به گزارش خبرآنلاین، فیلیپ گوردون، مشاور امنیت ملی معاون رئیس جمهور در دوره ریاست جمهوری جو بایدن در نشریه فارن پالیسی نوشت: تفکر درباره نحوه خروج از وضعیت وخیم راهبردی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده با جنگ نسنجیده خود در ایران ایجاد کرده است، یادآور آن لطیفه قدیمی درباره مسافر گمشدهای است که در کلوپی در یک روستای دورافتاده اسکاتلند میپرسد چگونه میتوان از اینجا به «آبردین» رفت و پیشخوان دار در پاسخ میگوید: «خب آقا، اگر من میخواستم به آبردین بروم، قطعا مسیرم را از اینجا شروع نمیکردم!»
هیچ گزینه نظامی موفقی روی میز نیست
ترامپ و دیگران از ما که روی توافق هستهای ۲۰۱۵ کار کرده و از آن حمایت میکردیم انتقاد کردند و اصرار داشتند که میتوانند کار بهتری انجام دهند. آنها میگفتند ما در برابر چشمانداز درگیری با ایران بیش از حد محتاط هستیم و با «فشار حداکثری» و «تهدید معتبر به استفاده از زور» میتوانند بدون جنگ به توافق بهتری دست یابند. آنها پس از رسیدن به قدرت، نتوانستند توافق بهتری به دست آورند، اما جنگ را به دست آوردند. و اکنون تمام جهان در حال پرداخت تاوان آن استجنگ بیپروای ترامپ، که تنها به قدرتگیری بیشتر تندروهای ایرانی و تسلط کامل آنها بر اقتصاد جهانی در تنگه هرمز انجامیده، برای ایالات متحده هیچ گزینهای جز شیوههای مختلف یک شکست فاجعهبار باقی نگذاشته است. اگر ترامپ تسلیم خواسته اصلی ایران — یعنی گشایشهای مالی گسترده و به رسمیت شناختن حاکمیت ایران بر تنگه — شود، اصل حیاتی و جهانی «آزادی کشتیرانی» را قربانی کرده، به یک خصم مصمم و بیرحم قدرت بخشیده و پتانسیل بذرآفرینی برای درگیریهای آینده را کاشته است. رهبری خشمگین و انتقامجوی ایران نهتنها از درآمدهای جدید برای بازسازی برنامههای موشکی، پهپادی و پدافند هوایی کشور استفاده خواهد کرد، بلکه کنترل خود بر هرمز را به اهرم فشاری بر سایر مسائل از جمله لبنان، روابط با سایر کشورهای خلیج فارس و مذاکرات هستهای آینده تبدیل خواهد نمود.
با این حال، جایگزین این وضعیت — یعنی تشدید تصاعدی درگیری نظامی توسط آمریکا — حتی از این هم بدتر است. ایالات متحده که پیش از این بیش از ۱۳,۰۰۰ هدف را در ایران مورد اصابت قرار داده، بعید است بتواند این مشکل را با بمبارانهای بیشتر حل کند. ایران هزاران پهپاد و موشک دوربرد در اختیار دارد که میتواند از عمق خاک خود برای تهدید کشتیها در تنگه استفاده کند و بنابراین آن را بسته نگه دارد. حمله به نیروگاههای برق و زیرساختهای غیرنظامی ایران — همانطور که ترامپ بارها تهدید کرده است — احتمالاً یک جنایت جنگی محسوب میشود، باعث رنج بیشتر ایرانیانی خواهد شد که ترامپ قول کمک به آنها را داده بود و جایگاه جهانی واشنگتن را بیش از پیش تخریب خواهد کرد. چنین اقدامی با توجه به بیتوجهی حکومت به رفاه مردمش و باور راسخ به اینکه تسلیم شدن در برابر چنین حملاتی صرفاً دعوت به حملات بیشتر است، تأثیر چندانی بر سیاست ایران نخواهد داشت.
پیامدهای اقتصادی مرگبار تشدید تنش نظامی
گزینه نظامی دیگری که مورد بحث قرار گرفته، یعنی تصرف جزیره خارک ایران، اگرچه پتانسیل صادرات نفت این کشور را عقب میراند، اما پرسنل نظامی بیشتری از آمریکا را در معرض خطر قرار میدهد و هیچ کمکی به بازگشایی تنگهای که حدود ۳۷۰ مایل آنطرفتر است نمیکند. در عوض، تشدید تنش نظامی آمریکا، ایران را بر آن خواهد داشت تا حملات خود را نهتنها علیه کشتیرانی، بلکه علیه زیرساختهای انرژی همسایگانش از سر گیرد. این امر همچنین میتواند حوثیهای مورد حمایت ایران را تحریک کند تا با حمله به کشتیرانی در دریای سرخ، مسیرهای صادراتی آنجا را نیز ببندند، بدون اینکه ترامپ بتواند کاری در مورد آن انجام دهد. با کاهش ذخایر جهانی نفت و ذخیرهسازیهای گاز طبیعی و از مدار خارج شدن پالایشگاههای روسیه بر اثر حملات پهپادی اوکراین، این اتفاق قیمت نفت و گاز را بسیار بیشتر از آنچه تا به امروز رخ داده بالا خواهد برد، بازار سهام و اوراق قرضه را متزلزل خواهد ساخت، به تورم دامن خواهد زد و خطر یک رکود جهانی را به همراه خواهد داشت. دنبال کردن یک کمپین نظامی گسترده در ایران علیه تمام این هزینهها و پیامدها، به جای تسلیم شدن ایران، به احتمال زیاد به هرجومرج، جنگ داخلی و خشونتهای فرقهای — مانند عراق، سوریه و لیبی — منجر خواهد شد.
تخریب ائتلافها و تنهایی آمریکا
ترامپ همچنین با بیگانه کردن متحدانی که در غیر این صورت میتوانستند به او برای خروج از این بنبست کمک کنند، دست و پای خود را بسته است. در شرایط عادی، بسیج یک ائتلاف بینالمللی برای مقابله با کشوری که غیرنظامیان را هدف قرار میدهد، به سمت کشتیرانی تجاری موشک و پهپاد شلیک میکند، به همسایگانش حمله میکند و یک آبراه بینالمللی را میبندد، نباید دشوار باشد. یک رهبری متفاوت در آمریکا میتوانست ائتلافی برای مقابله با آن بسازد؛ همانطور که جورج اچ. دابلیو. بوش در زمان حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۰ انجام داد، یا باراک اوباما دیگران را برای اعمال فشار بر ایران متقاعد کرد که منجر به توافق هستهای ۲۰۱۵ شد. اما پس از ۱۸ ماه رفتار با متحدان آمریکا مانند دستنشاندگان، تهدید تمامیت ارضی آنها، اعمال تعرفههای یکجانبه، ایجاد تردید در تعهدات امنیتی دیرینه و سپس آغاز یک جنگ بدون مشورت، از کدام کشورها میتوان انتظار داشت که جان پرسنل نظامی خود را برای نجات ترامپ به خطر بیندازند؟ متحدان آمریکا در اروپا و آسیا ذینفع بازگشایی تنگه هستند، اما رهبران آنها برای توضیح دادن این موضوع به افکار عمومی خود که چرا جان نظامیانشان را به خطر میاندازند — یا بر اقتصاد خود سختی وارد میکنند — برای جنگی که با آن مخالف بوده و با آنها در موردش مشورت نشده بود، با مشکل مواجه خواهند شد.
به عنوان یک دموکرات که با این جنگ مخالف بودم، هیچ تعهدی احساس نمیکنم که به خاطر نداشتن ایدههای خوب برای پایان دادن به آن عذرخواهی کنم. برای بیش از یک دهه، ترامپ و دیگران از ما که روی توافق هستهای ۲۰۱۵ کار کرده و از آن حمایت میکردیم انتقاد کردند و اصرار داشتند که میتوانند کار بهتری انجام دهند. آنها میگفتند ما در برابر چشمانداز درگیری با ایران بیش از حد محتاط هستیم و با «فشار حداکثری» و «تهدید معتبر به استفاده از زور» میتوانند بدون جنگ به توافق بهتری دست یابند. آنها پس از رسیدن به قدرت، نتوانستند توافق بهتری به دست آورند، اما جنگ را به دست آوردند. و اکنون تمام جهان در حال پرداخت تاوان آن است.
تنها راه خروج: عقبنشینیِ تاکتیکی و خرید زمان
هیچ راه خروج خوبی از این آشفتگی وجود ندارد، اما راهی وجود دارد که نسبت به بقیه کمتر بد است: پرداخت امتیاز به ایران برای پایان دادن به درگیری و بازگشایی فوری تنگه، همزمان با تسریع تلاشها برای کاهش وابستگی به آن و تقویت اهرم فشار آمریکا برای مذاکرات آتی در آینده.
در کوتاهمدت، این به معنای اعطای گشایشهای اقتصادی چشمگیر به ایران در ازای خودداری از حمله به کشتیرانی یا همسایگانش و تعلیق برنامه هستهای آن است. این اقدام فشار را از روی اقتصاد آمریکا و جهان برمیدارد، از فاجعه رکود جهانی جلوگیری میکند، جان آمریکاییها و دیگرانی را که احتمالاً در یک درگیری رو به تصاعد کشته میشوند نجات میدهد و زمان میخرد. این کار مانع از آن نخواهد شد که ایران بازسازی برنامههای موشکی و پهپادی خود را آغاز کند، اما آن برنامهها با چهار دور حملات سنگین آمریکا و اسرائیل از سال ۲۰۲۴ به شدت عقب افتادهاند — و در هر صورت ایران با آنچه اکنون در اختیار دارد هم میتواند همسایگانش را تهدید کند و تنگه را ببندد. چنین توافقی مسئله هستهای را نیز به طور دائمی حل نخواهد کرد، اما حداقل برای یک مدت زمان محدود با تعهد ایران به حفظ وضعیت موجود — شامل عدم غنیسازی — همانطور که در یادداشت تفاهم اخیر انجام داد، قابل مدیریت است؛ در حالی که ایالات متحده از ماهوارهها و اطلاعات برای اطمینان از عدم دسترسی ایران به مواد هستهای مدفونشده زیر زمین بر اثر حملات سال گذشته استفاده کند. اگر ایران فعالیتهای مشکوک مرتبط با تسلیحات هستهای را از سر بگیرد، کل توافق ملغی خواهد شد.
بیاثر کردن اهرم فشار ایران با خطوط لوله و انرژیهای پاک
با گذشت زمان، ایالات متحده و دیگران میتوانند با کاهش وابستگی خود به نفتی که از تنگه عبور میکند، اهرمهای فشار آتی خود را تقویت کنند. این روند هماکنون نیز به خوبی در جریان است؛ عربستان سعودی و امارات متحده عربی در حال پیشبرد طرحهایی برای افزایش ظرفیت خطوط لوله جهت انتقال ۴ میلیون بشکه اضافی در روز هستند (علاوه بر ۵ میلیون بشکهای که پیش از این تغییر مسیر داده است). همین هفته گذشته گزارش شد که شرکت شِورون در حال بررسی احداث خط لولهای برای اتصال میدانهای نفتی عراق به ساحل مدیترانه در سوریه است؛ یکی از هفت پروژه مختلف خط لوله که برنامهریزی شده یا فعالانه در دست ساخت هستند. البته ایران همچنان این ظرفیت را خواهد داشت که زیرساختهای منطقهای انرژی فراتر از تنگه را مستقیماً هدف قرار دهد، اما شعلهور کردن یک جنگ جدید علیه همسایگان و جهان با بستن یک آبراه در نزدیکی سواحل ایران متفاوت است.
تسریع در استفاده از منابع انرژی جایگزین — روندی که بعید است ترامپ از آن حمایت کند اما در نقاط دیگر در جریان است — نیز کمککننده خواهد بود. چین از زمان آغاز جنگ ایران کاهش مصرف نفت خود را آغاز کرده است، بهطوری که پیشبینی میشود مصرف آن در سال ۲۰۲۶ با کاهش ۴.۹ درصدی نسبت به سال قبل مواجه شود، و صادرات پنلهای خورشیدی و سایر فناوریهای انرژی پاک آن در حال رونق است. از زمان آغاز جنگ ایران، بیش از ۲۰ کشور در پنج قاره اطلاعیههای جدیدی در زمینه انرژی پاک صادر کردهاند، از جمله سرعت بخشیدن به پروژههای تجدیدپذیر و مشوقهایی برای خانوارها جهت پذیرش فناوریهای انرژی جایگزین. فروش خودروهای برقی در حال جهش است. هیچیک از اینها وابستگی جهانی به تنگه را به طور کامل از بین نخواهد برد، اما در صورت لزوم مواجهه در آینده، قدرت ایران برای استفاده از آن به عنوان یک گلوگاه فشار بر جهان را سلب خواهد کرد.
بازسازی توان دفاعی و فرار از فاجعه بدتر
ایالات متحده و متحدانش در خلیج فارس همچنین میتوانند از این دوره برای بازسازی ظرفیتهای نظامی تحلیلرفته خود، از جمله ذخایر موشکها و رهگیرهایی که جنگ نشان داد به طرز خطرناکی ناکافی هستند، استفاده کنند و سرمایهگذاری بیشتری روی پدافند هوایی پیشرفته و مقاومسازی زیرساختهای انرژی انجام دهند و همچنین حضور و آرایش پایگاهی خود را مورد بازبینی قرار دهند. آسیبپذیری کشورهای خلیج فارس و پایگاههای آمریکا در منطقه، یکی از دلایل اصلی نیاز به پایان دادن به این جنگ عمدتاً طبق شروط ایران است و آنها باید برای کاهش سریع و همهجانبه این آسیبپذیری تلاش کنند.
با پایان یافتن درگیری فوری و کاهش وابستگی به تنگه، شرایط بهتری برای بازگشت به یک روند دیپلماتیک فراهم خواهد شد — روندی که در آن از تحریمهای باقیمانده، مشوقها و ائتلافهای بینالمللی برای تأثیرگذاری بر رفتار ایران استفاده شود. این امر مستلزم بازگشت به آن نوع دیپلماسی چندجانبه و مستمری است که ترامپ ابتدا با خروج از توافق هستهای ۲۰۱۵ و سپس با آغاز این جنگ فاجعهبار آن را رها کرد. یک حکومت تضعیفشده و منزوی در ایران کموبیش دستنخورده و با جریان درآمدی از این جنگ بیرون خواهد آمد که به آن کمک میکند خسارات سنگین واردشده را جبران کند. اما اگر واقعاً بخواهد به لحاظ اقتصادی بازسازی شود، از درگیریهای آینده یا شورشهای داخلی جلوگیری کند و به یک همزیستی مسالمتآمیز با همسایگانش دست یابد، باید تعهدات قابل راستیآزمایی در مورد برنامه هستهای خود بدهد و از تهدید منطقه خودداری کند. اگر این کار را نکرد، گزینه ازسرگیری جنگ همچنان وجود خواهد داشت، اما این بار در بستری از کاهش وابستگی جهانی، بهبود توازن نظامی و داشتن موضع اخلاقی محکمتر نسبت به زمانی که ایالات متحده و اسرائیل یک جنگ غیرضروری، بدون پایه و اساس قانونی یا حمایت بینالمللی را آغاز کردند.
این رویکرد اشکالات و نقاط ضعف زیادی خواهد داشت و هیچ تضمینی وجود ندارد که این روند به نتیجه برسد، بهویژه پس از تمام آسیبهایی که ترامپ وارد کرده است. اما گاهی اوقات وقتی چنین فاجعه هولناکی به بار آوردهاید، بهترین گزینه برای پیش رو این است که از بدتر کردن آن خودداری کنید — و این دقیقاً همان کاری است که اصرار بر یک جنگ شکستخورده انجام خواهد داد.
۴۲/۴۲







نظر شما