به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا، کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن مجموعهای منسجم از بیستوهشت جلسه سخنرانی آیتالله العظمی شهید سیدعلی حسینی خامنهای(مدظلهالعالی) است که در رمضان سال ۱۳۵۳ شمسی در مسجد امام حسن مجتبی(علیهالسلام) مشهد برگزار شد و به همت نشر صهبا تدوین و منتشر شده است. این اثر در زمانی ارایه شد که فضای فکری جامعه ایرانی در آستانه انقلاب اسلامی جستوجوی چارچوبی همهجانبه برای ساختن نظام اجتماعی مبتنی بر آموزههای دین را دنبال میکرد.
آنچه این کتاب را به نقطه عطفی در تاریخ تفکر اسلامی تبدیل میکند، ضرورت بازگشت به منابع اصلی دین با رویکردی کاربردی و اجتماعی است؛ چنانکه مؤلف در پیشگفتار بر سه اصل اساسی تأکید میکند: پیوند میان مباحث نظری و عمل روزمره، ارائه ساختاری منسجم برای تعالیم اعتقادی و اتکا به قرآن و احادیث معتبر بهعنوان تنها منابع قطعی.
حجتالاسلام والمسلمین نجف لکزایی، رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و معاون پژوهشی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم در سخنانی به معرفی این اثر پرداخته است:
مقدمه: ضرورت بازخوانی یک میراث
در تاریخ معاصر اندیشه اسلامی، کمتر اثری توانسته است به اندازه «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» به بازسازی هویت فکری جامعه انقلابی کمک کند. این اثر، نه یک تفسیر مرسوم و آکادمیک از آیات قرآن، بلکه حاصل سلسله سخنرانیهای آیتالله خامنهای در ماه رمضان سال ۱۳۵۳ در مشهد مقدس است. نجف لکزایی در تحلیل خود از این اثر، بهخوبی نشان میدهد که اهمیت این کتاب در «چه گفتن» آن نیست، بلکه در «چگونه فهمیدن» اسلام نهفته است. این نوشته در پی آن است تا با بازخوانی این درسگفتارها، به تبیین نوآوریهای تفسیریای بپردازد که باعث شد اسلام از کنج عزلتِ عبادات فردی خارج شده و به صحنه پرشور اجتماع گام بگذارد.
یک: گذار از «دین فردی» به «اسلام مکتبی»
اولین و شاید بنیادیترین نوآوری تفسیری در این اثر، تغییر نگاه به ماهیتِ «دین» است. در فضای پیش از انقلاب، روایت رایج از دین، روایتی عمدتاً اخلاقی، فردی و آخرتگرا بود. در این تصویر، رابطه انسان و خدا به نماز، روزه و تهذیب نفس محدود میشد و اسلام، دینی برای «خلوتهای انسان» بود.
نوآوری رهبر شهید در این مباحث این بود که «اسلام را به مثابه یک مکتب اجتماعی» بازتعریف کرد. لکزایی تأکید میکند که وقتی از مکتب سخن میگوییم، به معنای یک «نظام فکری منسجم» است. در این دیدگاه، اسلام صرفاً مجموعهای از احکام پراکنده نیست، بلکه یک «ایدئولوژی» (به معنای نظامِ بایدها و نبایدها) است که برای تمامِ ساحتهای زندگی بشری، از اقتصاد و سیاست گرفته تا مناسبات خانوادگی، برنامه دارد.
این نوآوری تفسیری، پیام مهمی برای مخاطبِ آن روز داشت: دینداری، بدونِ داشتنِ نگاه کلان به اجتماع و بدونِ موضعگیری در برابر ظلم و فساد، ناقص است. ایمان، پیششرطِ حرکت است، اما «حرکت» باید به سمتِ ساختن جامعهای بر مبنای توحید باشد. بنابراین، دین از ساحتِ «منِ شخصی» به ساحتِ «ما»ی اجتماعی منتقل میشود.
دو: مرجعیت بیبدیل قرآن؛ دوری از سلیقهگرایی
یکی دیگر از نکات برجستهای که در تحلیل این مباحث مطرح میشود، شیوه مواجهه با منابع دینی است. تفاسیر سنتی گاهی آنچنان درگیرِ آرای کلامی یا مباحث صرفاً ادبی و عرفانی میشدند که متن قرآن در میان آراء مفسران گم میشد.
رهبر شهید در «طرح کلی»، بر بازگشت به «مرجعیت علمی قرآن» تأکید ویژهای دارد. ایشان قرآن را نه بهعنوان یک کتابِ نمادین که صرفاً باید خوانده و ثواب برده شود، بلکه بهعنوانِ یک «برنامه عملیاتی» و «کتابِ زندگی» معرفی میکند. لکزایی در تبیین این رویکرد اشاره میکند که اگرچه در کنار قرآن از روایات صحیح نیز بهره گرفته شده است، اما مبنای اصلی، «نصِ قرآن» است.
این نوآوری، روشی را پایهگذاری کرد که میتوان آن را «تفسیر موضوعی-کاربردی» نامید. بهجای آنکه مفسر بنشیند و آیه به آیه، بدونِ پیوند میان آیات پیش برود، موضوعات کلیدی (مانند ایمان، توحید، نبوت و ولایت) را از قرآن استخراج میکند و با کنار هم قرار دادنِ آیاتِ مرتبط، تصویرِ کاملی از آن مفهوم ارائه میدهد. این سبکِ تفسیری، خواننده را از سردرگمی در برداشتهای شخصی و سلیقهای نجات میدهد و «نظمِ فکریِ قرآن» را آشکار میکند.
سه: منظومه منسجم مفاهیم؛ ایمان به عنوان موتور حرکت
یکی از شاهکارهای این نگاه تفسیری، پیوند زدن مفاهیم اعتقادی به یکدیگر است. در نگاههای سنتی، «توحید»، «نبوت» و «معاد» شاید سه بخش جداگانه در کتاب عقاید بودند. اما در نگاهِ ارائهشده در این مباحث، اینها اجزای یک «منظومه منسجم» هستند.
لکزایی در تحلیل خود نشان میدهد که چگونه رهبر شهید، «ایمان» را به عنوان موتورِ حرکتِ انسان تبیین میکند. انسانِ مؤمن، موجودی ایستا نیست. ایمان در این نگاه، نه یک باورِ قلبیِ ساکن، بلکه یک «انرژیِ متحرک» است که باید در وجودِ فرد، «تعهد» ایجاد کند. این تعهد، اولین مرحله از کنشگری اجتماعی است. کسی که به توحید ایمان دارد، نمیتواند به «شرکِ اجتماعی» (یعنی سلطه غیرخدا بر بندگان خدا) بیتفاوت باشد.
این سلسلهمراتب فکری (ایمان -> تعهد -> عمل صالح -> نظامسازی) همان چیزی است که «طرح کلی» را به یک اثرِ راهبردی تبدیل کرده است. عمل صالح در اینجا فقط نماز خواندن نیست؛ عمل صالح، یعنی هر کاری که به تقویتِ جامعه اسلامی و اجرای عدالت کمک کند. این پیوستگیِ مفاهیم، باعث میشود دینداری از یک «آیین» به یک «سبک زندگیِ مبارزاتی و سازنده» تبدیل شود.
چهار: ولایت؛ قلب تپنده نظام اجتماعی
شاید بحثبرانگیزترین و در عین حال راهگشاترین بخشِ این منظومه فکری، مفهوم «ولایت» باشد. در تفاسیر مرسوم، ولایت بیشتر در ساحتِ کلامی و تاریخی (ماجرای غدیر و جانشینی) بررسی میشد. اما در
نوآوری تفسیری این اثر، ولایت به عنوان «رکن اصلی نظام اجتماعی اسلام» تبیین میشود.
لکزایی تأکید دارد که در این دیدگاه، انسانِ مؤمن نباید میان خود و «ولایت الهی» فاصله بگذارد. ولایت، یعنی پیوندِ ارگانیکِ جامعه با مرکزیتِ هدایتگر (چه در زمان حضور پیامبر و ائمه، و چه در زمان غیبت در قالب فقیه جامعالشرایط). این ولایت است که به ایمان، جهت میدهد و از پراکندگیِ نیروهای مؤمن جلوگیری میکند.
در واقع، این نگاه تفسیری، «ولایت» را از یک بحثِ تاریخی، به یک «مدلِ حکمرانی» و «سبکِ پیوندِ اجتماعی» تبدیل میکند. ولایت یعنی جامعه مؤمنان، بر اساسِ پیوندهای عمیقِ ایمانی، به هم متصلاند و تحتِ رهبریِ الهی، حرکت میکنند. این نوآوری تفسیری، مبنای نظریِ «نظامِ سیاسیِ اسلامی» را فراهم آورد که بعدها در انقلاب اسلامی تجلی یافت.
نتیجهگیری: میراثی برای امروز
آنچه نجف لکزایی در تحلیل این فایل صوتی ارائه میدهد، تنها گزارشی از محتوای یک کتاب نیست، بلکه تبیین یک «پارادایمشیفت» (چرخش گفتمانی) در فهمِ دین است. نوآوریهای تفسیریِ رهبر شهید در «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»، اسلام را از حاشیه به متن زندگی اجتماعی آورد.
این نگاه تفسیری، به ما میآموزد که:
۱. دین، جامع و همهجانبه است: اسلام برای تمامِ شئونِ فردی و اجتماعی برنامه دارد و نمیتوان آن را به بخشهای خاصی محدود کرد.
۲. قرآن، کتابِ هدایتِ عملی است: قرآن نه برای تبرک، بلکه برای راهبریِ لحظهبهلحظه زندگیِ ما نازل شده است.
۳. ایمان، تعهدآور است: اسلامِ منهایِ مسئولیتپذیری اجتماعی، اسلامی است که عملاً بیاثر شده است.
در نهایت، اهمیتِ این سخنرانیها و این اثر در این است که مخاطب را به «تفکرِ سیستماتیک» دعوت میکند. ما نیازمندِ بازگشت به همین سبکِ تفسیری هستیم؛ سبکی که در آن، مفاهیم دینی از هم گسسته نیستند، بلکه به هم پیوستهاند و همگی به یک مقصد واحد اشاره دارند: تحققِ توحید در تمامِ سطوحِ حیاتِ بشری. این نوآوری تفسیری، همچنان زنده است و برای چالشهای امروزِ جوامع اسلامی، حرفهای بسیاری برای گفتن دارد.
۲۱۶۲۱۶








نظر شما