به گزارش خبرآنلاین از یزد، دکتر محمدرضا ماندگاری در یادداشتی نوشت:
در مدیریت، یکی از اصول مهم تصمیمگیری این است که هیچگاه نباید فقط هزینه یک انتخاب را دید و هزینه انتخابهای دیگر را نادیده گرفت. تصمیم درست، زمانی شکل میگیرد که مدیر بتواند همه سناریوها، پیامدها و ریسکها را همزمان بررسی کند.
این اصل، فقط درباره سازمانها و بنگاهها نیست؛ در سطح ملتها و روابط بینالملل نیز صدق میکند.
در روزهایی که کشور ما درگیر تجاوز نظامی دشمنان خارجی است، برخی تحلیلها تلاش میکنند مسئله را به یک دوگانه ساده تبدیل کنند: «جنگ یا مذاکره». گویی اگر مذاکره را بپذیریم، جنگ پایان مییابد و اگر مقاومت کنیم، جنگ ادامه خواهد داشت.
اما تاریخ و تجربه ملتها نشان داده است که واقعیت بسیار پیچیدهتر از این دوگانه ساده است.
هیچ ملت عاقلی جنگ را انتخاب نمیکند. جنگ، هزینه انسانی، اقتصادی و اجتماعی دارد و هر انسان دلسوزی آرزوی پایان یافتن درگیری و برقراری صلح را دارد. اما پرسش اساسی این است:
▪️آیا هر توافقی صلح است؟ آیا هر عقبنشینی، امنیت میآورد؟ و آیا هزینه نپذیرفتن خواستههای طرف مقابل همیشه بیشتر از پذیرفتن آنهاست؟
پاسخ تاریخ به این پرسشها همیشه مثبت نبوده است.
ملتهایی بودهاند که تصور کردند با امتیاز دادن، خطر را از خود دور میکنند؛ اما دشمن، عقبنشینی را نشانه ضعف تلقی کرده و مطالبات بیشتری مطرح کرده است. در مقابل، ملتهایی نیز بودهاند که با وجود پرداخت هزینههای سنگین، توانستهاند استقلال و هویت خود را حفظ کنند.
جنگ جهانی دوم نمونه روشنی است. انگلستان برابر آلمان نازی هزینه بسیار سنگینی پرداخت؛ شهرهایش بمباران شد، مردمش رنج کشیدند و شاید کمتر خانهای از آسیب جنگ در امان ماند. اما اگر در آن مقطع، منطق «برای جلوگیری از ویرانی، هر شرطی را بپذیریم» حاکم میشد، تاریخ مسیر دیگری پیدا میکرد.
گاهی ملتها میان دو هزینه ناگزیر انتخاب میکنند؛ هزینه مقاومت برای حفظ استقلال، یا هزینه تسلیم که ممکن است استقلال و آینده یک ملت را تهدید کند.
مسئله اصلی این نیست که مقاومت همیشه درست است یا مذاکره همیشه غلط. مسئله، تشخیص شرایط است.
مذاکره، زمانی ابزار عقلانیت است که از موضع عزت، قدرت و تضمینهای واقعی انجام شود. اما مذاکرهای که در آن یک طرف، همزمان با گفتوگو، تهدید، تحریم و اقدام نظامی را دنبال میکند، نیازمند احتیاط و محاسبه بیشتری است.
تجربه چند دهه گذشته نیز به ما آموخته است که در سیاست بینالملل، کشورها بر اساس منافع خود عمل میکنند. نه دشمنان ما بر اساس احساسات تصمیم میگیرند و نه دوستان ما همیشه بدون توجه به منافع خود رفتار میکنند. بنابراین، عقلانیت حکم میکند که هیچ ملتی امنیت و سرنوشت خود را بر پایه وعدههای بدون تضمین بنا نکند.
یکی از خطاهای تحلیلی این روزها آن است که برخی، هر اقدام دفاعی یا بازدارنده را صرفاً از زاویه واکنش تبلیغاتی دشمن ارزیابی میکنند. در حالی که وظیفه اصلی یک کشور، حفظ امنیت مردم و منافع ملی خود است، نه اینکه تمام تصمیمات خود را فقط با این معیار بسنجد که دشمن چگونه آن را روایت خواهد کرد.
اگر قرار باشد یک ملت از ترس سوءاستفاده تبلیغاتی دشمن، ابزارهای دفاعی خود را کنار بگذارد، در حقیقت قدرت تصمیمگیری مستقل خود را محدود کرده است.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفرمایند:
«کلمةُ حقٍّ یرادُ بها باطل»
گاهی یک سخن درست، میتواند در مسیر نتیجهای نادرست قرار گیرد.
اینکه جنگ هزینه دارد، سخنی درست است.
اینکه مردم نباید قربانی تصمیمات نادرست شوند، سخنی درست است.
اینکه مذاکره یکی از ابزارهای حل اختلاف است، سخنی درست است.
اما اگر از این سخنان نتیجه بگیریم که برای جلوگیری از جنگ باید هر خواستهای را پذیرفت، این دیگر یک نتیجه قطعی و منطقی نیست.
عقلانیت واقعی، یعنی دیدن هر دو سوی معادله.
هم باید هزینه مقاومت را دید و هم هزینه تسلیم را.
هم باید خطر جنگ را شناخت و هم خطر وابستگی و از دست دادن قدرت بازدارندگی را.
هم باید اهل گفتوگو بود و هم تجربه تاریخی را فراموش نکرد.
ملتها در طول تاریخ فقط با سلاح از خود دفاع نکردهاند؛ با حافظه تاریخی، وحدت، اراده و قدرت تصمیمگیری نیز از خود حفاظت کردهاند.
امروز بیش از هر زمان دیگری، کشور ما نیازمند ترکیبی از عقلانیت و اقتدار است؛ دیپلماسی فعال، همراه با قدرت بازدارندگی؛ گفتوگو، همراه با هوشیاری؛ و صلحخواهی، همراه با حفظ عزت و استقلال.
صلحی که بر پایه قدرت و احترام متقابل باشد، آرزوی همه ملتهاست؛ اما صلحی که از سر ضعف و ترس تحمیل شود، معمولاً مقدمه بحرانهای بزرگتر در آینده خواهد بود.
تاریخ، ملتها را نه فقط با جنگهایی که انجام دادهاند، بلکه با تصمیمهایی که در لحظههای حساس گرفتهاند قضاوت خواهد کرد.
دکتر محمدرضا ماندگاری
مدیرعامل شهرک صنعتی جهان آباد میبد







نظر شما