جنایت نامادری در مهرستان/ دختر نجات یافت، پسر ۴ ساله جان باخت/ «تصمیم گرفتم بچه‌ها را سر به نیست کنم و مادرشان را مقصر جلوه بدهم»

چند روز پس از جنایت نامادری سنگدل که فرزندان خردسال شوهرش را به چاه انداخته و موجب مرگ یکی از آنها شده بود جزئیات بیشتری از این جنایت منتشر شد

به گزارش خبرآنلاین،روز شنبه ۱۳ تیر، وقتی یکی از اهالی روستای درمشکوی در شهرستان مهرستان استان سیستان و بلوچستان در نزدیکی چاه روستایی موتورش خراب شد و توقف کرد، صدای ناله‌ای شنید. وقتی بیشتر دقت کرد، متوجه شد که صدا از داخل چاه می‌آید. او به سوی چاه رفت و با صحنه هولناکی روبه رو شد. دختر بچه‌ای درون چاه افتاده و به لوله‌ای آویزان بود. او با صدایی ضعیف و بی جان گفت که برادر ۴ ساله‌اش داخل آب چاه که ۱۶ متر عمق دارد، افتاده است.

همشهری در خبری نوشت:به سرعت اهالی روستا، راهی محل شدند. مردم محلی دختر را که مجروح و بیهوش شده بود، بیرون کشیدند و به بیمارستان منتقل کردند و با حضور امداد گران هلال احمر ونیروهای آتش‌نشانی عملیات جست و جو برای پیدا کردن پسر ساله آغاز شد.

عملیات نجات

علی فهرجی رئیس هلال احمر شهرستان مهرستان در این باره به همشهری می‌گوید: ساعت یک ظهر به ما اطلاع دادند که یک دختر و پسر ۶ و ۴ ساله به داخل چاه روستایی در روستای درمشوکی افتاده‌اند.این روستا در ۱۰ کیلومتری شهرستان مهرستان قرار دارد. وقتی نجاتگران به صحنه رسیدند، با چاه ۳۰ متری مواجه شدند که عمق آب آن ۱۶ متر است. تا رسیدن نجاتگران مردم دختر بچه را که از لوله شناور کف چاه آویزان شده بود، نجات داده بودند، اما خبری از پسر بچه نبود.

او ادامی می‌دهد: نجاتگران هلال احمر و نیروهای آتش نشانی با تجهیزات و خالی کردن آب چاه توسط کف‌کش توانستند عمق آب را کم کنند تا بتوانند پسر بچه را پیدا کنند. این عملیات تا ساعت ۶ عصر طول کشید که در نهایت با پیدا کردن جسد پسربچه پایان یافت.

بازداشت نامادری سنگدل

وقتی دختر بچه به بیمارستان منتقل شد، پزشکان متوجه شدند که از ناحیه دست و پا و کمر دچار آسیب دیدگی و پارگی شده است. کمرش ۸ بخیه خورد. او وقتی به هوش آمد، به پدرش گفت که عمه فاطمه من و برادرم را داخل چاه انداخته است. عابد حسین زهی پدر زینب و میثم می‌گوید: من حدود ۲ سال است که بار دیگر ازدواج کرده‌ام و همسر دومم با همسر اول و ۲ فرزندم در یک خانه زندگی می‌کردیم.

همسرانم هیچ مشکلی با هم نداشتند و بچه‌هایم به همسر دومم عمه فاطمه می‌گفتند. ارتباط بین آنها به قدری خوب بود که من هیچ وقت فکرش را نمی‌کردم چنین اتفاقی برای فرزندانم بیفتد. حتی فرزندانم بارها با او به بیرون از خانه رفتند و مشکلی پیش نیامده بود. وقتی فهمیدم که در این ماجرای هولناک همسر دومم نقش دارد، بلافاصله پلیس را در جریان قرار دادم و فاطمه بازداشت شد.

نقشه هولناک نامادری

نامادری بدجنس بعد از ۲ سال زندگی با هوو و فرزندانش که دیگر تحمل چنین زندگی مشترکی را نداشت، به همراه خانواده‌اش نقشه وحشتناکی را طراحی کرد.

حسین زهی اضافه می‌کند: او در اعترافاتش به پلیس گفته است که اوایل ازدواج همه چیز برایم خوب بود، همسرم با من مهربان بود. با هوویم و بچه‌ها نیز ارتباط خوبی داشتم.اما رفته رفته نتوانستم تحمل کنم که زندگی را با فرد دیگری شریک باشم. وقتی این گلایه‌ها را به خانواده‌ام گفتند آنها از من خواستند تا بچه‌ها را سر به نیست کنم و مادرشان را مقصر جلوه بدهم. شوهرم نیز مادر ۲ کودک را از خانه بیرون کند و همه زندگی مال خودم شود. آن روز بچه‌ها را به بهانه خرید از خانه بیرون آوردم اول پسر و بعد دختر را به داخل چاه انداختم. اما با زنده ماندن دختر بچه، نقشه‌ام نقش بر آب شد.

پدر زینب و میثم می‌گوید: من همیشه با فاطمه مهربان بودم و سعی داشتم که در این زندگی با همسر اولم به خوبی زندگی کند. همسرم نیز با او مهربان بود حتی اوایل ازدواجمان، همسر اولم به دنبال فاطمه رفت که همچنان در خانه پدرش زندگی می‌کرد، او را به خانه خودمان آورد تا در کنار هم زندگی کنند. اکنون با این اتفاق همه شوکه و داغداریم و نمیتوانم چنین حادثه‌ و رفتن پسرم را تحمل کنم.

۲۳۳۲۱۷

کد مطلب 2243206

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 6 =