آگهیهایی از این دست حتی در طول جنگ داخلی نیز به انتشار خود ادامه دادند، هرچند با از بین رفتن پشتوانه فدرال برای اجرای آنها در قلمروی کنفدراسیون به واسطه قوانین مصادره و اعلامیه آزادی بردگان، بهتدریج قدرت قانونی خود را از دست دادند، تا اینکه بردهداری رسماً با تصویب متمم سیزدهم در دسامبر ۱۸۶۵ لغو شد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ برای بیش از دو قرن، بردگان در سراسر آمریکای شمالی همهچیز خود را به خطر انداختند تا از بند بردگی فرار کنند و بردهداران برای متوقف کردن آنها ابزاری دمدست داشتند: روزنامهی محلی. با گسترش نشریات چاپی در شهرها و شهرکهای آمریکا در قرن هجدهم و نوزدهم، بردهداران به صفحات آنها روی آوردند تا آگهیهای مفصلی را برای دستگیری و بازگرداندن کسانی که گریخته بودند، منتشر کنند.
مورخان تخمین میزنند که چیزی در حدود ۱۰۰ هزار تا ۲۰۰ هزار مورد از این آگهیها در سراسر کشور منتشر شده است و آنها را به یکی از بزرگترین اسناد باقیمانده از زندگی بردگان در آمریکا تبدیل کرده است.
جایزه ۱۰۰ دلاری برای بردهی فراری به نام آبرام از ریچاردز فری، شهرستان کالپپر، ویرجینیا. ۲۴ سپتامبر ۱۸ـ.
این آگهیهای فرار از الگوی آشنایی پیروی میکردند. آنها معمولاً نام، سن، قد و جثه فرد را به همراه ویژگیهای متمایزکنندهای مانند جای زخم، سوختگی یا داغِ بردهداری که اغلب نتیجه تنبیههای قبلی بود، ذکر میکردند.
لباسی که در زمان فرار به تن داشتند با جزئیات توصیف میشد، همانطور که الگوی صحبت کردن، لهجه و اینکه آیا فرد میتوانست بخواند یا بنویسد.
برخی از آگهیها فراتر میرفتند و حدس میزدند که فرد ممکن است قصد رسیدن به کجا را داشته باشد؛ چه به سوی اعضای خانوادهای که به مزرعه دیگری فروخته شده بودند، چه به سوی یک ایالت آزاد، یا بهسادگی هر جایی دور از دسترس بردهدارش.
جایزه ۳۰۰ دلاری برای سه برده فراری به نامهای باب، چارلز و آلفرد از لیسبورگ، ویرجینیا.
باب و چارلز متعلق به ایش بودند، در حالی که هالینگ صاحب چارلز بود. ۱۰ ژوئن ۱۸۳۹ [۲۰ خرداد ۱۲۱۸].
یک کلیشه رایج در این آگهیها ادعای این بود که یک مرد سفیدپوستِ مرموز، فرد برده را فریب داده و با خود برده است، که نشاندهنده باور گسترده بردهداران درباره به اصطلاح منفعل بودن بردگان بود، نه میل واقعی آنها به آزادی.
میزان پاداشها بسته به دوره زمانی، مکان و ارزش تصور شده فرد برده، بسیار متفاوت بود. برخی آگهیها مبالغ ناچیزی مانند پنج یا ده دلار پیشنهاد میکردند، در حالی که برخی دیگر صدها دلار وعده میدادند؛ مبالغی که امروز ثروت قابل توجهی محسوب میشد.
برخی از آگهیها شامل جزئیات تکاندهنده دیگری هم بودند: یک آگهی که توسط اندرو جکسون، سالها قبل از اینکه رئیسجمهور شود منتشر شد، برای هر صد ضربه شلاقی که به مرد دستگیرشده زده شود، تا سقف سیصد ضربه، مبلغ اضافی پیشنهاد میکرد.
چنین جزئیاتی نهتنها سازوکار اقتصاد بردهداری، بلکه بیرحمی حسابشده نهفته در آن را نیز آشکار میکند.
خود چاپخانهداران روزنامهها نیز مستقیماً از این تجارت سود میبردند، زیرا درآمد حاصل از این آگهیها به تأمین مالی همان نشریاتی کمک میکرد که در سرمقالههای خود، آزادی و آزادگی را جشن میگرفتند.
مجموعهای از آگهیهای اعلام حراج برده و جایزه برای بردگان فراری.
روزنامه دیلی پیکایون، نیواورلئان، ۲۰ مارس ۱۸۵۲ [۳۰ اسفند ۱۲۳۰]
با وجود پاداشهای پیشنهادی، این آگهیها بهندرت موفقیت را تضمین میکردند. بسیاری از بردگانی که فرار کردند، در طفره رفتن از دستگیری باتجربه بودند و از شناخت خود از زمین، کمک جوامع سیاهپوست آزاد و شبکههایی مانند راهآهن زیرزمینی بهره میبردند.
خود هریت تابمن موضوع یکی از همین آگهیها بود که در سال ۱۸۴۹ به همراه دو برادرش منتشر شد، سالها قبل از اینکه به یکی از مؤثرترین راهنمایان کمک به فرار دیگران تبدیل شود.
سایر بردگان فراری، ازجمله اونی جاج که از خانه جورج واشنگتن گریخته بود، توانستند تا پایان عمر خود از دستگیری مجدد فرار کنند، حتی در حالی که صاحبان سابقشان بیوقفه از طریق درخواستهای چاپی به دنبال آنها بودند.
آگهی سال ۱۸۵۳ برای جایزه یک پسر برده فراری، منتشر شده توسط پی.جی.تی. بورگارد.
آگهیهایی از این دست حتی در طول جنگ داخلی نیز به انتشار خود ادامه دادند، هرچند با از بین رفتن پشتوانه فدرال برای اجرای آنها در قلمروی کنفدراسیون به واسطه قوانین مصادره و اعلامیه آزادی بردگان، بهتدریج قدرت قانونی خود را از دست دادند، تا اینکه بردهداری رسماً با تصویب متمم سیزدهم در دسامبر ۱۸۶۵ لغو شد.
آنچه امروز این اسناد را بسیار ارزشمند میکند، تنها جزئیات تاریخی آنها نیست، بلکه چیزی است که ناخواسته درباره افرادی که هدفشان بودند، آشکار میکنند.
برگرفته از کتاب «حوادثی در زندگی یک دختر برده» نوشته هریت جیکوبز، صفحه ۲۱۵.
در این کتاب آمده است که این آگهی در روزنامه آمریکن بیکن در نورفک، ویرجینیا
در ۴ ژوئیه ۱۸۳۵ [۱۴ خرداد ۱۲۱۴] منتشر شده است.
از مجموعه نگاتیوهای عمومی، آرشیو ایالتی کارولینای شمالی، رالی، کارولینای شمالی.
نویسنده ضد بردهداری، هریت بیچر استو، زمانی به طنز تلخ این آگهیها اشاره کرد که در روزنامههایی ظاهر میشدند که شعار خودشان مقاومت در برابر ظلم و ستم بود، در حالی که صفحاتشان انسانها را به فهرستی از جای زخمها و رنگ چهره تقلیل میداد.
پشت هر توصیف خشک و بالینی، انسانی قرار داشت که تصمیمی حسابشده گرفته بود تا برای شانس آزادی، خشونت، دستگیری یا مرگ را به جان بخرد.
آگهی در روزنامه برای برده فراری به نام بیل که دستگیر شده
و به زندان شهرستان جفرسون تحویل داده شده است.
محققان با درک ارزش تاریخی این آگهیها، سالها را صرف دیجیتالی کردن و فهرستبندی آنها کردهاند.
پروژه «آزادی در حرکت» دانشگاه کرنل با هدف گردآوری این آگهیهای پراکنده در یک پایگاه داده واحد و قابل جستوجو راهاندازی شد و به پژوهشگران راهی بیسابقه برای مطالعه گستره بردهداری و هزینه انسانی آن داد.
تلاشهای مشابه، ازجمله پروژه آگهیهای بردگان فراری دانشگاه کارولینای شمالی در گرینزبورو و آرشیو «وقایعنگاری آمریکا» در کتابخانه کنگره، هزاران مورد از این اسناد را به همراه متن پیادهشده و مقالات زمینهای، به صورت رایگان برای محققان و عموم مردم در دسترس قرار دادهاند.
آگهی منتشرشده توسط رئیسجمهور آینده، اندرو جکسون، که
جایزهای ۵۰ دلاری به علاوه هزینهها برای بازگرداندن
یک مرد برده دورگه که از مزرعه جکسون فرار کرده بود، پیشنهاد میکند.
در اقدامی که برای آن زمان غیرمعمول بود،
در این آگهی «ده دلار اضافی، برای هر صد ضربه شلاق که هر شخصی به او بزند،
تا سقف سیصد ضربه» پیشنهاد شده است. ۳ اکتبر ۱۸۰۴ [۱۱ مهر ۱۱۸۳]
آگهی اعلام جایزه برای بردهی فراری.
روزنامه نیواورلئان دلتا، ۲۵ سپتامبر ۱۸۴۹ [۳ مهر ۱۲۲۸].
نظر شما