به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، هر ساله با فرارسیدن ایام اربعین حسینی، شور و شوقی وصفناپذیر در میان شیفتگان حسینی ایجاد میشود. میلیونها نفر از سراسر جهان، خانه و کاشانه را رها میکنند، از خانواده و کسبوکار فاصله میگیرند و با پای پیاده یا وسایل نقلیه، خود را به کربلا میرسانند. این حضور پرشور، بیتردید یکی از باشکوهترین جلوههای دینداری در عصر حاضر است؛ اما در میان این همه شور و هیجان، پرسشی اساسی مطرح میشود و آن اینکه: آیا صرف شرکت در این مراسم عظیم، ما را به عمق معرفت دینی میرساند؟ یا اینکه این مراسم ارزشمند، به ضمیمهای علمی و معرفتی نیاز دارد تا ثمره واقعی خود را نشان دهد؟
بنابر روایت ایکنا، بیگمان، زیارت اربعین و پیادهروی عظیم آن از جایگاه والایی برخوردار است و روحیه جمعی، همبستگی اجتماعی و عشق به اهل بیت(ع) را تقویت میکند. با این حال، مسئله اینجاست که این حرکت عظیم بهخودیخود و بدون ضمیمه علمی و معرفتی نمیتواند جامعه را به تعالی برساند. کسی که به پیادهروی اربعین میرود، وقتی برمیگردد، باید معرفت دینیاش یک درجه بیشتر شده باشد. صرف تجربه هیجان جمعی و لذتهای احساسی نمیتواند پاسخگوی عمق این سرمایهگذاری عظیم باشد. اگر این مراسم فقط به شور و شوق لحظهای منجر شود، درواقع فرصتی عظیم را از دست دادهایم که میتوانست به تحولی پایدار در زندگی فردی و اجتماعی ما تبدیل شود.
امروزه متأسفانه شاهدیم که بخش قابل توجهی از فعالیتهای دینی به امور شعاری و هیجانی محدود شده است. این رویکرد هرچند در کوتاهمدت میتواند مؤثر باشد، اما در بلندمدت جامعه را با چالشهای جدی مواجه میکند که بخشی از آنها عبارت است از:
کاهش عمق دینداری: وقتی دینداری صرفاً به شرکت در مراسم و انجام مناسک خلاصه شود، افراد به مرور از چرایی آموزههای دینی فاصله میگیرند و دینداری به عادت یا تفریحی معنوی تبدیل میشود.
آسیبپذیری در برابر انحرافات: کسانی که فقط از رهگذر هیجان و احساسات با دین ارتباط برقرار کردهاند، در مواجهه با شبهات و جریانهای انحرافی، بهسرعت دچار تزلزل میشوند؛ زیرا پایه ایمانشان بر احساسات استوار است، نه بر معرفت و بصیرت.
فرصتسوزی عظیم: مراسمی مانند اربعین که میلیاردها تومان هزینه و میلیونها ساعت وقت صرف آن میشود، اگر به تولید معرفت منجر نشود، سرمایهای عظیم را هدر دادهایم.
برای اینکه زیارت اربعین به ثمره واقعی خود برسد و از هیجانی زودگذر به تحولی معرفتی تبدیل شود، ضمیمه علمی آن را باید در چند محور اساسی پیگیری کرد:
آموزش همگانی: کاروانهای پیادهروی میتوانند با برگزاری جلسات کوتاه معرفتی در طول مسیر و توزیع بروشورهای علمی، به تعمیق معرفت زائران کمک کنند.
پاسخگویی به شبهات دینی: متأسفانه در موسم اربعین، به جای تحلیل علمی و روشنگری تاریخی و فکری، صرفاً به رفتارهای احساسی بسنده میشود؛ در حالی که بسیاری از زائران حتی تاریخچه و فلسفه این حرکت عظیم را بهدرستی نمیدانند و از علت قیام حسینی بیاطلاع هستند و این خلأ معرفتی با شبهات دقیق و برنامهریزیشده دشمن پدیدار میشود. بنابراین، پاسخگویی به شبهات یکی از مهمترین نیازهای امروز جامعه بهشمار میرود.
پیوند این حرکت با زندگی روزمره: زیارت اربعین نباید به زمان و مکانی خاص محدود شود، بلکه آموزههای آن باید در تمام ایام سال جاری و ساری باشد.
استمرار حضور در محضر عالمان دین: در گذشته مردم با برگزاری جلسات هفتگی در خانههای خود، از کودکی فرزندانشان را پای منبر عالمان مینشاندند؛ امروز نیز اگر این سنت احیا شود، آثار مفیدی در پی خواهد داشت.
نگاه سیستمی و منسجم به همایش اربعین: این حرکت عظیم باید جزئی از یک نظام تربیتی باشد که از علم شروع میشود، به عمل درمیآید، سپس با نیت خالص از غفلت فاصله میگیرد و از طریق ارتباط منسجم با اولیای الهی به کمال میرسد.
در جامعه امروز ما، برخی صاحبان تریبون و رسانه به جای پرداختن به ریشههای علمی مسائل، به فضای شعاری و هیجانی دامن میزنند و فقط به رفتارهای احساسی بسنده میکنند. این آسیبها نشان میدهد که ما نیازمند بازنگری اساسی در رویکرد خود به این حرکت عظیم هستیم.
اربعین حسینی، سرمایهای عظیم است که نباید به هیجانی زودگذر تقلیل یابد، بلکه میتواند بهمثابه زیربنای حرکتهای مؤثر در پیشبرد مقدمات ظهور نقشآفرینی کند. بنابراین، برای دستیابی به این مهم باید از شور و هیجان به عمق معرفت برسیم و از شعائر به حقیقت آن راه یابیم؛ چرا که فقط با بازگشت به این نگاه علمی و معرفتی است که میتوان از این سرمایه عظیم، بهرهای پایدار و ماندگار برد و جامعه را به سمت تعالی و پیشرفت هدایت کرد.








نظر شما