این روز ها وقتی با دوستان،همکاران ، اعضای خانواده و ... صحبت می کنیم بارها و بارها این عبارات ها را می شنویم که : خوب شد قبلا این خونه، ماشین ، وسیله خونه، و... را خریدیم، چون الان دیگر نمیتوانیم آنها را بخریم و حتی اگر الان بخواهیم بهترش را بگیریم و به اصطلاح «نو کنیم» باز هم با این هزینهها و قیمتها برای خیلی از ما شدنی نیست. دیروز با دوستان فرهیخته و ادیبی هم سفر بودم و در طول مسیر با هم گفت و گو میکردیم. تقریبا بخش مهمی از صحبتها حول همین موضوع بود. یک دفعه یاد دوست دیگری افتادم که همیشه ادکلنهای به اصطلاح «برند» خریداری و مصرف میکرد، گفتم: از ادکلنهای چه خبر؟ همچنان شیوه قبلی را دارید؟ برندهای جدیدی که مصرف میکنید کدامها هستند؟
به شوخی و البته کمی هم جدی گفتم که تولدم نزدیکه، اگر خواستی کادو بگیری یکی از برندها را برای من بیار و....اینجا یکدفعه شروع کرد به درد دل کردن و گفت: گذشت اون دوره ها که اتاقم پر از ادکلن با برندهای متفاوت بود. الان همیشه نمیزنم و اگر هم بخواهم بزنم دیگر برند نمیخرم. اگر هم بخواهم جایی بروم همه جا نمیزنم. مصرف را هم «یک پیس کوچک می زنم». گاهی اوقات میدونم تموم شده ولی باز هم شیشه خالی را اسپره میکنم به این امید که شاید «پیسی» مانده باشد. بویژه در خانوادهها بعضی از اعضا همه چیز را در همین شرایط بهتریناش را می خواهند: بهترین کفش، لبلس، غذا، سفرهای پرهزینه، رستوران و.... ولی به این کاری ندارند که آیا توان تامین این هزینهها هست یا نه؟ و از همین جاست که برخی اختلافات و تنشها در روابط بین شام ایجاد می شود.
باور کنیم که توان تامین هزینههای جاری زندگی با این تورم و گرانیها نیست تا چه رسد به هرینه های آنچنانی. اینجا بود که عنوانی را که نوشتم و در مطلبی خوانده بودم( نمیدانم کجا) یادم آمد و انتخاب کردم برای این دل نوشته، که ما مددکاران اجتماعی که با مردم بویژه نیازمندان بیشتر سرو کار داریم. البته شاید درد دل بعضی از شما دوستان همراه هم باشد. به امید فراگیری صلح پایدار و آرامش در جهان و ایران عزیز آرزو میکنم که دعای مادر و پدر بدرقه زندگی تان باشد انشالله.
*مددکار اجتماعی و همیار پارپیرار
۲۳۳۲۳۳







نظر شما