تناقض‌گویی‌های مستأجر در ماجرای قتل صاحبخانه/ آیا مقتول مزاحم همسر قاتل بوده؟

تابستان سال گذشته گزارش قتل مرد میانسالی در یکی از بوستان‌های حاشیه تهران به پلیس اعلام شد. با حضور مأموران در محل و بررسی‌های اولیه مشخص شد که مقتول مردی حدوداً 60 ساله بوده که از ناحیه سر با شلیک گلوله به قتل رسیده و خودرواش هم سرقت شده است.

به گزارش خبرآنلاین روزنامه ایران نوشت: مأموران با بررسی دوربین‌های مداربسته اطراف محل و بررسی تلفن همراه مقتول دریافتند که حدود یکساعت پیش از جنایت فردی با مقتول تماس گرفته و او را به محل کشانده است که در ادامه هویت وی شناسایی و مشخص شد وی مستأجر مقتول بوده است.
با دستگیری متهم ابتدا منکر دخالت در ماجرا شد اما وقتی در برابر مستندات قرار گرفت، لب به اعتراف گشود و مدعی شد چون مقتول مزاحم همسرش بوده او را کشته است. با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه 2 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
 
در دادگاه چه گذشت؟

در ابتدای جلسه اولیای دم  درخواست قصاص و برای سرقت خودرو هم تقاضای اشد مجازات کردند. پس از آن متهم به جایگاه رفت و با پذیرش اتهاماتش گفت: «دو سال قبل از ماجرا خانه‌ای را در طبقه دوم یک ساختمان اجاره کردیم که صاحبخانه هم در طبقه اول زندگی می‌کرد. یک سال بعد صاحبخانه از آنجا رفت اما متوجه شدم به همسرم پیامک‌های غیراخلاقی می‌دهد. با صاحبخانه تماس گرفتم و اعتراض کردم  اما او انکار کرد و مدعی شد اشتباه می‌کنم و همسر من جای دخترش است.»
متهم افزود: «چند روز بعد همسرم با من تماس گرفت و گفت صاحبخانه به اینجا آمده خودت را برسان. وقتی به خانه رسیدم، دیدم او سوار خودرواش شد و رفت. همسرم هم گفت او می‌خواسته آزارش دهد. خیلی عصبانی شدم و به او تلفن کردم و گفتم پول پیش خانه را برگردان می‌خواهم از این خانه بروم اما او مهلت خواست تا پول را فراهم کند. وقتی دیدم  دست از سر زندگی ما برنمی‌دارد، نقشه قتلش را کشیدم.»
متهم درباره روز حادثه گفت: «چند روز بعد با صاحبخانه تماس گرفتم و به دروغ گفتم ماشین همسرم بنزین تمام کرده اگر می‌توانی به بوستان نزدیک خانه برو و کمکش کن. وقتی او رسید و دید که من آنجا تنها ایستاده‌ام، خیلی جا خورد. به او گفتم چرا دست از سر زندگی ما برنمی‌داری که او عصبانی شد و ضربه‌ای به سینه‌ام زد و من هم اسلحه را بیرون آوردم و گلوله‌ای به سرش زدم و خودرواش را برداشتم و رفتم. قصدم سرقت نبود اما وقتی او را زدم، می‌خواستم زودتر محل را ترک کنم.»
قاضی پرسید: «اما همسرت ابتدا منکر موضوع مزاحمت مقتول شده بود و بعد حرفش را تغییر داد. حتی خود شما در ابتدا گفته بودی به خاطر مصرف مواد مخدر در حالت طبیعی نبودی اما بعد گفتی به خاطر آزار همسرم صاحبخانه را کشتم.»
متهم جواب داد: «چون برای حفظ آبرو تصمیم گرفته بود چیزی نگوید اما وقتی گفتم واقعیت را بگو، گفت.»
قاضی سؤال کرد: «اسلحه را از کجا آورده بودی؟»
متهم گفت: «صاحبخانه دو اسلحه داشت و یکی از آنها را چند ماه قبل از او گرفته بودم.»
پس از آن وکیل اولیای دم به قضات گفت: «متهم مدام تناقض‌گویی می‌کند؛ اگر متوجه مزاحمت او برای همسرش شده چرا مسالمت‌آمیز رفتار می‌کرده؟ از طرفی می‌گوید به صاحبخانه گفتم برو پیش همسرم کمکش کن. وقتی چندبار با صاحبخانه سر همسرش بحث کرده چطور می‌توان باور کرد که او برای کمک به همسرش از همان آدمی که می‌گوید مزاحم بوده کمک بگیرد.»
با پایان این اظهارات، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.

17302

کد مطلب 2248773

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 2 =