۱ نفر
۱۴ تیر ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۰
جلسه‌ای که حال آقا را خوب می‌کرد

میلاد عرفان‌پور با اشاره به جلسات و دیدارهای شاعران با رهبر شهید انقلاب، به بیان خاطرات و روایت‌هایی از این دیدارها پرداخت و گفت: ایشان نگاه دیگری به این جلسه داشتند و شاید بتوان گفت این جلسه حال آقا را خوب می‌کرد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایسنا، میلاد عرفان‌پور از شاعرانی است که از دوران نوجوانی در دیدار شاعران با رهبر شهید انقلاب در نیمه ماه رمضان حضور داشت و چندسالی هم از مسئولان برگزاری این دیدارها بود. این شاعر که مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری است، درباره شخصیت رهبر  شهید انقلاب گفت: رهبر شهید ما ویژگی‌های زیادی داشت و ابعاد مختلف شخصیتی و حوزه‌های مختلف تخصص، ذوق، دانش و اشرافی که این بزرگوار داشت، وصف ایشان را برای ما دشوار می‌کند. تعریف امامِ شهید خامنه‌ای واقعا  کار ساده‌ای نیست. ما به کدام یک از ابعاد شخصیت عظیم و همیشه زنده تاریخ اشاره کنیم که بتوانیم تعریف شایسته و بسزایی داشته باشیم؟  

او سپس گفت: یکی از حوزه‌ها که به امامت و زعامت ایشان رنگ و لعاب دیگری داده و شخصیت ایشان را دوست‌داشتنی‌تر کرده بود، ادیب بودن، شاعر بودن و اشراف بسیار بسیار عالی‌ای بود که ایشان به مقوله شعر داشت که نمودی از این اشراف، دغدغه، دانش و ذوق را نیمه‌های ماه مبارک رمضان در شب میلاد امام مجتبی (ع) در محفلی که محبوب‌ترین و شاید جدی‌ترین، بزرگ‌ترین و مستمرترین محفل ادبی و فرهنگی کشور بود، می‌دیدیم.

 عرفان‌پور درباره استمرار دیدار شاعران با رهبر توضیح داد: این استمرار فقط به خاطر علاقه شخصی ایشان نبود بلکه به گواه صحبت‌های خود امام شهید ایشان شعر را یک هنر راهبردی می‌دید و به زعم بنده ایشان این جلسات را در مسیر  خط‌مشی‌گذاری شعر دنبال می‌کرد. با برگزاری این جلسات بود که مقوله شعر به عنوان یک هنر جدی و به تعبیر رهبر انقلاب، هنر اول انقلاب اسلامی و ایران عزیز جلوه می‌کرد. 

 او سپس گفت: زمانی که ۱۷ سال داشتم و دانش‌آموز بودم به خاطر رتبه‌هایی که در محافل ادبی به دست‌ آورده بودم، به این رویداد دعوت شدم. آن زمان شعر «پاییز بهاری‌ست که عاشق شده است» را نوشته بودم و برای اولین بار این شعر را در این دیدار  خواندم. بعد از هر رباعی که می‌خواندم ایشان محبت می‌کردند و «آفرین» می‌گفتند. بعد از آن سال هم خداوند روزی من کرد تا در آن جلسه و جلسات دیگر  در دهه محرم به محضرشان بروم. در دهه محرم سفره ساده‌ هیئت بعد از مجلس به پا بود و توفیق می‌شد سر سفره بنشینیم. ایشان من و دکتر مهدی سیار را صدا می‌زدند و خدماتشان می‌رسیدیم، به ما محبت می‌کردند و  گفت‌وگوی مختصری داشتیم. 

عرفان‌پور درباره نگاه رهبر شهید انقلاب به شعر بیان کرد: ایشان به شعر  و شاعر توجه جدی‌ای داشتند و این توجه سبب شد شعر ما در این موقوف انقلاب اسلامی به این بلوغ و پختگی  و رشد برسد، البته راه پیش‌ِ رو هم راه بسیار طولانی‌ای است. حضرت آقا هم دانش بسیار گسترده‌ای در حوزه شعر داشتند و هم ذوق سلیم و سالم و قابل اعتنایی و هم خودشان شعر می‌گفتند. اگرچه از ایشان تعداد محدودی غزل به دست ما رسیده و فعلا اشعار دیگرشان در دست نیست. ذوق شاعری  ایشان در کنار همه مشغله‌هایشان بسیار بسیار ارزشمند است و شعرهایی که از ایشان مانده در تراز  بالایی قرار دارد. 

او با بیان اینکه از نسبت ایشان با شعر زیاد می‌توان گفت، خاطرنشان کرد:  توجه ایشان به شعرا، از منِ عرفان‌پور که از دوره نوجوانی در ذهن ایشان پرونده جدا داشتم و کارهایم را پیگیری کرده و سال‌های سال مرا مورد محبت خود قرار می‌دادند تا استادان و بزرگان شعر امروز بود. همه شاعران خاطراتی از این توجه ویژه دارند. ایشان چندین بار به صورت مستقیم و غیرمستقیم فرمودند که روزی نمی‌شود که من شما را به اسم دعا نکنم. این توجه ولی‌ امر مسلمین جهان است به شعرای جوان. ایشان وقت می‌گذاشت و کتاب‌های شاعران جوان را مطالعه کرده و شعرشان را دنبال می‌کرد. توجهی که ماها با وجود مسئولیت کوچکی که داریم، گاهی از آن غفلت می‌کنیم و این میزان حواسمان به جزئیات نیست اما نزد آن امام شهید اینگونه نبود.

 او درباره تجربه اولین شعرخوانی خود گفت: سال اول اگر اشتباه نکنم سال ۱۳۸۵، نوجوان بودم و زمانی که خدمت ایشان شعر خواندم خیلی خیلی اشتیاق داشتم و البته اندکی استرس و دلهره. عظمت معنوی، پیشوایی و مقتدایی ایشان برای بنده خیلی فراتر از  این بود که در مجلس مهمی شعر می‌خوانم. این افتخار که در محضر امامم بتوانم شعر بخوانم واقعا وصف‌ناپذیر بود به‌خصوص اینکه ایشان بعد از هر رباعی‌ای که می‌خواندم «آفرین» می‌گفتند و مرا تشویق می‌کردند. سال‌های بعد هم دو سه‌ باری توفیق شد شعر خواندم  که تشویق ایشان تکرار شد. یک سال قرار نبود شعر بخوانم، ایشان مرا صدا زدند و فرمودند «میلاد هم رباعی و شعر بخواند» و توفیق شد آن سال هم شعر  خواندم. سال‌های آخر توفیق شعرخوانی نداشتم و دلیلش این بود که مسئول برنامه بودم و مرکز ما باید تمشیت امور را انجام می‌داد و انتخاب شعرها و شعرا در  مرکز ما شکل می‌گرفت. 

میلاد عرفان‌پور درباره اینکه آیا ملاحظاتی برای شعرخوانی وجود داشت یا نه، گفت: اینکه چه شعری خوانده شود از جهتی انتخابش سخت بود و از جهتی نه. چون ایشان خیلی صمیمی بود و شاعران شعرهای عاشقانه خود را می‌خواندند، شعرهای انتقادی می‌خواندند و به راحتی در هر موضوعی می‌شد شعر خواند مگر در وصف خود ایشان. ایشان حساسیت داشتند و عتاب و خطاب می‌کردند اگر کسی از شعرا، شعری برای ایشان می‌خواند. در جلسه‌ای شاعری خدمت ایشان رسید و به ایشان  گفت من دو شعر دارم، کدامش را بخوانم، شعر  اول درباره شماست و شعر دوم موضوع دیگری دارد. حضرت آقا فرمودند که قطعا شعر اول را نخوانید. شعر دوم کاملا انتقادی بود و شاعر شروع کرد شعر صریح و انتقادی خود را خواند. وقتی شعر تمام شد، حضرت آقا با لبخندی فرمودند «این شعر هم درباره ما بود.» اینگونه راحت و صمیمی برخورد می‌کردند و حتی اگر شعری نقد داشت، با حواس جمع‌تر و توجه بیشتر شعر را می‌شنیدند و استقبال می‌کردند.

 او تأکید کرد: ما چنین رهبر عزیز و بزرگواری داشتیم. محفل دیدار با شاعران، محفل خیلی صمیمی‌ای بود،  به نوعی شاید در میان همه جلساتی که داشتند ایشان نگاه دیگری به این جلسه داشتند و شاید بتوان گفت این جلسه حال آقا را خوب می‌کرد. ایشان با  جلسه شاعران و جلسه تلاوت قرآن، انس ویژه‌ای داشت.

چرا رهبر شهید، شعر سپید دوست نداشت؟

 این شاعر سپس با اشاره به دیدارهایشان (همراه با محمدمهدی سیار) در دهه‌ محرم که آن را دیداری صمیمی و غیررسمی خواند، گفت: گاه در این دیدارها فرصت مباحثه‌هایی پیش می‌آمد. یکی از نکاتی که ایشان هم در جلسات رسمی و هم جلسات صمیمی می‌گفتند این بود که شما خیلی خوب شعر می‌گویید و به سمت قله‌هایی چون صائب و حافظ و سعدی بروید، اگرچه این مسیر دشوار است اما راه را باید بروید. گاه برای موانع و مشکلاتی که بر سر راه کارهای اجرایی بود، گله می‌کردیم، ایشان می‌گفت سفت و محکم باشید. موانع شما را خسته نکند و نگه ندارد.

او با اشاره به مباحثه‌هایی که میان آن‌ها (عرفان‌پور و سیار) با رهبر شهید انقلاب شکل می‌گرفت، توضیح داد: در این دیدارها به خودمان جرأت می‌دادیم، به خاطر رأفت و سعه صدر و روحیه گفت‌وگویی که داشتند، با ایشان مباحثه کنیم. ایشان به شعر سپید علاقه‌ای نداشتند. من و آقای دکتر سیار باور  داشتیم با توجه به شاعران بزرگ انقلاب  چون سیدحسن حسینی و علیرضا قزوه و شاعران دیگر که سپیدسرا هم هستند، شعر سپید ظرفیت‌هایی دارد که به شعر انقلاب کمک می‌کند و گونه‌ای از شعر انقلاب است که باید باشد و مثلاً ترجمه‌پذیرتر است. این‌ها را به حضرت آقا عرض کردیم که به این دلایل شعر سپید هم می‌تواند بخش قابل توجهی از شعر انقلاب باشد، به نوعی ایشان پذیرفت اما قریب به این مضمون که فرمودند شاید سلیقه من اینطور است. محکم نمی‌ایستادند که همین است که من می‌گویم و لاغیر. این طبعی بود که ایشان در پذیرش گفت‌وگو و مباحثه با نظرات مخالف در موضوعات فنی و تخصصی داشتند. ما هم به‌نظر ایشان احترام می‌گذاشتیم، ایشان هم نکات را می‌شنیدند و به آن فکر می‌کردند و گاه ترتیب اثر می‌دادند. 

عرفان‌پور سپس با اشاره به دیدار بیش از یک‌ساعته‌ای که همراه با مهدی سیار و علمی‌محمد مؤدب با رهبر شهید انقلاب داشتند، گفت: ایشان رمان «غمسوزی» (اعظم عظیمی) را که در انتشارات شهرستان ادب منتشر شده بود، خوانده و خوششان آمده بود. البته نکاتی داشتند که علامت زده بودند که این نکات فنی برطرف شود. می‌خواستند درباره رمان تقریظی بنویسند، منتها شهادتشان پیش آمد و آن تقریظ نوشته نشد. در همان جلسه فرمودند شعر بخوانیم و در ابتدای جلسه هم  گفتند روزی نمی‌شود که شما را به اسم دعا نکنم و این جمله ایشان من را شرمنده کرد؛ واقعا شرمنده محبت پدرانه ایشان می‌شدیم که شاید با هیچ چیزی جبران نشود. شعرهای تازه‌ای تقدیم کردیم، شعری برای غزه خواندم، شعری هم برای موضوع امید؛ «می‌میری اگر مرگ ببینی تب را/ تاریک تفأل بزنی کوکب را/ خورشید اگر سری برآری زنده‌ست/ آنقدر مگو شب، که بسازی شب را». ایشان فرمودند باید برای غزه شعر گفت و فکر نکنید این شعرها اثر ندارد، شعرها مؤثر هستند. همچنین فرمودند این امید که در شعر شما بود، جامعه امروز، کشور و انقلاب  به آن نیاز دارد.  ایشان به شدت به موضوع امید حساس بودند. حتی عکس چهار-پنج‌نفره هم گرفتیم که نمی‌دانم عکس کجاست.

این شاعر درباره شعرهای مورد علاقه رهبر شهید انقلاب نیز گفت: ایشان تقریبا به همه قوالب سنتی شعر علاقه‌ داشتند، به‌خصوص غزل. خودشان هم غزل می‌نوشتند و رباعی را دوست داشتند. ایشان به بیدل دهلوی، صائب تبریزی، حافظ  و سعدی علاقه بسیار داشتند. توجه‌شان به رباعی به ظرفیتی که این قالب در زندگی امروز دارد برمی‌گردد. می‌توان مفاهیم بلند را در قالب کوتاه ولی مؤثر، موجز و مختصر بیان کرد. این تأثیرگذاری شاید یکی از دلایل توجه این بزرگوار به قالب رباعی و دیگر قالب‌های سنتی است. در میان قالب‌های جدیدتر هم به نیمایی توجه ویژه‌ای داشتند. درست است شعر سپید را خیلی نمی‌پسندیدند که دلایلی داشت اما شعر نیمایی را به شدت دوست داشتند و ترویج می‌کردند.

 عرفان‌پور درباره اینکه چرا رهبر شهید نگاه مثبتی به شعر سپید نداشت، گفت: شعر سپید به نوعی قالب جریان روشنفکری بود و مرحوم شاملو این قالب را بنا نهاد. جبهه روشنفکری در مقابل جبهه‌ای بود که مقدسات و مفاهیم آرمانی انقلاب را در شعر ترویج می‌داد. شاملو در این جبهه ایستاده بود و گفتمان دیگری را ترویج می‌کرد. دلیل اصلی مخالفت از این جهت بود که شعر سپید ابزار جریان روشنفکری بود. البته این امر دلایل فنی نیز دارد کما اینکه خیلی از ادیبان معاصر شعر سپید را نمی‌پسندند. حضرت آقا شعر نیمایی را خیلی دوست داشت اما با شعر سپید چندان میانه‌ای نداشت. 

 او یادآور شد: البته در این دیدارها نمونه‌های شعر سپید خدمت ایشان خوانده می‌شد و گاهی بازخوردهای مثبت داشت؛ مثلا یک بار جناب محمدحسین جعفریان شعری خواند و موضوع شعر هم جانبازان بود. ایشان گفتند این شعر را باید با خط خوش بنویسید و در بنیاد شهید و امور ایثارگران نصب کنید. نگاهشان این بود و شعرهایی را که مؤثر بودند رد نمی‌کردند ولو اگر سپید بودند. اما نظر فنی و تخصصی خود را داشتند.

۲۴۲۲۴۳

کد مطلب 2242189

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 4 =