زنانی که حق مالکیت نداشتند، اما سرنوشت آمریکا را تغییر دادند

برکین می‌گوید: «این فقط یک جنگ برای استقلال و آزادی نبود. بومیان آمریکا برای نجات فرهنگ‌شان از دست کسانی می‌جنگیدند که ما آن‌ها را میهن‌پرستان می‌نامیم.»

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ در آمریکای استعماری، زنان نمی‌توانستند ملک بخرند یا بفروشند. دستمزدشان و حتی بدن‌شان نیز متعلق به شوهران‌شان بود. مشارکت در سیاست اصلاً مطرح نبود... تا وقتی که جنگ به درِ خانه‌شان رسید. کارول برکین، نویسنده‌ مادران انقلابی: زنان در مبارزه برای استقلال آمریکا می‌گوید: «وقتی برای مدت طولانی در قلمروی کسی بجنگید، همه‌ آن‌جا را سیاسی می‌کنید.»

زنانِ دوران استعمار تحریم‌ها را رهبری کردند، به سربازان پرستاری و سرپناه دادند، به‌ عنوان جاسوس و پیام‌رسان خدمت کردند و در اردوگاه‌های ارتش نقش‌های مهمی داشتند. بعضی‌ها حتی وارد میدان نبرد شدند. اقدامات شجاعانه‌ «جنس لطیف» در جریان این درگیری، درنهایت دسترسی زنان به آموزش را در زمان صلح افزایش داد و زنان آمریکایی را در مسیر طولانیِ دستیابی به حق رأی قرار داد.

تحریم‌ها

در حالی که «پسران آزادی» به خاطر مهمانی چای بوستون ستایش می‌شوند، این زنان بودند که با تحریم کالاهای بریتانیایی، مقاومت را حفظ کردند. آن‌ها به‌ صورت گسترده از قدرت اقتصادی خود استفاده کردند. برکین می‌گوید: «تحریم‌ها فقط زمانی می‌توانستند موفق شوند که زنان به کالاهای انگلیسی نه بگویند. با همین کار، زندگی خانوادگی‌شان سیاسی شد.»

در اِدِنتونِ کارولینای شمالی، ۵۱ زن توافقی را امضا کردند که براساس آن کالاهای ساخت بریتانیا را تحریم می‌کردند. این پیمان در سراسر مستعمرات چاپ شد و در روزنامه‌های لندن نیز بازتاب یافت. در سال ۱۷۷۵، فیلیپ داو، کارتونیست بریتانیایی، تصویر طنزآمیزِ «انجمن بانوان میهن‌پرست در ادنتونِ کارولینای شمالی» را منتشر کرد و زنان را به شکل‌هایی مردانه با لباس‌های باز نشان داد که در حالی که کودکی رهاشده روی زمین بازی می‌کرد، نام‌های خود را امضا می‌کردند. برکین می‌گوید: «ایده این بود که اگر زنان وارد سیاست شوند، همه‌چیز به جهنم می‌رود

برکین می‌گوید: مقاومت عمیق‌تر شد. پیش از انقلاب، پارچه از بزرگ‌ترین واردات بریتانیا به مستعمرات بود. پوشیدن پارچه‌ دست‌باف به «نشان افتخار و بیانیه‌ای سیاسیِ آشکار» تبدیل شد.  تولیدات خانگی، تحریم‌ها را تقویت می‌کرد و در عین حال اثر محاصره‌های بریتانیایی را کاهش می‌داد، هرچند کمبودها ادامه داشت و زنان را وادار می‌کرد خلاق باشند.

آن‌ها دستور تهیه‌ باروتِ خانگی را برای ساخت شوره‌ مورد نیاز در باروت با هم به اشتراک می‌گذاشتند و محصولاتی می‌کاشتند تا ارتش‌ها را تغذیه کنند. یکی از روزنامه‌نگاران Boston Evening Post نوشت: «کوشش و صرفه‌جویی زنان آمریکایی باید شخصیت‌شان را در چشم جهان والا کند و نشان دهد تا چه اندازه در تحقق نجات سیاسیِ یک قاره‌ کامل سهم دارند.»

همراهان اردوگاه

در حالی که شوهران‌شان دور از خانه می‌جنگیدند، «ارتش‌ها از میان زمین‌های‌شان عبور می‌کردند، محصولات را نابود یا مصادره می‌کردند و برای گرم شدن، مبلمان‌شان را می‌سوزاندند. زنان درمانده بودند»، برکین می‌گوید. «زنان به‌ صورت دسته‌جمعی به واله‌فورج و مونموث رفتند. واله‌فورج فوراً به شهری پر از کودکان، زنان، حیوانات خانگی و سربازان تبدیل شد.»

از زنان به‌ عنوان آشپز، خیاط، پرستار و رخت‌شور استفاده می‌شد. شاید شستن لباس در نگاه اول عمل میهن‌پرستانه‌ای به نظر نرسد، اما در اردوگاه‌های شلوغی که بیماری به‌سرعت پخش می‌شد، بسیار حیاتی بود. به زنان برای کارشان دستمزد پرداخت می‌شد، هرچند شرایط ایده‌آل نبود. هنگِ دوم نیویورک برای هر ۲۴۸ مرد، دو زن رخت‌شور در نظر می‌گرفت، در حالی که هنگ‌های مریلند نسبت انسانی‌تری را تعیین کرده بودند: یک زن رخت‌شور برای هر ۱۰ سرباز.

اردوگاه‌ها امنیت را تضمین نمی‌کردند و گاهی زنان را در معرض خطر قرار می‌دادند. برکین می‌گوید: «زنان را به میدان نبرد می‌فرستادند تا چکمه‌ها، لباس‌ها و سلاح‌های موردنیاز را از میان مردگان و زخمی‌ها جمع کنند. بعضی از آن‌ها در تیراندازی متقابل کشته شدند.» در میانه‌ نبرد یورک‌تاون، سارا اوسبرن بنجامین برای سربازانِ مستقر در سنگرها گوشت گاو، نان و قهوه می‌برد. وقتی واشنگتن از او پرسید آیا از آتش توپخانه نمی‌ترسد، پاسخ داد: «نمی‌شود که مردها بجنگند و هم‌زمان از گرسنگی هم بمیرند.»

جاسوس‌ها و سربازان

ژاکلین بیتی، نویسنده‌ در وابستگی: زنان و دولت پدرسالار در آمریکای انقلابی می‌گوید: «یک باور عمومی وجود داشت که زنان نباید سیاسی باشند، و همین به نفع آن‌ها تمام می‌شد.»

تعداد نامعلومی از زنان به‌ عنوان جاسوس خدمت کردند، ازجمله در بالاترین سطوحِ شبکه‌ بدنام جاسوسی کولپر. شمار بیشتری نیز پیام‌رسان بودند؛ ازجمله امیلی گایگر ۱۸ ساله که هنگام حمل مکاتبات فوق‌محرمانه از سوی ژنرال ناتانل گرین، توسط بریتانیایی‌ها توقیف شد. گایگر با خون‌سردی نامه را قورت داد و پیام را شفاهی رساند.

زنانی مانند دبوراه سمپسون و سَلی سنت‌کلِر با پوشش مردانه به ارتش قاره‌ای پیوستند. پس از آن‌که هویت سمپسون فاش شد، برای خدمتش با افتخار مرخص شد، اما جنسیت سنت‌کلر تا زمانی که در محاصره‌ ساوانا به‌شدت زخمی شد، پنهان ماند.

هرچند «مولی پیچِر» افسانه‌ای، بیش از آن‌که یک فرد واقعی باشد، شخصیتی ترکیبی شبیه «روزی، پرچ‌کار» در جنگ جهانی دوم است، زنان واقعی الهام‌بخش این افسانه بودند. مارگارت کوربین نخستین زنی شد که مستمری مادام‌العمر نظامی دریافت کرد؛ زمانی که شوهرش در نبرد فورت واشینگتن کشته شد، او توپ همسرش را به دست گرفت و تا زمانی که خود به‌شدت زخمی شد، با همان سلاح آتش گشود.

در نبرد مونموث، جوزف پلامب مارتین شاهد بود زنی توپ را پر می‌کرد: «در حالی که دستش را دراز کرده بود تا فشنگی بردارد... گلوله‌ی توپ دشمن درست از میان پاهایش گذشت... و تمام بخش پایین دامنش را با خود برد. او با بی‌اعتناییِ آشکار به آن نگاه کرد و گفت خوش‌شانس بوده که کمی بالاتر نرفته، چون در آن صورت شاید چیز دیگری را هم با خود می‌برد.» تاریخ‌نگاران معتقدند احتمالاً این زن مری هیز مک‌کالی بوده است.

زنان برای روبه‌رو شدن با دشمن لازم نبود خانه را ترک کنند. در سال ۱۷۸۰، ۱۵۰ وفادار به تاج و تخت خانه‌ جین بلک توماس را محاصره کردند، در حالی که همسرش، سرهنگ توماس، در آن‌جا نبود. او تفنگ‌های خانواده را پر کرد و با شمشیر در دست از خانه بیرون آمد، مهاجمان را ترساند و تجهیزات مهم نظامی‌ای را که در حیاط جلویی دفن شده بود، نجات داد. در سراسر مستعمرات، خانه‌های زنان برای اسکان سربازان استفاده می‌شد و به بیمارستان‌های صحرایی تبدیل می‌شدند؛ و این فشار را بر منابع از پیش محدود، دوچندان می‌کرد.

و همان‌طور که پل ریور به خاطر تاختِ نیمه‌شبش به یاد مانده، سیبل لودینگتونِ ۱۶ ساله ۴۰ مایل اسب‌سواری کرد — دو برابر مسیر ریور — تا از پیشروی بریتانیایی‌ها به دانبریِ کنتیکت خبر بدهد.

زنان بومی آمریکا

تجربه‌ زنان در این جنگ، بسته به طبقه و نژاد، بسیار متفاوت بود. برکین می‌گوید: «این فقط یک جنگ برای استقلال و آزادی نبود. بومیان آمریکا برای نجات فرهنگ‌شان از دست کسانی می‌جنگیدند که ما آن‌ها را میهن‌پرستان می‌نامیم.» بسیاری درست حدس زده بودند که پیروزی استعمارگران به معنای اخراج بیشتر آن‌ها از سرزمین‌های قبیله‌ای‌شان خواهد بود، و به همین دلیل جانب بریتانیا را گرفتند.

بیتی می‌گوید: «در بسیاری از جوامع بومی، زنان این اختیار را داشتند که در مذاکره با بریتانیایی‌ها نقش سیاسی مهمی ایفا کنند.»

زنانی که حق مالکیت نداشتند، اما سرنوشت آمریکا را تغییر دادند
یک تمبر کانادایی که در سال ۱۹۸۶ منتشر شد، تصویر مالی برانت (۱۷۳۶-۱۷۹۶)،
رهبر موهاک‌ها و وفاداران به سلطنت، را به تصویر می‌کشد.

مولی برَنت، که با نام کونواتسی‌تیسایِننی به دنیا آمد، مادرِ طایفه‌ موهاک بود و در سال ۱۷۵۹ همسرِ سر ویلیام جانسون شد. او از نفوذ گسترده‌اش در کنفدراسیون ایروکوا استفاده کرد تا از آرمان وفاداران به تاج و تخت حمایت کند. نَنسی وارد، با نام بومی نَنیهی، سخنوری توانا بود که میان استعمارگران و مردمش پیمان‌های صلح را مذاکره کرد.

بیتی می‌گوید: «این‌که زنان را در حال مذاکره می‌دیدند، واکنش منفی رهبران آمریکایی را برمی‌انگیخت، چون آن را برهم‌زدن نقش‌های جنسیتیِ درست می‌دانستند.» او به کشتارهای وحشیانه‌ کارزار سالیوان اشاره می‌کند؛ در جریان این عملیات، زنانِ جوامع هاودنوسونی، ازجمله ملت‌های موهاک، سنکا، اونوندگا و کایوگا، هدف خشونت جسمی و جنسی قرار گرفتند.

زنان سیاه‌پوست

برکین می‌گوید: «واژه‌هایی مثل آزادی و رهایی برای مردم مختلف، بسته به نژادشان، معناهای متفاوتی دارند.» او می‌گوید: «سیاه‌پوستانِ برده‌شده‌ آمریکا برای آزادی خود از همان کسانی می‌جنگیدند که اعلامیه‌ استقلال را نوشتند.»

پیش از جنگ، عمدتاً مردانِ برده‌شده بودند که خود را آزاد می‌کردند. بیتی می‌گوید: «زنانِ برده‌شده از آشفتگیِ ذاتیِ زمان جنگ به‌ عنوان فرصتی برای فرار، در شمار بیشتری استفاده کردند.»

دو اعلامیه‌ بریتانیایی که برای جذب مردانِ توانمند به جنگ صادر شده بودند — اعلامیه‌ی دانمور در ۱۷۷۵ و اعلامیه‌ فیلیپسبرگِ سر هنری کلینتون در ۱۷۷۹ — آزادی را به بردگانی وعده می‌دادند که از صاحبِ شورشی خود می‌گریختند. اما این اعلامیه‌ها زیرکی زنان و کودکان را، وقتی آزادی در میان بود، در نظر نمی‌گرفتند. برآورد می‌شود حدود ۱۰۰ هزار نفرِ برده‌شده در طول جنگ از بند گریختند؛ امری که به‌ویژه اقتصاد مستعمرات جنوبی را آسیب زد و در عین حال نیروی انسانی و نیروهای تازه‌نفس در اختیار بریتانیا گذاشت.

مشهورترین شاعر آن دوران، فیلِیس ویتلی، در حالی که هنوز برده بود، نخستین شاعر زن در آمریکا و نخستین شاعر آفریقایی‌تبار شد. اشعار او که به آرمان میهن‌پرستان تقدیم شده بودند، الهام‌بخش جرج واشنگتن و بنجامین فرانکلین شدند؛ هرچند ۸۹ سال دیگر طول کشید تا برده‌داری در آمریکا لغو شود.

مسیر طولانی تا برابری

بیتی می‌گوید: «زبانِ حقوق، آزادی و رهایی در سراسر دوره‌ طولانی انقلاب جاری است. این لحن آن‌قدر در زندگی این دوره مرکزیت دارد که فارغ از نژاد، جنسیت یا طبقه‌تان، آن را درونی می‌کنید و شروع می‌کنید به فکر کردن درباره این‌که چگونه بر زندگی خودتان اثر می‌گذارد.»

طعم آموزش و مشارکت سیاسی که انقلاب به زنان داد، همانند گشودن جعبه‌ پاندورا بود. برکین می‌گوید: «زنان از کسانی که به‌ طور فوق‌العاده‌ای از زندگی مدنی و سیاسی دور بودند، به آگاهی‌ای رسیدند که درک می‌کردند برای تداومِ دستاوردِ آزادی و استقلال آمریکا، فوق‌العاده مهم‌اند.» تا میانه‌های دهه‌ ۱۸۰۰، زنان برای جنبش منع مصرف الکل، الغای برده‌داری و حق رأی زنان سازمان‌دهی انجام می‌دادند، هرچند تا تصویب متمم نوزدهم در سال ۱۹۲۰، حق رأی به آن‌ها داده نشد.

منبع: history.com

۲۵۹

کد مطلب 2240317

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 8 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین