دوران مدیریت او با پروژههایی همراه بود که هنوز هم در حافظه شهری ایلام قابل اشارهاند. از زیرگذر شهید کشوری که برای گشودن یکی از گرههای سنگین ترافیکی شهر به ثمر رسید، تا ساماندهی صنوف آلاینده، توسعه جاده سلامت، بهسازی بلوار پژوهش، پایش تصویری در نقاط مهم شهر و تلاش برای برنامهمحور کردن مدیریت شهری.
او کوشید شهرداری را از روزمرگی بیرون بکشد و به سمت کارهای ماندگار ببرد. کارهایی که شاید در هیاهوی روزگار دیده نشوند، اما در قاموس شهر، به حساب میآیند و فراموش نمیشوند.
صادقیان در زمانهای مدیریت کرد که ایلام نیز، مانند بسیاری از شهرهای دیگر، با محدودیتهای مالی، نیازهای انباشته و مطالبات فزاینده روبرو بود، اما آنچه از آن دوره در ذهن مردم مانده، بیش از هر چیز، حس حرکت است. حسی که از یک مدیریت شهری انتظار میرود و آن اینکه شهر را نه در حرف، که در عمل پیش ببرد.
اکنون اما، وقتی به امروز نگاه میکنیم، شهر درگیر مسائل و حاشیههایی است که بیش از هر چیز، نیاز به آرامش، انسجام و تدبیر دارد. ایلام امروز، بیش از هر زمان دیگری، محتاج مدیریت منظم، تصمیم روشن و کار بیحاشیه است. این درست همان چیزی است که شهر را از فرسایش نجات میدهد.
و شاید درست در چنین روزهایی است که نامهایی مثل طالب صادقیان، نه از سر مقایسههای سطحی، بلکه از جنس یادآوری معیار دوباره بر زبان میافتند. معیار اینکه شهردار بودن تنها نشستن بر صندلی مدیریت نیست، بلکه ساختن ردپایی است که پس از رفتن، هنوز دیده شود.
این یادداشت، نه برای نادیده گرفتن تلاش دیگران است و نه برای کم ارزش کردن زحمات شهرداران پس از او. هر دوره، اقتضائات خود را دارد و هر مدیری، سهمی در این مسیر دشوار. اما حقیقتی که از دل حافظه شهر بیرون میآید، این است که برخی نامها، به واسطه اثرگذاریشان، بلندتر از مقامشان شنیده میشوند.
آری! طالب صادقیان از همین جنس بود، شهرداری که نامش با کار گره خورد و شهری که هنوز پس از او، در جستجوی همان جنس از تدبیر، صلابت و اثر است.
*فعال رسانهای







نظر شما