ایران قوی؛ محور سیاست خارجی در اندیشه رهبر شهید/ مسجدجامعی: رهبر شهید هیچ‌گاه دیپلماسی را بدون قدرت نمی‌پذیرفت/ کشورهای منطقه باید مستقل تصمیم بگیرند

محمد مسجدجامعی، سفیر اسبق ایران در واتیکان در گفتگو با خبرآنلاین تاکید کرد: اگر کشوری بدون توجه به سایر واقعیت‌های سیاسی و بین‌المللی صرفاً به سمت شرق متمایل شود، حتی همان کشورهای شرقی نیز ارزش و اهمیت چندانی برای او قائل نخواهند شد.

خبرآنلاین - محمد عارف معزی: مفهوم «ایران قوی» یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دوران رهبری آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای بود. در این نگاه، قدرت ایران تنها به توان نظامی محدود نمی‌شد، بلکه پیشرفت علمی، توان اقتصادی، انسجام داخلی، استقلال سیاسی و نفوذ منطقه‌ای نیز از ارکان اصلی قدرت ملی به شمار می‌رفت. بر همین اساس، سیاست خارجی باید در خدمت افزایش اقتدار و حفظ استقلال کشور قرار می‌گرفت.

از منظر آیت‌الله خامنه‌ای، ایران باید به‌عنوان بازیگری مستقل و اثرگذار در غرب آسیا نقش‌آفرینی کند و با گسترش روابط با همسایگان، کشورهای اسلامی و قدرت‌های نوظهور، جایگاه خود را در نظام بین‌الملل ارتقا دهد. در همین چارچوب، سیاست «نگاه به شرق» با هدف توسعه همکاری با کشورهایی مانند چین، روسیه و هند دنبال شد؛ رویکردی که به گفته مقامات جمهوری اسلامی، به معنای قطع رابطه با غرب نبود، بلکه بر ایجاد توازن در روابط خارجی و کاهش وابستگی به کشورهای غربی تأکید داشت.

در مجموع، اولویت‌های سیاست خارجی در این دوره شامل حفظ استقلال، تقویت بازدارندگی، توسعه همکاری‌های منطقه‌ای، گسترش روابط با قدرت‌های آسیایی و حمایت از چندجانبه‌گرایی بود؛ راهبردی که با هدف افزایش قدرت ملی و ارتقای نقش ایران در معادلات منطقه‌ای و جهانی دنبال می‌شد.

در همین راستا، خبرگزاری خبرآنلاین در گفتگویی با محمد مسجدجامعی، سفیر اسبق ایران در واتیکان، به بررسی ابعاد و جزئیات این موارد پرداخته است.

در ادامه مشروح گفتگوی محمد مسجدجامعی با خبرآنلاین را می‌خوانید؛

تجربه عملی، نگاه رهبر شهید به سیاست خارجی را شکل داد

*** دیدگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی در خصوص «ایران قوی» چه بازتابی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوران رهبری ایشان داشت؟

به‌طور خلاصه، به نظر می‌آید مبانی فکری و تصورات آیت‌الله خامنه‌ای، به‌ویژه در حوزه سیاست خارجی، عمیقاً تحت تأثیر تجربه‌های عملی ایشان قرار داشته است. ایشان هشت سال ریاست جمهوری را بر عهده داشتند و در این مدت با مسائل مختلف کشور، به‌ویژه مسائل سیاست خارجی، از نزدیک درگیر بودند. البته این تجربه را می‌توان فراتر از دوران ریاست جمهوری نیز دانست؛ زیرا از آغاز شکل‌گیری شورای انقلاب، حتی پیش از پیروزی کامل انقلاب اسلامی، در این شورا حضور داشتند و تا پایان فعالیت آن نیز، از اعضای مؤثرش بودند. از آنجا که سیاست خارجی همواره یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های شورای انقلاب به شمار می‌رفت، ایشان از همان سال‌های نخست انقلاب تجربه‌ای عملی و نسبتاً طولانی در این حوزه به دست آوردند.

نکته دوم، آگاهی و شناخت ایشان از تاریخ ایران است. ایشان تسلط قابل توجهی بر تاریخ ایران، به‌ویژه تاریخ دو تا سه قرن اخیر، داشتند؛ دوره‌ای که ایران از نظر نظامی و سیاسی در موقعیتی ضعیف قرار گرفت. از مجموعه سخنان و تحلیل‌های ایشان چنین برمی‌آید که بخش مهمی از سلطه و تحکم قدرت‌های خارجی بر ایران را ناشی از ضعف‌های داخلی کشور می‌دانند. به تجربه عملی طولانی در عرصه سیاست خارجی و همچنین شناخت عمیق‌شان از تاریخ معاصر ایران، ایشان را به این نتیجه رسانده است که برای حفظ استقلال و اقتدار کشور، پیش از هر چیز باید ایران را از درون نیرومند ساخت.

رهبر شهید هیچ‌گاه دیپلماسی را بدون قدرت نمی‌پذیرفت

در مجموع، آنچه از منظومه فکری آیت‌الله خامنه‌ای برداشت می‌شود این است که دیپلماسی بدون برخورداری از قدرت ملیِ کافی، کارآمدی لازم را نخواهد داشت. از نگاه ایشان، دیپلماسی زمانی می‌تواند مؤثر باشد که بر پایه یک کشور نیرومند استوار شده باشد. البته این بدان معنا نیست که دیپلماسی در مرتبه‌ای پایین‌تر قرار دارد؛ بلکه دیپلماسیِ موفق خود باید در خدمت تقویت قدرت ملی و افزایش موفقیت و توان کشور باشد. به بیان دیگر، قدرت و دیپلماسی دو عنصر مکمل یکدیگرند.

بر همین اساس، ایشان در طول دوران رهبری همواره بر ضرورت نیرومند شدن ایران تأکید داشتند و در کنار آن، دیپلماسی را نیز ابزاری مهم برای تحقق این هدف، می‌دانستند. در عین حال، دیپلماسی صرفاً یک ابزار نیست، بلکه خود نیز تا حد زیادی متکی بر میزان قدرت و اقتدار کشور است. بدون برخورداری از قدرت کافی، امکان شکل‌دهی به دیپلماسی فعال و خلاق و اثرگذار وجود نخواهد داشت. به نظر می‌رسد این پیوند میان قدرت ملی و دیپلماسی، یکی از مؤلفه‌های مهم در منظومه فکری ایشان به شمار می‌آید.

ایران نقش هدایت‌کننده محور مقاومت را بر عهده دارد/ کشورهای منطقه باید مستقل تصمیم بگیرند

***‌ از نظر شما، رهبر شهید انقلاب چه دیدگاهی نسبت به جایگاه ایران در منطقه و جهان داشتند و در ادامه، چه مسیری را در سیاست خارجی برای ارتقای جایگاه ایران در منطقه توصیه کردند؟

در خصوص نگاه آیت‌الله خامنه‌ای به منطقه، به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های ایشان کاهش و در نهایت پایان دادن به نفوذ قدرت‌های خارجی در منطقه بوده است؛ دست‌کم این برداشت از مجموعه سخنان و مواضع ایشان، به‌ویژه در سال‌های اخیر، به دست می‌آید. از منظر ایشان، حضور نیروهای خارجی یکی از مسائل و مشکلات اساسی منطقه به شمار می‌رود. به همین دلیل همواره بر این موضوع تأکید داشته‌اند که منطقه باید از حضور فیزیکی و نظامی قدرت‌های بیگانه خالی باشد و کشورهای منطقه بتوانند مستقل از مداخلات خارجی، سیاست‌های خود را طراحی و اجرا کنند.

بر این اساس، مطلوب ایشان آن بود که دولت‌های منطقه، فارغ از وابستگی به قدرت‌های بیرونی، بر اساس منافع و اراده ملی خود عمل کنند و تحت رهبری یا نفوذ بیگانگان قرار نگیرند. این رویکرد را می‌توان به‌ویژه در مواضع و سخنان سال‌های اخیر ایشان مشاهده کرد؛ هرچند ممکن است در دوره‌های ابتدایی رهبری، این موضوع با چنین صراحت و تأکیدی مطرح نشده باشد.

در خصوص جایگاه ایران در منطقه ایشان بر مفهوم «محور مقاومت» تکیه داشتند؛ محوری که در آن، ایران نقش مرکزی و راهبردی ایفا می‌کند. بر اساس این تلقی، جمهوری اسلامی ایران نه تنها یکی از اعضای این مجموعه، بلکه هدایت‌کننده و هماهنگ‌کننده آن محسوب می‌شود. دست‌کم از مجموعه بیانات، توصیه‌ها و مواضع ایشان می‌توان چنین برداشتی را استنباط کرد.

ایران قوی؛ محور سیاست خارجی در اندیشه رهبر شهید/ مسجدجامعی: رهبر شهید هیچ‌گاه دیپلماسی را بدون قدرت نمی‌پذیرفت/ کشورهای منطقه باید مستقل تصمیم بگیرند

حتی شرقی‌ها نیز به ایران متوازن بیشتر اعتماد می‌کنند

*** رویکرد نگاه به شرق در دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای چه مفهومی داشت و آیا این رویکرد به معنای قطع رابطه با غرب بود یا مفهوم متفاوتی داشت؟

در دو دهه اخیر، به‌ویژه با رشد مستمر و شتابان چین و همچنین افزایش همکاری میان قدرت‌های نوظهور جنوب جهانی، ایده گذار از نظم تک‌قطبی به نظم چندقطبی بیش از پیش مطرح شد. شکل‌گیری و توسعه مجموعه بریکس، که در ابتدا از چین، روسیه، هند، برزیل و آفریقای جنوبی تشکیل شده بود، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های این تحول به شمار می‌رفت. این کشورها به‌عنوان قدرت‌های نوظهور اقتصادی و مالی و سیاسی، به تدریج نقش پررنگ‌تری در عرصه بین‌المللی ایفا کردند و این تصور را تقویت نمودند که جهان در حال فاصله گرفتن از وضعیت تک‌قطبیِ پس از فروپاشی بلوک شرق است.

اگرچه ایالات متحده و به‌طور کلی کشورهای غربی، به‌ویژه قدرت‌های آنگلوساکسون، در برابر این روند مقاومت می‌کردند، اما واقعیت‌های سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی جهان نشان می‌داد که موازنه قدرت در حال تغییر است. این تحول صرفاً یک نظریه یا تحلیل دانشگاهی نبود، بلکه پشتوانه‌های عینی و عملی نیز داشت و با گذشت زمان، نشانه‌های آن آشکارتر می‌شد. در این میان، روسیه به‌ویژه پس از بحران اوکراین، به یکی از مهم‌ترین مدافعان ایده جهان چندقطبی تبدیل شد و به‌طور مستمر بر آن تأکید می‌کرد.

آیت‌الله خامنه‌ای نیز به عنوان ناظری آگاه نسبت به تحولات بین‌المللی، این روندها را به دقت دنبال می‌کردند و به احتمال فراوان با نظریات مطرح درباره گذار از نظم تک‌قطبی به نظم چندقطبی آشنایی کامل داشتند. از همین رو، ایشان را می‌توان از جمله رهبران کشورهای جنوب دانست که به شکل‌گیری و تقویت نظم چندقطبی در جهان اعتقاد داشتند و آن را ضرورتی برای ایجاد توازن در نظام بین‌الملل می‌دانستند.

در این چارچوب، «نگاه به شرق» را نباید صرفاً به معنای گرایش به چند کشور خاص تفسیر کرد، بلکه این رویکرد در وهله نخست بر این باور استوار بود که مهم‌ترین ظرفیت برای شکل‌دهی به یک قطب مستقل در برابر هژمونی غرب، در مجموعه کشورهای شرقی و قدرت‌های نوظهور قرار دارد. از این منظر، شرق می‌توانست مهم‌ترین هسته شکل‌دهنده قطب دومِ قدرت در نظام بین‌الملل و یکی از پایه‌های اصلی جهان چندقطبی باشد.

البته هنگامی که از «شرق» سخن گفته می‌شود، منظور صرفاً چند کشور مشخص نیست، بلکه مجموعه‌ای از قدرت‌های نوظهور و کشورهای در حال توسعه را نیز در بر می‌گیرد. در این چارچوب، آیت‌الله خامنه‌ای از جمله رهبرانی بودند که توجه ویژه‌ای به این تحول جهانی داشتند و بر ضرورت گسترش روابط با کشورهای مهم این مجموعه تأکید می‌کردند. از نگاه ایشان، تقویت روابط با این کشورها می‌توانست در راستای تأمین منافع ملی و افزایش قدرت مانور ایران در عرصه بین‌المللی باشد.

با این حال، بدیهی است که یک سیاستمدار باتجربه و صاحب‌نظر، و حتی فراتر از آن یک متفکر، هرگز «نگاه به شرق» را به معنای وابستگی کامل یا قرار گرفتن بی‌قید و شرط در اردوگاه شرق تلقی نمی‌کند. این رویکرد بیش از آنکه به معنای جانبداری مطلق باشد، ناظر به یک جهت‌گیری راهبردی است. در چنین چارچوبی، حفظ توازن در روابط خارجی اهمیت اساسی پیدا می‌کند؛ زیرا تنها از طریق برقراری تعادل میان قطب‌های مختلف قدرت است که یک کشور می‌تواند بیشترین بهره را از ظرفیت‌های موجود در نظام بین‌الملل به دست آورد.

در واقع، اگر کشوری بدون توجه به سایر واقعیت‌های سیاسی و بین‌المللی صرفاً به سمت شرق متمایل شود، حتی همان کشورهای شرقی نیز ارزش و اهمیت چندانی برای او قائل نخواهند شد. ایران به دلیل برخورداری از ظرفیت‌های گسترده انسانی، توانمندی‌های اقتصادی، منابع فراوان، موقعیت ممتاز ژئوپلیتیکی و همچنین وسعت و وزن تاریخی و سیاسی خود، کشوری مهم و اثرگذار محسوب می‌شود. از این‌رو، حفظ استقلال عمل و ایجاد توازن در روابط خارجی برای چنین کشوری یک ضرورت راهبردی است.

بر همین اساس، هرچه ایران بتواند روابط خود را با بازیگران مختلف نظام بین‌الملل متوازن‌تر تنظیم کند، جایگاه و اهمیت بیشتری نزد شرکای شرقی نیز خواهد داشت. در مقابل، اگر کشوری تمام ظرفیت دیپلماتیک خود را صرفاً در یک جهت متمرکز کند و به نوعی به یکی از قطب‌ها وابسته شود، بخشی از وزن و اهمیت راهبردی خود را از دست خواهد داد. بنابراین، مسئله اصلی نه صرفاً در مدار شرق قرار گرفتن، بلکه حفظ موازنه در روابط خارجی است؛ موازنه‌ای که می‌تواند جایگاه ایران را در برابر همه بازیگران، از جمله کشورهای شرقی، تقویت کند و قدرت چانه‌زنی آن را افزایش دهد.

ایران نباید وارد بحران‌های پرهزینه شود/ تصمیم‌های حساس، کشور را از مخاطرات بزرگ دور کرد

***‌ اولویت‌های سیاست خارجی ایران در دوران رهبری آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای چه بود؟

یکی از ابعاد مهم در رویکرد آیت‌الله خامنه‌ای، توجه ویژه به دور نگه داشتن ایران از تهدیدها و بحران‌هایی بود که در مقاطع مختلف می‌توانست کشور را درگیر مخاطرات جدی کند. به نظر می‌رسد ایشان این موضوع را با دقت و تسلط قابل توجهی دنبال می‌کردند و در برخی از حساس‌ترین مقاطع، تصمیم‌هایی اتخاذ شد که از گرفتار شدن ایران در بحران‌های پرهزینه جلوگیری کرد.

از جمله نمونه‌هایی که معمولاً به آن اشاره می‌شود، ماجرای حمله طالبان به کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در مزار شریف است. آن‌گونه که نقل شده، پس از این حادثه فضای عمومی تصمیم‌گیری، به سمت اقدام نظامی علیه طالبان متمایل بود و حتی برخی نهادهای مسئول نیز از چنین رویکردی حمایت می‌کردند. با این حال، مخالفت آیت‌الله خامنه‌ای با ورود نظامی ایران به افغانستان موجب شد این مسیر دنبال نشود. با توجه به تحولات بعدی افغانستان، این تصمیم را می‌توان یکی از تصمیم‌های مهم و سرنوشت‌ساز دانست؛ زیرا ورود مستقیم ایران به افغانستان می‌توانست کشور را درگیر منازعه‌ای طولانی و پیچیده کند که پیامدهای آن غیر قابل پیش‌بینی بود.

نمونه دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد، حادثه منا و جان باختن شمار زیادی از حجاج ایرانی است. در آن مقطع، رفتار دولت عربستان در قبال قربانیان و روند انتقال اجساد اوضاعی بحرانی ایجاد کرده بود. در چنین شرایطی، آیت‌الله خامنه‌ای با حضور در یکی از مراسم نظامی و ایراد سخنانی با لحنی قاطع و هشداردهنده، موضع جمهوری اسلامی را به شکلی صریح اعلام کردند. پس از این موضع‌گیری صریح، روند انتقال اجساد قربانیان تسهیل شد و اوضاع به حالت عادی بازگشت.

نمونه‌های مشابه دیگری نیز در تحولات مهم منطقه‌ای و بین‌المللی قابل مشاهده است؛ از جمله در جریان جنگ خلیج فارس و بحران ناشی از اشغال کویت توسط عراق. در برخی از این مقاطع، دیدگاه و تصمیم آیت‌الله خامنه‌ای با نظرات رایج در فضای سیاسی آن زمان تفاوت داشت. و در عمل موجب شد تا ایران از ورود به بحران‌ها و مخاطراتی که می‌توانست هزینه‌های سنگینی بر کشور تحمیل کند، مصون بماند.

در مجموع، به نظر می‌رسد یکی از دغدغه‌های محوری ایشان در حوزه سیاست و امنیت ملی، حفظ امنیت، استقلال، حاکمیت و تمامیت ارضی ایران بوده است. این دغدغه را می‌توان در بخش‌های مختلف حیات سیاسی و مدیریتی ایشان مشاهده کرد. بر همین اساس، ایشان همواره به تقویت مؤلفه‌های قدرت ملی تأکید داشتند؛ مؤلفه‌هایی که بتوانند از کشور در برابر تهدیدهای خارجی بازدارندگی مؤثر ایجاد کنند.

در این چارچوب، توسعه توان دفاعی، ارتقای ظرفیت‌های فرماندهی و ستادی، گسترش صنایع نظامی، تقویت توانمندی‌های اطلاعاتی و امنیتی و همچنین توجه به حوزه‌های نوظهوری مانند فضای سایبری، همگی مورد اهتمام ویژه ایشان قرار داشته است. از این منظر، حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور صرفاً یک هدف سیاسی نبود، بلکه مستلزم فراهم ساختن مجموعه‌ای از زیرساخت‌های سخت و نرم جهت افزایش قدرت ملی بود. موضوعی که در طول دوران رهبری ایشان به‌طور مستمر مورد تأکید و پیگیری قرار گرفت و از مهم‌ترین ویژگی‌های این دوره به شمار می‌آید.

۲۱۹/۴۲

کد مطلب 2241542

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 12 =