اینگونه عصبانیت و تندی، در وهله اول، طبیعی به حساب میآید؛ چون خیلیها در این روزها اینگونهاند. اما آیا این رفتار برای همه صدق میکند؟ چه فرقی بین یک فرد عادی، یک مسئول، یا یک مفسر و تحلیلگر وجود دارد؛ کسی که وظیفهاش هدایتگری است و باید در جمع، خود را کنترل کرده و نقش هدایتگر را بهخوبی ایفا کند؛ مانند شهید لاریجانی پس از شهادت رهبر.
معمولاً بسیاری از مردمِ عزادار، داغدیده و متنفر از قاتلان، در لحظه احساسات تندی دارند؛ اما همیشه جمعی از عاقلان و دانایان، نقش کنترلگر و هدایتگر خود را فراموش نمیکنند؛ بهویژه اگر آن مسئول، قائممقام فرهنگی صدا و سیما باشد که لحظهبهلحظه باید بحرانهای مختلف را رصد کند و بهعنوان فرمانده، سکاندار خوبی برای کشتی بزرگ رسانه ملی باشد.
اما افسوس و زهی خیال باطل! چون او واقعاً همین «وحید جلیلی»، قائممقام فرهنگی سازمان صدا و سیماست که در موقعیتهای مختلف، باید بحرانزایی کرده و آرامش را با تحلیل و تفسیر کارآمد به مجموعه چنددههزارنفری صدا و سیما تزریق کند؛ بهویژه یک روز پس از شهادت رهبر شهید انقلاب که همه در بهت، حیرت و بلاتکلیفی به سر میبرند.
آیا این نوع بیان و رفتار در شأن این شخصیت فرهنگی و سیاسی است؟ کدامیک از مسئولان یا حتی منصوبان و منسوبان رهبر عالیمقام، اینگونه جیغ و داد راه انداخته و روانپریشانه و مجنونوار سخن گفتهاند؟ این رفتار با کدام منطق روانشناسانه و اصول مدیریت سازگار است؟
طبیعتاً این رفتار ناگهانی نیست، بلکه ریشه در گذشته یک شخصیت دارد. اگر رسانه ملی نیز با همین الگو اداره شده باشد، چه؟
علم روانشناسی، ریشه عصبانیت لحظهای و کنترلنشده را در تجربههای گذشته، مانند تربیت در محیطی پرتنش یا پرخاشگر، تحقیر، طرد شدن یا بیعدالتیهای تکرارشونده میداند. اگر این نظریه درست باشد، آیا ضروری است چنین فردی بر سکان رسانه ملی حاکم باشد؟
5959







نظر شما