روایت دانشجویان ایرانیِ سال ۴۵ از زندگی در آمریکا

بزرگترین خدمتی که آمریکا به من کرده این است که قدر زندگی در وطنم را به من شناساند. من به هیچ وجه حاضر نیستم در یک محیط مکانیکی مثل یک ماشین زندگی کنم.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در هفته نخست تیرماه ۱۳۴۵، هما احسان، خبرنگار مجله «زن روز»، در پرواز بازگشت از آمریکا با ۹۸ دانشجوی ایرانی همسفر شد که برای تعطیلات تابستانی به تهران می‌آمدند. او در هواپیما با همه آن‌ها گفت‌وگویی کتبی انجام داد تا از تجربه زیسته‌شان در آمریکا، نگاه‌شان به تحصیل، زندگی غربی و آینده‌شان در ایران بپرسد. حاصل این پرسش‌وپاسخ‌ها تصویری چندلایه از نسل جوانی بود که میان رؤیای غرب و دلبستگی به وطن سرگردان بود.

اکثریت دانشجویان از دشواری تحصیل در آمریکا گفتند: مانع زبان، فشار درسی، تنهایی و مشکلات مالی. بسیاری ناچار بودند هم‌زمان با درس، کارهای سختی چون پیشخدمتی، پخش روزنامه یا کارگری انجام دهند. آن‌ها اعتراف کردند که سال‌های نخست، دوره‌ای از «شکنجه تنهایی» و شکستن غرور بود؛ تجربه‌ای که اتکای به نفس، نظم فردی و مسئولیت‌پذیری را به آنان آموخت، اما بهایی سنگین داشت. برخی نیز از جنبه‌های سطحی‌تر زندگی غربی مانند رقص و معاشرت یاد کردند، در حالی که گروهی دیگر نگاه انتقادی‌تری داشتند و آمریکا را جامعه‌ای مادی، فردگرا و عاطفه‌گریز توصیف کردند.

در پاسخ به این پرسش که آیا پس از تحصیل به ایران بازمی‌گردند، بسیاری بر بازگشت تأکید کردند و گفتند بزرگ‌ترین خدمتی که آمریکا به آن‌ها کرده، شناساندن ارزش وطن بوده است. درباره سبک زندگی جوانان آمریکایی نیز اکثریت آن را قابل تقلید در ایران نمی‌دانستند و هشدار می‌دادند تقلید بی‌زمینه می‌تواند به بحران اجتماعی بینجامد.

با همه گلایه‌ها، ۸۰ درصد معتقد بودند اگر شرایط علمی ایجاب کند، فرزندشان را برای تحصیل به آمریکا خواهند فرستاد؛ البته پس از شکل‌گیری شخصیت در خانواده. پایان سفر صحنه‌ای احساسی داشت: با ورود هواپیما به آسمان ایران، دانشجویان «ای ایران» خواندند، شعار دادند و از شوق بازگشت به وطن سر از پا نمی‌شناختند.

متن کامل این گزارش را از این‌جا بخوانید.

۲۵۹

کد مطلب 2240901

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 7 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین