش به او مشکوک بود. آنها به جای آنکه ریسک کنند و با جایگزینی ناشناس مواجه شوند، حرکات دینکلاگه را زیر نظر گرفتند و به او اجازه دادند به فعالیتهایش ادامه دهد، بیآنکه او بداند پوششاش لو رفته است.
زندگی روزمره در فرانسه دوران جنگ، پیچیده و خطرناک بود. در حالی که اعضای نهضت مقاومت فرانسه برای ایستادگی در برابر نازیها و نجات جان یهودیان، جان خود را به خطر میانداختند، شنل اتاقی در هتل «ریتز» گرفت. این مکان مجلل که مملو از افسران آلمانی بود، به محل قرارهای ملاقات او با معشوق نازیاش نیز تبدیل شد.
منبع: ویکیانبار
شنل در ۵۷ سالگی، باهوش، جذاب و دارای ارتباطات گسترده بود؛ سه ویژگی که او را به مهرهای جذاب برای «آبور» (سازمان اطلاعات نظامی آلمان) تبدیل میکرد. آنها امیدوار بودند از ارتباطات اجتماعی و سیاسی سطح بالای شنل با نخبگان در پاریس، لندن و مادرید بهرهبرداری کنند.
شنل انگیزههای شخصی قدرتمندی برای ارتباط با افسران عالیرتبه نازی داشت. او از نزدیکی خود به کانون قدرت برای تضمین آزادی برادرزادهاش از اردوگاه اسرا استفاده کرد. وقتی «آبور» از این موضوع مطلع شد، پیشنهاد داد که اگر شنل به عنوان مأمور آنها فعالیت کند، آندره را آزاد خواهند کرد.
پس از آنکه شنل با آلمانیها به توافق رسید، نازیها شماره مأموریتی F-۷۱۲۴ را به او اختصاص دادند. او همچنین نام رمز «وستمینستر» را دریافت کرد که اشارهای به رابطه او با دوک وستمینستر در دهه ۱۹۲۰ داشت. شواهد نشان میدهد که شنل ممکن است علاوه بر انتقال اطلاعات، مأموران دیگری را نیز برای رایش سوم جذب کرده باشد.
منبع: موزه عکاسی
عملیات مودلهوت
در زمستان ۱۹۴۳، در حالی که نیروهای متفقین شروع به عقب راندن هیتلر در اروپای شرقی و آفریقای شمالی کرده بودند، رهبران مقاومت در پاریس خیزشی خشونتبار را علیه اشغالگران آلمانی آغاز کردند. با تشدید وضعیت، رهبران نازی به دینکلاگه توصیه کردند که شهر را ترک کند. شنل نهتنها تصمیم گرفت با او همراه شود، بلکه نقشهای طراحی کرد تا همچنان برای نیروهای اشغالگر مفید باقی بماند.
نازیها میخواستند توافق صلح جداگانهای با بریتانیاییها امضا کنند، شورویها و آمریکاییها را از صحنه کنار بگذارند و از فشار خفهکنندهای که محاصره دریایی بریتانیا بر آلمان وارد میکرد، بکاهند.
آلمانیها با بهرهبرداری از دوستی شنل با چرچیل در دوران پیش از جنگ، او را برای «عملیات مودلهوت» (یا «کلاه مدل») به خدمت گرفتند و به او مأموریت دادند تا پیامی شخصی را به نخستوزیر بریتانیا برساند و بر سر توافق صلحی که به نفع آلمان باشد، مذاکره کند.
دینکلاگه راهی آلمان شد تا با آدولف هیتلر رایزنی کند، در حالی که شنل در آوریل ۱۹۴۳ دو بار به برلین سفر کرد تا با رئیس اطلاعات اساس، ژنرال والتر فریدریش شلنبرگ، دیدار کند. شنل پس از دریافت دستورات، دوست خود «ورا بیت لومباردی» را که از دیگر نزدیکان چرچیل بود، به خدمت گرفت تا به عنوان نماینده او عمل کند. قرار بود بیت با سفر از طریق اسپانیا، که کشوری بیطرف بود، خود را به انگلستان برساند و پیشنهاد را به متفقین ابلاغ کند. بیت به محض ورود به مادرید، نامه شنل برای چرچیل را در دست گرفت و یکراست به سفارت بریتانیا رفت.
بیت به جای رساندن پیام محرمانه درباره صلح جداگانه، درهم شکست و به نقش خود در این توطئه اعتراف کرد و شنل را به عنوان جاسوس نازیها لو داد.
این مأموریت نقش بر آب شد.
منبع: کتابخانه دیجیتال گالیکا
همکاری
در زمستان ۱۹۴۴، شنل مطلع شد که آلمانیها به وعدهشان عمل کردهاند. آنها آندره را آزاد کردند. شنل نیز با وجود شکست مأموریت، به تعهد خود در آن معامله پایبند مانده بود.
حتی پس از آنکه نازیها برادرزادهاش را آزاد کردند، شنل به معاشرت با آلمانیها ادامه داد. اگرچه شنل در زمان اشغال پاریس توسط نازیها، آتلیه مشهور خود در «خیابان کامبون» را تعطیل کرد، اما بوتیک عطر او از کسبوکار پررونقی برخوردار بود؛ چراکه سربازان آلمانی شیشههای «شنل شماره ۵» را برای همسران و دوستدخترهایشان در وطن میخریدند. شنل هدف تازهای داشت؛ او کوشید با بهرهگیری از قوانین «آریاییسازی» نازیها علیه شرکای تجاری یهودیاش، یعنی خانواده ورتایمر، کنترل شرکت عطرسازی خود را دوباره به دست گیرد.
در سال ۱۹۲۴، خانواده یهودی ورتایمر در ازای دریافت ۷۰ درصد از سهام شرکت، تأمین مالی کسبوکار عطر شنل را برعهده گرفتند. در آن زمان، شنل با این موضوع موافقت کرده بود. اما اکنون، با رونق فروش عطر، شنل سهم بیشتری از این کیک اقتصادی میخواست. در دورانی که «لو دادن» افراد پیامدهای مرگباری داشت و تخمین زده میشود که ۷۷ هزار یهودی فرانسوی در بازداشتگاهها و مراکز کشتاری همچون «بوخنوالد» و «آشویتس» جان باختند، شنل از نفوذ خود استفاده کرد تا با سوءاستفاده از قوانین نژادی (آریایی)، کنترل کامل آن کسبوکار را به دست آورد.
در چرخشی تکاندهنده، شنل ورتایمرها را به نازیها لو داد؛ اما ورتایمرها پیشتر او را شکست داده بودند. این خانواده پیش از گریختن به ایالات متحده، مالکیت «عطر شنل» (Les Chanel Parfums) را به طور قانونی به یک تاجر فرانسوی به نام «فلیکس آمیوت» واگذار کرده بودند. مقامات نازی نیز از دخالت در این ماجرا خودداری کردند. با خارج شدن رسمی شرکت از دست یهودیان، نقشه شنل برای بازپسگیری کنترل آن نقش بر آب شد. پس از پایان جنگ نیز، آمیوت این برند پررونق را به ورتایمرها بازگرداند.
منبع: ووگ بریتانیا
دستگیری
پس از آزادسازی پاریس در سال ۱۹۴۴، مقامات «فرانسه آزاد»، شنل را در هتل ریتز بازداشت کردند. اطلاعات فرانسه پروندههایی را درباره چهرههای سرشناسی که مظنون به همکاری با آلمانیها بودند، گردآوری کرده بود. مقامات پس از بازجویی، او را به دلیل ناکافی بودن شواهد آزاد کردند.
برخی از مورخان بر این باورند که چرچیل ممکن است در آزادی او نقش داشته باشد، هرچند هیچ مدرک مستدل و قطعی برای این ادعا وجود ندارد. یک نظریه مطرح میکند که شنل، به عنوان معشوقه پیشین دوک وستمینستر، ممکن است از این موضوع آگاه بوده باشد که چرچیل با پرداخت مخفیانه «پول محافظت» به نازیها برای حراست از اموال پادشاه پیشین در پاریس، «قانون تجارت با دشمن» مصوب ۱۹۳۹ را نقض کرده است.
دلیل واقعی آزادی او هرچه بوده باشد، شنل از پیامدهای سختی که بسیاری از زنان فرانسویِ متهم به «همکاری افقی» (روابط نامشروع با اشغالگران) با آن روبهرو شدند، در امان ماند. هنگامی که متفقین پاریس را آزاد کردند، شنل بار دیگر شروع به توزیع رایگان شیشههای عطر «شنل شماره ۵» کرد؛ این بار به سربازان متفقین تا آن را به عنوان هدیه به کشورشان ببرند.
در سال ۱۹۴۴، دینکلاگه به سوئیس گریخت و شنل نیز در سال ۱۹۴۵ به او ملحق شد. آن دو دهه بعد را در یک هتل مجلل در آنجا سپری کردند و هزینههای زندگیشان را از طریق حق امتیاز شرکت عطر او تأمین میکردند.
همکاری شنل تا دههها سری باقی ماند، تا اینکه دولت فرانسه در سال ۲۰۱۴ اسناد مربوطه را از حالت طبقهبندیشده خارج کرد. شنل یک دهه در سایه ماند، اما با فرارسیدن دهه ۱۹۵۰، بار دیگر به کانون توجه بازگشت. رابطه او با یک جاسوس آلمانی و همکاریاش با نازیها، هرگز در زمان حیاتش برملا نشد. تنها سایهای از رسوایی دوران جنگ بر دامان شنل باقی ماند؛ زنی که دوران جنگ را آشکارا در هتلی مجلل و در کنار یک معشوق آلمانی سپری کرده بود.
در دوران اشغال فرانسه توسط آلمان.
منبع: موزه ملی مقاومت در «شانپینی-سور-مارن»
نتیجهگیری
شنل با تثبیت جایگاه خود در دنیای رژیم ویشی، توانست از جنگ جان سالم به در ببرد و خانه مد خود را دستنخورده حفظ کند. او همچنین در ابتدا، با هدف آزادی برادرزادهاش از یکی از اردوگاههای اسرای جنگی آلمان، پایش به دنیای تاریک و مبهم جاسوسی نازیها کشیده شد. به شکلی گیجکننده، برخی منابع فرانسوی معتقدند که شنل ممکن است در سال ۱۹۴۳ برای نهضت مقاومت فرانسه نیز کار کرده باشد؛ امری که او را در جایگاه یک فرد همکار با دشمن، مأمور نازیها و یا حتی جاسوس دوجانبه قرار میدهد.
پس از جنگ، شنل تلاشی برای فاصله گرفتن از پیوندهای نازی خود نکرد و رابطه عاشقانه با دینکلاگه را ادامه داد. گستره فعالیتهای جاسوسی او در دوران جنگ همچنان نامشخص است. آنچه مسلم است این است که هرچند شنل شاید ایدئولوژی نازیها را تمام و کمال نپذیرفته بود، اما از ارتباطات، سیستم قضایی و تبلیغات نازیها به عنوان ابزاری برای سلب حقوق شرکای یهودیاش استفاده کرد تا برند خود را دقیقاً به جایگاهی که مد نظر داشت، برساند.
شنل در اواخر عمرش، راز موفقیت خود را در جملهای کوتاه و صریح خلاصه کرد: «من آنجا بودم، فرصتی پیش آمد و آن را غنیمت شمردم.» شاید این بهترین دیدگاه برای بررسی اقدامات شنل در دوران جنگ باشد: عملکردِ فردی فرصتطلب که برای تضمین بقای حرفهاش در دوران جنگ، به هر قیمتی دست به هر کاری زد.
منبع: www.thecollector.com
۲۵۹







نظر شما