۰ نفر
۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۵
میدان و دیپلماسی؛ هم‌افزایی هوشمندانه یا دو راهی استراتژیک؟

در گیرودار نبردهای ترکیبی و شناختی امروز، مهلک ترین و حساب شده ترین خط عملیاتی دشمن، القای توهم دودستگی در سطوح کلان تصمیم گیری کشور است.

هدف این پروژه سازی دوگانه، نه تنها مخدوش سازی چهره حاکمیت در افکار عمومی جهانی، بلکه خسته کردن و سرخوردکردن بدنه داخلی از مسیر انسجام ملی است.

برخلاف روایت سازیهای مکرر ومغرضانه، تصمیمات امنیتی، دفاعی و دیپلماتیک کشور، حاصل فرآیندی کارشناسی، نهادی و هم افزاست که در بالاترین مراجع تصمیم گیری مانند شورای عالی امنیت ملی و شورای دفاع شکل می گیرد. میدان و دیپلماسی در این ساختار، دو بال یک پیکر واحدند و موضع گیریهای ارتش، سپاه یا وزارت خارجه، نه به مثابه نظرات شخصی یا ناهماهنگ، بلکه چون نتهایی مکمل در یک سمفونی دفاعی واحد، معنادار می شوند. این القای هدفمند در جنگ شناختی در حالی صورت می گیرد که برخی اندیشکده های غربی صاحب نام از چتم هاوس تا مؤسسات مطالعات استراتژیک نیز اذعان دارند که الگوی رفتاری ایران، مبتنی بر پایداری هوشمندانه، اجتناب از واکنشهای شتابزده، و حفظ ابهام محاسباتی برای دشمن است؛ ویژگیهایی که نه از سر ضعف، که نشان از بازدارندگی چندلایه و عقلانیت عمیق حاکمیتی دارد.

آسیب پذیرترین نقطه ما در این نبرد شناختی، ورود ناخواسته بخشی از بدنه رسانه ای یا نخبگانی به بازی دشمن است. هرگاه با کوچکترین موضع گیری دیپلماتیک یا نظامی، برچسبهای شتابزدهای همچون انحراف از اصول، سازشکاری یا تندروی بی حساب می زنیم، عملاً پازل طراحان پروژه شکاف را تکمیل می کنیم. این رفتار، دستکم دو پیامد ویرانگر دارد؛ نخست هدررفت سرمایه اجتماعی که افکار عمومی به جای تمرکز بر استقامت ملی و تاب آوری، درگیر جدالهای بی پایان درونی و تحلیلهای قطب بندی شده می شود و دوم خوراک رسانی به رسانه های معاند که برای اثبات ادعای شکاف ساختاری به تیترها، گمانه زنیها و ابراز تردیدهای خود ما نیاز دارند. هرچه ما سوژه شکاف تولید کنیم، خط خبری آنان پرمحتواتر و مؤثرتر خواهد شد.


در شرایط کنونی، مهمترین مسئولیت ملی و دینی، سپردن امور به دست تصمیم گیرندگان مرجع و پرهیز از تفسیرهای موازی و قضاوتهای غیرمتخصصانه است. تحلیلهای پشت میزی، نه تنها گرهی از معادلات نمی گشاید، بلکه وحدت نظر عمومی را خدشه دار کرده و میدان مانور دشمن را گسترش می دهد. باید باور داشت که فرماندهان نظامی و مسئولان دیپلماتیک، با وجود تفاوت مأموریتها، در چارچوب یک دکترین دفاعی همه جانبه و با یک استراتژی مشخص حرکت می کنند. هر گام و هر بیانیه، پیشتر در سلسله مراتب تصمیمگیری، بررسی و پالایش شده است. اعتماد به این فرایند، نه ساده انگاری، که عین خردورزی ملی در مواجهه با جنگ ترکیبی است.


کسی که از تصویر ایران بی تصمیم، متزلزل و دوحاکمیتی سود می برد، جز دشمن بیرونی نیست؛ همان که همواره از یکپارچگی حاکمیت و ملت هراس داشته است. امروز، زمان هدررفت انرژی در حاشیه پردازیها و تردیدافکنی های درونی نیست؛ زمان انسجام، اعتماد به فرماندهی مرجع، و تقویت تاب آوری ملی است تا از این نبرد شناختی نیز با صلابت و سرافرازی عبور کنیم.

1717

کد مطلب 2254037

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 12 =