به گزارش خبرآنلاین روزنامه قدس نوشت: ایشان در بخشی از نامه سرگشاده خود نوشته است: «اعتراضات امروز مردم اصفهان نسبت به اجرای احکام اعدام نشان داد که جامعه نسبت به این موضوع بیتفاوت نیست. این واکنشها، فارغ از تعداد معترضان، بیانگر آن است که بخشی از جامعه دغدغه حق حیات، عدالت و برابری در اجرای قانون را دارد. نادیده گرفتن این حساسیتها، این نگرانی را ایجاد میکند که خشم و نارضایتی انباشته، به جای فروکش کردن، همچون آتشی زیر خاکستر باقی بماند و در بزنگاههای اجتماعی خود را به شکلی پرهزینه نشان دهد».
اگر حرف ایشان در سمت دبیرکلی حزب اتحاد ملت به عنوان یک حزب شناخته شده اصلاحطلب را حرف بخشی از جریان اصلاحات بدانیم، این سؤال پیش میآید که چرا وقایع ۱۸ و ۱۹ دی این گونه تصویر میشود؟ خوشبختانه هنوز فاصله زمانی زیادی از آن وقایع نداریم و به یاد داریم که نخستین اعتراضات ۷ دی سال گذشته با اعتراض و بستن بخشی از مغازههای بازار تهران در اعتراض به جهش نرخ ارز رخ داد.
به این ترتیب با وجود اینکه اعتراضهای بخشی از جامعه که حتماً بخش اعظم دیگری از جامعه نیز با آن همدلی داشت، اعتراض به ناتوانی اقتصادی در حفاظت از ارزش پول ملی و ناامنی روانی ناشی از جهش نرخ ارز و تیره شدن افق زندگی پیش رو بود، اما هیچ گزارشی از برخورد تند با این اعتراضها نداریم.
حتی تأکیدات رهبر شهید انقلاب و سایر مقامات کشور از جمله رئیس جمهور، شنیدن این اعتراضات و تلاش برای جبران کاستیها بود. به همین دلیل طرح کالابرگ الکترونیک که پیشتر در جلسات کارشناسی به دلیل ابهامها و اختلاف نظرها متوقف شده بود، در همان برهه، نهایی شد و از نیمه دی ماه با حذف ارز ترجیحی توزیع کالابرگ میان همه آحاد جامعه آغاز شد. به این ترتیب ما بازهای از ۷دی تا ۱۸دی داریم که اعتراضها به جز در برخی شهرهای کوچک در غرب کشور، رنگ و بوی خشونت نگرفت اما حکایت ۱۸ و ۱۹دی با اعتراضات روزهای قبل آن متفاوت است.
ما در ۱۸ و ۱۹دی با یک حرکت سازماندهی شده و هماهنگ برای تسخیر مراکز امنیتی و انتظامی شهرهای بزرگ مواجهیم که نمیتوان آن را مشابه وقایع ۷ تا ۱۸دی «اعتراضات» نامگذاری کرد. حمله به پاسگاههای انتظامی و اسلحهخانههای مراکز انتظامی و امنیتی شهرها، کشتن نیروهای انتظامی و بسیجی، آتش زدن گسترده اموال عمومی و تلاش برای اشغال مراکزی مثل صداوسیمای خراسان رضوی و برخی مراکز دولتی در شهرهای بزرگ، اعتراضات نیست، بلکه حتماً یک شورش و با توجه به فراخوان پهلوی و حمایت مستقیم نتانیاهو و ترامپ از این اقدامها، یک کودتای تمامعیار بود و فروکاستن آن به اعتراض، در وهله نخست ظلم به همان افرادی است که از ۷دی به دور از هدف سیاسی و ضدامنیتی برای دغدغهای اقتصادی و اجتماعی اعتراض کرده بودند.
این نوع مواضع که وقایع منتهی به احکام اعدام از جمله آتش زدن اموال، کشتن سنگدلانه مأموران امنیتی و فرمانبری از پسمانده رژیم پهلوی و جنایتکارانی مثل ترامپ و نتانیاهو را نادیده میگیرد، نهایت نامردی در حق مردمی است که اگر از وضعیت اقتصادی خود ناراضی هستند اما در همین جنگ توی دهان امثال ترامپ و نتانیاهو زدند و یک موی مسئولان خود را با شازدههای دوزاری و آویزان به خارج عوض نمیکنند.
عجیب است که امثال خانم منصوری سعی دارند بدون موضعگیری علیه کودتای ۱۸دی و یادآوری جنایتهای پس از آن که یک شمهاش، زمینهسازی برای حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و شهادت رهبر شهید انقلاب و کودکان میناب شد، به راحتی از آن سمت ماجرا گذر کنند و با جعل عنوان سخنگوی مردم و تعمیم برخی واکنشها در فضای مجازی به اعتراضات مردم اصفهان به احکام صادره، در این احکام تشکیک کنند.
این گونه وسط بازی در جنگی که اغتشاشگران به فرمان پهلوی و با دلگرمی به عموهای خود ترامپ و نتانیاهو به عرصه آمدند و شهروند این مملکت را به فجیعترین شکل کشتند، نهایت نامردی است و خداوند به این قلمها و صداهایی که تطهیرکننده دشمن و عوامل آن است، هیچ خیری نخواهد رساند.
17302







نظر شما