علی حسنلو معاون گردشگری کیش؛ بهار امسال فرودگاه کیش، برخلاف همیشه، هیچ صدایی نداشت. سالنهایی که هر روز میزبان هزاران مسافر بودند، در سکوت مطلق بودند. خبری از تاکسیهایی که در انتظار مسافر صف میکشیدند، نبود. برخی هتلها چراغهای خود را روشن نگه داشته بودند، اما همگی اتاقهایشان خالی بود. بازارها یکی در میان باز اما سوت و کور. ساحل همان ساحل بود؛ دریا همان دریا؛ آفتاب همان آفتاب. اما چیزی در ریتم زندگی جزیره تغییر کرده بود. جزیرهای که سالها به ریتم سفر، حرکت و زندگی خو گرفته بود، ناگهان در سکوتی مرگبار فرو رفت.
اما این سکوت، فقط نشانه توقف گردشگری نبود؛ فرصتی بود برای شنیدن صدایی که در هیاهوی روزهای پررونق کمتر به گوش میرسید؛ صدای خودِ کیش.
این سکوت از ما پرسید: آیا همه تلاش ما باید این باشد که به روزهای پیش از بحران بازگردیم؟ یا باید از دل همین وقفه، آیندهای متفاوت بسازیم؟
چرا که بازگشت، همیشه بهترین پاسخ نیست. گاهی بازگشت، یعنی تکرار همان مسیری که ما را به نقطه آسیبپذیری رسانده است.
سالها کیش را با پرواز، هتل، بازار، تفریح و در یک کلام «گردشگر» تعریف کردهایم. این تصویر، نادرست نبود؛ اما کامل هم نبود. کیش پیش از آنکه مقصد سفر باشد، یک زیستبوم است؛ پیش از آنکه پروژهای اقتصادی باشد، مأمن هزاران انسان است؛ و پیش از آنکه ویترینی برای مصرف باشد، موجودی زنده است که با دریا، مرجان، آفتاب، ساحل، آرامش، سکوت، خنده، نظم، زیبایی و مردمش نفس میکشد.
مشکل از جایی آغاز میشود که جزیره را فقط از زاویه اقتصاد سفر ببینیم؛ گویی هرچه مسافر بیشتر، ساختمان بیشتر و مصرف بیشتر باشد، توسعه نیز بیشتر خواهد بود. اما جزیره منطق دیگری دارد. ظرفیت آن بینهایت نیست. آب، انرژی، ساحل، مرجانها، آرامش، کیفیت زندگی کیشوندان و حتی سکوت، سرمایههایی نیستند که بتوان بیوقفه مصرفشان کرد و انتظار داشت همچنان همان مقصد جذاب باقی بماند.
کیش، بیش از هر چیز، شبیه یک ریف مرجانی است. در ریف، هیچ موجودی بهتنهایی زنده نمیماند. مرجان، آب، نور، جریان، ماهیها و هزاران موجود ریز و درشت، شبکهای از همزیستی میسازند. اگر یکی آسیب ببیند، تمام اکوسیستم رنج میکشد.

کیش نیز چنین است. گردشگر، کیشوند، سرمایهگذار، فعال اقتصادی، هتلدار، راننده تاکسی، پاکبان، محیطبان، نهادها و ساحل و دریا، حلقههای یک زنجیرهاند. توسعهای که یکی را قربانی دیگری کند، شاید در کوتاهمدت رشد اقتصادی ایجاد کند، اما در بلندمدت آینده مقصد را تضعیف خواهد کرد.
بحران اخیر، این حقیقت را با صدایی بلندتر به ما یادآوری کرد. اینکه وابستگی بیش از حد یک مقصد به اقتصاد سفر بدون هیچ اقتصاد جایگزینی بسیار شکننده است.
اکنون مسئله فقط بازگرداندن پروازها یا افزایش دوباره آمار ورود گردشگر نیست؛ اینها آغاز راهاند، نه مقصد آن. آینده کیش در افزایش تعداد گردشگران خلاصه نمیشود؛ در افزایش ارزش تجربهای است که هر گردشگر با خود از این جزیره میبرد.
تجربه سال گذشته نشان داد که مدیریت بحران، اگر با تصمیمهای سریع، همراهی بخش خصوصی و اجرای بستههای هوشمند حمایت از کسبوکارها و تحریک تقاضا همراه باشد، میتواند حتی پس از سختترین وقفهها نیز گردشگری کیش را به مدار رونق بازگرداند؛ رکوردهای اقامت هتلی در ماههای شهریور تا آذر۱۴۰۴، از جمله شواهد این روند بود. این تجربه، سرمایه مدیریتی کیش است و باید به آن افتخار کرد؛ اما تجربهای که تکرار دوباره عین به عین آن دیگر افتخار ندارد. بحرانهای امروز، افق بلندتری از ما میخواهند.

رقابت آیندهی مقاصد گردشگری دنیا، رقابت بر سر تعداد گردشگر نیست؛ رقابت بر سر کیفیت تجربه گردشگر است. گردشگری آینده، فروش اتاق، بلیت یا تور نیست؛ طراحی تجربه است. تجربهای که از لحظه ورود به فرودگاه آغاز میشود، در لبخند راننده تاکسی ادامه پیدا میکند، در کیفیت هتل و خدماتش، پاکیزگی ساحل، شفافیت قیمتها، امنیت، احترام، مزههای جدید، موسیقی، آرامش و حتی در بدرقه معنا پیدا میکند.
مقصد موفق، مقصدی نیست که بیشترین خدمات را بفروشد؛ مقصدی است که بهترین تجربه را خلق کند. مقصدی است که گردشگر، هنگام ترک آن، بیش از هر چیزی، به بازگشت دوباره بیندیشد.
از همین رو، مسیر آینده کیش باید از «اقتصاد سفر» به «اقتصاد تجربه» تغییر کند؛ مسیری که هم ارزش اقتصادی بیشتری خلق میکند و هم توسعهای پایدارتر میسازد. این تغییر، صرفاً یک شعار نیست؛ معماری تازهای برای حکمرانی گردشگری است که باید در چند جبهه مشخص عملیاتی شود: صمیمگیری بر پایه داده، نه حدس — یعنی راهاندازی پلتفرم هوشمند مدیریت مقصد که رفتار گردشگر، ظرفیت واقعی زیرساختها و شاخصهای زیستمحیطی را در یک داشبورد واحد رصد کند، نه مدیریت جزیرهای و پراکنده خدمات.
سرمایهگذاری بر نیروی انسانی، نه فقط ساختوساز — یعنی دورههای آموزشی استاندارد برای رانندگان، کارکنان هتل و فعالان گردشگری، با محوریت مهارت میزبانی و زبان، پیش از هر طرح توسعهی فیزیکی تازه.
تنوعبخشی به بازار گردشگری — یعنی گسترش گردشگری تجاری، آموزشی، ورزشی و دریایی در کنار رویدادهای فصلی، تا وابستگی جزیره به یک الگوی واحد تقاضا کاهش یابد.
در این مسیر بازتعریف نقش سازمان منطقه آزاد کیش از مجری و مالک مستقیم پروژهها، به معمار اکوسیستم، تنظیمگر و تسهیلگر توسعه برای بخش خصوصی یک ضرورت است.

در این نگاه، حفاظت از مزیتهای جایگزینناپذیر جزیره، هزینه توسعه نیست؛ شرط بقای توسعه است. مرجانها فقط جاذبهای برای غواصان نیستند؛ ریههای آبی کیشاند. اگر آنها را از دست بدهیم، بخش اصلی مزیت جایگزینناپذیر جزیره را از دست دادهایم.
همانگونه که اگر کیشوند احساس کند گردشگری فقط ازدحام، گرانی و حذف او از تصمیمگیریها را به همراه دارد، دیر یا زود کیفیت مقصد نیز کاهش خواهد یافت. هیچ مقصدی بدون رضایت ساکنانش و طبیعتش، پایدار نمیماند.
ما به دنبال ساختن کیشی هستیم که هم برای گردشگر جذابتر باشد و هم برای ساکنانش زیستپذیرتر؛ جزیرهای که توسعه در خدمت انسان باشد و اقتصاد در خدمت طبیعت.
شاید بزرگترین دستاورد بحران اخیر همین باشد که ما را وادار کرد یک بار دیگر از خود بپرسیم: کیش را برای چه میخواهیم؟
من باور دارم آینده کیش در تکرار گذشته ساخته نمیشود؛ در شجاعت تغییر ساخته میشود؛ در پذیرفتن اینکه توسعه، مسابقهای برای مصرف بیشتر نیست، بلکه هنر برقراری تعادل است؛ تعادل میان اقتصاد و طبیعت، میان گردشگر و کیشوند، میان سرمایه و هویت، میان امروز و فردا.
این تعادل، در یک بیانیه ساخته نمیشود؛ در برنامههای اجرایی مشخصی ساخته میشود که از همین امروز آغاز آنها را کلید زدهایم. اگر این مسیر را با همین جدیت ادامه دهیم، بازگشت پروازها فقط بازگشت هواپیماها نیست؛ بازگشت امید است. و آن روز، کیش دوباره آغاز میکند؛ عمیقتر، هوشمندتر و پایدارتر.







نظر شما